دی‌ان‌ای می‌تواند در فضا 'سالم' بماند
ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۳ : توسط : حسین

محققان سوئیسی دریافته‌اند که دی‌ان‌ای می تواند شرایط بسیار سخت فضا را تحمل کند.

پژوهشگران انستیتو آناتومی در زوریخ مقداری دی‌ان‌ای را در بدنه خارجی یک موشک قرار دادند و با شگفتی تمام متوجه شدند مواد ژنتیکی پس از بازگشت موشک به زمین سالم مانده‌اند.

این دی‌ان‌ای پس از برگشت به زمین هنوز قابلیت انتقال اطلاعات ژنتیکی به باکتری‌ها و بافت پیوندی را داشت.

دکتر کورا تیل، از تیم پژوهشگران گفت: "این آزمایش هدف اصلی تحقیق ما نبود و ما بطور ناگهانی تصمیم گرفتیم که مقداری دی‌ان‌ای هم روی بدنه موشک قرار دهیم."

"نتایج این آزمایش مشخص می‌کند که دی‌ان‌ای در واقع یک مولکول بسیار مقاوم است که می تواند پس از تحمل شرایط سخت مانند محلول بسیار غلیظ نمک و یا محیط بسیار خشک در خلا فضا سالم بماند و حتی در بازگشت به محیط پرفشار زمین قادر است اطلاعات ژنتیک را انتقال دهد."

این آزمایش با موشک تکسوس ۴۹ انجام شد. موشک آغشته به اطلاعات ژنتیک (پلاسمید و ژن‌های مقاومت به آنتی بیوتیک) در مدت سیزده دقیقه تا ارتفاع ۲۶۸ کیلومتری زمین بالا رفت و در نیمی از این مسیر در حالت بی وزنی بود.

پس از بازگشت به زمین، مواد ژنتیکی از روی بدنه موشک جمع‌آوری شد و دانشمندان متوجه شدند نیمی از این مواد فعال هستند.

کورا تیل معتقد است که این آزمایش به موضوع مهمی در ارتباط زمین با فضا و دیگر اجرام آسمانی اشاره می‌کند؛ آیا انتقال مواد ژنتیکی از زمین به اجرام آسمانی دیگر ممکن است یا نه.

دانشمندان فکر می کنند که مواد ژنتیکی زمینی (باکتری ها یا حتی سلولهای بدن فضانوردان) ممکن است به فضا و اجرام آسمانی منتقل شوند، به عبارت دیگر اجرام آسمانی را به مواد ژنتیکی زمینی "آلوده" کنند.

کورا تیل می گوید دی‌ان‌ای باقیمانده روی بدنه خارجی سفینه‌‌های فضایی قابلیت آلوده کردن اجرام آسمانی را دارند.

اما از طرف دیگر فرضیه‌هایی هم احتمال وجود دی‌ان‌ای فضایی را در زمین مطرح کرده اند، از آنجا که روزانه حدود صد تن خاک و سنگ‌های آسمانی از فضا به زمین می رسد.

این آزمایش خودبخودی شاید بتواند بالاخره پاسخی برای معمای زندگی در فضا بیابد.

پروفسور الیویه اولریش، مدیر این تیم پژوهشی گفت: "این قدمی کوچک برای پرسشی بسیار بزرگ است."

منبع: بی بی سی فارسی


 
ارتباط بیماری میگرن با مختصات ژنتیکی افراد
ساعت ٤:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : حسین

سال‌هاست تحقیقات و فرضیه‌های مختلفی در مورد چگونگی ابتلاء برخی از افراد به بیماری میگرن مطرح می‌شود، ولی در پس تمام این پیچیدگی‌ها برای مرضی که علاج آن دشوار است ممکن است حقیقتی ساده نهفته باشد و آن ژن‌ها هستند.

تحقیقات یک گروه از دانشمندان که نتایج آن در شماره اخیر مجله علمی «طبیعت ژنتیک» منتشر شده است حاکی از آن است که شاید برای اولین بار عامل ژنتیک مرتبط با ابتلا انسان به بیماری میگرن کشف شده باشد.

دکتر آرنو پالوتیه، مدیر موسسه بین‌المللی سردردهای ژنتیک، در بیانیه‌ای در این زمینه گفت: «این اولین باری است که ما توانسته‌ایم در مورد ژنوم‌های چندین هزار نفر از مردم تحقیق کرده و ریشه‌ها و اشکال مشابه بروز بیماری میگرن را پیدا کنیم.»

شبکه خبری سی‌بی‌اس در گزارش خود از این کشف مهم می‌نویسد که طبق آمارهای موجود معمولا یک نفر از هر شش زن و یک نفر از هر ۱۲ مرد از بیماری میگرن شکایت کرده و به نوعی از این سردردهای مزمن مبتلا هستند. در عین حال ابتلا به میگرن یکی از پرهزینه‌ترین بیماری‌های مربوط به مغز و اعصاب در آمریکا و کشورهای اروپایی به شمار می‌رود.

در این تحقیقات جدید، پژوهشگران ژنوم بیش از سه هزار نفر را در کشورهای فنلاند، آلمان و هلند با ژنوم یک جمعیت ده هزار نفری که به میگرن مبتلا نیستند مقایسه کرده‌اند.

تجزیه و تحلیل و آزمایش‌های این پژوهشگران بر روی ارتباط یک ژن خاص با پروتئین متمرکز بوده است، ژنی که وظیفه آن پاک کردن نمک اسیدی از محل تقاطع اعصاب در مغز است.

به گفته این دانشمندان و پژوهشگران، این ژن با عنوان EAAT2 در بیماری‌های مغز و اعصاب دیگر مثل غش و تشنج، اسکیزوفرنی و انواع و اقسام بیماری‌ها و حالات روحی مثل هیجان و اضطراب نیز موثر است.

شبکه خبری سی‌بی‌اس تاکید می‌کند که پژوهشگران مسئول این تحقیقات جدید فعلا از اعلام نظر قطعی در این باره خودداری می‌کنند.

کریستین کوبیش، یکی از مسئولان این تحقیقات از دانشگاه اولم در آلمان، می‌گوید: «هر چند ما می‌دانیم که ژن EAAT2 در کارکرد سلسله اعصاب انسان و ابتلا به بیماری میگرن نقش مهمی دارد، تاکنون هیچ ارتباط ژنتیکی مشخص نشده که ثابت کند انباشت نمک اسیدی در مغز انسان در بروز بیماری میگرن موثر است.»

به گفته کریستین کوبیش، این تحقیقات جدید راه را برای مطالعات بیشتر و تحقیق عمیق‌تر در زیست‌شناسی این بیماری گشوده و شاید در آینده بتوان توضیح داد که ارتباط بین این ژن مشخص و پروتئین در بخش‌هایی از مغز انسان چه اثراتی بر جای می‌گذارد.

منبع: رادیو فردا


 
ژن های مرتبط با آلزایمر کشف شدند!
ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین
دو ژن که به طور بالقوه در ایجاد بیماری آلزایمر نقش دارند توسط محققان بریتانیایی کشف شده اند.
 
کشف دو ژن اولین سرنخی است که در طی شانزده سال اخیر در حوزه تحقیقات در باره آلزایمر به دست آمده و باعث شده است محققان نظریه های خود را در باره چگونگی به وجود آمدن این بیماری در انسان بازنگری کنند.

این ژن ها در جریان مطالعه شانزده هزار نمونه از دی ان ای رد یابی شده است و سابق بر این محققان آنها را در ایجاد تورم در داخل بدن انسان و همچنین تجزیه کلسترول موثر می دانسته اند.

این امید وجود دارد که مطالعه ای که نتیجه آن در نشریه علمی "نیچر ژنتیک" منتشر شده است راه را برای درمان های جدید هموار کند.

تنها ژنی که با شکل متدوال تر بیماری آلزایمر مرتبط دانسته شده، ژن APOE4 است که محور اغلب تحقیقاتی بوده که تا کنون انجام گرفته است.

اطلاعات به دست آمده از تازه ترین تحقیق، که کار گروهی دانشگاه های بریتانیا بوده است، در اختیار محققان فرانسوی که سومین ژن، ژن CR1، را شناسایی کرده اند، گذاشته شده است.

دو ژنی که توسط گروه بریتانیایی کشف شده اند نقش حفاظتی در مغز ایفا می کنند.

تغییر در این ژن ها ممکن است تاثیر حفاظتی آنها را ضایع کند یا آنها را از نقش "محافظ به مهاجم" تبدیل کند.

پرفسور کوین مورگان، یکی از اعضای این گروه تحقیقی از دانشگاه ناتینگهام، می گوید فعل و انفعالاتی که به خاطر این کشف جدید مشخص شده، فعل و انفعالاتی است که در تجزیه کلسترول و همچنین بخشی از دستگاه ایمنی، که در ایجاد تورم در داخل بدن انسان دست دارد، نقش دارد.

او گفت: "فعل و انفعالاتی که جدیدا کشف شده اند، راه های تازه ای را برای درمان دارویی آلزایمر باز می کند."

آقای مورگان گفت: "اکنون سوال این است که آیا با کاهش کلسترول بد در خون و همچنین کاهش تورم این امکان وجود دارد که خطر ابتلا به آلزایمر کمتر شود یا نه."

جولی ویلیامز، که هدایت تحقیقات جدید را برعهده داشته است گفت: "ما به نظریه های خاصی در باره بیماری آلزایمر توجه داشته ایم اما اطلاعات ما نشان می دهد که اتفاقات مختلفی در بدن انسان موجب این بیماری می شود."

او گفت: "ما واقعا نمی دانیم چه چیزی باعث این بیماری می شود. در چند سال آینده ما ممکن است درک خوبی از این بیماری داشته باشیم."

شمار بیماران مبتلا به بیماری آلزایمر در سراسر جهان رو به افزایش بوده است و فقط در بریتانیا 700 هزار نفر به این بیماری، که علاوه بر اخلال در حافظه فرد باعث معلولیت های جسمی و ذهنی زیادی نیز می شود، مبتلا هستند.انتظار می رود تا سال 2050 تعداد مبتلایان به یک میلیون و هفتصد هزار نفر افزایش یابد.

منبع: BBC


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هیچکس چون دیگری نیست
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

شاید بارها وبه بهانه های گوناگون این جمله را شنیده باشید که «هیچکس چون دیگری نیست و هیچ دو نفر را نمی توان یافت که به طور کامل و از هر نظر، شبیه به یکدیگر باشند» . اما به راستی چه رازی در پشت این پدیده نهفته است که حتی دوقلوهایی که با برخورداری از ژن های یکسان و در یک خانه در کنار هم بزرگ می شوند نیز، از این تفاوت در امان نمی مانند و در نهایت، شخصیت های متفاوتی را به نمایش می گذارند؟ یک متخصص ژنتیک رفتار با انتشار کتاب جدید خود با عنوان «هیچ دو نفری یکسان نیستند: طبیعت و فردیت انسان» ، تلاش کرده است تا این پرسش را پاسخی علمی و مناسب گوید.

طبیعت یا تربیت؟

«جودی ریچ هریس» که ۸ سال پیش با انتشار کتاب دیگری، برخی نظریه های روانشناختی را در زمینه شکل گیری سرشت رفتاری کودکان تحت تأثیر رفتار و الگوهای والدینی، مورد حمله قرار داده و خشم بسیاری از منتقدان خود را در محافل دانشگاهی برانگیخته بود، اکنون با منتشر کردن «هیچ دو نفری یکسان نیستند» توسط انتشارات «دبلیو. دبلیو. نورتون» و نیز تلفیق نظر خود با برخی نظریه های شخصیت، درصدد پاسخ دادن به منتقدان خویش برآمده است.
به گفته این متخصص ژنتیک رفتار، برای جداسازی و تفکیک عوامل ژنتیکی از عوامل محیطی در عرصه رفتارشناسی، دو دسته تحقیقات لازم است. نخست باید به بررسی و مطالعه دقیق انسان های برخوردار از ژن های یکسان، در محیط های متفاوت پرداخت و به این منظور، دوقلوهای تک تخمی و یکسانی که در دو محیط گوناگون زندگی می کنند، بهترین نمونه تحقیقاتی به شمار می آیند. همچنین بررسی افرادی که ژن های متفاوت دارند، اما در محیط های مشابه و یکسانی زندگی می کنند نیز می تواند در این زمینه بسیار مهم و مفید باشد. هریس با بهره گیری از این روش، نظریه های مرسوم و متداول در زمینه شکل گیری شخصیت انسان را به چالش کشیده است. این قبیل بررسی ها منجر به گردآوری دیتا و اطلاعات ارزشمندی می شود که بشر را در راه یافتن پاسخی مناسب تر، علمی تر و قانع کننده تر برای یکی از پرسش های دیرینه مجامع علمی تجهیز و یاری می کند. این پرسش، همان جمله معروف «طبیعت یا تربیت؟» است که می کوشد تا مرزبندی دقیق تری را میان دامنه اثربخشی و تأثیرگذاری «ماهیت و طبیعت» انسان از یک سو و «تربیت و آموزش» وی از سوی دیگر، بر روی ابعاد مختلف رفتار و شخصیت وی تصویر سازد.


پیشینه تکاملی

اما به راستی اگر والدین رفتار و شخصیت فرزند خویش را شکل نمی دهند، چه عاملی این کار را می کند؟
هریس در کتاب خود، به بررسی ها و مطالعاتی استناد می کند که در زمینه تأثیر والدین در خانه در برابر تأثیر محیط بزرگ تر در جامعه صورت گرفته است. برای مثال، کودکانی که با والدین هنگ کنگی و لهجه دار خود در کانادا زندگی می کنند و بزرگ می شوند، برخلاف والدین خویش دارای لهجه نیستند. در واقع، اگرچه والدین آنها لهجه خاصی دارند، همسایگان و افراد دیگر در جامعه (به تعداد بسیار بیشتر از افراد خانواده) فاقد چنین لهجه ای هستند و به این ترتیب، کودکان لهجه خود را از دست می دهند. در این مثال، نیروی جامعه روستا یا شهر، بر نیروی محیط کوچک خانواده چیره می شود.


سیستم های مغزی

هریس بر پایه منطق تکاملی، در کتاب اخیر خود نظریه ویژه ای را درباره شخصیت بنیان می نهد که بر پایه سه سیستم موجود در مغز ما استوار شده است. وی نخستین سیستم از این نوع را «اجتماعی شدن» می نامد و تأکید می کند که این سیستم، فراگیری زبان، عرف ها و سنت ها و نیز مهارت ها را به همراه دارد. برای مثال، مادر و مادربزرگ هر دو لباس می پوشند، تو نیز یک دختری، پس تو همچون آنها نیازمند لباس مناسب هستی. دومین سیستم مغزی به گفته هریس، سیستم «برقراری ارتباط» است که در تمایز نهادن میان افراد پیرامون وارد عمل می شود و ما با استفاده از آن می توانیم با یکدیگر به طور مناسب و مؤثری ارتباط برقرار کنیم.
سیستم «اجتماعی شدن» به شما نشان می دهد که چطور گروه هایتان را شکل بدهید؛ سیستم «برقراری ارتباط» نشان می دهد که چگونه با یکدیگر کنار آیید و در نهایت، سیستم «شأن و منزلت» نشان می دهد که چطور در این میان به رقابت برخیزید.


انعطاف پذیری رفتاری

این همان پارادوکسی است که پشت عنوان تیتر کتاب هریس، یعنی «طبیعت و فردیت انسان» نهفته است. طبیعت انسان عامل و ریشه ای برای فردیت وی است و سیستم های روانی و مغزی که ما در برخورداری از آنها سهیم هستیم، ابزار و عواملی برای تمایز بخشیدن به ما از سایرین به شمار می روند.
اما نیروهای تکاملی که به ما شخصیت هایی متمایز و منحصر به فرد می بخشند، در اینجا خاتمه نمی یابند. ژن های ما تعیین کننده قطعی و صرف تمام ویژگی های ما نیستند و طبیعت انسان در فردیت او پایان نمی پذیرد، بلکه همچنان که هریس تأکید می کند، مسیر تکاملی بشر میزان خاصی از «انعطاف پذیری» رفتاری را نیز به وی بخشیده است؛ به طوری که می تواند از تجربیات خویش در طول زندگی بهره بیشتری گیرد. به طوری کلی، انسان ها در مسیر تکاملی خود دارای توانایی های «مناسب و چندبعدی» ویژه ای برای تجزیه و تحلیل ذهن و فکر دیگران و تطبیق رفتار خویش و نیز اصلاح الگوهای رفتاری در شرایط مختلف شده اند. این مکانیسم برای تکامل الگوهای رفتار اجتماعی بشر در بلند مدت بسیار مفید و مؤثر بوده است.

منابع:

نیویورک تایمز، مارس ۲۰۰۶
فرهاد رضائی
روزنامه همشهری


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پیوستگی ژنتیکی
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین


مقصود ما از پیوستگی ژنتیکی این است که نه تنها تمام زندگی از زندگی زاییده می شود («قانون زیست زایی») بلکه خاص تر از این که هر موجود زنده ای از یک یا دو والد هم گونه خویش پدید می آید. از این رو خصوصیات خود را در یک دودمان بی وقفه از نیاکان خویش، تا شروع گونه مربوطه در زمین و نظریه تکامل، از شروع تمام اشکل حیات در زمین ارث برده است.
نظر مربوط به پدیدآمدن ابنای موجودات زنده از والدینی از نوع خود، نظری به قدمت خود بشر است، اما طی سده های بسیار این اعتقاد که آنها تنها از هیمن راه به وجود می آیند تردید وجود داشت. در سفر پیدایش، به وقت نقل داستان خلقت چنین آمده است که هر موجودی «از همان نوع خودش پدید می آید». ارسطو در نوشته های خویش که قدمت آنها به چهارمین سده پیش از میلاد مسیح می رسد، نظر ویژه تری دارد. در اثر خویش موسوم به تولید جانوران می نویسد:
«در جریان عادی طبیعت، زاده هایی که یک نر و ماده از همان نوع تولید می کنند موجود نر یا ماده از همان نوع است ـ برای مثال زاده سگ نر یا سگ ماده سگی نر یا ماده است».

لطفا برای مطالعه ی این مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تالاسمی چیست؟
ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ : توسط : حسین

از بیماری های ژنتیکی است که در اثر آن در خون  مریض تعداد زیادی از  گلبولهای قرمز  شکل اصلی خود را از دست می‌‌دهند و قادر به حمل  اکسیژن نیستند.
هموگلوبین جزء انتقال دهنده اکسیژن در سلولهای قرمز خونی می‌‌باشد. هموگلوبین شامل دو پروتئین مختلف به نام آلفا و بتا می‌‌باشد.

اگر بدن توانایی تولید کافی از هر نوع پروتئین را نداشته باشد، سلولهای خونی بطور کامل شکل نگرفته توانایی انتقال اکسیژن کافی را ندارند و نتیجه یک نوع کم خونی است که در طفولیت آغاز شده و تا پایان عمر به طول می‌‌انجامد.

هر چند تالاسمی‌یک اختلال منفرد نیست اما یک گروه اختلالات از طرق مشابه بدن انسان را درگیر می‌‌نمایند، درک تفاوت بین گونه‌های مختلف تالاسمی‌مهم است.

***لطفا ادامه ی مقاله را ادامه ی مطلب بخوانید***


ادامه مطلب را مطالعه کنید