معمای هولمز
ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : حسین

دنباله‌دارها همواره غافلگیرکننده‌اند. ناگهان فوران می‌کنند یا خلاف پیش‌بینی‌ها کم‌فروغ می‌مانند. این بار دنباله‌داری بسیار کم‌نور در اوایل آبان 1386 دچار فوران ناگهانی‌ای می‌شود که آن را فقط طی یک شبانه‌روز حدود یک میلیون بار درخشان‌تر می‌کند، در حدّی که از آن شب تا هفته‌ها بعد با چشم غیر‌مسلح از شهرهای بزرگ دنیا نیز دیده می‌شده است.

بابک امین‌تفرشی‌
شب یکم آبان ۱۳۸۶، کوهستانی در جزایر قناری، اقیانوس اطلس. رصدگر اسپانیایی، خوآن آنتونیو سانتانا در تصویر سی‌سی‌دی از دنباله‌دار کم‌فروغ هولمز ۷۱p پدیدهِ عجیبی را می‌بیند. دنباله‌دار که تا ساعاتی قبل از قدر ۱۷ و دور از تیررَسِ بیشتر تلسکوپ‌های آماتوری بود، اکنون به قدر ۱۰ رسیده است. او به سرعت گزارش خود را به رصدگران دیگر و گروه اینترنتی رصدگران دنباله‌دار۱ می‌فرستد. ساعاتی بعد رصدگری از ژاپن آن را از قدر ۷ گزارش می‌کند و کمتر از ۲۴ ساعت بعد در شامگاهِ دوم آبان رصدگرانی از اروپا و ایران آن را ناباورانه از قدر ۵/۲ می‌بینند۲؛ یعنی حدود ۱۵ قدر یا یک میلیون بار درخشان‌تر از یک شب قبل. خبر این فوران عظیم به سرعت در اینترنت پخش می‌شود و منجمان آماتور و اخترشناسان حرفه‌ای با گرایش رصد و تحلیل دنباله‌دارها در کشورهای مختلف منتظر شب می‌مانند تا در آسمان صاف هولمز را جستجو کنند. دنباله‌دار که تا شبِ قبل فقط با تلسکوپ‌های بزرگ‌تر از یک متر دیده می‌شد حالا حتی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان با چشم غیر‌مسلح همچون ستاره‌ای از قدر دوم پیدا بود؛ ستاره‌ای نو در کنار آلفا-‌‌برساوش یا مِرفَق که شکل لاندا‌‌مانندِ صورت فلکی برساوش را با حضور خود به هم ریخته بود. هولمز به همراه برساوش از ابتدای شب تا سپیده‌دَم در آسمان شمالی دیده می‌شد و هزاران هزار رصدگر با چشم یا ابزارهای پیچیده، حتی از برخی از عرض‌های نیمکرهِ جنوبی، به تماشای تحول آن نشستند. این فوران سریع یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های تاریخ نجوم، دست‌کم در یک قرنِ گذشته، بوده است.


نمایش هولمز در آسمان‌
روشنایی هولمز پس از فوران، درست مانند سال ۱۸۹۲، در حدود سه هفتهِ اول تقریباً ثابت ماند و از قدر کمتر از ۳ به خوبی دیده می‌شد. یک هفته پس از فوران، گیسوی پُر‌نور به قدری گسترش یافته بود که با چشم برهنه ستاره‌ای مِه‌آلود و مانند اجرام غیر‌ستاره‌ای دیده می‌شد. با گسترش گیسو از روشنایی سطحی (قدر در واحد سطح) دنباله‌دار کاسته شد و رصد جزییات کم‌نورتر گیسوی آن در شهرهای بزرگ کمی دشوار شد اما این قرص بزرگ نمایی باوَرنکردنی در تلسکوپ‌ها و جالب‌توجه با دوربین‌های دوچشمی و حتی با چشم بود.

وضعیت رصدی دنباله‌دار در شب‌های آینده نیز مناسب است. نمودار پیش‌بینی قدر دنباله‌دار (صفحه بعد) نشان می‌دهد که احتمالاً تا اواخر دی ۱۳۸۶ در حدّ چشمِ برهنه -‌به دور از نور شهر و مهتاب- می‌ماند و اندازهِ ظاهری آن تا حدود چهار تا پنج برابر قرص ماه بزرگ می‌شود! حرکت هولمز در زمینهِ ستاره‌ها بسیار آرام است. زیرا دنباله‌دار در فاصلهِ زیادی از ماست. به همین سبب تا چند ماه بعد کماکان در برساوش است. هولمز در شب‌های آخر آبان به آلفا- برساوش (مرفق) و گروه ستاره‌ای (خوشهِ کم‌تراکم) آن نزدیک ‌شد به طوری که در شب ۲۸ آبان به فاصلهِ کمتر از یک‌سوم درجه از این ستاره ‌رسید و منظرهِ زیبایی را برای رصدگران و عکاسان آسمان خَلق ‌کرد. در مدت ملاقات با مرفق، روشنایی این ستاره بارز سبب رنگ باختن هولمز شد و چند شبی آن را از دید چشم غیر مسلح خارج کرد. پس از آن مسیر خود را به سوی دیگر برساوش تا ستارهِ معروف را‡س‌الغول (بتا-‌برساوش) پیش گرفت به طوری که در اواخر دی و اوایل بهمن به نزدیکی این ستارهِ متغیر می‌رسد.

در زمان انتشار این شماره نجوم در اواخر آذر ۱۳۸۶ هولمز کماکان بارزترین جرم غیرستاره‌ای آسمان شمالی پس از خوشه پروین است. به دور از نور شهر با چشم برهنه دیگر ابر بسیار کوچک و دایره مانندی نیست بلکه توده‌ای کشیده است. دنباله‌دار در جهت مخالف خورشید به سبب پخش شدن تدریجی گیسو کشیده شده و شکلی تخم مرغ مانند پیدا کرده است که در رصد با دوربین‌های دوچشمی یا تلسکوپ‌هایی با میدان دید باز بسیار دیدنی است. عکاسان نجومی کماکان با نوردهی‌های کوتاه نیز (کمتر از یک دقیقه) می‌توانند توده هولمز را به خوبی ثبت کنند؛ اگرچه نوردهی‌های طولانی‌تر جزییات بیشتری را پدیدار می‌کند.
احتمالاً با ابزارهای رصدی آماتوری دنباله‌دار را تا نیمه دوم زمستان نیز می‌توان دنبال کرد. باید دید که آیا مانند سال ۱۸۹۲ میلادی فوران ثانویه‌ای نیز دنباله‌دار را دوباره درخشان خواهد کرد یا خیر.


فرضیه‌های درخشش ناگهانی‌
اما علت درخشش ناگهانی هولمز چه بوده است؟ آیا تلسکوپ‌های بزرگ جزییات بیشتری از آن را آشکار کرده‌اند؟ این‌گونه فوران‌ها در دنباله‌دارها چندان غیر‌عادی نیست اما معمولاً در بازه‌ای طولانی‌تر و در مقیاس کوچک‌تری رخ می‌دهند. برخورد یک خُرده‌سیاره با هستهِ دنباله‌دار می‌تواند سبب فوران شود. عبور دنباله‌دار از میان تودهِ غَنی از شهابواره‌های به جا‌مانده از دنباله‌داری دیگر نیز ممکن است عامل محرکی باشد. برخورد یکCME خورشیدی یا فوران ماده از تاج در دنباله‌دارهای نزدیک به خورشید نیز عامل محرک دیگری است. تکه‌تکه شدن هستهِ دنباله‌دار، مانند دنباله‌دار شواسمان-‌واخمان۳‌ در بهار ۱۳۸۵، علت دیگر فوران ناگهانی برخی دنباله‌دارهاست. در همهِ این پدیده‌ها آنچه رخ می‌دهد تغییراتی در هستهِ دنباله‌دار است؛ کوه یخی به قطر چند کیلومتر که با گیسویی از ذرات گاز و غبار به قطر چند هزار تا چند ده هزار کیلومتر در اطراف خود پوشیده شده است. وقتی بر اثر یکی از پدیده‌های گفته‌شده سطح تازه‌ای از یخِ هستهِ دنباله‌دار در مَعرض تابش شدید خورشید قرار می‌گیرد فوران‌های جِت‌مانندی از گاز و غبار از یخِ سپید تازه به فضا پرتاب می‌شود، و از سوی بخشی از گازِ حَبس‌شده در ساختار متخَلخِلِ این کوه یخ به فضا منتشر می‌شود. در نتیجه گیسو غنی از این گازِ تازه و غبار بازتاب‌کننده می‌شود و بسیار پُر‌نورتر از قبل می‌درخشد. با گذشت زمان این ذرات در فضا پخش می‌‌شوند و گیسو بزرگ و کم‌نور می‌شود. همزمان ذرات بادِ خورشیدی و فشارِ تابش خورشید ذرات گیسو را به عقب پس می‌زند و دُم دنباله‌دار را ایجاد می‌کند.

در مورد هولمز گیسو بسیار بازتاب‌کننده بود زیرا به جای گازْ بیشتر از ذرات غبار تشکیل شده بود و همین موضوعْ پَراکَنِش و کم‌سو شدنِ گیسو بر اثر نیروی پخش‌کنندهِ باد خورشیدی را به تعویق انداخت زیرا این ذرات بسیار سخت‌تر از ملکول‌های سبُک گاز از فشار باد و تابش خورشیدی تأثیر می‌گیرند. از چند شب پس از فوران گیسوی کم‌نورتری مثل هاله‌ای سبز و شَبَح‌گون در اطراف گیسوی غباری سفید‌-‌زردِ دنباله‌دار ثبت شد که حتی با تلسکوپ در شبی تاریک به طور مستقیم نیز دیده می‌شد. رنگ این هاله مانند گیسوی سبز بیشتر دنباله‌دارها حاصل تابش ملکول‌های کربن ترکیبات کربُنی مانند ۲C و گاز سیانوژن(CN) است که در یخِ هستهِ دنباله‌دارها، به ویژه در پوشش سطحی، یافت می‌شود.

اما هولمز دُم باشکوهی از خود به نمایش نگذاشت و در رصد با چشم برهنه ستاره‌ای مه‌آلود و بی‌دُم ماند. ذرات غبار گیسو از یک سو، فاصلهِ زیاد دنباله‌دار از خورشید از سوی دیگر و از همه مهمتر زاویهِ کشیدگی دنباله‌دار عوامل اصلی بودند. در این ایام زمین تقریباً (با اختلاف حدود ۱۵ درجه) در بین دنباله‌دار و خورشید قرار دارد در نتیجه دُمِ دنباله‌دار در پشت آن از دید ما مخفی می‌شود و فقط تصویر کوتاه و کم‌نوری از دُم را می‌بینیم که در نوردهی‌های طولانی‌مدت عکاسی نجومی با تلسکوپ

منبع :مجله ی نجوم