تلسکوپ هابل منشاء “جریان ماژلانی” را کشف کرد!
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٢ : توسط : حسین

ستاره شناسان با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل ناسا رمز و راز ۴۰ ساله ی منشاء جریان ماژلانی را بر ملا کردند. ابرهای ماژلانی دو کهکشان کوتوله هستند که بصورت یک نوار طولانی در امتداد کهکشان راه شیری کشیده شده اند.

به گزارش بیگ بنگ، از زمان کشف این جریان توسط تلسکوپ های رادیویی در اوایل دهه ۱۹۷۰، ستاره شناسان با تعجب به دنبال سرچشمه آن بودند. مشاهدات جدید تلسکوپ فضایی هابل نشان می دهد بیشتر این گاز حدود ۲ میلیارد سال پیش از ابر ماژلانی کوچک جدا شده ، و سپس ابر ماژلانی بزرگ منطقه دوم از سرچشمه این جریان پدیدار گشته است.


این تصاویر نمای گسترده و نزدیک نوار بلند گازی که از آن به عنوان جریان ماژلانی یاد می شود را نشان میدهد، این جریان تا نیمه در امتداد کهکشان راه شیری کشیده شده است. تصویر پایین اشاره به، محل ابر ماژلانی بزرگ (LMC) و ابر ماژلانی کوچک (SMC) دارد.

داده ها از طیف نگار کیهانیِ هابل برای کشف فراوانی عناصر سنگین در امتداد خط اختروش هایی که نورشان در میان این جریان عبور کرده اند استفاده شده است. طیف‌نگار مقدار عناصر سنگینی مانند اکسیژن٬ گوگرد را در شش ناحیه‌ی گوناگون جریان ماژلانی اندازه‌گیری کرده است. ستاره شناسان مقدار کمی اکسیژن و گوگرد را در بیشتر نواحی این جریان مرموز آشکار کردند. نتایج نشان می دهند که سرچشمه بیشتر مواد این جریان از ابر ماژلانی کوچک است. جریان ماژلانی به احتمال زیاد نتیجه تعاملات جزر و مدی گرانشی بین دو کهکشان کوتوله در حدود ۲ میلیارد سال پیش میباشد که ابر ماژلانی کوچک به دلیل جرم کمترش، مواد بیشتری از دست داده است.

منبع: وبسایت علمی بیگ بنگ


 
در فضا نمی توان گریه کرد!
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٢ : توسط : حسین

در شرایط بی‌وزنی در فضا اشک مانند یک توپ بزرگ در اطراف کره چشم حلقه زده و به پایین سرازیر نمی شود.

«کریس هدفیلد» فرمانده فعلی ایستگاه فضایی بین المللی (ISS)‌ دست به اقدامات مختلفی از جمله آشپزی، شستن دست، گرفتن ناخن و مسواک زدن در شرایط بی وزنی در فضا کرده است، اما «گریه کردن» در گرانش صفر تنها کاری است که این فضانورد کانادایی قادر به انجام آن نیست.

در جدیدترین فیلم ویدئویی ارسالی از ایستگاه فضایی، «هدفیلد» با ریختن آب بداخل چشم خود نشان داد که مایع بصورت یک ستون روی صورت باقی مانده و قطرات اشک در فضا هیچگاه سرازیر نمی شوند.

«هدفیلد» تأکید می‌کند: اگر به گریه کردن ادامه بدهید، این ستون مایع بزرگ و بزرگ تر شده و به یک توپ آبی تبدیل خواهد شد که بینی و در نهایت تمام صورت شما را در بر می‌گیرد و باید از یک حوله برای خشک کردن اشک چشم از روی صورت و گردن استفاده کنید!

فضانورد کانادایی در مجموعه فیلم های ویدئویی ارسالی از فضا نشان می دهد، ساده‌ترین کارهایی که انسان در زمین انجام می‌دهد، در شرایط بی‌وزنی فضا بسیار سخت‌ و در برخی موارد غیر قابل انجام است.

برای مشاهده عکس ویدئویی از این اتفاق جالب اینجا کلیک کنید.

منبع مطلب: شبکه فیزیک هوپا

منبع عکس ویدئویی: Under the Gun Review


 
مشاهده رنگ واقعی کهکشان راه شیری!
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ : توسط : حسین

تیمی از ستاره‌شناسان دانشگاه پیتسبورگ در جست‌وجوی رنگ حقیقی کهکشان راه‌شیری اخیرا دریافته‌اند که رنگ آن به قدری سفید است که در چشم انسان مانند برف به نظر می‌رسد.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رنگ یک کهکشان یکی از ویژگی‌های مهم آن محسوب می‌شود؛ چرا که با آن می‌توان سن کهکشان را حدس زد.

کهکشان‌ها معمولا به دو گروه عمده قرمز و آبی تقسیم می‌شوند. کهکشانهای قرمز از سن بیشتری برخوردار هستند؛ چرا که تعداد ستارگان جوان در آنها بسیار کم است و این در حالیست که کهکشان‌های آبی به دلیل وجود مقادیر زیادی از ستارگان جوان از سن کمتری برخوردارند.

سنجشهای جدید، کهکشان راه شیری را در نزدیکی مرز میان این دو گروه قرار داده است.

این نتایج بسیار قابل توجه است؛ چرا که پیش از این مشاهده رنگ کهکشان راه شیری به دلیل قرار گرفتن زمین در میان آن بسیار مشکل بود. به همین دلیل، ابرهای گاز و غبار، تمام مناطق به جز نواحی نزدیک را در خود گرفته و از نمایش یک تصویر بزرگ و کامل خودداری می‌کرد.

برای حل این مشکل، دانشمندان با استفاده از تصاویر بدست آمده از کهکشانهای دورتر دیگر که مشاهده آنها واضح‌تر است، استفاده کردند.

این کهکشانها توسط تلسکوپ اسلوان مشاهده شده که به اندازه‌گیری ویژگی‌های دقیق حدود یک میلیون کهکشان پرداخته و تصاویر رنگی از تقریبا یک چهارم آسمان را ثبت کرده است.

بدون این داده‌ها برای مقایسه، تعیین رنگ دقیق کهکشان ممکن نبود. این سنجش رنگ جدید به دانشمندان در درک بهتر توسعه کهکشان راه شیری و چگونگی ارتباط آن با دیگر اجسام مشاهده شده توسط ستاره‌شناسان کمک خواهد کرد.

این محققان به شناسایی کهکشانهایی با ویژگی‌های مشابه راه شیری مانند تعداد ستارگان آنها و سرعت تولید ستارگان جدید در آنها پرداختند که هر دو در رنگ و درخشش کهکشان تاثیرگذارند. طبق این مشاهدات آنها دریافتند که احتمالا راه شیری در جایی میان دو گروه رنگ کهکشانی قرار می‌گیرد.

این در حالیست که گفته دانشمندان، از آنجایی که این کهکشان هنوز در حال تولید ستاره بوده، احتمالا در میلیاردها سال آینده به سوی گروه قرمز حرکت کند.

نور کهکشان راه شیری بسیار نزدیک به نور یک لامپ با حرارت چهار هزار و 700 تا پنج هزار کلوین است که در چشم انسان به رنگ سفید دیده می‌شود.

منبع: ایسنا و هوپا


 
دنباله دار النین نابود شد!!!
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠ : توسط : حسین

ناسا اعلام کرد دنباله داری که یکی از خطرهای اصلی برای نابود کردن زمین به شمار می‌رفت، برای همیشه از بین رفت و بقایای آن نیز تا 12 هزار سال دیگر قابل مشاهده نخواهند بود

این ستاره دنباله‌دار که طی ماه‌های اخیر خود را به بخش‌های داخلی سامانه خورشیدی رسانده بود، در 16 اکتبر به نزدیک‌ترین فاصله خود از زمین رسید در حالی که چیزی به جز خرده‌های متلاشی شده نبود. به نظر می‌آید سرنوشت النین در ماه سپتامبر و در زمانی که در نزدیک‌ترین فاصله‌اش از خورشید قرار داشت، برای همیشه مشخص شده بود.

به گفته "دان یئومانز" از لابراتوار JPL ناسا این دنباله دار به همان سرنوشتی دچار شد که دنباله‌دارهای جدید در هنگام عبور از نزدیکی خورشید به آن دچار می‌شوند. دنباله دار النین متلاشی شد. بقایای این دنباله دار نیز رفتاری مانند بقایای بقیه دنباله دارهای از هم متلاشی شده خواهند داشت.

به گزارش خبرگزاری مهر، یئومانز، النین را ستاره دنباله داری می‌داند که دیگر وجود ندارد و باید به دست فراموشی سپرده شود. JPL نیز بر روی صفحه توئیتر خود خبر مرگ دنباله دار النین را به صورت رسمی اعلام کرده است.

در تاریخ 10 سپتامبر 2011، دنباله دار النین به فاصله 75 میلیون کیلومتری از خورشید رسیده و در قطعات کوچکی متلاشی شد. در ماه اکتبر زمانی که این دنباله دار به فاصله 35.4 میلیون کیلومتری از زمین رسید، تنها توده‌ای از غبار بود که با استفاده از تلسکوپ‌ها قابل رصد بود.

دو تصویر از دنباله دار النین، در تصویر سمت راست به خوبی واضح است که چیزی از این دنباله دار باقی نمانده است

دنباله دار النین برای مدتی به یکی از اصلی‌ترین موضوعات اینترنتی تبدیل شده بود زیرا شایعه شده بود این دنباله دار می‌تواند برای زمین فاجعه بار باشد. در بعضی از موارد گفته شده بود این دنباله دار به واسطه تعاملات گرانشی‌اش با زمین می‌تواند عامل بروز زمین لرزه‌های هولناک شود. در بعضی موارد این دنباله دار سیاره‌ای بزرگ به نام "نیبیرو" معرفی شده بود که می‌توانست برای زمین به شدت خطرساز باشد.

با این همه ناسا پیش از نابودی النین نیز تمامی این شایعات را رد کرده بود.

یئومانز انتظار دارد با مرگ این دنباله دار نظریه‌های جدیدی درباره جان سخت بودن دنباله دار النین و اینکه این ستاره هنوز زنده و دردسرساز است، بر سر زبان‌ها بیفتد.

منبع: همشهری و هوپا


 
فیروز نادری رییس اکتشافات منظومه شمسی ناسا شد!
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : حسین

دکتر فیروز نادری، دانشمند و مدیر ایرانی آژانس فضایی آمریکا(ناسا) به مدیریت اکتشافات منظومه شمسی مرکز اکتشافات روباتیک ناسا(JPL)  منصوب شد.
به گزارش ایسنا، فیروز نادری که در حال حاضر مدیر فرمولاسیون پروژه ها و استراتژیJPL  است از نیمه ماه آگوست جای خود را به جاکوب ون زول خواهد داد و در سمت جدید فعالیت خواهد کرد.
وی در سمت جدید خود بر تمام ماموریت های اکتشافی روباتیک در حال اجرا مانند کاسینی در اطراف زحل و داون (سپیده دم) ماموریت اکتشافی سیارک وستا و همچنین ماموریت های آتیJPL  مانند جونو به مقصد مشتری و گریل به مقصد ماه نظارت خواهد کرد. وی در عین حال مسوولیت فعالیت های JPL  در حمایت از پروازهای سرنشین دار آینده ناسا را عهده دار خواهد بود.
چارلز الاچی، رییسJPL  در معرفی نادری برای سمت جدید گفت: «فیروز، سرمایه ای بی مانند از تجربه را به مدیریت پروژه، برنامه و سازمان خواهد آورد که در کنار تجربه بخش مدیریتی ناسا به کمک ما می آید. در گذشته هرگاه مشکلی سازمانی داشتم، فیروز یکی از نخستین کسانی بود که به او مراجعه می کردم. 15 سال پیش از او خواستم تا برنامه سرمنشا(Origins)  را شکل دهد. برنامه ای که از نظر فنی ما را در جایگاه رهبری قرار داد و هنوز هم شاهد ثمرات آن هستیم. در سال 2000 در دوره ای بحرانی در حیات برنامه اکتشاف مریخ، ناسا او را به عنوان مدیر این برنامه انتخاب کرد و او کمک کرد تا این برنامه به موفقیتی خیره کننده برایJPL  و ناسا بدل شود.
شش سال پیش دوباره به سراغ او رفتم و از او خواستم تا پست جدیدی به نام مدیر فرمولاسیون را تعریف کند و او چارچوبی طراحی کرد که برای سال های پیش رو به کمکJPL  خواهد آمد. چالش فعلی پیش روی ما این است که ماموریت های سیاره ای و منظومه شمسی را خلاقانه تر، ارزان تر و با دستاوردهای علمی فراوان طراحی و اداره کنیم.
به فیروز نیاز دارم تا گروهی از افراد برجسته را هدایت کند تا مطمئن شویمJPL  به رهبری جهانی خود در اکتشافات منظومه شمسی ادامه خواهد داد.»
این دانشمند برجسته ایرانی هم با استقبال از مسوولیت حساس تازه خود گفته است: «ابتدای دهه پیش نوبت مریخ بود و اینک نوبت بقیه منظومه شمسی است. از چالش جدید هیجان زده ام.JPL  رهبر اکتشافات منظومه شمسی است و من قصد دارم این وضع را در مقابل چالش های جدید و رقابت با دیگر سازمان های خوب این حوزه، حفظ کنم.»
دکتر فیروز نادری که در حال حاضر به عنوان یکی از مدیران ارشد سازمان فضایی ناسا، نقشی کلیدی در تعیین راهبردها و نظارت بر کل طرح ها و ماموریت های یکی از مهمترین مراکز فضایی این سازمان بر عهده دارد، در سال 1325 در شیراز متولد شده و تحصیلات ابتدایی و متوسطه اش را در شیراز و تهران گذرانده است.
وی در سال 1964 به آمریکا رفته و تحصیلات کارشناسی خود را در دانشگاه ایالتی آیوا و کارشناسی ارشد و دکتری مهندسی الکترونیک را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی پشت سرگذاشته است.
دکتر نادری، پس از پایان تحصیل به کشور بازگشت و مدتی در مرکز «سنجش از دور ایران» فعالیت کرد.
وی از حدود 32 سال پیش همکاری خود را با ناسا آغاز کرد و در این مدت مشاغل فنی و مدیریتی متعددی را در زمینه ماهواره های مخابراتی متحرک، رادارهای سنجش از دور، رصدخانه های تحقیقاتی اختر فیزیک و اکتشاف مریخ و سایر اجرام منظومه شمسی برعهده داشت.
دکتر نادری، فروردین ماه 1379 در شرایطی که چندین ماموریت متوالی ناسا در پرتاب فضاپیما به سوی مریخ با شکست مواجه شده بود، به مدیریت برنامه های اکتشافات مریخ منصوب شد و توانست طی حدود چهار سال، سه ماموریت مهم از جمله پرتاب دو کاوشگر مریخ نورد «روح» و «فرصت» را با موفقیت اجرا کند.
به گزارش ایسنا، این دانشمند ایرانی در پی این موفقیت درخشان در اسفند ماه 1383 به سمت معاون و مدیر ارشد برنامه ریزی مرکز JPL (آزمایشگاه پیشرانش جت) - از مهمترین مراکز فضایی ناسا - منصوب شده و در سمت جدید به عنوان مسئول طراحی برنامه ها و راهبردهای مرکز، تجاربش در ماموریت های مریخ را در مطالعه سایر بخش های جهان از زمین تا کهکشان های دور به کار بست.
وی همچنین مسئولیت طراحی چشم انداز راهبردی پنج تا 20 سالهJPL  را برعهده داشته است.
دکتر نادری طی بیش از سه دهه همکاری مستمر با ناسا به دلیل عملکرد درخشان علمی و مدیریتی به دریافت عالی ترین نشان علمی این سازمان(Mebal Service Distinguisheb the)  و نشان های متعدد دیگر از جمله نشان فن آوری فضاییFame of Hall، جایزه Aerospace 2004 Week Aviation، نشان افتخار جزیره الیس(Islanb Ellis)  سال 2005 - به دلیل همکاری های گسترده علمی که به غنی تر شدن فهم جامعه منجر شده - و همچنین جایزه ویلیام راندولف لولاک دوم انجمن فضانوردی آمریکا نایل شده است.

                                منبع: مردم سالاری و سایت فیزیک هوپا

 
جزئیات ماه گرفتگی 25 خرداد
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : حسین

حمیدرضا شهشهان منجم آماتور در گفت‌وگو با خبرنگار علمی خبرگزاری فارس با اشاره به ماه‎گرفتگی فرداشب گفت: ساکنان بخش‌های وسیعی از زمین فردا شب شاهد ماه گرفتگی کلی خواهند بود. هرگاه خورشید، زمین و ماه دقیقاً در یک راستا قرار بگیرند و زمین بین ماه و خورشید باشد، سایه زمین روی ماه می‌افتد و موجب تاریک شدن آن می‌شود که به این پدید ماه گرفتگی یا خسوف می‌گوییم.

وی ادامه داد:‌ ماه گرفتگی جزئی با آغاز ورود ماه به سایه کامل زمین شروع می‌شود که در ساعت 22 و 53 دقیقه خواهد بود؛ در این زمان ماه بیش از 20 درجه از افق جنوب - جنوب شرقی ارتفاع خواهد داشت.


شهشهان تصریح کرد: به تدریج میزان گرفتگی بیشتر خواهد شد و سایه تاریک زمین بخش وسیع‎تری از قرص نورانی ماه را خواهد پوشاند. از ساعت 23 و 52 دقیقه با ورود تمام قرص ماه به درون سایه زمین، ماه گرفتگی کلی آغاز می‌شود که بیش از یک ساعت و نیم طول خواهد کشید.


وی اضافه کرد: در طول ماه گرفتگی کلی، ماه به رنگ قرمز تیره دیده می‌شود و این به دلیل رسیدن بخشی از نور قرمز خورشید به سطح ماه است که در جو زمین پخش شده؛ بنابراین در طول ماه گرفتگی کلی، ماه همچنان قابل مشاهده خواهد بود و به طور کامل از دید ما پنهان نخواهد شد.


این منجم اظهار داشت: میزان تاریک شدن ماه بستگی به میزان نزدیکی مسیر حرکت آن به لبه سایه زمین دارد. در طول این ماه گرفتگی، مسیر حرکت ماه تقریباً از مرکز سایه زمین که تاریک‌ترین بخش آن است، عبور می‌کند؛ بنابراین در میانه ماه گرفتگی کلی باید انتظار ماهی بسیار کم‎نور را داشته باشیم.


وی خاطرنشان کرد: زمان میانه ماه گرفتگی کامل که تاریک‌ترین وضعیت ماه خواهد بود، 43 دقیقه بامداد است؛ در این زمان ماه 30 درجه از افق جنوب ارتفاع خواهد داشت. در ساعت 1:33 بامداد ماه شروع به خروج از سایه زمین می‌کند و ماه گرفتگی کلی به پایان می‌رسد و تا ساعت 2 و 32 دقیقه بامداد (2:32) که قرص ماه به طور کامل از سایه زمین خارج می‌شود شاهد ماه گرفتگی جزئی خواهیم بود.


به گزارش فارس، تمام یا بخش‌هایی از این ماه گرفتگی در قسمت‌های وسیعی از آسیا، اروپا، آفریقا، اقیانوسیه و آمریکای جنوبی قابل مشاهده خواهد بود. ماه گرفتگی قابل مشاهده بعدی برای ما در اواخر پاییز امسال رخ خواهد داد.


 
کشف محل مناسب زندگی روی مریخ
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : حسین

منطقه نیلی پاترا آخرین مکان در سیاره مریخ است که احتمالا پس از تغییرات جهانی آب و هوا در آن حیات وجود داشته است.
محققان دانشگاه های براون و نوتردام و آزمایشگاه فیزیک دانشگاه جان هاپکینز با بررسی تصاویر به دست آمده از ماهواره مارس رکانیسنس اوربیتر متوجه شده اند روی دامنه آتشفشان سه میلیارد و 500 هزار ساله تخریب شده و مناطق اطراف آن نشانه هایی دال بر وجود آب و گرما دیده می شود و درصورتی که زمانی در این سیاره حیات وجود داشته این بخش مناسب ترین منطقه برای زندگی به شمار می رفته است.

به گفته دانشمندان نمونه هایی از خاک مشابه این منطقه پیش از این هم توسط سفینه های کاوشگر مریخ به دست آمده بود ولی محققان دلایل کافی برای رسیدن به چنین نتیجه ای نداشته اند.

منبع : شبکه خبر و سایت فیزیک هوپا


 
تصویر جدید ناسا از سیاره مشتری در طیف مادون قرمز
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : حسین

ناسا دو تصویر جدید را از سیاره مشتری منتشر کرده است که هر دو در طیف مادون قرمز گرفته شده اند و نقطه برخورد یک شهاب سنگ به اتمسفر فوقانی این سیاره را نشان می دهند.

به گزارش خبرگزاری مهر، تصویر سمت چپ در طیف مادون قرمز و توسط تلسکوپ "مائونا کئا" واقع در هاوایی در 20 جولای 2009 گرفته شده است. تصویر سمت راست نیز در طیف مادون قرمز و به فاصله تقریبا یک ماه در 16 آگوست 2009 گرفته شده است.

ناسا هر دو تصویر را در 26 ژانویه 2011 بر روی سایت خود منتشر کرد.

با دقت به گوشه پایین طرف چپ هر دو تصویر می توان دید که در عکس سمت چپ یک نقطه نورانی دیده می شود که در اثر برخورد یک شهاب سنگ به قطر حداقل 300 متر در لایه های فوقاتی اتمسفر ایجاد شده است.

در عکس سمت راست تکه ها و خرده سنگهای این برخورد توسط بادهای تندری مشتری در اتمسفر سیاره غول پیکر منظومه شمسی پراکنده شده اند.

براساس گزارش سایت ناسا، در اثر برخورد این شهاب سنگ به اتمسفر مشتری حداکثر حدود 200 تیلیارد تیلیارد ارگ انرژی آزاد شده است.

این جرم آسمانی که 2005 TS100 نام دارد احتمالا یک شهاب سنگ بوده است اما همچنین می تواند یک ستاره دنباله دار خاموش باشد که بیش از حد به سیاره مشتری نزدیک شده بوده است.

منبع: خبرگزاری مهر


 
کشف شواهد وجود دنیاهای موازی با جهان ما
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩ : توسط : حسین

در اوایل قرن بیستم، دانشمندان توانستند با خیره شدن به دوردست‌های عالم و مشاهده آن‌چه در حال وقوع است، نظریه‌ای برای نحوه شکل‌گیری جهان ارائه دهند. طبق این نظریه، همه چیز با یک انفجار بزرگ آغاز شد، انفجاری که بلافاصله با یک دوره کوتاه از انبساط فوق سریع که تورم خوانده می‌شود، همراه شد. شاید این سرآغاز همه چیز باشد، اما اخیرا گروهی از دانشمندان این فرضیه را مطرح کرده‌اند که شاید چیزی قبل از آن وجود داشته که شرایط اولیه را برای تولد جهان ما فراهم کرده است.

***برای مطالعه ادامه ی مقاله اینجا کلیک کنید.***


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
عکس های خورشید گرفتگی 14 دی 1389
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩ : توسط : حسین

اولین خورشید گرفتگی سال 2011 صبح دیروز 4 ژانویه 14 دی به صورت کسوف جزئی مناطقی از اروپا و آسیا را تاریک کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، سال 2011 برای کسوفهای جدید آغاز شد. این خورشید گرفتگی صبح دیروز در ساعت 06:40 به وقت گرینویچ از الجزایر آغاز شد و تا شمال اروپا رسید. حداکثر تاریکی ناشی از خورشید گرفتگی جزئی صبح دیروز در لندن 67 درصد، در پاریس 65 درصد، در رم 70 درصد و در میلان 70 درصد بود در حالی که در مادرید کمی کمتر از نیمی از قطر خورشید را تاریک کرد.

بزرگترین تاریکی در شهر "اسلفتئا" در شمال شرقی سوئد رخ داد به طوری که در این شهر قطبی، ماه حداقل 90 درصد از خورشید را پوشاند. در روسیه مرکزی، شمال غربی چین، قزاقستان و مغولستان این پدیده همراه با غروب آفتاب همراه بود.

حداکثر کسوف یا پیک سایه در شمال اروپا و در کشورهای سوئد، فنلاند و نروژ رخ داد. برای مثال در هلسینکی خورشید به میزان 85 درصد تاریک شد. در مراکش حداکثر تاریکی خورشید 37 درصد و در مرکز آفریقا به 20 درصد رسید.

رسانه های مختلف دنیا خبر دادند که در شهرهای استانبول، قاهره و تهران آسمان با کاهش نور همراه بود.

به نوشته این منابع، برای رصد خورشید گرفتگی کلی علاقه مندان پدیده های نجومی باید تا 13 نوامبر 2012 منتظر بمانند.

این خورشید گرفتگی کامل از بخشهایی از استرالیا، نیوزلند، اقیانوسیه و آمریکای جنوبی عبور خواهد کرد.

2011؛ سال گرفتگی های ماه و خورشید
 
سال 2011 که از نخستین روزهای خود شاهد یک پدیده کسوف بود برای دوستداران پدیده های نجومی سالی بسیار جذاب خواهد بود.
 
پدیده گرفتگی بعدی که دنیا در انتظار آن است یک ماه گرفتگی کلی 15 ژوئن اتفاق خواهد افتاد. در این خسوف، ماه در فاصله حدود 9 درجه در جهت جنوب شرقی در صورت فلکی مارافسای خواهد بود.
 
پدیده بعدی، اول جولای با یک خورشید گرفتگی جزئی است. این خورشیدگرفتگی تنها در یک منطقه کوچک در اقیانوس منجمد جنوبی و در دریاهای آزاد دیده خواهد شد. در این پدیده، خورشید کمتر از 10 درصد گرفته می شود.
 
در پاییز نیز در 25 نوامبر یک خورشید گرفتگی جزئی دیگر برای ستاره منظومه شمسی پیش بینی شده است.
 
این آخرین خورشید گرفتگی سال 2011 خواهد بود و بهترین سال خورشید گرفتگی ها را با حداکثر تاریکی 90 درصد به پایان خواهد رساند. این پدیده تنها در قطب جنوب، آفریقای جنوبی، تاسمانی و نیوزلند دیده می شود. اما پرونده کل گرفتگی های نجومی سال جاری 10 دسامبر بسته خواهد شد. در این روز، ماه گرفتگی کاملا در آسیا و اقیانوسیه دیده خواهد شد و در اروپا، آفریقا و آمریکای شمالی به صورت جزئی دیده خواهد شد.
 
این ماه گرفتگی با قرار گرفتن ماه در حدود 8 درجه از افق شرق- شمال- شرق به پایان خواهد رسید و به تقویم نجومی سال 2011 پایان خواهد داد.

***برای مشاهده عکس های خورسیدگرفتگی دیروز اینجا کلیک نمایید.***


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
خورشید گرفتگی جزئی از فضا
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩ : توسط : حسین

این اولین باری است که رصد خانه پویایی خورشیدی ناسا به چنین رویدادی دست میزند. به تاریخ 7 اکتوبر 2010 رصد خانه فضایی ناسا برای اولین بار عبور ماه را زمانی که ماه نو مستقیمأ بین سفینه و خورشید می گذشت (در مدار هماهنگ با زمین) رصد نمود.رصد خانه پویای خورشیدی خورشید را در طول موج های بسیار شدید فرابنفش رصد میکند و به همین علت ماه تاریک در این تصویر کسوف جزئی را ایجاد نموده است.



با اینکه برای رصدگران این تصاویر از زیبایی و جالبی خاصی برخوردار است، اما برای تیم علمی رصدخانه پویایی ارزش عملی دارد. کارل شریجویر از آزمایشگاه اخترفیزیک و خورشیدی لوک هید- مارتین می گوید: " لبه های بسیار تیز قرص ماه به ما فرصت میدهد تا خصوصیات داخل مدار تلسکوپ را اندازه گیری کنیم؛ یعنی انکسار نور روی اپتیک ها را تصحیح نموده و رشته های عظیم روی تصویر را فیلتر کنیم.



"به محض تعیین این خصوصیات، متیوانیم اطلاعات بدست آمده را جهت تصحیح داده های مان برای اثرات ابزاری بکار برده و تصاویر بعدی را به مراتب واضحتر بگیریم."

منبع : http://www.kabulsky.com , http://www.hupaa.com


 
امشب اوج بارش برساوشی
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٩ : توسط : حسین

بارش شهابی برساوشی یکی از زیباترین و مهیج ترین بارش های شهابی است که معمولا در 21 و 22 مرداد ماه به اوج فعالیت خود می رسد. این بارش از دیر باز مورد توجه بوده است. به گونه ای که قدیمی ترین گزارش از این بارش به بیش از دو هزار سال پیش بر می گردد. دنبا له دار سویفت- تاتل که در سال 1862 کشف گردید منشأ این بارش شهابی است. اوج بارش امسال نیز از ساعت 22 پنجشنبه 12 آگوست (21 مرداد) تا 30 دقیقه بامداد جمعه 13 آگوست (22 مرداد) خواهد بود. نکته قابل توجه که در بارش  امسال وجود دارد این است که ماه 55 درصد روشنایی دارد و این مسئله کمی از زیبایی این بارش می کاهد زیرا مانع از مشاهده شهاب های کم نور خواهد شد.بارش امسال طی بررسی های انجام شده در نقطه اوج خود 200 شهاب در ساعت را پذیرا خواهد بود. البته در روزهای قبل از بارش که تقریبا می توان از 14 جولای آن را در نظر گرفت می توان به طور میانگین 20 شهاب در ساعت را مشاهده نمود.


 
ابهام در منشاء تنها قمر زمین
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : حسین

ابهام در منشاء تنها قمر زمین

هرچند سال گذشته مشخص شد که ماه آب دارد، اما بررسی دوباره نمونه‌های جمع‌آوری شده در ماموریت‌های آپولو نشان داده که زیر پوسته ماه نیز مرطوب است و منشاء شکل گیری ماه نمی‌تواند برخورد جسمی با زمین باشد.

محمود حاج‌زمان: لری تیلور همواره می‌گفت که اگر زمانی در ماه آب پیدا شود، اسمش را عوض خواهد کرد! اما وی هیچ‌گاه انتظار نداشت که تحقیقات خودش روزی این حقیقت را برملا کند.

به گزارش نیچر، سنگ‌شناس دانشگاه تنسی در اولین کنفرانس علوم سیاره‌ای و قمری که در سال 1970 / 1349 برگزار شد، تنها 32 سال سن داشت. در آن کنفرانس همکاران وی نتایج بررسی‌های خود را از صخره‌های ماه، که در سال قبل از آن و طی ماموریت آپولو 11 جمع‌آوری شده بود، تشریح کردند. آنچه که تیلور در نمونه‌ها دید، تنها آهن فلزی خالص بود. این نکته نشان می‌داد که هیچ آبی در محیط اطراف وجود ندارد که باعث زنگ‌زدن آهن شود. سایر نتایج نیز منجر به شکل‌گیری یک مرز بین دانشمندان شد: ماه کاملا خشک است و همیشه هم همین‌طور بوده‌است.

چهل سال بعد و در همان کنفرانس سالیانه که این دفعه در هیوستون تگزاس برگزار می‌شد، تیلور و همکارانش اعلام کردند که آنها تمام این مدت را اشتباه می‌کردند. در گردهمایی هفته گذشته، سه گروه مختلف شواهدی را عرضه کردند که نشان می‌داد بلور‌های موجود در صخره‌های آتشفشانی جمع‌آوری شده توسط فضانوردان آپولو، حاوی مقدار زیادی آب، در حد چند هزار قسمت در میلیون است.

ماه خشک، ماه آبدار
این یافته‌ها هنگامی‌که به آب یخ‌زده سطح ماه نگاه بیاندازیم معنای بیشتری پیدا می‌کند. وجود آب در سطح ماه در سال گذشته، توسط ماهواره ال‌کراس ناسا و سفینه چاندرایان1 هند کشف شد. مطالعات جدید بر روی نمونه‌های آپولو، نشانه‌هایی را از آنچه که درون ماه به انتظار ما نشسته‌است فراهم می‌کند.

نتایج جدید نشان می‌دهد که درون ماه همواره حاوی آب بوده‌است. این مطلب نظریه‌هایی را که درباره شکل‌گیری ماه طی یک برخورد آتشین و سرد شدن یکباره جسم آن است، به چالش می‌کشد. نتایج همچنین نشان می‌دهد که نقش دنباله‌دارها در انتقال آب به ماه، بسیار مهم‌تر از آن چیزی است که دانشمندان در گذشته تصور می‌کردند.

لیندا الکینز از ماه‌شناسان انستیتو فناوری ماساچوست، MIT، می‌گوید: «یافته‌های جدید یک انقلاب محسوب می‌شود.»

به گفته تیلور، نخستین شواهد درباره رطوبت درون ماه در سال 2008 / 1387 منتشر شد. در آن زمان محققان مقادیر ناچیزی آب را در خرده‌های آبگینه آتشفشانی به‌دست آمده از ماموریت آپولو پیدا کردند. این کار به کمک پیشرفت طیف‌نگارهای یونی حاصل شد که می توانستند چنین حجم اندکی از آب را نمایان سازند.

اگرچه نمونه‌های آتشفشانی شواهدی را دال بر وجود آب در داخل ماه ارائه می‌کردند، اما این شواهد محدودیت‌هایی داشتند. این نمونه‌ها در فوران‌های آتشین شکل گرفته‌اند که مشخصا شیمی آنها را تغییر داده‌است. در نتیجه آنها نماینده‌هایی نامطمئن برای صخره‌های درون ماه هستند.

منبع آب چیست؟
اما اکتشافات جدید درباره آب، مربوط به یک منبع کاملا متفاوت است. بلورهای معدنی ریز بازالت تیره، که در دریاهای ماه پیدا شده است. این بلورها در دشت‌های وسیع گدازه آتشفشانی که زمانی این دریاها را پر کرده بود، شکل گرفته‌اند و حاوی مقادیر بسیار بیشتری آب نسبت به خرده‌های آبگینه هستند.

به گفته تیلور، به دلیل شکل‌گیری بازالت در شرایط آرام‌تر نسبت به فوران‌های آتشین ایجاد کننده آبگینه‌ها، برآورد مقدار آب موجود در زیر پوسته ماه را با استفاده از این صخره‌ها راحت‌تر و مطمئن‌تر است.

سه گروه تحقیقاتی به نتایج متفاوتی درباره مقدار آب گذشته ماه رسیدند، اما همه آنها پیش‌بینی می‌کنند که آب درون ماه، ده‌ها هزار برابر بیشتر از مقداری است که در گذشته تصور می‌شد. با این وجود، مقدار این آب هنوز کمتر از زمین است.

یک ماه با چنین رطوبتی می‌تواند یک محیط فعال‌تر باشد. آب نقطه ذوب پوسته صخره‌ای را کاهش می‌دهد و شکل‌گیری ماگما را آسان‌تر می‌سازد. آب همچنین امکان جابه‌جایی صخره‌ها را درون ماه فراهم می‌کند. این نکته به ماه اجازه می‌دهد که سریع‌تر از آنچه که دانشمندان در گذشته فکر می‌کردند سرد شود و می‌تواند پاسخی برای برخی از معماهای زمین‌شناسی ماه باشد.

یکی از گروه‌های تحقیقاتی مدرکی از منشاء آب پیدا کرده‌است. جیمز گرین‌وود از دانشگاه وسلیان کنتاکی کشف کرده‌است که آب موجود در ماه، دارای نسبت دوتریم یا هیدروژن سنگین به مراتب بالاتری در مقایسه با آب موجود در زمین است. نسبت کشف شده برای ماه، مشابه این نسبت برای دنباله‌دارها است.

معمای پیچیده
نسبت دوتریم موجود در آب ماه یک شگفتی محسوب می‌شود. تصور می‌شد که ماه در اثر برخورد یک جسم با اندازه‌های مریخ به زمین، اندکی پس از شکل‌گیری آن به وجود آمده باشد. در اثر این برخورد بخشی از سیاره ذوب شد و صخره‌های گداخته‌ای را به فضا پرتاب کرد که در نهایت به یکدیگر پیوسته و در اثر سخت شدن، ماه را به‌وجود آوردند. این تصویر به این معنا است که زمین و ماه باید نسبت مشابهی از آب سنگین داشته باشند.

اما ترکیب به مراتب سنگین‌تر آب موجود در نمونه‌های ماه، محققان را مجبور کرده‌است که به دنبال توضیحات جدیدتری باشند. به گفته تیلور یک ایده این است که دسته‌ای از دنباله‌دارها، اندکی پس از برخورد اولیه که باعث شکل‌گیری ماه شد، به آن برخورد کرده‌اند. دنباله‌دارها با زمین نیز برخورد کرده‌اند اما به دلیل اینکه سیاره جوان حاوی منابع آب بسیار بیشتری بود، آب سنگین موجود در دنباله‌دارها نتوانست تاثیر زیادی بر ترکیب آب زمین بگذارد.

یک گزینه دیگر این است که گرمای حاصل از برخورد، آب سبک‌تر موجود در ماه را تبخیر کرده و باعث غنی شدن آب سنگین ماه شده است. شاید هم جسم برخورد کننده خود حاوی مقادیر عظیمی از آب سنگین بوده‌است.

الکینز می‌گوید: «همه اینها ممکن است منجر به تجدید نظر در نظریه برخورد کننده غول‌پیکر شود.»

اما هنوز برای چنین کاری زود است. نتایج مربوط به آب سنگین می‌تواند تنها نشان‌دهنده یک غنی‌شدگی نقطه‌ای باشد. چنین چیزی به عنوان مثال می‌تواند مربوط به نمونه‌گیری از محل برخورد یک دنباله‌دار باستانی باشد. همچنین برخی از محققان هنوز متقاعد نشده‌اند که آنطور که نمونه‌های جدید اشاره می‌کند، ماه یک محیط مرطوب باشد.

چیپ شیرر از دانشگاه نیومکزیکو، کلرین موجود در صخره‌های آتشفشانی را آنالیز کرده‌است. کلرین می‌تواند اطلاعاتی درباره آب باستانی فراهم کند. به گفته وی، غلظت آب تخمین زده شده توسط سایرین بالاتر از حدی است که نتایج آزمایشات وی نشان می‌دهد.

با تمام این اوصاف به نظر می‌رسد که باید منتظر باشیم و ببینیم که در آینده چه اتفاقی می‌افتد. آیا ماه واقعا آبدار است؟!

منبع : خبرآنلاین


 
عکسی از تابستان در سیاره سرخ
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸ : توسط : حسین

شاید فکر کنید نمایی از بیابان‌های زمین را می‌بینید که درختچه‌ها در سراسر آن پراکنده است، یا حتی نمایی بزرگ‌شده از صورت مردی که به خوبی اصلاح نکرده است؛ اما این منظره عجیب، تابستان در سیاره مریخ است. با فرارسیدن تابستان در سیاره سرخ، چهره عجیبی بر سطح زنگ‌زده آن آشکار شده است. افزایش دما سبب می‌شود یخ خشک (دی‌اکسید کربن یخ‌زده) آرام آرام تصعید شود و با اختلال در ساختار مکانیکی توده‌های شن، موجب سقوط آنها شود و بهمنی از آنها (البته در مقیاسی کوچک) به راه بیفتد. برخورد این بهمن‌های شنی با دی‌اکسیدکربن تصعید شده، این الگوهای تیره‌رنگ را ایجاد کرده است.

منبع: سایت فیزیک هوپا


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
رابطه ی ریاضی فاصله ی سیارات تا خورشید
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

سال ۱۷۶۶ میلادی، یوهان تیتوس منجم آلمانی توانست رابطه ساده ای بیابد که با استفاده از آن می شد فاصله سیارات از خورشید را بدست آورد. چند سال بعد نیز دیگر منجم هموطن او، یوهان الرت بُد، این رابطه را مستقلا” دوباره کشف کرد.البته این رابطه را هر دو از طریق بازی با اعداد بدست آوردند و بدست آوری آن رابطه پایۀ علمی نداشت. امروزه این رابطه به رابطه تیتوس_بُد مشهور است. این رابطه بدین صورت است:

فاصله سیاره از خورشید(بر حسب فاصله متوسط زمین از خورشید)=۰.۴+(۰.۳*n)

… , n=۰, ۱, ۲, ۴, ۸

اعدادبدست آمده با دقت خوبی با فاصله واقعی سیارات همخوانی داشت:

سیارات

عطارد

زهره

زمین

مریخ

؟؟؟

مشتری

زحل

جواب رابطه تیتوس_بُد

۰.۴

۰.۷

۱.۰

۱.۶

۲.۸

۵.۲

۱۰

فاصله واقعی از خورشید

۰.۳۹

۰.۷۲

۱.۰۰

۱.۵۲

؟؟؟؟

۵.۲۰

۹.۵۴

برای فاصله ۲.۸ برابر فاصله زمین از خورشید در آن زمان سیاره ای یافت نشده بود. بسیاری از اخترشناسان عقیده داشتند که سیاره ای کوچک در این فاصلۀ بین مریخ و مشتری وجود دارد که کشف نشده است. جستجوی منظم نوار دایرِةالبروج برای یافت این سیارۀ مفقود از اواخر قرن هجدهم شروع شد و سرانجام در اولین روز قرن نوزدهم، یک منجم ایتالیایی به نام جوزپه پیاتزی، موفق شد جسم کوچکی را در حدود این فاصله از خورشید بیابد که آن را سِرِس نامید. بعد از آن نیز اجرام دیگری با همین فاصله از خورشید کشف شدند. اخترشناسان آن دوران این نظریه را پیش کشیدند که در آن فاصله از خورشید، بجای یک سیاره، تعداد زیادی سیارک وجود دارد که با کشف تعدادزیادی از این سیاکها در سالهای بعد این نظریه تایید شد.در حقیقت رابطه تیتوس_بُد محرک اصلی کشف سیارکها بود.

سالها بعد نیز سیارۀ اورانوس کشف شد که فاصله اش با فاصله پیشبینی شده توسط رابطه تیتوس_بُد نیز می خواند!(۱۹.۶ بنابر رابطه و ۱۹.۹ بنابر اندازه گیری). اما فاصله سیارات بعدی نپتون و پلوتو در این رابطه صدق نمی کنند. امروزه نظریه ای که به نظریه واهلش دینامیکی(Dynamical Relaxation) موسوم است توضیحی برای این رابطه یافته است. بنا به این نظریه، سیارات نخست در مدارات متفاوت تکوین یافتند؛ اما سپس به مداراتی منتقل شدند که نیروهای اغتشاشی گرانشی دیگر سیارات را به حداقل برسانند. نتیجه این کار از نظر ریاضی به روابطی شبیه رابطه تیتوس_بُد منجر می شود.

منبع: وب سایت علوم پایه


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
متریک گرانشی سیاه چاله
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

محاسبه متریک گرانشی سیاه چاله ( جرم نوترونی )

نسبیت عام و سیاه چاله ها :

یکی از نخستین حل‌های معادله میدان انیشتین را فیزیکدان منجمی به نام کارل شوارتس شیلد به دست آورد . شوارتس شیلد متریک اطراف یک کره ، مثلا اطراف یک ستاره را بدست آورد . این متریک که امروزه متریک شوارتس شیلد نام دارد ، خاصیت بسیار عجیبی دارد ، اگر شعاع ستاره از حدی کوچکتر شود ، دیگر حتی نور هم نمیتواند از آن بگریزد . در این حالت ستاره به شیء عجیبی تبدیل می‌شود که سیاه چاله نام دارد . درک فیزیک سیاه چاله ها یکی از چالش‌هایی است که فیزیکدانان بیش از نیم قرن است با آن دست و پنجه نرم می‌کنند . امروزه تقریبا اکثر فیزیکدانان فعال اعتقاد دارند که در دنیا ، از جمله در مرکز کهکشان راه شیری سیاه چاله وجود دارد .

به علت محتوای زیاد مقاله آن را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اثر دوپلر در صدای فرود ققنوس
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

آیا تا به حال به صدای آمبولانس آژیر کشانی که در حال عبور از نزدیکی شماست توجه کرده اید؟ هنگامی که آمبولانس دور است ، آژیر آن دارای صدایی زیر می باشد و هرچه آمبولانس به شما نزدیکتر می شود ، صدای آژیر نیز بم تر می شود و این فرایند در هنگام دور شدن آمبولانس نیز تکرار می شود و صدای آمبولانس با دور شدن آن زیر تر می شود.

به این فرایند اثر دوپلر گفته می شود. هنگامی که آمبولانس در فاصله ی دوری از شما قرار دارد ، طول موج صدایی که از آژیر آن به شما می رسد زیاد است و هرچه به شما نزدیکتر می شود طول موج صدای آن نیز کم تر می شود و اگر این فرایند از دید طیف نگاری بررسی شود ، طول موج امواج ساطع شده از آمبولانس از رنگ قرمز ( طول موج زیاد ) به رنگ آبی ( کمترین طول موج ) گرایش پیدا می کند که به آن انتقال به آبی گفته می شود . وقتی آمبولانس در کنار ما است، امواج آن دارای کمترین طول موج هستند و با دور شدن آن ، طول موج امواج نیز زیاد خواهد شد و یا به عبارت دیگر طول موج آن از آبی به قرمز مبدل می شود، که  به این پدیده انتقال به سرخ گفته می شود.  اثر دوپلر، انتقال به سرخ و انتقال به آبی، برای هر جسم در حال حرکتی که از خود امواجی ساطع می کند ( صوتی ، نوری و ...) اتفاق می افتد. اثر دوپلر در ستاره شناسی کاربرد فراوانی دارد و با استفاده از آن می توان گفت که کدام جسم به ما نزدیک و کدام جسم در حال دور شدن از ما است. حتی می توان سرعت دور شدن و یا نزدیک شدن آن ها را اندازه گیری کرد . مطالعه در مورد انبساط جهان، یافتن جهت چرخش سیارات و ... همگی به کمک این پدیده صورت گرفته است و کشف این پدیده کمک شایانی به پیشرفت علم ستاره شناسی کرده است.
 
 مثال صدای آژیر آمبولانس و یا صوت قطار همگی مثال هایی قدیمی هستند و بیشتر ما این مثال ها را شنیده ایم. اما هم اکنون مریخ نورد ققنوس و مدارگرد اکتشافی مریخمریخ نورد ققنوس هنگامی که در حال فرود بر روی مریخ بوده، از نزدیکی مدارگرد اکتشافی مریخ می گذرد و این مدارگرد با استفاده از تجهیزات خود ، سیگنال های ساطع شده از این مریخ نورد را ضبط و به زمین مخابره می کند و گروه کنترل پرواز مدارگرد اکتشافی مریخ با پردازش این سیگنال ها ، آن ها را در قالب یک فایل صوتی به همگان ارایه می کند. مثال بسیار جالبی را در این مورد برای ما به ارمغان آورده اند.
 
نزدیک ترین فاصله ای که این دو فضاپیما از یکدیگر داشتند 1550 کیلومتر بوده است. در این فایل شما ابتدا صدای زیری را می شنوید و هرچه فونیکس به مدارگرد نزدیکتر می شود این صدا تقویت می شود و سپس با دور شدن و فرود ققنوس این صدا ابتدا ضعیف و سپس قطع می شود. این فایل صوتی دارای مقدار زیادی نویز است که این نویز به وسیله تجهیزات مدارگرد ذکر شده بوجود آمده است. مطمئنا شما هم مثل ما ، از شنیدن صدای ققنوس شگفت زده و متعجب خواهید شد.

صدای ققنوس را از لینک زیر دانلود کنید:


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شفق قطبی
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

باد خورشیدی
دانشمندان قرن نوزدهم، خورشید را سرچشمه جویباری از ذرات ابرگونه‌ای که در فضای بین سیارات روان است، تصور می‌کردند و می‌گفتند که پدیده‌هایی مانند «شفق‌های قطبی» از برخورد این ذرات با جو زمین پدید می‌آیند.
نتایج حاصل از بررسی گیسوی ستارگان دنباله‌دار بر نظریه «گسیل ذرات خورشیدی» نیرو بخشید و در سال 1958 ای.ان.پارکر ثابت نمود که ذراتی از تاج خورشیدی جدا گردیده و از هر سو در فضای بین سیارات به حرکت در می‌آیند و پدیده‌ای را به نام «باد خورشیدی» به وجود می‌آورند. به گمان بارکر، دمای فوق‌العاده زیاد تاج‌های خورشیدی، موجب به وجود آمدن فشار زیاد شده و به جریان به سمت بیرون مواد خورشیدی می‌انجامد. از آن جایی که هیچ مانع خارجی در سر راه این مواد وجود ندارد، لذا از سرعت جریان آنها کم نمی‌شود و مانند گلوله‌ای که در سراشیبی است، همچنان به راه خود ادامه می‌دهند. منشا این پدیده، تاج خورشیدی است، که بنابر خصوصیت خود همواره در حال انبساط و پراکنده کردن بوده و برای جایگزینی مواد از دست رفته، از لایه‌های زیرین خویش تغذیه می‌کند. اما این که مکانیسم تغذیه دقیقاً چگونه عمل می‌کند، هنوز به درستی روشن نیست.

لطفا برای مطالعه ی ادامه ی مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
نشانه‌های حیات در سیاره‌ای فراخورشیدی
ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

برای دومین بار، پژوهشگران موفق شدند مولکول‌های آلی را در اطراف سیاره‌ای مشتری‌مانند و داغ در خارج از منظومه شمسی کشف کنند. این بدان معنی است که فراوانی مولکول‌های آلی و بنیان‌های اصلی حیات در جهان، بسیار بیشتر است و احتمالا حیات بسیار آسان‌تر شکل‌ می‌گیرد.

مجید جویا: پژوهشگران ناسا توانستند در جایی بسیار دور از منظومه شمسی، مولکول‌های پایه حیات را در یک سیاره گازی داغ بیابند. این کشف، گامی رو به جلو برای منجمانی است که درتلاشند سیاراتی را که می‌توانند میزبان حیات باشند، مشخص کنند این سیاره تازه‌کشف شده قابل سکونت نیست، ولی مواد شیمیایی مشابهی دارد که، اگر در آینده در اطراف یک سیاره سنگی کشف شود، می‌تواند نشانه‌ای از وجود حیات باشد.

مارک سواین از پژوهشگران آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا، جی.پی.ال در پاسادنای کالیفرنیا می‌گوید: «این دومین سیاره خارج از منظومه شمسی است که در آن آب، متان و دی‌اکسید کربن یافت شده، موادی که وجود آنها برای فرایندهای زیستی در سیارات قابل سکونت لازم است. کشف ترکیبات آلی در دو سیاره بیرون از منظومه شمسی، این احتمال را افزایش می‌دهد که سیاراتی که در آنها مولکول‌های لازم برای حیات وجود دارند، به تعداد بیشتر و حتی معمول‌تر در فضا وجود دارند».

 

سواین و پژوهشگران همکارش از اطلاعات دو رصدخانه مداری بزرگ ناسا یعنی تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ فضایی اسپیتزر برای بررسی سیارهHD 209458b استفاده کردند. این سیاره گازی داغ و عظیم‌الجثه از مشتری بزرگ‌تر است و به دور ستاره‌ای خورشید مانند در فاصله 150 سال نوری از زمین در صورت فلکی اسب بالدار (پگاسوس) می‌چرخد. یافته‌های جدید آنها، دومین کشف این گروه بعد از کشف دی‌اکسید کربن در اطراف یک سیاره گازی داغ و مشتری‌مانند است به نام HD 189733b است. مشاهدات پیشین هابل و اسپیتزر از آن سیاره، آب و بخار متان را نیز آشکار کرد.

این کشفیات با طیف‌سنجی انجام شد. در این روش، پرتوهای نور مریی از درون ابزاری منشورمانند عبور می‌کنند و به مولفه‌های تشکیل دهنده تجزیه می‌شوند. هر ماده شیمیایی بر طول‌موج‌های بخصوص و یکتایی از طیف نور مریی و فروسرخ تاثیر می‌گذارد و بدین‌سان، می‌توان با بررسی دقیق طیف، مواد مختلف شیمیایی تشکیل دهنده آن را آشکار کرد. اطلاعات دوربین فروسرخ نزدیک هابل و طیف‌سنج چند جسمی آن، وجود مولکول‌ها را نشان می‌دهد و اطلاعات نورسنج و طیف‌سنج فروسرخ اسپیتزر نیز مقدار آنها را معین می‌کند.

 

به گفته سواین: «این نشان می‌دهد که ما می‌توانیم مولکول‌های لازم برای فرایند‌های حیاتی را کشف کنیم». اکنون منجمان می‌توانند با مقایسه جو دو سیاره، به شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو سیاره هم‌دسته پی ببرند. برای مثال، مقادیر نسبی آب و دی‌اکسید کربن در دو سیاره مشابه است، ولی HD 209458b مقادیر بیشتری از متان به نسبت HD 189733b دارد. سواین می‌گوید: «مقدار زیاد متان چیزی را به ما نشان می‌دهد. این می‌تواند به این معنی باشد که چیز خاصی در ترکیبات تشکیل دهنده این سیاره وجود داشته است».

 

به گفته سواین، دیگر سیارات بزرگ داغ و مشتری مانند را نیز می‌توان با استفاده از امکانات موجود بررسی و با هم مقایسه نمود. این کار پایه و اساس نوعی تحلیل است که اخترشناسان باید انجام دهند تا در نهایت بتوانند فهرستی از سیارات سنگی زمین مانند تهیه کنند که در آنها، نشانه‌هایی از مواد آلی نشان‌گر حیات احتمالی وجود دارد.

 

انتظار می‌رود که ماموریت کپلر ناسا بتواند تعدادی از این دنیاهای جامد را کشف کند. این فضاپیما در سال جاری پرتاب شد، ولی به اعتقاد اخترشناسان ما دست‌کم یک دهه تا کشف حیات احتمالی روی چنین سیاراتی زمان لازم داریم.

 

به گفته سواین اگر زمانی چنین سیارات زمین مانندی در آینده کشف شوند، «کشف ترکیبات آلی الزاما به این معنی نخواهد بود که روی یک سیاره حیات وجود دارد، چرا که راه‌های دیگری نیز برای تولید چنین مولکول‌هایی وجود دارد. اگر ما مواد شیمیایی آلی را روی یک سیاره سنگی زمین مانند کشف کنیم، پس از آن خواهیم خواست تا به اندازه کافی در مورد آن سیاره بدانیم تا فرایندهای غیر زیستی را که ممکن است به حضور این مواد روی آن سیاره ختم شده باشند، حذف کنیم».

 

«این موارد آنقدر از ما دور هستند که نمی‌شود به آنجا کاوشگر فرستاد، در نتیجه تنها راهی که ما بتوانبم چیزی در مورد آنها بدانیم این است که تلسکوپ‌ها را روی آنها تنظیم کنیم. طیف‌سنجی، ابزاری بسیار قوی برای تعیین مواد شیمیایی و دینامیک آنها است».

 

این خصیصه تعاملی که در جی.پی.ال توسعه یافته، داستان کشف سیارات جدید بیرون منظومه شمسی را وارد مرحله تازه‌ای می‌کند، داستانی که با تفکرات فلاسفه باستانی آغاز شد و در نهایت به وضعیت کنونی مشاهدات و رصدهای فضایی توسط ماموریت‌های اسپیتزر و کپلر ناسا رسید. در طول زمان نقاط برجسته‌ای در فرهنگ، فناوری و علم وجود داشته‌اند که از جمله آنها، یک شمارنده سیارات خواهد بود که آهنگ کشف سیارات بیرونی را در طول زمان تعقیب می‌کند.

 

تلسکوپ فضایی هابل یک پروژه همکاری بین‌المللی بین ناسا و آژانس فضایی اروپا است و هدایت آن در مرکز فضایی گودارد در گرینبالت مریلند است، انستیتوی علمی تلسکوپ فضایی در بالتیمور مریلند عملیات علمی هابل را هدایت می‌کند. اتحادیه دانشگاه‌ها برای پژوهش‌های اخترشناسی، آئورا مستقر در واشینگتن، این انستیتو را برای ناسا مدیریت می‌کند.

 

جی.پی.ال ماموریت تلسکوپ فضایی اسپیتزر را برای ناسا مدیریت می‌کند. ماموریت‌های علمی در مرکز علمی اسپیتزر در کالتک (انستیتو فناوری کالیفرنیا در پاسادنا) هدایت می‌شود. کلتک هم‌چنین جی.پی.ال را برای ناسا اداره می‌کند.

منبع: سایت فیزیک هوپا


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سیاره‌ی فراخورشیدی بسیار داغ
ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

همانطور که میدانید نگرانی جهان امروز افزایش حرارت اتمسفر زمین است که بطور میانگین در طی قرن آینده چند درجه افزایش خواهد یافت. اما تصور کنید بر روی سیاره ای زندگی میکنید که دمای اتمسفر آن ظرف مدت چند دقیقه میتواند به هفتصد درجه سانتی گراد برسد.

 همچین سیاره‌ای به نام( اچ بی هشت شصت شش بی ) شناخته شده است. یک سیاره غول پیکر گازی که به دور ستاره ای که دویست سال نوری از زمین فاصله دارد میچرخد. نیروی گریز از مرکز مداری که پیرامون ستاره قرار دارد، آن  را از یک سیاره دور و قابل سکونت در مجاورت زمین تبدیل به ناحیه ای مشتعل و سوزان کرده. HD80606b  از سیاره عطارد نیز به خورشید نزدیکتر است. حسگرهای مادون قرمز تلسکوپهای فضایی اسپیدزر (NASA's Spitzer Space)  درجه حرارت این سیاره را همانطور که با سیر نزولی به ستاره نزدیک میشد اندازه گرفت و مشاهده کردند که موج گرمای سیاره ای تا هشتصد درجه کلوین افزایش می یابد و ظرف مدت شش ساعت به هزار و پانصد درجه رسید. برای آن دسته از خوانندگان که دوست دارند همیشه به تصاویر چاپ شده هنری اعتراض کنند تصویری این جاست که نمونه بدیع ایجاد شده توسط یک برنامه کامپیوتری جدید است که تابش های تشعشعی را که  در این فرآیند منتقل میشود.

 

گریگوری لافلین،استاد ستاره شناسی و اختر فیزیک و سردبیر گزارش‌هایی که در مورد نتایج یافت شده در مجله نیچر (UCSC ) منتشر میشود گفت : ما نمیتوانیم تصویری مستقیم از سیاره بگیریم، اما استنباط میکنیم اگر شما به این سیاره بروید شرایط چگونه خواهدبود. توانایی رفتن به ماورای درک هنری و انجام واقعیت هایی شبیه سازی شده از آنچه واقعاً دوست دارید ببینید بسیار هیجان آور است. این اولین باری است که ما متوجه میشویم چه تغییراتی بر روی سیاره ای که خارج از منظومه شمسی ما واقع شده است، رخ میدهد این نتایج بسیار هیجان آورند زیرا سرنخ های مهمی در مورد ویژگی جوی آن سیاره به ما میدهد تلسکوپ‌های ناسا این سیاره را سی ساعت قبل و در خلال نزدیک شدن آن به ستاره رصد کردند. سیاره از پشت ستاره عبور کرد ( این رخداد دومین گرفتگی نامیده میشود )

 این موقعیت مناسبی برای لافلین و همکارانش بود که نمیدانستند در حالیکه رصد را برنامه ریزی میکردند سپس چه رخ میدهد. این گرفتگی به آنها اجازه میداد اندازه دقیقی از ستاره بگیرند و بنابر این میتوانستند درجه حرارت دقیق آن سیاره را تعیین کنند. این سیاره چهار برابر بزرگتر از مشتری است و هر 111 روز یکبار به دور مدار خود میچرخد. لافلین میگوید : اگر میتوانستید ابرهایی را که بر فراز این سیاره شناورند ببینید، قطعا مشاهده می کردید که خورشید این سیاره بزرگتر وسرعت آن سریع تر و سریع تر میشود و روشنایی و درخشندگی آن افرایش می یابد.

 پائول بالتر میگوید با یافتن 200 سیاره جدید تفاوت و غرابت این دنیاهای تازه مرا به حیرت و شگفتی انداخته است. بالتر اندازه ستاره را با دقت بدست آورد و توانست مدار سیاره را نیز با دقت محاسبه کند. کار بالتر کاری  آشکار و واضح برای نیمی از سیاره های شناخته شده برون خورشیدی است. دانیل کاسن (Daniel Kasen )  توانست تصویری با برنامه ای جدید منتشر کند که میتواند شدت نوری که از سیاره ای تابان می آید را اندازه گیری وهمچنین نیز میتواند بازتاب نورهای منعکس شده از سطح سیاره را نیز اندازه گیری کند. انتظار میرود این سیاره زمانی که در ماه فوریه ( بهمن و اسفند ) از زمین رصد میشود از مقابل ستاره اش بگذرد و تیم های تحقیقاتی بتوانند دوبار این رخداد را ببینند.

منبع: آسمان شب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
اولین تصویر از یک ستاره نوترونی نوزاد با اتمسفر کربنی
ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

تلسکوپ پرتوهای ایکس چاندار برای اولین بار موفق شد از یک ستاره نوترونی نوزاد با اتمسفر کربنی تصویربرداری کند.

این اولین بار است که یک ستاره نوترونی نوزاد در قلب بسیار حجیم ستاره ای که تنها 330 سال قبل منفجر شده است رصد می شود. 

این رصد را ستاره شناسان دانشگاه ساوتمپتون در انگلیس و دانشگاه آلبرتا در کانادا با کمک تلسکوپ پرتوهای ایکس چاندرا متعلق به ناسا انجام دادند.

این دانشمندان برای اولین بار قلب ابرنواختر "ذات الکرسی" را شناسایی کردند. ابرنواختر "ذات الکرسی" توسط گروهی از دانشمندان انگلیسی در سال 1680 کشف شد. 

ستارگان نوترونی در حقیقت قلب فوق حجیم ستارگان بسیار عظیمی هستند که فضای خارجی آنها به دلیل انفجار بزرگی که به زندگی آنها پایان بخشیده از هم متلاشی شده است.

براساس گزارش نیچر، سن بسیار جوان این ستاره نوترونی که به تازگی شناسایی شده است از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است. به گفته این ستاره شناسان، این تصاویر جدید برای رد تئوریهای فعلی درباره تکامل گرمایی ستارگان نوترونی بسیار مهم است.

 

 در حقیقت ابرنواختر "ذات الکرسی A" یکی از جوانترین ابرنواختران کهکشان راه شیری است. این ابرنواختر در فاصله 11 هزار سال نوری از زمین واقع شده است و در سال 1999 با شناسایی یک چشمه پرتوهای ایکس در مرکز آن کشف شد.

اکنون نتایج این تحقیقات جدید نشان می دهد که این ستاره نوترونی 330 ساله در قلب این ابرنواختر ابعاد نرمالی دارد اما میدان مغناطیسی آن کمتر از سایر ستارگان نوترونی است.

همچنین اتمسفر این ستاره از کربن تشکیل شده است که به نظر می رسد این اتمسفر کربنی به دلیل سن بسیار جوان این ستاره نوترونی است به طوری که این ستاره هنوز برای تجمع هلیم و هیدورژن در اتمسفر خود به اندازه کافی سرد نشده است. 

منبع: آسمان شب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
گزارشی از مشاهده بشقاب پرنده ها در ایران
ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

لطفا این مقاله ی جالب را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ستارگان مرده ما را صدا می زنند!
ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

علایم رادیویی ناشناخته‌ای که سی سال است که از بخش‌های خالی کهکشان دریافت می‌شود، احتمالا آخرین فریادهای ستارگان مرده‌ای است که از سحابی‌ها دریافت می‌شود. به نظر می‌رسد که ترس و وحشت شب هالووین فقط مختص زمین نیست، یا دست‌کم اخترشناسان در جایی خارج از زمین نیز می‌توانند به مردگان فکر کنند. برخی اخترشناسان می‌گویند که هنوز می‌توان صدای ستارگانی را که مدت‌ها پیش از این مرده‌اند، از هزارتوهای جهان پیرامون شنید.

به باور برخی از اخترشناسان، تصاویر راداری رادیویی اسرار آمیزی که ظاهرا از بعضی نواحی خالی در فضا می‌آیند، ممکن است آخرین صداهای ستارگان ناکامی باشند که مدت‌ها پیش از این نابود شده‌اند.

 به گزارش نیوساینتیست، از سال 1980 / 1359 تاکنون، سیزده تصویر روی صفحه رادار رادیوی نجومی مشاهده شده که توضیحی برای آنها نمی‌توان یافت. آنها از نقاطی پدیدار شده‌اند که در آنها هیچ ستاره و یا کهکشانی مشاهده نشده، بین چند ساعت تا چند روز در آنجا مانده‌اند و هرگز در آن نقاط تکرار نشدند. یک تیم تحقیقاتی به سرپرستی اران افک در دانشگاه صنعتی کالیفرنیا در شهر پاسادنا چنین نتیجه گرفته که این تصاویر عجیب راداری ممکن است ردپای اجتماعات پرتراکمی از گروه‌های ستاره‌ای باشند که از ستارگان نوترونی تشکیل شده‌اند.

 

برآورد می‌شود که بیش از یک میلیارد ستاره نوترونی در جهان وجود داشته باشند که اکثر آنها غیر قابل مشاهده هستند. بعضی از ستاره‌های نوترونی جوان و تازه شکل گرفته نیز که کشف شده‌اند، به دلیل سرعت بالای چرخش آنها بوده که پالس‌های رادیویی با بسامد چند ده بار در ثانیه به سوی ما می‌فرستند.

 این گروه محاسبه کردند که اگر در هر چند ماه، هر کدام از این ستارگان نوترونی یک سری امواج رادیویی متوالی را تولید کند، امکان دارد که بعد از جذب گازهای میان‌ستاره‌ای، ستارگان نزدیک‌تر توسط رصدگرها دیده شوند.

جفری باور از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا که اعضای تیم او 7 مورد از انفجارهای موجود در داده‌های بایگانی شده تلسکوپ عظیم آرایه‌ای واقع در رصدخانه ملی اختر شناسی رادیویی مکزیک را یافته‌اند، می‌گوید: «احتمال این‌که ستارگان نوترونی علت اصلی تمام این چیزها باشند، کم نیست. آنها در سراسر کهکشان حاضرند».

 

باور وهمکارانش در نظر دارند با استفاده از رصدخانه مداری پرتوی ایکس چاندرا، محل ارسال این امواج رادیویی را کاوش کنند و به دنبال نشانه‌های تابش اشعه ایکس بگردند، چرا که این از ویژگی‌های ستاره‌های نوترونی است.

ترجمه مجید جویا از خبرآنلاین


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
عطارد سیاره ای آهنی است!
ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

اطلاعاتی که از آخرین پرواز کاوشگر مسنجر ناسا به دست آمده است نشان می دهد سیاره عطارد بسیاری آهنی تر آز آن چیزی است که دانشمندان قبلا متصور بودند. کاوشگر مسنجر ناسا موفق شده است منابع غنی از تیتانیوم و آهن را بر روی سطح سیاره عطارد کشف کند این در حالی است که اطلاعاتی که در گذشته با کمک تلسکوپهای زمینی به دست آمده بود نشان می داد مقادیر کمی از آهن در لایه هایی از سیلیس در بخشهای درونی این سیاره نهفته شده است.

به دلیل عظمت حجم فلزاتی که در عطارد کشف شده است، دانشمندان اکنون بر این باورند اکثر لایه های داخلی این سیاره از آهن پوشیده شده اند کاوشگر مسنجر لایه های آهنی را چسبیده به لایه های تیتانیوم مشاهده کرده است.

شین سولومون- مدیر پروژه عطارد اعلام کرد: نتایج این پروژه می تواند نظریه پردازان را به خود مشغول نگاه دارد عنصر آهن عنصری است که معمولا مواجهه با آن در سیاره های دیگر امری عجیب به شمار می رود، همین امر باعث می شود ژئوشیمیدانان و سنگ شناسان سناریوی جدیدی را برای تمامی پدیده هایی که به تازگی در عطارد کشف شده اند، ارائه کنند همچنین نظریه هایی که در رابطه با چگونگی شکل گیری عطارد ارائه شده اند نیز باید این اطلاعات جدید را در ساختار خود بگنجانند.

 برخی از این نظریه ها بر این باورند که عطارد بقایای هسته جرم کیهانی است که لایه های خارجی خود را طی برخوردی کیهانی در اوایل تاریخ جهان از دست داده بوده است.

 اطلاعات جدید از سومین و آخرین پرواز مسنجر در نزدیکی سیاره عطارد به زمین ارسال شده است این اطلاعات تنها نیمی از اطلاعاتی است که مسنجر می توانسته جمع آوری کند زیرا درست قبل از نزدیک شدن به سیاره اختلالی در منبع انرژی این کاوشگر باعث شد در کسب اطلاعات دچار مشکل شود.

 با این همه مسنجر تا کنون توانسته است در حدود 98 درصد از این سیاره را تحت پوشش عکسهای خود قرار دهد و تصاویری با وضوح بالا از سطح آن به ثبت برساند از خصوصیات جدیدی که در این مناطق کشف شده اند منطقه ای درخشان است که حفره ای غیر طبیعی را محصور کرده است و گمان می رود منطقه ای آتشفشانی بوده باشد.

 همچنین حفره ای برخوردی و دو حلقه ای و جوان با وسعتی تقریبا 290 کیلومتر در عطارد مشاهده شده است که البته جوان به زبان سنگ شناسان به معنی چند میلیارد سال است اما در مقایسه با دیگر حفره های دیده شده در عطارد این حفره چندین میلیارد سال جوانتر به شمار می رود.

بر اساس گزارش بی بی سی، مسنجر در عین حال اندازه گیری های جدیدی از اتمسفر عطارد ارائه کرده است، ابرهای نازکی از اتمها که تحت تاثیر فعالیتهای خورشیدی و برخوردهای میکرو شهابسنگها تشکیل شده اند.

به گزارش خبرگزاری مهر


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
امکان حیات در مریخ وجود دارد
ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

تاکنون ماموریت های گوناگونی  برای تست لایه های سطحی مریخ ، با امید به وجود حیات در خاک مریخ و یا فراهم آوردن شرایطی برای حیات درآن به این سیاره فرستاده شده است. این سوال که آیا زندگی در فرم باکتری ها (و یا حتی اشکال عجیب و غریب و ناشناخته تر) در مریخ وجود دارد و یا خیر به شدت مورد بحث بوده و هنوز به جواب قطعی بله یا خیر نیازمند است!

آزمایشات انجام شده در زمین که بر مبنای شبیه سازی شرایط مریخ و اثرات آن بر باکتری های زمینی می باشد، نشان داده است که حیات برای گونه های خاصی از باکتری ها در مریخ کاملاً امکان پذیر بوده و آنها قادر می باشند تا در محیط خشن و شرایط سخت مریخ به حیات خود ادامه دهند.

تیمی به رهبری جوزپه گالتا از گروه ستاره شناسی دانشگاه پادووا ، شرایط فعلی مریخ را شبیه سازی نموده و پس از آن چندین نمونه از باکتری های گوناگون را در این شبیه سازی قرارداده تا حیات آنها را مورد برسی قرار دهند.

شبیه ساز که (Laboratorio Italiano Simulazione Ambienti)  LISA نامیده شده است ، شرایطی معادل به مریخ با درجه حرارت بین 23 تا منفی 80 درجه سانتی گراد و اتمسفری با 95% CO2 و فشار بسیار پایین 6-9 میلی بار و تابش بسیار قوی اشعه ماورا بنفش را ایجاد نمود.

 نتایج بسیار شگفت انگیز بدست آمده نشان داد که گونه هایی از باکتری ها حتی تا 28 ساعت قادر به ادامه حیات در این شرایط هستند ،  و این در حالیست که هیچ نقطه ای در زمین دارای چنین شرایط محیطی و جوی با چنین حد بالایی از تابش اشعه ماورائ بنفش نیست.

 با توجه به تمام این داده ها و همچنین داده های بدست آمده از مرخ نورد فونیکس در سال گذشته، بخصوص کشف پرکلراتها، ادامه جستجو برای حیات در مریخ هنوز امری لازم و مثبت به نظر می رسد.

اگرچه این کشف تایید قطعی بر زندگی در مریخ و وجود حیات در آن نیست، با این حال نشان می دهد که حتی اگر در ظاهر سیاره ای دارای شرایط بسیار سخت و نامناسب برای زندگی است، با این حال امید برای وجود حیات در آن وجود دارد.

منبع : سایت نجوم ایران

ترجمه مهدی خسروی از سایت رسمی ناسا


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
عجیب ترین نظریه های کیهان شناسی
ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

لطفا برای مطالعه ی این مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
شبح حلقه جدید در اطراف زحل
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

لطفا برای مطالعه ی این مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برخوردهای مرگبار ستاره های دنباله دار
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین


برخی از ستاره ها فعالیت شهابی بسیار بالایی در اطراف خود دارند که می تواند هر گونه حیات در اطراف شان را به نابودی محکوم کند. تحقیقات در دست اجرا سعی دارد تعیین نماید کدام قسمت از سیستم های ستاره ای ممکن است در اثر فشار ستاره های دنباله دار غیر قابل زیست باشد.

بسیاری از ستاره های دنباله دار منظومه شمسی مان در کمربند Kuiper یافت می شوند، درحالیکه صفحه ای پر از نخاله و ضایعات و گردغبار(debris-filled disk) که از مدار نپتون (30AU) تا تقریباً دو برابر این فاصله گسترده شده آنها را احاطه نموده است. در ستاره های دیگر نیز صفحه ضایعات یا debris-filled disk های مشابهی شناخته شده است.

Jane Greaves از دانشگاه St. Andrews در اسکاتلند گفت: «نخاله ها، گرد و غبار و ذرات بزرگتری هستند که به واسطه خرد شدن درونی ستاره های دنباله دار و آستروئیدها به وجود آمده اند.»

 

بر اساس داده های به دست آمده از تلسکوپ فضایی Spitzer تقریباً 20 درصد ستاره های خورشید مانند debris disks هایی دارند که از کمربند Kuiper ما بزرگتر و وسیع تر است. ضایعات و نخاله های بیشتر یعنی ستاره های دنباله دار بیشتر، اما آیا این موضوع همچنین به معنی قدرت نابودی بیشتر برای هر سیاره زمین مانندی است که احتمالاً در اطراف این ستاره ها در حال چرخش می باشد؟

 

جواب این سوال بستگی دارد به این که آیا هیچ سیاره گازی بزرگی در اطراف وجود دارد یا خیر.

نشان داده شده که ژوپیتر، زمین را از برخی ستاره های دنباله دار حفاظت می کند و این کار را با منحرف نمودن آنها به خارج از منظومه شمسی انجام می دهد. با این وجود دانشمندان در 2007 نشان دادند که ژوپیتر نیز ستاره های دنباله دار دیگری را به مسیر گردش مدارهای زمین می فرستد.

در حقیقت اگر ژوپیتر به اندازه زحل بود، تعداد برخوردها به زمین خیلی بیش از اینها بود.

Greaves در حال مدل سازی است تا نشان دهد ستاره های دنباله دار چطور به طور اساسی تحت تاثیر توده های گازی بزرگ قرار می گیرند. نتایج حاضر شده وی نشان می دهد که ستاره های دنباله دار برای درصد کمی از ستاره های خورشیدمانند مشکل بزرگی به شمار می روند.

 

تصویر گرافیکی نشان دهنده کمربند سیارکی کشیده شده ای به همراه سنگ ها  و ضایعات و گردغبار اطراف که به دور ستاره ای شبیه به خورشید ما ( زمانی که نزدیک به 30 میلیون سال داشته ) در حال گردش می باشند. 

 

در اوایل تاریخ منظومه شمسی مان، حجم زیادی از باقی مانده های بر جای مانده از تشکیل سیارات وجود داشت.

تمام این نخاله ها و ضایعات تحت تاثیر بمباران سنگینی از ستاره های دنباله دار و آستروئیدها قرار گرفت؛ دهانه های آتشفشان مانند روی ماه شاهدی دال بر این مطلب است. (اغلب این علائم روی زمین با گذشت زمان دچار فرسایش شده اند و یا به دلیل فعالیت های تکتونیک ناپدید گشته اند.)

عاقبت حدود 8/3 بیلیون سال پیش حدوداً 700 میلیون سال پس از تشکیل منظومه شمسی تعداد این برخوردها به تدریج کم شد.علت این کاهش احتمالاً به خاطر تغییر در مدارهای توده های گازی بزرگ بوده که بسیاری از ستاره های دنباله دار را منحرف کرده.

ژوپیتر و زحل با فشار آوردن بر روی مدارهای اورانوس و نپتون به سمت خارج مهاجرت کردند.Greaves می گوید این امر کمربند Kuiper را مغتشش ساخت و بسیاری از ستاره های دنباله دار را به فضای بین ستارگان فرستاد.

تصور یک هنرمند از سیاره ای که توسط بمباران مداوم شهاب ها و ستاره های دنباله دار خشک و لم یزرع شده است.

تصور یک هنرمند از سیاره ای که توسط بمباران مداوم شهاب ها و ستاره های دنباله دار خشک و لم یزرع شده است.

وی گفت: «این احتمالاً یک پدیده بسیار ویژه است و یا ممکن است در دیگر سیستم های ستاره ای نیز رخ دهد. اما هنوز نمی دانیم، به خاطر اینکه اطلاعات محدودی درباره سیارات بزرگ آنها در دست داریم.»

 

برخوردهای مرگبار (Catastrophic)

هنوز سیاره مان به طور کامل نسبت به برخوردهای مرگبار ایمن نشده است. بسیاریی از دانشمندان بر این باورند که دایناسورها در اثر برخورد یک شهاب یا یک آستروئید 4 تا 20 کیلومتری به نقطه ای در شبه جزیره Yucatan، در 65 میلیون سال قبل منقرض شده اند.

این برخورد منجر به یک انفجار عظیم جهانی و در نتیجه نابودی بیش از نیمی از فرم های حیات این سیاره شد.

 

برخورد یک جسم 100 کیلومتری با زمین هیچ موجود زنده ای باقی نخواهد گذاشت مثل یک "برخورد Catastrophic " تمام پوسته زمین را متلاشی خواهد نمود و اتمسفر را در فضا پخش خواهد کرد.

احتمالا زمین تعداد اندکی از این برخوردهای Catastrophic را در زمانی که هنوز حیات به شکلی می شناسیم شروع نشده بوده، تجربه کرده است.

 

Greaves گفت: «از آنجایی که برخرودهایی از کلاس "دایناسور کشنده" حدوداً هر 100 میلیون سال یک بار بر روی زمین اتفاق می افتد، غیر محتمل خواهد بود که یک پدیده دیگر از گره 100 کیلومتری را در طول حیات خورشید تجربه کنیم.»

 

میزان برخوردها به یک سیاره چقدر باید باشد تا از تشکیل هر گونه فرمی از حیات جلوگیری کند؟

Greaves معتقد است که در سیاره ای که هر 20 میلیون سال متحمل برخوردهای 10 تا 100 کیلومتری می شود، حیات نمی تواند شکل گیرد. این نوع برخوردها به ارگانیسم ها وقت کافی نمی دهند تا در فاصله بین دو برخورد بهبودی یافته و زندگی خود را دوباره شروع کنند. تنوع زیستی در سطح پایینی باقی می ماند، بنابراین احتمال کمی وجود خواهد داشت که گونه ها در برخوردهای ویرانگر بعدی زنده بمانند.

در کار قبلی، Greaves و همکارانش اندیشیدند که Tau Ceti (یک ستاره خورشید مانند نزدیک که هدف مناسبی برای تحقیقات SETI بوده) به خاطر تعداد زیاد ستاره های دنباله داری که در اطراف آن وجود دارد غیر قابل زیست است. (وی می گوید هرچند ممکن است این ارزیابی بدبینانه باشد.)

 

تیم او در حال حاضر به دنبال تهدیدات جدی از سوی ستاره های دنباله دار هستند. آنها سیستم های سیاره ای مختلفی را مورد بررسی قرار داده اند. – هم آنهایی که دارای توده های گازی بزرگ هستند و هم آنهایی که فاقد آن می باشند-

از این رو آنها تخمین زده اند حداقل تعداد کمی از ستاره ها هستند که آن قدر تحت تاثیر برخوردها ستاره های دنباله دار قرار دارند که نتوانند به عنوان میزبان های مناسب حیات عمل کنند.

 

منبع : سایت نجوم ایران

ترجمه نعیمه موحدی از سایت خبری Foxnews.com



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
10 پرونده از حضور اجرام ناشناخته فضایی در زمین
ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

به گزارش خبرگزاری مهر، پرونده های جدیدی که توسط وزارت دفاع انگلستان ارائه شده متشکل از 800 گزارش مبنی بر مشاهده یوفوها در سالهای 1981 تا 1996 است.

برخی از این مشاهدات توسط دانشمندان توجیه شده اند اما بسیاری از آنها همچنان در هاله ای از ابهام و ناشناخته باقی مانده اند. در ادامه 10 گزارش از مشاهده یوفوها در جهان که تا کنون هیچ توضیح علمی و منطقی برای توجیه آن ارائه نشده است، معرفی خواهند شد.

برخورد راسول در سال 1947: حامیان نظریه یوفو ادعا می کنند ارتش آمریکا هواپیمای ناشناخته سقوط کرده را در این پدیده ضبط کرده است. این رویداد جنجالی که به خوبی تحت پوشش رسانه ای قرار گرفت به یکی از پر طرفدارترین پدیده های ناشناخته جهان تبدیل شده است. ارتش آمریکا برای توجیه این پدیده اعلام کرده است این انفجار به برخورد بالنی اکتشافی متعلق به برنامه ای طبقه بندی شده به نام مغول تعلق داشته است.

مورد کنت آرنولد در سال 1947: پس از اینکه تاجری آمریکایی به همراه خلبانش ادعا کردند 9 جسم پرنده را به صورت زنجیره ای در نزدیکی کوهستان رنیر دیده اند، رسانه ها این پرونده را مورد بشقاب پرنده نامیدند. آرنولد این اجرام را بشقابهای پرنده ای توصیف کرد که بر روی آب حرکت می کردند. تا کنون توجیهی برای این پرونده ارائه نشده و ارتش آمریکا آن را توهم خوانده است.

پرونده شایعات واشنگتن در سال 1952: این پرونده شامل سری گزارشاتی از مشاهدات یوفوها است که توسط رادارهای فرودگاهها در سه نقطه متفاوت به ثبت رسیده است. پس از وقوع این پدیده رسانه های داخلی از شکل گیری هیئت رابرتسون در سی آی ای خبر دادند. نیروی هوایی آمریکا در نهایت با این توجیه که پدیده در اثر واژگونگی در اتمسفر زمین به وجود آمده و سیگنالهایی را به اشتباه به رادارهای فرودگاه ها ارسال کرده است جنجالهای به وجود آمده را آرام کرد.

مورد لولند در سال 1957: در این سال پلیس گزارشهای متعددی مبنی بر اینکه موتور خودرو این افراد در هنگام نزدیک شدن جسمی درخشان و تخم مرغی شکل به صورت ناگهانی از کار افتاده است از رانندگان دریافت کرد. به گفته رانندگان موتور خودروها پس از دور شدن این جسم مجددا به صورت خوکار فعال شده است. نیروی هوایی علت این پدیده را طوفان الکترونیکی عنوان کرد.

برخورد وستال در سال 1966: در این پرونده بیش از 200 دانش آموز و معلم در دو مدرسه در ملبورن اعلام کردند فضاپیمای بیگانه ای را دیده اند که بر روی دشتی بزرگ فرود آمده و سپس به سوی حومه شهر حرکت کرده است. با وجود اینکه شاهدان این پدیده همچنان بر آنچه دیده اند پافشاری می کنند، سازمانهای استرالیایی این جسم ناشناخته را هواپیمای آزمایشی ارتشی خوانده اند.

برخورد اسکله شگ در سال 1967: گزارشهای این واقعه نشان می دهد در این سال جرمی بزرگ با بندر شگ برخورد کرده است که وزارت دفاع کانادا پس از انجام تحقیقات و بررسی های متعدد این واقعه را به عنوان پدیده ای مرموز و حل نشده دسته بندی کرد و کمیته کاندان که مسئولیت تحقیق درباره  یوفوها را به عهده دارد موفق به کشف واقعیت این حادثه نشد.

حادثه 1976 در تهران: در این حادثه جسم پرنده ناشناخته ای تجهیزات الکتریکی دو فروند هواپیمای F-4 را به همراه تجهیزات کنترل زمینی از کار انداخت. مقاماتی که بررسی این موضوع را به عهده داشتند جسم بیگانه را فرازمینی خواندند. توجیهی که توسط متخصصان ارائه شد نقص تجهیزات الکترونیکی و اشتباه در دید خلبان بوده است.

تعقیب و گریز سائوپائولو در سال 1986: در این سال در حدود 20 جسم بیگانه پرنده توسط مردم دیده شده و رادارها در نقاط مختلف برزیل آنها را به ثبت رسانده اند. به محض اینکه پنج هواپیمای نظامی برای متوقف کردن این اجسام پرنده به هوا بلند شدند، اجسام از رادارها پاک شده و ناپدید شدند. محققان این اجسام پرنده را ذرات ناشی از برخورد ایستگاه فضایی سوویت با اتمسفر اعلام کردند.

حادثه بلژیک در سالهای 1989 و 1990: در حدود 13 هزار و 500 نفر در این سالها اعلام کردند شاهد پرواز جسمی سه ضلعی عظیم، بی صدا و سیاه رنگی بوده اند و در حدود دو هزار و 600 اظهاریه در رابطه با آنچه دیده شده بود نوشته شد. این جسم توسط رادارهای ناتو نیز ردیابی شد. توضیح و توجیه قانع کننده ای درباره این این جسم پرنده ارائه نشده است و تنها برخی معتقدند تعدادی از شاهدان به احتمال زیاد هلیکوپتری را با یوفو اشتباه گرفته اند.

http://www.ettelaat.com/new/newdata/2009/06/06-14/11-26-13.jpg

تصویربرداری از یوفوها در سال 2008 در ترکیه: نگهبان شب مجتمع ینی کنت در این سال ادعا کرد از چندین جسم پرنده بیگانه طی دوره ای چهار ماه تصویر برداری کرده است. این تصاویر توسط مرکز تحقیقات علوم فضایی سایروس به عنوان مهمترین تصاویری که تا کنون از یوفوها به ثبت رسیده است، مورد بررسی قرار گرفتند.

منبع درمتن ذکر شده

نقل از:http://oonieknafar.blogfa.com


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کشف مقدار قابل توجهی آب در سطح ماه
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین


موشک تحقیقاتی ناسا به قطب جنوب ماه اصابت کرد.

محققان آمریکایی از کشف مقدار قابل ملاحظه ای از آب در ماه خبر داده اند.

به گفته آنها آزمایش ماه گذشته سازمان هوا-فضای آمریکا، ناسا، برای کشف آب در ماه موفقیت آمیز بوده است.

ناسا ماه گذشته با پرتاب موشکی به سوی قطب جنوب کره ماه سعی کرد وجود لایه های یخ و بخار آب در لحظه اصابت را بررسی کند.

دانشمندانی که داده های ثبت شده از لحظه اصابت را بررسی کرده اند می گویند این تصادم باعث شد بخار آب و یخ در فضا پراکنده شود.

آنتونی کولاپرت، از محققان ارشد ناسا گفت: "ما فقط مقدار کمی (آب) ندیدیم. مقدار قابل ملاحظه ای دیدیم."

آزمایش ناسا که در ماه اکتبر رخ داد، شامل اصابت یک موشک ۲۲۰۰ کیلوگرمی به دره ای در جنوب ماه بود.

ناسا امیدوار بود ضربه ناشی از این برخورد به بلند شدن ستونی از گرد و غبار به ارتفاع ده هزار متر منجر شود.

ستون به وجود آمده در اثر این برخورد ۱۶۰۰ متر ارتفاع داشت ولی برای بررسی های ناسا کافی بود.

کاوشگر ناسا که موشک پرتاب شده را دنبال می کرد توانست ذرات یخ و بخار آب را در این ستون شناسایی کند.

به گزارش ناسا، برخورد موشک با سطح ماه حفره ای به عرض ۲۰ تا ۳۰ متر را بر روی ماه ایجاد کرد و وجود حدود یکصد کیلوگرم آب به وسیله حسگرهای کاوشگر پرتاب شده ثبت شد.

محققان ناسا هشدار می دهند نتیجه اعلام شده، نتیجه اولیه تحقیقات آنهاست.

تحقیقات نشان می دهد آن قسمت از سطح ماه که رو به خورشید است و از زمین دیده می شود، از بیابان ها روی زمین خشک تر است ولی مدت هاست این گمان وجود دارد که بتوان دخایری از آب را در سطوح تاریک ماه پیدا کرد.

محققان می گویند این ذخایر آب ممکن است به وسیله شهاب سنگ ها به ماه منتقل شده باشند.

در ماه سپتامبر نتیجه داده های ارسال شده از سه ماهواره تحقیقاتی، از جمله یک کاوشگر هندی نشان داد لایه های بسیاری باریکی از آب بر سطح ذرات موجود در ماه وجود دارد.

منبع خبر: خبرگزاری BBC فارسی


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
بارش شهابی اسدی سال 1388
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

برای بارش اسدی امسال دو اوج پیش بینی شده است. اوج اول با برخورد زمین به توده 1466در ساعت 1:13 و اوج دوم مربوط به توده ذرات 1533 در ساعت 1:20بامداد 27 آبان واقع میشود.نزدیکی این دو اوج، از لحاظ رصدی تفکیک آنها را مشکل می سازد. وی ZHR اوج بارش را حدود 200 شهاب در ساعت محاسبه کرده است.

کسانی که بارش شهابی اسدی را در سالهای 81-1377 رصد کرده اند، موفق به مشاهده یکی از مهیج ترین پدیده های نجومی دهه های اخیر شده اند. از این بین بارش اسدی 1378 ویژگی خاصی داشت. رصدگران ایرانی چند ماه پس از مشاهده آخرین کسوف قرن،چشم انتظار رگبار شهابی اسدی بودند. پیش بینی ها نشان می داد که اوج بارش شهابی در ساعت 5:30 با شدت چند هزار شهاب در ساعت رخ خواهد داد. ایران و کشورهای آسیای غربی بهترین شرایط را برای رصد داشتند چرا که در زمان اوج و در تاریکی سحرگاه، کانون بارش در ارتفاع قابل توجهی قرار داشت.

 انتظار به پایان رسید و همانطور که پیش بینی شده بود رصدگران ایرانی شاهد یکی از با شکوه ترین بارش های شهابی بودند. آسمان شهاب باران می شد. در یک لحظه دهها شهاب اسدی در آسمان ظاهر می شدند. تعدا شهابها به حدی بود که فرصت چشم برهم زدن را هم نمی دادند.


***برای مطالعه ی این مطلب به ادامه مطلب مراجعه نمایید***

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سومین المپیاد جهانی نجوم و اختر فیزیک در تهران
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین


به گزارش مهر، المپیاد جهانی نجوم و اختر فیزیک (IOAA) مسابقه ای بین المللی در نجوم و اختر فیزیک است که در بین دانش آموزان دبیرستانی برگزار می شود. این مسابقه پیش از این میان دانش آموزان جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی برگزار می شده است.

***لطفا برای مطالعه ی خبر به ادامه مطلب مراجعه نمایید***


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
دهانه ی شهاب معروف آریزونا (Meteor Crater)
ساعت ٥:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸ : توسط : حسین

نام مقاله: دهانه ی شهاب معروف آریزونا

ترجمه و ویرایش: حسین صهبافر

***به دلیل محتوای زیاد مقاله، لطفا آن را دانلود نمایید***

***راهنمای دانلود: روی آیکن بالا کلیک کرده و Download Now را کلیک نمایید.

***مشخصات فایل: یک فایل Word با حجم 676 کیلوبایت


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کشف آمینواسید در مواد به جا مانده از ستاره های دنباله دار
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : حسین

کشف آمینو اسید در مواد به جا مانده از ستاره های دنباله دار برای اولین بار می تواند نشانه حضور گسترده عوامل تشکیل دهنده حیات در فضا باشند.

به گزارش خبرگزاری مهر ، محققان موفق به یافتن نشانه هایی از عوامل اصلی سازنده حیات در غبارهایی شده اند که از دنباله ستاره های دنباله دار به جا مانده اند کشفی که می تواند پراکندگی عوامل بنیادین حیات در کهکشانها را به اثبات برساند.

دانشمندان مرکز فضایی گدارد ماده ای به نام گلیسین یکی از آمینو اسیدهای ساده و از عوامل موثر در تشکیل حیات را در نمونه های به دست آمده از ستاره دنباله دار wild 2 به دست آوردند. این نمونه توسط فضاپیمای استرادوس ناسا که در سال 2006 در صحرای یوتا سقوط کرد به دست آمده است.

به گفته محققان با کشف این ماده اکنون می توان مطمئن بود که ستاره های دنباله دار عامل انتقال آمینو اسیدها به زمین بوده اند. آمینو اسیدها در گذشته در شهاب سنگها نیز مشاهده شده بودند اما این اولین باری است که این ذرات حیاتی در ستاره های دنباله دار کشف می شوند.

فضاپیمای استرادوس در سال 1999 مسافرت 2.9 بیلیون مایلی خود را در فضا آغاز کرد و پنج سال پس از آغاز ماموریت موفق به مشاهده ستاره دنباله دار wild 2 شد. استرادوس با پرواز در ارتفاع 236 کیلومتری از ستاره دنباله دار از میان دنباله ستاره عبور کرده از غبارها و گازهای آن نمونه برداری کرد.

به گفته محققان ماده گلیسین در ابتدا چند ماه پس از فرود فضاپیما شناسایی شد و سالهای پس از آن به منظور تعیین هویت ماده کشف شده سپری شده است.

بر اساس گزارش لس آنجلس تایمز، محققان با وجود اینکه کشف گلیسین در دنباله ستاره wild 2 را کشفی بزرگ و ارزشمند می دانند اما در عین حال معتقدند کنار هم قرار گرفتن مواد مورد نیاز تشکیل حیات در زمین، نمی تواند مدرکی محکم برای اثبات چگونگی آغاز حیات باشد و برای یافتن پاسخ این سوال همیشگی تحقیقات همچنان باید ادامه داشته باشد.


 
بارش برساوشی، زیباترین بارش شهابی در راه است!
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : حسین


بارش شهابی برساوشی یکی از زیباترین و مهیج ترین بارش های شهابی است که معمولا در 21 و 22 مرداد ماه به اوج فعالیت خود می رسد. این بارش از دیر باز مورد توجه بوده است ،به گونه ای که قدیمی ترین گزارش از این بارش به بیش از دو هزار سال پیش بر می گردد. دنبا له دار سویفت- تاتل که در سال 1862 کشف گردید منشأ این بارش شهابی است. اوج بارش امسال نیز از ساعت 22 چهارشنبه 12 آگوست (21 مرداد) تا 30 دقیقه بامداد پنج شنبه 13 آگوست (22 مرداد) خواهد بود. نکته قابل توجه که در بارش  امسال وجود دارد این است که ماه 55 درصد روشنایی دارد و این مسئله کمی از زیبایی این بارش می کاهد زیرا مانع از مشاهده شهاب های کم نور خواهد شد.بارش امسال طی بررسی های انجام شده در نقطه اوج خود 200 شهاب در ساعت را پذیرا خواهد بود.

با تشکر از سایت ماهنامه ی نجوم



 
مریخ را به صورت زنده مشاهده کنید !
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸ : توسط : حسین

شرکت گوگل برای افزایش محبوبیت نرم افزار گول ارث در میان دوستداران نجوم، تغییرات عمده ای را در بخش مریخ این برنامه به وجود آورده که مهم ترین آن پخش تصاویر زنده از مریخ است.

در این بخش که "پخش زنده از مریخ" نام دارد، کاربران می توانند تصاویری جدید و با کیفیت بسیار بالا را که ناسا تنها چند ساعت پیش از آن از ماهواره ها دریافت کرده است، مشاهده کنند.

این تصاویر توسط دوربین های تمیس (THEMIS)، مستقر بر فضاپیمای اودیسه و هایریس (HiRISE) مستقر بر مدارگرد اکتشافی مریخ (MRO) تهیه می شوند. شما می توانید جزو نخستین افرادی باشید که به عکس هایی که تنها چند روز یا حتی چند ساعت پیش گرفته شده اند بنگرید. همچنین می توانید مسیر مدار ماهواره ها را بصورت زنده تماشا کرده و بررسی کنید که تصویر بعدی از کدام منطقه گرفته خواهد شد.

در بخش "نقشه های قدیمی" کاربران می توانند با سفر در زمان، به عقب بازگشته و سیارۀ سرخ را (به کمک نقشه های قدیمی کشف شده) از دید پیشگامان علوم مریخی نظیر جیووانی شپارلی، پرسیوال لاول و دیگران مشاهده کنند.

Image

 

چطور از این امکانات استفاده کنیم؟

Image

ابتدا گوگل ارث را باز کنید و با انتخاب گزینۀ Mars از نوار ابزار، به نمایی سه بعدی از سیارۀ سرخ پرواز خواهید کرد، سپس لایه های اطللاعاتی، تصاویر و عوارض سطحی پدیدار می شوند. ابزار هایی که در گوگل ارث برای پیمایش و اکتشاف زمین داشتیم به همان شکل وجود دارند، با کلیک موس خود می توانید زاویۀ دوربین یا چرخش کل سیاره را تغییر دهید.

Image

آن چنان که در نسخۀ اصلی گوگل ارث داریم، کاربران می توانند مقالاتی در مورد بزرگترین درۀ منظومۀ شمسی به نام "والز مارینریز"، بلندترین آتشفشان آن "قله الیمپوس"، عارضه ی عجیب "چهره مریخی" و بسیاری از مکان های دیگر را بخوانند. همچنین می توانید مسیر مریخ پیماها را دنبال و  چشم اندازهای با کیفیتی از سطح مریخ را مشاهده کنند.

ماهنامه نجوم - فاطمه همتیان


 
کشف سیاره ای شبیه کره زمین
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸ : توسط : حسین

هفتۀ گذشته، پژوهشگران مرکز مطالعات فضایی فرانسه موفق شدند کوچکترین سیاره ای را که تا کنون یافت شده، در فاصلۀ بیش از 400 سال نوری با کرۀ زمین کشف کنند.
در این زمینه باید یادآوری کرد که پس از سال ها تلاش، مرکز مطالعات فضایی فرانسه با کمک مرکز مطالعات علمی این کشور و همکاری اقتصادی کشورهای آلمان، اطریش، بلژیک و اسپانیا در سال 2009 ماهواره ای را بنام corot به فضا فرستاد.
این ماهواره در واقع یک تلسکوپ بسیار دقیق است به دور محور کرۀ زمین می چرخد و هدف اصلی آن کشف دیگر سیاره هایی است که بدور ستاره های دیگری به غیر از خورشید می چرخند و ویژگی هایی مثل کرۀ زمین دارند.
کشف این سیارۀ جدید، نخستین موفقیت بزرگ مرکز مطالعات فضایی فرانسه به کمک ماهوارۀ corot به حساب می آید.

منبع: هوپا


 
عکسی کمیاب از پدیده معروف شفق قطبی
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸ : توسط : حسین


گرفته شده توسط شاتل آتلانتیس
نیروهای لورنتس که موجب انحراف مسیر الکترونها در میدان های مغناطیسی می شود در بسیاری از پدیده های طبیعی تجلی می یابند و فقط با یاری گرفتن از این نیروها توضیح آنها ممکن است. یکی از تماشایی ترین و با شکوهترین پدیده ها از این نوع شفق قطبی است، که مشخصه عرض های جغرافیایی بالا , نزدیکی های شمال یا جنوب مدار قطبی است. پدیده شگفت آور و زیبایی که در طول شب قطبی طولانی در آسمان دیده می شود. آسمان تابان می شود و نقش هایی با رنگها و شکل های گوناگون دیده می شود. گاهی دارای شکل کمان یکنواخت ، ساکن یا تپنده است و گاهی عبارت است از شمار زیادی پرتو با طول موج های متفاوت ، که مانند پرده ها و نوارها بازی می کنند و پیچ و تاب می خورند. رنگ تابانی از سبز مایل به زرد به سرخ و بنفش مایل به خاکستری تغییر می کند. طبیعت و منشا شفق های قطبی زمان درازی به کلی پوشیده مانده بود. تا اینکه به تازگی برای این راز توضیح رضایت بخشی پیدا شد.

منبع: hupaa.com


 
مشاهده رادیویی
ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : حسین

مقدمه

در اوایل قرن هفدهم میلادی گالیله با ساختن تلسکوپ، چشم خود را به ابزاری مسلح نمود که می‌توانست توانایی رصد او را افزایش دهد. هر چند امروزه تلسکوپ‌هایی به مراتب قوی‌تر و حساس‌تر از آنچه گالیله ساخته بود طراحی و تولید می‌شوند، اما اصل موضوع هنوز تغییر نکرده است. واقعیت این است که باید نوری وجود داشته باشد تا تلسکوپ با جمع‌آوری و متمرکز ساختن آن تصویری تهیه نماید.

شرح مقاله در ادامه مطلب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تحلیل و بررسی ساختار بشقاب پرنده ها
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : حسین


1 - انسان و پرواز







تنها عاملی که انسان را به فکر پرواز انداخته و او را شیفته و مجذوب آسمان و عاشق پرواز کرده است ، پرواز و بال زدن پرندگان میباشد . انسانها بعد از کوشش فراوان در نهایت به دانش ایرودینامیک دست یافته‌اند و بعد از الهام گرفتن از آناتومی ( کالبود شکافی ) پرندگان ، هواپیما طراحی نموده و آن را ساخته‌اند . ولی مشکل اساسی اینجاست که این دانش در اتمسفر سیاره زمین ، آنهم تا ارتفاع محدودی کارآیی دارد و در فضای خارج از اتمسفر زمین وضعیت به گونه‌ای دیگر است .


بررسی های کلی و تفسیر وجودی بشقاب پرنده ها در
ادامه مطلب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چرا آسمان در شب تاریک است؟
ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧ : توسط : حسین

ساده ترین رویدا دها،غالباً غنی ترین آگاهیها را با خود دارند.کافی است به آنها نظر کنیم.سقوط یک سیب ،راز جاذبه عمومی را بر نیوتن آشکار ساخت. شب سیاه در دل خود آغازهای کائناترا دارد.

در1610 ،کپلر راز سیاهی شب را از خود پرسیده و به خود گفته بود که اگرکائنات بی پایان است ،آسمان شبانگاهی-در آن هنگام که خورشیدآن سوی کره زمین را روشن می کند- نیزباید چون روز درخشان باشد.یک کائنات بی نهایت ،باید حامل مقداری بی نهایت ستاره و هر کدام به همان تابندگی آفتاب ،باشد. همانطور که در دل یک جنگل انبوه،نگاه آدمی در هر سو بر روی تنه های درختان بی شمار متوقف می شود،در«جنگل ستارگان» یک کائنات بی نهایت، نیز،باید نگاه بر هر سو که متوجه شود ، با یک ستاره بر خورد کند و آسمان شبها می بایستی تابندگی خورشید را داشته باشد.کپلر نتیجه می گرفت که بنابراین شب سیاه به معنی آن است که کائنات بی پایان نیست.

در1687 ،وقتی نیوتن نظریه کائنات بی پایان را از سر گرفت تا مبادا جاذبه عمومی اوهمه جهان را در یک توده عظیم مرکزی فرو ریزد،مسئله شب سیاه باردیگر ظهور کرد .هاینریش ‏‏‎ألبرس ستاره شناس آلمانی با تکیه بر «ایده» یک منجم سوئیسی به نام ژان فیلیپ دوشزو در 1823نظر دارد که روشنایی ستاره ها می بایستی درزمان سفرشان در فضا درجایی جذب شود وشب از این جهت تاریک است که نور ستاره ها،در حد کمال ، به ما نمی رسد.این توضیح ،بهترین نبود ،زیرا آنچه که جذب می شود ،لاجرم باید باز پس داده شود زیرا نور ،گم شدنی نیست.رازی که امروز ازآن به نام «تناقض ألبرس»یاد می شود،سر به مهر مانده است.

  با کائنات«بیگ-بنگ» از راز ظلمت شب،سر انجام پرده برداشته شد.شب تاریک است ، زیرا برای پر کردن آسمان از روشنایی،ستاره به اندازه کافی نیست. تعداد ستاره ها محدود است، نه چنانکه کپلر می اندیشید،به دلیل آنکه کائنات حد و مرز دارد ،بلکه به این دلیل که ما تمام کائنات را نمی بینیم. به دلیل آنکه عالم آغازی داشته است و به دلیل آنکه انتشار نور آنی و فوری نیست .فقط روشنایی ستاره هایی به ما می رسدکه در درون دایره-افق واقع شده اند.از سوی دیگر ،شمار ستارگان محدود است زیرا تا ابد نمی پایند.عمر ستاره های نورانی، درتناسب با سن و سال کائنات کوتاه است.چند میلیون یا حد اکثرچند میلیارد سال زندگی می کنند و بعد می روند.دست آخر ،گسترش کائنات نیز در این میان سهم اندک خود را ادا می کند.هر چه مسافت کهکشانها از یکدیگر دورتر شود،روشنایی نیز با دشواری بیشتری به ما می رسد ونور نیرو و قدرت خود را از دست می دهد و به قرمزی متمایل می شود .و به این ترتیب ،نیروی روشن کننده در دایره-افق کاهش می یابد.

aftab.ir


 
سفیر امید ایران، در مدار زمین با متن پیام رئیس جمهور
ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : حسین

به گزارش واحد مرکزی خبر ، متن فرمان رئیس جمهور به این شرح است :

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصروجعلنا من خیر انصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه .

با استعانت از خدای یگانه وخالق زمین واسمانها حضرت حق وبا توسل به انبیا واولیای الهی به ویژه اخرین ستاره تابناک اسمان امامت و ولایت حضرت مهدی (عج )و با سلام و درود بی پایان به روح بلند امام راحل عظیم الشان و شهدای گرانقدر انقلاب و در ایام خجسته دهه مبارک فجر و سی امین سالگرد پیروزی عظیم "ملت ایران و بشریت "در انقلاب اسلامی ، اجازه پرتاب ماهواره ملی امید به وسیله "ماهواره بر سفیر 2 "را صادر می نمایم وبه مناسبت شعارهای ملت ایران در دهه فجر 57، شعار الله اکبر را سر اغاز این حرکت نوین قرار می دهم .

الله اکبر ، الله اکبر ، الله اکبر.

انشاء الله بر ملت ایران وهمه ملتهای ازاده مبارک باشد.

ماهواره ملی امید بوسیله ماهواره بر سفیر 2 که به صورت کاملاً بومی در کشور طراحی و ساخته شده است، درمدارزمین قرار گرفت.

ماهواره ی ملی امید از نوع ماهواره سبک است، این ماهواره با هدف برقراری ارتباطات متقابل ماهواره و ایستگاه زمینی، تعیین مشخصات مداری و تله متری مشخصات زیرسامانه ها، در مدار زمین قرار داده شده است، ماهواره امید هر 24 ساعت 15 بار به دور زمین می چرخد و در هر دور، دو بار به وسیله ایستگاههای زمینی دورسنجی و بردسنجی کنترل و هدایت می شود.

ماهواره ملی امید با دو باند فرکانسی و هشت آنتن، اطلاعاتی را به زمین ارسال و از زمین دریافت می کند.

ماهواره بر سفیر 2 نیز به عنوان پرتابگری دقیق و هدایت پذیر ، قادر است ماهواره های سبک را تا ماوراء جو پرتاب و در مدار پیش بینی شده قرار دهد . کلیه قطعات و اجزاء این ماهواره و ماهواره بر از جمله موتور ماهواره بر که از تکنولوژی بسیار بالایی برخوردار است، بدست متخصصان افتخارآفرین صنایع هوافضای کشور طراحی و تولید شده است.

یاد اوری می شود ماهواره امید در بهمن ماه سال گذشته با حضور ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران رونمایی و ماهواره بر سفیر 1 در خرداد ماه سال جاری با حضور ریاست جمهوری بصورت ازمایشی با موفقیت پرتاب شد.

به نقل از سایت واحد مرکزی خبر

www.iribnews.ir


 
کشف متان نشان می‏ دهد مریخ یک سیاره مرده نیست
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : حسین

تیمی از پژوهشگران دانشگاهی و دانشمندان ناسا برای اولین بار شواهدی قطعی دال بر وجود متان در جو مریخ به دست آورده ‏اند. این دستاورد نشان می ‏دهد که مریخ یا از نظر زمین‏ شناختی یا از نظر زیستی فعال است.

این دستاورد پس از مطالعه چندین ساله جو مریخ به کمک تلسکوپ فروسرخ ناسا و رصدخانه کک (Keck)، هر دو در کوه‏ های موناکی هاوایی، حاصل شده است. این تیم پژوهشی با استفاده از طیف ‏نما امواج دریافتی از مریخ را به خطوط طیفی‏ اش تجزیه کردند، درست مشابه کاری که منشور با نور معمولی می ‏کند و آن را به رنگ‏ های سازنده‏ اش تجزیه می‏ نماید. پس از بررسی خروجی طیف‏ نما و مشاهده خطوط جذبی، پژوهشگران با اطمینان از وجود متان در جو مریخ خبر دادند. Image

«مایکل ماما»(Michael Mumma)، از مرکز پروازهای فضایی گودارد ناسا، این‏ طور توضیح می‏ دهد:"متان در جو مریخ به شکل ­های مختلفی سریعا از بین می‏ رود. بنابراین کشف مقادیر قابل توجهی متان در نیمکره شمالی مریخ در سال 2003 حاکی از ساز‏ و ‏کاری است که باعث تولید و آزاد شدن متان می‏ شود. در اواسط تابستان میزان آزاد شدن متان در نیمکره شمالی مریخ قابل مقایسه با مقدار مشابه در حوالی یکی از چاه‏ های نفت طبیعی در کالیفرنیا است."

متان اصلی‏ ترین جزء تشکیل دهنده گاز طبیعی در زمین است. زیست-منجمان (منجمانی که به مطالعه حیات در اجرام سماوی می­ پردازند) به خصوص به این موضوع علاقه‏ مندند، چرا که عمده متان تولید شده در زمین از فعالیت‏ های گوارشی موجودات زنده ناشی می‏شود. البته دیگر پدیده ‏‏های زمین‏ شناختی نظیر زنگ زدن آهن، نیز متان آزاد می‏ کنند.

        Image

ماما می‏ گوید:"در حال حاضر ما اطلاعات کافی نداریم که مشخص کنیم آیا فعالیت ‏های زیستی باعث تولید متان در مریخ می‏ شوند یا ساز‏ و کا‏ر‏های زمین‏ شناختی و یا هر دو. ولی در هر حال وجود متان به ما می‏ گوید که این سیاره هنوز زنده است، حداقل از منظر زمین‏ شناختی."

در صورتی که موجودات میکروسکوپی در مریخ تولید متان نمایند، می‏ بایست در اعماق زیاد زیر سطح مریخ مشغول به انجام این کار باشند، جایی که به قدر کافی گرم باشد تا آب به صورت مایع یافت شود. چرا که آب مایع برای همه انواع حیات ضروری است، همان‏طور که منابع انرژی و ذخیره کربن ضروری هستند.

بنا به گفته ‏های ماما، موجودات میکروسکوپی روی زمین بین 2 تا 3 کیلومتر زیر سطح یک آبگیر در آفریقای جنوبی به نام Witwatersrand زندگی می ‏کنند، جایی که فعالیت‏ های رادیواکتیو به صورت طبیعی باعث تجزیه مولکول‏ های آب به مولکول‏ های هیدروژن و اکسیژن می ‏شود. این موجودات از هیدروژن به عنوان منبع انرژی استفاده می‏ کنند.

این احتمال وجود دارد که موجودات مشابه توانسته باشند میلیاردها سال زیر لایه‏ ی همیشه یخ‏ بسته سطح مریخ دوام آورند. چرا که زیر این لایه آب به صورت مایع است. علاوه بر آن تشعشعات به عنوان منبع انرژی عمل می ‏کنند و دی ‏اکسید کربن کربن لازم را تامین می ‏نماید. گازهای متمرکز در این نواحی زیرزمینی، نظیر متان، ممکن است به دلیل ایجاد یک سوراخ یا نشتی در سطح سیاره به هنگام فصول گرم سال آزاد شوند و باعث ارتباط نواحی عمیق زیر زمینی با جو در محل دهانه ‏های آتشفشانی یا دره‏ ها گردند.»

ممکن است یک ساز و کار زمین‏شناختی باعث تولید متان در مریخ باشد، چه اکنون و چه میلیون‏ها سال پیش. روی زمین، تبدیل زنگ آهن به کانی­ های گروه سرپنتین (هیدرو سیلیکات منیزیم) منجر به تولید متان می ‏شود. در مریخ نیز همین روند ممکن است به کمک آب، دی‏ اکسید کربن و گرمای داخلی سیاره طی شود. هر چند شواهدی دال بر وجود فعالیت‏ های آشتفشانی در مریخ وجود ندارد، ولی متان محبوس شده در غارهای یخی ممکن است در زمان فعلی آزاد شوند.

                             Image 

یکی دیگر از محققان می‏ گوید: "ما ابرهای متعددی از گاز متان را روی مریخ کشف و نشانه ‏گذاری کردیم. در یکی از این ابرها 19000 تن متان وجود داشت. این ابرها همه در فصول گرم سال آزاد شده بودند، چرا که احتمالا با تبخیر یخ ‏های سطحی، منفذهایی در سطح ایجاد شده ‏اند که متان محبوس از طریق آن‏ها اجازه فرار یافته است." به گفته پژوهشگران، متان بر فراز مناطقی از مریخ دیده شده ‏اند که در آن‏ها شواهدی مبنی بر وجود توده ‏های یخ‏ یا جریان آب در زمان‏ های دور یافت شده است.

یک روش برای پاسخ به این سوال که آیا موجودات زنده تولید‏کننده‏ های متان در مریخ هستند، اندازه‏ گیری نسبت ایزوتوپ‏ هاست. خواص شیمیایی ایزوتوپ‏ های یک عنصر تا حدی با خود عنصر تفاوت دارد و موجودات زنده ایزوتوپ‏ های سبک‏تر را ترجیح می‏ دهند. اگر حیات باعث تولید متان در مریخ باشد، آب و متان آزاد شده در این سیاره می‏ بایست نسبت ایزوتوپ‏ های مشخصی را برای کربن و هیدروژن از خود نشان دهند. این وظیفه ماموریت‏ های آینده فضایی در مریخ خواهد بود که پرده از معمای منشا تولید متان در مریخ بردارند.

منبع: سایت فیزیک هوپا


 
سال 2009 سال جهانی نجوم
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧ : توسط : حسین

سال 2009 سال جهانی نجوم

پیام رئیس اتحادیه بین‌المللی نجوم درباره سال جهانی نجوم

اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم سال ۲۰۰۹ را با شعار �جهان، برای کشف از آن تو� به عنوان سال جهانی نجوم برگزیده است. سال جهانی نجوم ۲۰۰۹ یادبودی از چهارصدمین سالگرد نخستین مشاهده نجومی به‌وسیله‌ی تلسکوپ است که توسط گالیله انجام شده است. این یک جشن جهانی نجوم، تأثیرگذار برروی جوامع و فرهنگ با تأکید جدّی بر آموزش، مشارکت عمومی و بکارگیری جوانان؛ و با رویدادهایی در سطح ملّی، منطقه‌ای و جهانی در تمام طول سال ۲۰۰۹ خواهد بود. سال جهانی نجوم ۲۰۰۹ توسط سازمان ملل به‌منظور سرپرستی به یونسکو واگذار شد که مورد تأیید این سازمان نیز قرارگرفت. این، منظور از پیشنهادی است که در پایان سال ۲۰۰۷ برای تصویب به رأی‌گیری در مجمع عمومی سازمان ملل گذارده شد.

نجوم یکی از قدیمی‌ترین علوم پایه است. این علم به‌جدّ مبین هوش بشری بوده و اثر عمیقی را بر روی فرهنگ ما داشته است. در چند دهه‌ی اخیر پیشرفت عظیمی در این علم رخ داده است. صد سال پیش ما اندکی درباره‌ی ماهیت کهکشان راه‌شیری خودمان می‌دانستیم. امروزه می‌دانیم که جهان ما از میلیاردها کهکشان تشکیل شده است، و درحدود 13.7 میلیارد سال پیش به‌وجود آمده است. یکصد سال پیش نمی‌توانستیم بگوییم که آیا منظومه‌های خورشیدی دیگری نیز در جهان وجود دارد. امروزه بیش از دویست سیاره را اطراف دیگر ستارگان کهکشان‌مان، راه شیری، می‌شناسیم.

 و به‌سوی درک این مطلب پیش می‌رویم که چگونه حیات برای نخستین بار می‌تواند شکل بگیرد. صد سال پیش ما تنها به‌وسیله‌ی تلسکوپ‌های نوری و صفحه‌های عکاسی روی آسمان مطالعه می‌کردیم. امروزه ما جهان را از زمین و فضا، از امواج رادیویی تا پرتو‌های گاما و با فناوری پیشرفته‌ی روز مشاهده می‌کنیم. رسانه‌ها و علاقه‌ی عمومی نسبت به نجوم هرگز تا این حد زیاد نبوده است و اکثر کشفیات صفحه‌ی اول اخبار را در سرتاسر جهان به‌خود اختصاص داده است. سال جهانی نجوم 2009 پاسخی است به تقاضای عمومی، هم در زمینه‌ی آگاهی‌ها و هم مشارکت عموم.

فرصت‌های منحصربه‌فردی برای شرکت در رویدادهای اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم در سال جهانی نجوم 2009 وجود دارد. این بروشور مختصری است از برخی رویدادهای برنامه‌ریزی شده در سطح جهانی � به علاوه‌ی هزاران فعالیت ملّی و منطقه‌ای که پیشنهاد خواهد شد.

من و انجمن‌های سازمان‌دهنده، جشن شاد و پرباری از تجارب نجومی را در سال جهانی نجوم ۲۰۰۹ برای همگان آرزومندیم

کاترین سسارسکی

رئیس اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم

وبگاه سال جهانی نجوم  Astronomy.ir  فعالیت خود را از روز شنبه 14 دی ماه 1387 آعاز کرد.

پیام معاون علمی رییس جمهور در آغاز سال جهانی نجوم

علم نجوم که برای پاسخ به سؤالات بی‌شمار انسان درباره جهان اطراف خود به وجود آمد، به دلیل نیاز به ابزار‌های بسیار پیشرفته، پیشران و موتور محرک ایجاد فناوری‌های نو شد و دانش‌های دیگر را برای پاسخ به نیاز‌های خود توسعه بخشید. علم نجوم منشأ نیاز به ساخت برخی از پیشرفته‌ترین ابزارهای علمی مانند تلسکوپ‌های عظیم اپتیکی، رادیویی و خورشیدی، ماهواره‌ها و تجهیزات کنترل از راه دور برای آزمون سطح سیارات دور بوده است.

سال آینده، سال جهانی نجوم نام گرفته است تا فعالیت دانشمندان این رشته از علم ارج نهاده شود و بر تاثیر این علم در جامعه و نقش فرهنگ ساز آن بر آموزش و مشارکت عمومی بویژه جوانان تأکید گردد.400 سال از اولین رصد با یک دوربین نجومی توسط گالیله می‌گذرد و هم اکنون بیش از 130 کشور جهان در فعالیت‌های متنوع و گسترده سال جهانی نجوم فعالند. تأکید فراوان در این سال بر علم نجوم به عنوان یک فعالیت علمی جهانی در جهت صلح جهانی خواهد بود و دانشمندان و علاقه‌مندان به نجوم در این سال بزرگ‌ترین شبکه بین‌المللی نجومی را تشکیل داده تا همچون یک خانواده علمی جهانی با یکدیگر همکاری کرده و از این طریق به بنیادی‌ترین سوال‌هایی که نوع بشر تاکنون پرسیده است، پاسخ گویند

 

نقل از سایت جهانی نجوم

 

The International Year of Astronomy is Almost Here!

January 1 of 2009 brings with it the International Year of Astronomy, a worldwide celebration commemorating Galileo Galilei's first astronomical observation through a telescope. 135 nations are collaborating to promote astronomy and its contribution to society and culture, with events at regional, national, and global levels, to bring the Universe closer to more people on Earth. Events and activities will take place over the coming 365 days and beyond. How can you participate? Here's a list of several IYA activities events taking place during the next year. If you or a group you are affiliated with are hosting an IYA event, feel free to post it in the comments section. The International Year of Astronomy 2009 (IYA2009) has been launched by the International Astronomical Union (IAU) and the United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization (UNESCO). With so many events, the IYA is sure to make "The Universe, yours to discover."
365 Days of Astronomy Podcast. This one is near and dear to my heart, as I've been part of the group of great folks working behind the scenes to launch this project. This project will publish one podcast per day, for all 365 days of 2009. The podcast episodes are written, recorded and produced by people around the world. And what great topics people are submitting! Tips for using your
first telescope, celebrating 5 years of the Mars Exploration Rovers, Top Ten Reasons Stargazing is Cool, and the link between space and beer are just a few of the titles from the first few weeks. Listen every day, and if you'd like to participate by contributing a podcast of your own (less than 10 minutes in length) check out the 365 Days of Astronomy website on how to record and submit a podcast. You'll be hearing my voice a few times during the year (in fact, listen to the January 1 podcast!) as well as the voices of Fraser Cain and Ian O'Neill, too, and many others. So you don't miss a single one of the 365 podcasts, subscribe via RSS, or iTunes. And here's the 365 Days of Astronomy trailer, reminding you to listen every day.
 

Opening Ceremonies: Many nations are holding their own Opening Ceremonies in January and February, showing their dedication to the Year. The official opening ceremonies take place in France on Jan. 15 and 16, but is not open to the public. Check out this website for opening ceremonies in your country.

Solar Physics. Don't be surprised to see telescopes on the streets on New Year's Day. The IYA2009 Solar Physics Group have been busy planning a grand worldwide campaign, with over 30 countries involved at more than 150 venues, which will see amateur stargazers set up their telescopes on pavements as well as in science centers, letting passers-by observe the Sun using special safety equipment.

The Cosmic Diary is an example of a global activity occurring during 2009, with the release of its official website on New Year's Day. The project concerns the daily lives of full-time astronomers. More than 50 bloggers, professionals from over 35 countries and employed by organisations such as ESO, NASA, ESA and JAXA have already begun producing content, writing about their lives, the work they conduct and the challenges they face. The public can see what being an astronomer is really like, and how ground-breaking research is conducted.

100 Hours of Astronomy: April 2-5, 2009. Includes a wide range of public outreach activities such as live webcasts, observing events and more. One of the key goals of 100 Hours of Astronomy is to have as many people as possible look through a telescope, just as Galileo did for the first time 400 years ago. Check out 100 Hours of Astronomy's website.

From Earth to the Universe. This is exhibition that will bring large-scale astronomical images to a wide public audience in non-traditional venues such as public parks and gardens, art museums, shopping malls and metro stations. Over 30 countries around the world are currently in the development phase of FETTU projects, many with multiple locations. Some 15 countries plan to begin FETTU exhibitions within the first month of 2009, ranging in size from 25 to over 100 images on display. FETTU will be introduced to the global community at the Opening Ceremony at UNESCO headquarters in January 2009. Find out more at their website.

The World at Night. Brings to the public a collection of stunning photographs and time-lapse videos of the world's landmarks with the sky in the background. The World at Night is preparing more than 30 exhibitions and educational events around the world.

Dark Skies Awareness. One of IYA2009's aims is to raise awareness of light pollution, and how the beauty of the night sky is progressively being drowned out, particularly over urban areas. The project Dark Skies Awareness is tackling these issues head-on in a practical, inclusive manner. One way in which it is doing this is by holding star-counting events, where the public are encouraged to see how many stars in a particular area of the sky are actually visible from their location. When compared with data from truly dark sites, the results are often very surprising! The "How Many Stars" event will run from January 2009.

A list of event highlights is available on the official IYA2009 website. From there it is also possible to link to the different country websites, or National Nodes, responsible for organizing local events in the many participating countries.

IYA2009 wants to involve the public at many events, and amateur astronomers are organizing events. Known for their enthusiasm, this army of helpers is growing every day, preparing to promote astronomy in a stunning variety of ways. In fact, so many thousands of people across the globe are already involved, they have formed the world's largest ever astronomy network. Please feel free to add info in the comments section for any events you know of. Thanks!

http://www.universetoday.com/2008/12/30/the-international-year-of-astronomy-is-almost-here/


 
ستارگان نوترونی بخش دوم
ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧ : توسط : حسین

توجیه خصوصیات و رفتارهای عجیب و دوگانه سیاه چاله‌ها و ستارگان نوترونی

بخش دوم


یادآوری: منظور ما از جرم نوترونی در این مبحث ، یک سیاه چاله و یا یک ستاره نوترونی میباشد .



اگر سیاه چاله‌ها وجود دارند آیا می توانند تمامی جرم‌های عالم را در خود ببلعند ؟

جواب سوال این است که چون اجرام نوترونی دوران دارند، این مسئله باعث دوران میادین گرانشی پیرامون آنها شده و اجرام سنگین موجود در پیرامون آنها مجبور به چرخش حول آنها خواهند شد که در این میان گازها محکوم به سقوط به مرکز گرانش اجرام نوترونی هستند و اجرام سنگین تحت شرایط بخصوصی در کام سیاه چاله‌ها فرو رفته و به این علت بخصوص ، فعلا تمامی اجرام عالم در کام اجرام نوترونی فرو نمی روند . ولی به هر حال ، دیر یا زود این روی داد اتفاق خواهد افتاد و در نهایت تمامی اجرام عالم در کام اجرام نوترونی فرو رفته و حتی اجرام نوترونی بزرگتر اجرام نوترونی کوچکتر را در خود ادغام خواهند کرد .


سفید چاله چیست؟

طبق تعریف معادله نسبیت عام دارای زیر ساخت ریاضی محکمی است که با زمان متناسب است و مزیت آن هم این است که می توان زمان را به سریعتر از آنکه به آینده برود به عقب برد .

اگر شما این معادله را که بتواند روی زمان کنترل داشته باشد برای سیاه چاله بنویسید نتیجه‌اش شیی به نام سفید چاله خواهد بود که کاملا خلاف سیاه چاله به نظر میرسد به این مفهوم که اگر چیزی از دام سیاه چاله نمی تواند بگریزد ، چیزی نخواهد توانست به دام سفید چاله بیافتد ، در واقع اگر سیاه چاله کارش بلعیدن باشد سفید چاله کارش بیرون انداختن است .

در واقع سفید چاله‌ها در دنیای ریاضی زندگی می کنند و این بدان معنا نیست که حتما باید در دنیا وجود داشته باشند در حقیقت آنها اصلا وجود خارجی ندارند زیرا راهی برای تولید آنها وجود ندارد . "

سفر به گذشته غیر ممکن به نظر میرسد برای اینکه این موضوع بیشتر از آنکه پدیده‌ای فیزیکی به نظر برسد ، پدیده‌ای بیولوژیک است ، به این معنی که ما در سفر به گذشته مجبور به کشتن زندگان و زنده کردن مردگانیم ، به طور کلی یعنی نابود کردن چیزهایی که بوجود آمده‌اند و پدیدار کردن چیزهایی که نابود شده‌اند که بسیار غیر ممکن میباشد . ولی ما میتوانیم چنین تصور کنیم که یک سفید چاله یک جرم نوترونی با سرعت دوران غیر معمول و بسیار زیاد است که در این حالت بخصوص پدیده وارونگی میدان گرانشی برای آن روی داده است ، در این حالت گرانش به ضد گرانش تبدیل میشود و شتاب گرانش به شتاب گرانش منفی تبدیل خواهد شد و جرم نوترونی بجای جذب ماده ، آن را به شدت از خود میراند ، موضوعی است که به آن در مبحث " ساختار فیزیکی و تکنولوژی پرواز بشقاب پرنده‌ها " خواهیم پرداخت .


تازه‌هایی در باره سیاه چاله‌ها:

دانشمندان ناسا با همکاری جمعی از همکاران بین المللی خود و با کمک ماهواره ژاپنی "سوزاکو" به مشاهدات شگفت انگیز و جدیدی از سیاه چاله‌ها دست یافته‌اند . جزئیات عجیبی از فضا و زمان منحنی وار که پیش از این با این دقت مشاهده نشده بود .

مشاهدات عبارت بودند از اندازه گیری سرعت چرخش سیاه چاله‌ها و نیز اندازه گیری زاویه ریزش مواد به داخل آن . این مشاهدات بر پایه عکس‌العمل نور در هنگام نزدیکی به یک سیاه چاله و رسیدن به مرزی که به آن "مرز آهنی K " گفته می شود صورت گرفته است . وجود این نوار مرزی که تا کنون بعلت فقدان شواهد کافی مورد تردید قرار داشت اکنون با قاطعیت ثابت شده است و بعنوان یک معیار قابل قبول از جاذبه خرد کننده سیاه چاله‌ها مورد قبول قرار گرفته است . ماهواره سوزاکو مجهز به جستجو گر اشعه ایکس و طیف نگار اشعه ایکس است . این دو دستگاه به اتفاق این قابلیت را دارند که طیف گسترده‌ای از انرژی‌های اشعه ایکس را بخصوص آن دسته از اشعه‌های ایکس با سطوح بالاتری از انرژی را شناسایی کنند . به این منظور برای شروع ، سیاه چاله‌هایی با جرمهای فوق‌العاده زیاد در اولویت گرفته‌اند . این گونه سیاه چاله‌ها در مرکز اغلب کهکشانها وجود دارند و جرمشان معادل با جرم میلیونها تا بیلیونها خورشید در محدوده‌ای به وسعت کل منظومه شمسی ما است.

سیگنالهای طیفی سیاه چاله‌هایی که "سوزاکو" آنها را ردیابی کرده است پیش از این هم توسط ماهواره اروپایی" نیوتون" دیده شده بود اما سوزاکو از حساسیت بسیار بالاتری نسبت به انواع پیشین خود برخوردار است.

مجموعه‌ای از مشاهدات صورت گرفته با سوزاکو نشان می دهد که مرز آهنی K در تمامی کهکشانها وجود دارد و سیگنالهای دریافتی از آن ناشی از وجود جاذبه شدید در جوار این مرز است . به همین علت هدف بلند مدت اکتشافات فضایی ناسا بر مبنای کشف و شناسایی مرز آهنی K برای یافتن تصویری مشخص از یک سیاه چاله قرار گرفته است.

این گروه تحقیقاتی با بررسی کهکشان MCG-6-30-15 به این نتیجه رسیدند که صفحه چرخانی از مواد سیاه چاله را تغذیه می کند که اصطلاحا صفحه تغذیه کننده نامیده می شود و زاویه 45 درجه نسبت به خط دید ما می سازد . چنین اندازه گیری دقیقی پیش از این امکان پذیر نبوده است . در واقع وجود مرز آهنی Kکلید معمای اندازه گیری جرم و انرژی یک سیاه چاله است.

به تازگی ناسا با همکاری جمعی از دانشمندان ایتالیایی با استفاده از داده‌های ارسالی فضا پیمای "سویفت" برای اولین بار توانست نوع موادی که از سیاه چاله‌ها به خارج از آن پرتاب می شوند را مشخص کند.

مواد موجود در این فورانهای سیاه چاله‌ای عموما در کوازارها و سایر اجرام سماوی نیز دیده می شوند این مواد اغلب با سرعت نور به خارج پرتاب می شوند . این تیم تحقیقاتی موفق به گشودن معمایی شده است که پیشینه آن به دهه هفتاد میلادی بر می گردد.

فورانهای مواد سیاه چاله‌ای عموما مرزهای کهکشانها را برای صدها هزار سال نوری در می نوردند . آنها از منابع اولیه توزیع مواد و انرژی در جهان و همچنین کلید فهم و درک چگونگی شکل گیری کهکشانها و بسیاری معماهای گشوده نشده همچون منشا انرژی در جهان می باشند . فورانهای سیاه چاله‌ای یکی از بزرگترین پارادوکسهای ( تناقض های ) موجود در اختر شناسی هستند چرا که از یک سو هیچ چیزی در جهان نمی تواند از جاذبه فوق‌العاده شدید سیاه چاله‌ها بگریزد و از سوی دیگر مواد سیاه چاله‌ای با سرعت نور به فضای لایتناهی پرتاب می شوند . ما هنوز نمی دانیم این فورانها چگونه شکل می گیرند و تنها چیزی که تا حال به قطعیت دریافته‌ایم این است که از چه موادی تشکیل شده‌اند . مبحث سیاه چاله‌ها برای چندین دهه است که به بحث داغ روز محافل علمی تبدیل شده است دانشمندان اکنون همگی بر این ایده اتفاق نظر دارند که مواد فورانی یا باید از الکترون و پوزیترون تشکیل شده باشند و یا از الکترون و پروتون. البته اطلاعات حاصله از فضا پیمای "سویفت" شواهدی دال بر وجود پروتون در این مواد را دارد.

اغلب کوازارها نیز فورانهایی دارند . یک کوازار هسته یک کهکشان است که انرژی‌اش توسط یک سیاه چاله ابر جرم که جرمی معادل میلیونها خورشید ما را دارد تامین می شود . مواد پاشنده در دو جهت مخالف فوران می کنند از صفحه گاز چرخانی که گرداگرد سیاه چاله در چرخش است.

این تیم تحقیقاتی ، نوعی کوازار را با نام بلازار مورد بررسی قرار دادند ، بلازارها کوازارهایی هستند که جهت فورانهایشان همیشه رو به سمت ما است انگار که در مقابل یک لوله تفنگ قرار گرفته باشیم . این تیم دو بلازار را مورد مطالعه قرار دادند 0212+735 و PKS 0537-286 که در فاصله ده بیلیون سال نوری از ما قرار دارند.

تا پیش ازاین تلسکوپها قدرت دیدن جزئیات فورانهای سیاه چاله‌ای را که در طول موجهای بین طول موج امواج اشعه ایکس و طول موج امواج اشعه گاما و با انرژی معادل ده کیلو الکترون ولت ( keV ) و حتی بیشتر به فضا پرتاب می شوند را نداشتند.

این تیم در مسیر تحقیقات خود به فوتونهایی برخورد کرده است که پس از رسیدن به حداکثر10 keV دچار افت انرژی می شوند این همان فوتونهای اشعه ایکس است که تا 10 keV به اوج انرژی خود می رسند و سپس افت می کنند . این کشف وجود زوجهای الکترون - پوزیترون را رد می کند.

این تجزیه و تحلیل در چندین مرحله انجام شد . اطلاعات "سویفت" بر این اساس بود که سرعت پاشندگی مواد سیاه چاله ای تا 99.9 درصد به سرعت نور نزدیک است و 200 بیلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون ذره را با خود به همراه دارد . با توجه به این مساله دانشمندان توانستند در وهله اول کل انرژی جنبشی این مواد را محاسبه کنند و در قدم بعدی با مقایسه بین میزان این انرژی جنبشی با میزان انرژی فوتونهای نور توانستند جرم مواد پاشنده و در نهایت ترکیبات آن را به دست آورند.

میزان جرم محاسبه شده تقریبا به اندازه جرم سیاره مشتری است به این صورت که مرکز سیاه چاله همانند یک مسلسل جرمی معادل مشتری را با سرعتی نزدیک به سرعت نور به خارج از کهکشان پرتاب می کند و انرژی فوق العاده زیادی را در جهان تولید می کند.

این یافته یک سر آغاز مهم برای دانستن این نکته است که مواد چگونه شکل گرفته‌اند و هدفی برای فعالیتهای آتی ناسا با استفاده از تلسکوپ فضاییGLA و ماهواره ژاپنی سوزاکو خواهد بود.

همانطور که قبلا گفتیم 1- در هسته کهکشانها یک جرم نوترونی واحد وجود ندارد بلکه هسته کهکشانها تشکیل شده از چندین جرم نوترونی به تعداد زیاد است 2 - هیچ پارادوکسی ( تناقضی ) در رفتار اجرام نوترونی وجود ندارد ، رفتاری که در آنها به صورت دوگانه مشاهده میشود کاملا قابل توجیه هستند چرا که ما دانستیم فورانهای ذرات باردار چگونه انجام می گیرد و علت آن چیست ! 3 - اطلاعات حاصله از فضا پیمای "سویفت" کاملا درست است ، اجرام نوترونی ، پروتونها را پرتاب ولی الکترونها را دریافت می کنند و علت آن قبلا توضیح داده شده است 4 - با توجه به اینکه این تیم در مسیر تحقیقات خود به فوتونهایی برخورد کرده است که پس از رسیدن به حداکثر10 keV دچار افت انرژی می شوند و این همان فوتونهای اشعه ایکس است که تا 10 keV به اوج انرژی خود می رسند و سپس افت می کنند . این کشف وجود زوجهای الکترون - پوزیترون را رد می کند و چنین به نظر میرسد که تئوری هاوکینگ مربوط به تبخیر سیاه چاله‌ها درست نباشد و اجرام نوترونی در بیشتر موارد با افزایش جرم روبرو هستند که این افزایش، تصاعدی بوده و میتواند خیلی سریع منجر به بروز عدم تعادل در کیهان و در نهایت انهدام آن شود.

عکس فوق توسط آشکار سازی اشعه ایکس گرفته شده است ، حجم کروی شکل بیانگر ذرات پراکنده شده توسط انفجار ابر نو اختری و نقطه نورانی در مرکز کره ، نشان دهند ستاره نوترونی بوجود آمده است . این تصویر مدرک کاملی دال بر وجود اجرام نوترونی در فضا می باشد .

افشانندگی و پرتاب ذرات باردار مثبت توسط یک جرم نوترونی دوار با سرعت زاویه‌ای زیاد ، چیزی شبیه به عکسهای زیر است.

منبع:محمدرضا طباطبایی

ki2100.com/physics/black-hole.htm
articles.ir

نقل از انجمن علمی پردیس کوروش کبیر


 
ستارگان نوترونی و سیاه چاله ها بخش اول
ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٧ : توسط : حسین

 

 

 

توجیه خصوصیات و رفتارهای عجیب و دوگانه سیاه چاله‌ها و ستارگان نوترونی


بخش اول


یادآوری: منظور ما از جرم نوترونی در این مبحث ، یک سیاه چاله و یا یک ستاره نوترونی میباشد .

1- تاثیرات دوران(سرعت زاویه‌ای) بر شکل هندسی(حجمی) یک جرم نوترونی:

شکل هندسی واقعی یک جرم نوترونی ، بسته به سرعت دوران ( سرعت زاویه‌ای ) از یک کره تا یک تورس ( Torus ) متغیر است ، یعنی اشکال زیر !
 

 

علت اختیار شکل تورس برای بعضی از اجرام نوترونی این است که سرعت دوران بعضی از آنها آنقدر زیاد است که نیروی گریز از مرکز باعث پخ و تو خالی شدن آنها میشود ، سرعت دوران بعضی از آنها چند هزار دور در ثانیه تخمین زده میشود و سرعت حرکت بعضی از ستارگان نوترونی 4000 کیلومتر در ثانیه اندازه گیری شده است . اجرام نوترونی میتوانند در مشخصات فیزیکی بسیار متنوع و گوناگون باشند

یک ستاره نوترونی در هر ثانیه بیش از 1120 بار دور خود می‌چرخد.

به گزارش سایت اینترنتی "space.com"، این ستاره نوترونی در حقیقت بقایای سوخته ستاره عظیمی است که هم اکنون به چگالی بسیار زیادی دست یافته که این میزان چگالی پیش از این تنها در سیاه چاله‌ها مشاهده شده است .

به گفته ستاره شناسان ، چگالی این ستاره نوترونی به اندازه‌ای زیاد است که برای درک آن باید بتوانیم تمامی جرم ستاره خورشید را در منطقه‌ای به ابعاد یک شهر جای بدهیم . ماده در این ستاره به اندازه‌ای فشرده شده است که تنها جرمی برابر با یک بند انگشت از این ستاره ، در کره زمین صدها بیلیون تن وزن خواهد داشت .

ستاره شناسان عقیده دارند دلیل چرخش دورانی سریع این ستاره ، تمرکز شدید تمامی انرژی حرکتی آن است . در این ستاره نوترونی که خود بازمانده یک ستاره عظیم است، هر از چند گاهی انفجارهای حرارتی - هسته‌ای بزرگی رخ می‌دهد و پرتوهای اشعه ایکس از آن منتشر می‌شوند . هم اکنون ستاره شناسان آژانس فضایی اروپا با استفاده از ماهواره‌ی "اینتگرال" این سازمان با مشاهده همین انفجارها موفق به اندازه گیری سرعت چرخش این ستاره ، به نام XTE J1739-285 شده‌اند .

ستاره مذکور هم اکنون با سرعت 1120 چرخش در هر ثانیه ، دور محور خود می‌گردد . بیشترین رکورد ثبت شده برای چرخش وضعی ستاره‌ها پیش از این به ستاره نوترونی دیگری تعلق داشت که در هر ثانیه 760 بار دور خود می‌چرخید .

به گفته "اریک کولکرز" دانشمند آژانس فضایی اروپا ، سرعت چرخش این ستاره بیشتر از میزانی است که ما در گذشته تصور می‌کردیم که ممکن است برای یک ستاره اتفاق بیافتد و به همین علت باید مشاهدات بیشتری برای تایید سرعت چرخش ستاره مذکور انجام شود .

دانشمندان عقیده دارند ، سرعت چرخش ستاره‌ها دارای یک حد بالای نهایی است که چنانچه سرعت چرخش یک ستاره از آن بالاتر رود ، ستاره از هم می‌پاشد .

با این وجود از آنجا که ساختار ستاره‌های نوترونی هنوز دقیقا مشخص نیست ، دانشمندان نیز نمی‌توانند حد بالای سرعت چرخش دورانی این ستاره‌ها را تعیین کنند . به غیر از ستاره‌های نوترونی ، برخی سیاه چاله‌ها نیز از جمله اجرام آسمانی عظیم با سرعت چرخش وضعی بالا هستند . سال میلادی گذشته ستاره شناسان موفق به کشف سیاه چاله‌ای شدند که با سرعت 950 دور در ثانیه حول خود می‌چرخد . برای مقایسه ، ستاره خورشید در منظومه شمسی با سرعتی بسیار کمتر و در هر 36 روز تنها یک بار حول محور خود می‌چرخد . "

با توجه به این چنین سرعتهای دورانی بالایی برای یک جرم نوترونی ، می‌توان با در نظر گرفتن نیروی گریز از مرکز وارده بر پیکره آن و مقاومت بسیار زیاد شبکه نوترونی ، برای سرعتهای بیشتر از 1000 دور در ثانیه شکل زیر را تصور نمود:

 

2- بار الکتریکی یک جرم نوترونی

مقادیر زیادی از الکترونها قبل از انفجار یک ستاره در سطح آن تجمع کرده و با انفجار ستاره همراه با پوسته آن به بیرون پرتاب میشوند . در این وضعیت توازن مابین تعداد الکترونها و پروتونها در ستاره به هم خورده و تعداد پروتونها بیشتر از تعداد الکترونها میشود که به دنبال آن نوترون کمتری تولید میشود و مقدار بسیار زیادی از پروتونها همراه نوترونها تشکیل یک جرم متحد را میدهند و همانطور که میدانیم در هسته عناصر به اندازه عدد اتمی عنصر ، پروتون وجود دارد و الکترون مازادی در ستارگان وجود ندارد که آنها را تبدیل به نوترون کند ، بدیهی است که این پروتونها به علت داشتن دافعه الکتریکی نسبت به یکدیگر ، در سطح بیرونی جرم نوترونی تجمع خواهند کرد که بار الکتریکی مثبت جرم نوترونی را فوق‌العاده زیاد خواهند نمود .  

به هر حال می‌توان سه لایه کلی برای جرم نوترونی در نظر گرفت:

1- هسته مرکزی، متشکل از نوترون‌های خالص

2- لایه میانی، مخلوطی از نوترونها و پروتونها

3- لایه خارجی، پروتون خالص ، به شکل زیر توجه نمایید

پوسته قرمز رنگ بیانگر تجمع پروتونهای خالص در سطح خارجی یک جرم نوترونی دوار است که جهت درک موضوع به مقدار 30 درجه برش خورده است.
 

3 - میدان الکتریکی، گرانشی و مغناطیسی یک جرم نوترونی دوار(در حال چرخش)
 

در شکل فوق جرم نوترونی از بالا و در حال چرخش موافق عقربه‌های ساعت نشان داده میشود ، مارپیچ یا دوایر سبز رنگ بیانگر انحنا یا دوران میدان گرانشی موافق عقربه‌های ساعت است ، برای اینکه به صورت قراردادی امتداد بردارها یا نیروهای گرانشی را از خارج به طرف مرکز میدان در نظر می‌گیریم و مارپیچ یا دوایر قرمز رنگ ، بیانگر دوران میدان الکتریکی موافق عقربه‌های ساعت است که با توجه به جهت میدان الکتریکی مثبت ، جهت اصلی میدان الکتریکی مخالف جهت چرخش عقربه‌های ساعت خواهد شد . در شکل فوق جهت میدان گرانشی و میدان الکتریکی مخالف یکدیگر شکل می‌گیرند .
 

شکل فوق جرم نوترونی قبلی را از پهلو نشان میدهد ، خطوط آبی رنگ ، بیانگر میدان مغناطیسی حاصل از دوران میدان الکتریکی است و این میدان مغناطیسی به واسطه وجود میدان الکتریکی و گرانشی فوق‌العاده قوی و شدید جرم نوترونی ، از کناره‌ها بریده و یا اینکه به شدت خم شده است و بعد از خوابیدن بر میدان الکتریکی و گرانشی به صورت موازی در آمده است .

شکل فوق نمای پرسپکتیو همان جرم دوار نوترونی را نشان میدهد ، مارپیچ‌های بنفش رنگ که جهت تاب خوردن آنها هم جهت با دوران میدان الکتریکی است ، مسیر ورود ( سقوط ) ذرات باردار منفی به داخل جرم نوترونی و همچنین خروج ( پرتاب ) ذرات باردار مثبت را نشان میدهد ، برای اینکه ما به صورت قراردادی امتداد نیروها و یا بردارهای میدان الکتریکی مثبت را از داخل به خارج میدان در نظر می‌گیریم . برای واضح بودن رسم ، فقط یک سطح از سه میدان گرانشی ، الکتریکی و مغناطیسی رسم شده است و میتوانیم شکل فوق را در تمامی ابعاد توسعه دهیم . در حقیقت چنین به نظر میرسد که یک جرم نوترونی باردار دوار برای ذرات باردار همانند یک شتاب دهنده فوق‌العاده قوی نجومی عمل میکند و یک ابر جت مکش و پرتاب ذرات باردار در فضاست ،
 

ولی یک جرم نوترونی برای نوترونها صرفا جذب کننده به نظر میرسد ، و علت آن این است که قدرت میدان الکتریکی و مغناطیسی یک جرم نوترونی باردار به مراتب بیشتر از قدرت میدان گرانشی آن است و در این حالت بخصوص ، گرانش جرم نوترونی نمی‌تواند آنچنان بر ذرات باردار تاثیر گذار باشد ، بلکه در نهایت این میدان الکترومغناطیسی جرم نوترونی است که میتواند برای ذرات باردار تاثیر گذار باشد . یک جرم نوترونی دوار ، همچون شتاب دهنده مغناطیسی ( مداری یا چرخشی ) به ذرات باردار انرژی و شتاب می‌دهد ، پدیده‌ای است که مشاهده شده و آن را پارادوکس ( تناقض ) بزرگ اجرام نوترونی می‌شناسند و علت آن این است که ، زمانی که نور توان فرار از گرانش جرم نوترونی را ندارد چگونه ذرات باردار توان فرار از میدان گرانش را خواهند داشت ؟ که با توجه به توضیحات فوق ، مسئله‌ای کاملا ساده و طبیعی به نظر رسیده و نمی‌تواند تناقضی با ساختار فیزیکی یک جرم نوترونی باردار داشته باشد . گازهایی که وارد میدان گرانشی میشوند بعد از به چرخش در آمدن به دور جرم نوترونی ، به مرور زمان واکنش هسته‌ای انجام داده و بعد از تولید و انتشار امواج الکترومغناطیسی که بیشتر به صورت اشعه ایکس است به طرف مرکز حرکت و بعد از تبدیل شدن به نوترون ، همراه پروتونها جذب جرم نوترونی شده که در این حالت مقداری از پروتونها با سرعتی نزدیک به سرعت نور به خارج پرتاب میشوند ، آنهم به صورت مارپیچی و دورانی .
 

4 - سرعت حرکت اجرام نوترونی

ساختار فیزیکی که یک جرم نوترونی دارد میتواند به آن شتاب و سرعت فوق‌العاده‌ای بدهد، یعنی چیزی نزدیک به 4000 کیلومتر در ثانیه و حتی بیشتر از آن.

5- شناسایی اجرام نوترونی

بخاطر خاصیت جذب نور ، تشخیص اجرام نوترونی بسیار مشکل است و مهمترین راهی که به کیهان شناسان امکان شناسایی آنها را می‌دهد ، مشاهده دیسک تجمعی است . نکته زیبا اینجاست که گازها و مواد قسمتهای داخلی دیسک ، سریعتر از گاز نواحی دور دست می چرخند و در واقع سرعت قسمتهای مختلف دیسک متفاوت است . لذا گازها تحت اصطکاک ، مالش و یونیزه شدن و برخورد شدید با یکدیگر در میادین گرانشی و الکتریکی ، بسیار داغ شده و از خود انواع مختلفی از تشعشعات حامل انرژی را ساطع میکنند و یک منبع نیرومند پرتو x را تشکیل می‌دهند که توسط تلسکوپهای امواج x قابل رویت می‌باشد . علاوه بر امواج ایکس از طریق وجود لنزهای گرانشی ، و ستاره‌ای در حال چرخش به دور یک شی غیر قابل رویت نیز می توان به وجود اجرام نوترونی در یک منطقه از فضا پی‌برد . به طور کلی اجرام نوترونی در دو نوع چرخان و تقریبا غیر چرخان وجود دارند و بعضی از آنها که به سیاه چاله‌های کهکشانی موسومند در داخل یک مرکز ( هسته ) کهکشان تشکیل می‌شوند . شواهدی از وجود این اجرام در قلب کهکشانها در دست است.

لازم به توضیح است ، همانطور که قبلا در مورد دوران میادین گفته شد با دوران یک جرم نوترونی ، میدان گرانشی آن نیز دوران کرده و به صورت منحنی دایره‌ای شکل در می‌آید که ستاره مجاور ( همدم ) آن مجبور است بدون اینکه جذب مرکز گرانش شود به دور جرم نوترونی به چرخش درآید و باریکه‌ای از گاز ستاره به صورت مارپیچ به طرف جرم نوترونی سقوط کند که مطالعه ساختار اجرام نوترونی میتواند پدیده دوران میادین را مشخص و معلوم کند.

دیسک تجمعی در پیرامون یک جرم نوترونی دوار ، منطقه‌ای بسیار شگفت انگیز میباشد ، برای اینکه اتم‌های یونیزه شده از یک طرف تحت تاثیر نیروی جاذبه گرانشی قرار می‌گیرند و از طرف دیگر نیروی دافعه الکتریکی بر آنها اعمال میشود که سر انجام نهایی فرآیند ، حرارتهای خیلی بالا به علت اصطکاکی است که میتوان اسم این پدیده را اصطکاک گرانشی الکترومغناطیسی نامید که میتواند از شدت میدان الکتریکی ذرات باردار کاسته و آنها را جذب هسته سیاه‌چاله نماید.

6 - پالسار یا پولسار چیست ؟
پالسار نوعی ستاره نوترونی است با این تفاوت که دارای اسپین و چرخش است . اینها در حوضه پرتوی ایکس اشعه ساطع می‌کنند که به صورت مخروطی سو سو زنان مشاهده می‌شوند این چرخش‌ها باعث می‌شود که میدان مغناطیسی آن نیز به موازات آن دارای اسپین باشد . موضوع جالب دیگر در زمینه این ستاره‌های نوترونی حرکت سریع آنها در فضا است .

7 - معمای تابش اجرام نوترونی
اخترشناسان به رفتار عجیب و بیگانه اجرام نوترونی عادت کرده‌اند ، اما آنان در رویای‌شان نیز کشف اخیر در مورد اینگونه از ستارگان را پیش بینی نمی‌کردند . در مقاله‌ای در مجله طبیعت (Nature) ، یک گروه بین‌المللی از محققان اعلام کرده‌اند که این باقیمانده‌های ستاره‌ای ، گاهی امواج رادیویی بسیار قوی تابش می‌کنند . این تابش‌ها تنها کسری از ثانیه طول می‌کشند . این نوع تابش از قوی‌ترین منابع امواج رادیویی در آسمان محسوب می‌شود ، حتی قوی‌تر از خورشید

منبع:محمدرضا طباطبایی

ki2100.com/physics/black-hole.htm
articles.ir

نقل از انجمن علمی پردیس کوروش کبیر


 
NASA Successfully Tests First Deep Space Internet
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

PASADENA, Calif. -- NASA has successfully tested the first deep space communications network modeled on the Internet.
Working as part of a NASA-wide team, engineers from NASA's Jet Propulsion Laboratory in Pasadena, Calif., used software called Disruption-Tolerant Networking, or DTN, to transmit dozens of space images to and from a NASA science spacecraft located about 20 million miles from Earth.

"This is the first step in creating a totally new space communications capability, an interplanetary Internet," said Adrian Hooke, team lead and manager of space-networking architecture, technology and standards at NASA Headquarters in Washington.

NASA and Vint Cerf, a vice president at Google Inc., in Mountain View, Calif., partnered 10 years ago to develop this software protocol. The DTN sends information using a method that differs from the normal Internet's Transmission-Control Protocol/Internet Protocol, or TCP/IP, communication suite, which Cerf co-designed.

The Interplanetary Internet must be robust to withstand delays, disruptions and disconnections in space. Glitches can happen when a spacecraft moves behind a planet, or when solar storms and long communication delays occur. The delay in sending or receiving data from Mars takes between three-and-a-half to 20 minutes at the speed of light.

Unlike TCP/IP on Earth, the DTN does not assume a continuous end-to-end connection. In its design, if a destination path cannot be found, the data packets are not discarded. Instead, each network node keeps the information as long as necessary until it can communicate safely with another node. This store-and-forward method, similar to basketball players safely passing the ball to the player nearest the basket means information does not get lost when no immediate path to the destination exists. Eventually, the information is delivered to the end user.

"In space today, an operations team must manually schedule each link and generate all the commands to specify which data to send, when to send it, and where to send it," said Leigh Torgerson, manager of the DTN Experiment Operations Center at JPL. "With standardized DTN, this can all be done automatically."

Engineers began a month-long series of DTN demonstrations in October. Data were transmitted using NASA's Deep Space Network in demonstrations occurring twice a week. Engineers use NASA's Epoxi spacecraft as a Mars data-relay orbiter. Epoxi is on a mission to encounter Comet Hartley 2 in two years. There are 10 nodes on this early interplanetary network. One is the Epoxi spacecraft itself and the other nine, which are on the ground at JPL, simulate Mars landers, orbiters and ground mission-operations centers.

This month-long experiment is the first in a series of planned demonstrations to qualify the technology for use on a variety of upcoming space missions. In the next round of testing, a NASA-wide demonstration using new DTN software loaded on board the International Space Station is scheduled to begin next summer.

In the next few years, the Interplanetary Internet could enable many new types of space missions. Complex missions involving multiple landed, mobile and orbiting spacecraft will be far easier to support through the use of the Interplanetary Internet. It also could ensure reliable communications for astronauts on the surface of the moon.

The Deep Impact Networking Experiment is sponsored by the Space Communications and Navigation Office in NASA's Space Operations Mission Directorate in Washington. NASA's Science Mission Directorate and Discovery Program in Washington provided experimental access to the Epoxi spacecraft. The Epoxi mission team provided critical support throughout development and operations.


 
Hubble Scores a Perfect Ten
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین
 
Hubble image of Arp 147

> Larger image

Release No. STScI-PRC08-37
Credit: NASA, ESA, and M. Livio (STScI)

NASA's Hubble Space Telescope is back in business.

Just a couple of days after the orbiting observatory was brought back online, Hubble aimed its prime working camera, the Wide Field Planetary Camera 2 (WFPC2), at a particularly intriguing target, a pair of gravitationally interacting galaxies called Arp 147.

The image demonstrated that the camera is working exactly as it was before going offline, thereby scoring a "perfect 10" both for performance and beauty.

The two galaxies happen to be oriented so that they appear to mark the number 10. The left-most galaxy, or the "one" in this image, is relatively undisturbed apart from a smooth ring of starlight. It appears nearly on edge to our line of sight. The right- most galaxy, resembling a "zero," exhibits a clumpy, blue ring of intense star formation.

The blue ring was most probably formed after the galaxy on the left passed through the galaxy on the right. Just as a pebble thrown into a pond creates an outwardly moving circular wave, a propagating ring of higher density was generated at the point of impact. As this excess density collided with outer material that was moving inward due to the gravitational pull of the two galaxies, shocks and dense gas were produced, stimulating star formation.

The dusty reddish knot at the lower left of the blue ring probably marks the location of the original nucleus of the galaxy that was hit.

Arp 147 appears in the Arp Atlas of Peculiar Galaxies, compiled by Halton Arp in the 1960s and published in 1966. This picture was assembled from WFPC2 images taken with three separate filters. The blue, visible-light, and infrared filters are represented by the colors blue, green, and red, respectively.

The galaxy pair was photographed on October 27-28, 2008. Arp 147 lies in the constellation Cetus, and it is more than 400 million light-years away from Earth.

The Hubble Space Telescope is a project of international cooperation between NASA and the European Space Agency (ESA) and is managed by NASA's Goddard Space Flight Center (GSFC) in Greenbelt, Md. The Space Telescope Science Institute (STScI) conducts Hubble science operations. The institute is operated for NASA by the Association of Universities for Research in Astronomy, Inc., Washington, D.C.

STScI is an International Year of Astronomy 2009 (IYA 2009) program partner.

 
Mars Phoenix Lander Finishes Successful Work on Red Planet
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

WASHINGTON -- NASA's Phoenix Mars Lander has ceased communications after operating for more than five months. As anticipated, seasonal decline in sunshine at the robot's arctic landing site is not providing enough sunlight for the solar arrays to collect the power necessary to charge batteries that operate the lander's instruments.

Mission engineers last received a signal from the lander on Nov. 2. Phoenix, in addition to shorter daylight, has encountered a dustier sky, more clouds and colder temperatures as the northern Mars summer approaches autumn. The mission exceeded its planned operational life of three months to conduct and return science data.

The project team will be listening carefully during the next few weeks to hear if Phoenix revives and phones home. However, engineers now believe that is unlikely because of the worsening weather conditions on Mars. While the spacecraft's work has ended, the analysis of data from the instruments is in its earliest stages.

"Phoenix has given us some surprises, and I'm confident we will be pulling more gems from this trove of data for years to come," said Phoenix Principal Investigator Peter Smith of the University of Arizona in Tucson.

Launched Aug. 4, 2007, Phoenix landed May 25, 2008, farther north than any previous spacecraft to land on the Martian surface. The lander dug, scooped, baked, sniffed and tasted the Red Planet's soil. Among early results, it verified the presence of water-ice in the Martian subsurface, which NASA's Mars Odyssey orbiter first detected remotely in 2002. Phoenix's cameras also returned more than 25,000 pictures from sweeping vistas to near the atomic level using the first atomic force microscope ever used outside Earth.

"Phoenix not only met the tremendous challenge of landing safely, it accomplished scientific investigations on 149 of its 152 Martian days as a result of dedicated work by a talented team," said Phoenix Project Manager Barry Goldstein at NASA's Jet Propulsion Laboratory in Pasadena, Calif.

Phoenix's preliminary science accomplishments advance the goal of studying whether the Martian arctic environment has ever been favorable for microbes. Additional findings include documenting a mildly alkaline soil environment unlike any found by earlier Mars missions; finding small concentrations of salts that could be nutrients for life; discovering perchlorate salt, which has implications for ice and soil properties; and finding calcium carbonate, a marker of effects of liquid water.

Phoenix findings also support the goal of learning the history of water on Mars. These findings include excavating soil above the ice table, revealing at least two distinct types of ice deposits; observing snow descending from clouds; providing a mission-long weather record, with data on temperature, pressure, humidity and wind; observations of haze, clouds, frost and whirlwinds; and coordinating with NASA's Mars Reconnaissance Orbiter to perform simultaneous ground and orbital observations of Martian weather.

"Phoenix provided an important step to spur the hope that we can show Mars was once habitable and possibly supported life," said Doug McCuistion, director of the Mars Exploration Program at NASA Headquarters in Washington. "Phoenix was supported by orbiting NASA spacecraft providing communications relay while producing their own fascinating science. With the upcoming launch of the Mars Science Laboratory, the Mars Program never sleeps."

The University of Arizona leads the Phoenix mission with project management at JPL and development partnership at Lockheed Martin Corporation in Denver. International contributions came from the Canadian Space Agency; the University of Neuchatel, Switzerland; the universities of Copenhagen and Aarhus in Denmark; the Max Planck Institute in Germany; the Finnish Meteorological Institute; and Imperial College of London.

For additional information about Phoenix mission findings, visit:

http://www.nasa.gov/phoenix


 
Cassini Finds Mysterious New Aurora on Saturn
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

Saturn has its own unique brand of aurora that lights up the polar cap, unlike any other planetary aurora known in our solar system. This odd aurora revealed itself to one of the infrared instruments on NASA's Cassini spacecraft.

"We've never seen an aurora like this elsewhere," said Tom Stallard, a scientist working with Cassini data at the University of Leicester, England. Stallard is lead author of a paper that appears in the Nov. 13 issue of the journal Nature. "It's not just a ring of auroras like those we've seen at Jupiter or Earth. This aurora covers an enormous area across the pole. Our current ideas on what forms Saturn's aurora predict that this region should be empty, so finding such a bright aurora here is a fantastic surprise."

The new views are available online at: http://www.nasa.gov/cassini and http://saturn.jpl.nasa.gov.

Auroras are caused by charged particles streaming along the magnetic field lines of a planet into its atmosphere. Particles from the sun cause Earth's auroras. Many, but not all, of the auroras at Jupiter and Saturn are caused by particles trapped within the magnetic environments of those planets.

Jupiter's main auroral ring, caused by interactions internal to Jupiter's magnetic environment, is constant in size. Saturn's main aurora, which is caused by the solar wind, changes size dramatically as the wind varies. The newly observed aurora at Saturn, however, doesn't fit into either category.

"Saturn's unique auroral features are telling us there is something special and unforeseen about this planet's magnetosphere and the way it interacts with the solar wind and the planet's atmosphere," said Nick Achilleos, scientist at University College London, working with the Cassini magnetometer team at Imperial College. "Trying to explain its origin will no doubt lead us to physics which uniquely operates in the environment of Saturn."

The new infrared aurora appears in a region hidden from NASA's Hubble Space Telescope, which has provided views of Saturn's ultraviolet aurora. Cassini observed it when the spacecraft flew near Saturn's polar region. In infrared light, the aurora sometimes fills the region from around 82 degrees north all the way over the pole. This new aurora is also constantly changing, even disappearing within a 45 minute-period.

The Cassini-Huygens mission is a cooperative project of NASA, the European Space Agency and the Italian Space Agency. The Jet Propulsion Laboratory, a division of the California Institute of Technology in Pasadena, manages the mission for NASA's Science Mission Directorate, Washington, D.C. The Cassini orbiter was designed, developed and assembled at JPL. The visual and infrared mapping spectrometer team is based at the University of Arizona, Tucson.

Source: www.nasa.gov

 

 
مریخ : سیب کپلر
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

 

یوهان کپلر(1571-1630) یکی از دستیاران تیگو براهه منج مشهور دانمارکی  بود. وی تلاش می کرد تا تا از طریق ریاضیات، منظومه خورشید مرکزی را توجیه و ثابت کند. به همین دلیل کپلر، هندسه را برای توجیه این مسئله انتخاب کرد. او همچنین از طریق هندسه توانست، مدار سیارت و دوره تناوب آن ها را با درصد خطای کمترمحاسبه کند.  کپلر پیش از آنکه به عنوان دستیار تیگو براهه درآید، الگویی برای محاسبه نسبت فواصل بین سیارت ارائه کرد.

در این الگو، کپلر پنج چند وجهی منتظم ( نوعی چند وجهیست که اضلاع و زاویه های تمام وجوه آن یکسانند) را با ترتیب خاصی  به صورت تو در تو، در درون یکدیگر قرار داد. بین هر دو چند وجهی منتظم فضای خالی وجود داشت که در میان آن ها نیم کره هایی گنجانده شده بود. در این الگو، پنج چند وجهی منتظم و شش نیم کره تعبئه شده بود که نخستین و کوچکترین نیم کره در درون داخلیترین چند وجهی منتظم و ششمین و بزرگترین نیم کره در خارج از الگو قرار داشت به طوری که تمام الگو در این نیم کره واقع بود. این نیم کره ها نقش مدار سیارات را داشتند. و به این ترتیب کپلر توانست نسبت فواصل مدار سیارات را با 5 درصد خطا محاسبه کند.  کپلر با ارائه این الگو مهارت و قدرت ریاضی خود را نشان داد و به همین دلیل به عنوان دستیار تیگو براهه در اورانیبورگ، که رصد خانه ای بود در جزیره هون که توسط پادشاه دانمارک ساخته شده بود، منصوب شد. نخستین ماموریتی که به کپلر داده شد، محاسبه و تعیین مدار مریخ بود. وی در تعیین مدار مریخ از منظومه خورشید مرکزی استفاده کرد. او به مدت یک سال و نیم مشغول رصد و محاسبه مدار مریخ بود.

امّا او به نتیجه شگفت آوری  دست یافت. حرکت طولی مریخ (شرق وغرب دایره البروج ) که کپلر محاسبه کرد با حرکت طولی که تیگو براهه بدست آورده بود، حدود 8 دقیقه قوسی اختلاف داشت . دیگر دستیاران تیگو علت این اختلاف را خطای ابزار می دانستند. امّا کپلر این طور فکر نمی کرد، چون ابزار های آزمایشگاه تیگو براهه حداکثر خطایی که داشتند دو یا سه دقیقه بود. کپلر می پنداشت که مسیر حرکت مریخ نبایستی دایره باشد. به همین خاطر به دنبال شیوه دیگری برای محاسبه و تعیین مدار مریخ برآمد.  موضع رصد و محاسبه مدار مریخ توسط تیگو براهه و کپلر از زمین متحرک بود.

و به همین خاطر کپلر در صدد بر آمد تا چارچوب خود را از زمین متحرک به خورشید که ثابت است، منتقل کند. کپلر برای این کار، بایستی مدار زمین را به طور دقیق تعیین کند. او برای تعیین مدار زمین، فرض مسئله خود را چنین قرار داد که در لحظه ابتدا، زمین، خورشید و مریخ در یک راستا قرار دارند. دوره تناوب مریخ که او بدست آورده بود، 687 روز بود. پس از یک دوره مریخی (یعنی 687 روز) مریخ دوباره به موضع خود می رسد، امّا در این لحظه زمین در موضع قبلی نبوده یعنی زمین، مریخ و خورشید در یک راستا قرار ندارند. چون دوره زمینی 365 روز می باشد.

از این طریق کپلر توانست مدار زمین را مشخص کند. او مدار زمین را دایره بدست نیاورد بلکه مدار زمین را بیضی نزدیک به دایره یافت. او مشاهده کرد که سرعت زمین در نزدیکی خورشید افزایش می یابد. و این مسئله ذهن کپلر را مشغول کرده بود. و او برای حل مسئله خود به دنبال علت فیزیکی آن می گشت. وی فکر می کرد که خورشید بر سیارات نیرو وارد می کند که آن ها را در مدار نگه داشته. امّا روشی برای اثبات عقیده خود نداشت. امّا شیوه اثبات هندسیّه مدار زمین موجب شد که کپلر قانون اول خود را تدوین کند. مطابق این قانون خط واصل سیاره و خورشید در بازه زمانی یکسان، مساحت یکسانی را جارو می زند. و به عبارتی این قانون نشان می دهد که سرعت سیارات در نقاط مختلف مدار در یک دوره تغییر می کند.

کپلر با تعیین مدار نسبتاً دقیق زمین، اکنون می توانست مدار مریخ را محاسبه کند. او در روشی مشابه با روش قبلی، مدار مریخ را تعیین کرد. او مدار مریخ را بیضی مایل به دایره بدست آورد. امّا شکل بیضی مدار زمین با بیضی مدار مریخ متفاوت بود. هر چند که بیضی ها از نظر شکل متفاوتند امّا در یک خواص کلی متشابه اند و اینکه هر نقطه واقع بر بیضی مجموع فاصله شان از دو نقطه ثابت به نام کانون، همواره یکسان و ثابت است. با کشف مدار بیضی مریخ و زمین، کپلر قانون دوم خود را توانست تدوین کند. به موجب این قانون، مدار سیارات به دور خورشید، بیضی می باشند و خورشید در یکی از کانون های بیضی قرار دارد.

کپلردر سال 1609 پس از آنکه دو قانون خود را تدوین کرد با دو مسئله مهم رو به رو شد و اینکه چرا مدار حرکت سیارات به دور خورشید بیضی است. و همچنین سرعت و مدار سیارات نبایستی تصادفی و مستقل از یکدیگر باشند. و به همین دلیل تلاش می کرد تا بتواند بین سرعت و اندازه مدار سیارات رابطه را بیابد. کپلر پس از ده سال محاسبه و بررسی توانست به رابطه ای میان اندازه مدار و دوره سیارات دست یابد.

کپلر در سال 1619 در کتاب هماهنگی جهان می نویسد:" پس از آنکه با تلاش و کوشش خود در مدتی طولانی، و با استناد به رصد های تیگو براهه، رابطه درست و حقیقی را پیدا کردم..."(1) این قانون که به قانون هماهنگی یا دوره تناوب نیز معروف است بدین شرح است: مربع دوره گردش سیارات با مکعب فاصله میانگین آن ها از خورشید متناسب است و یا به عبارتی دیگر، نسبت مربع دوره گردش سیارات به مکعب فاصله میانگین آن ها از خورشید همواره ثابت است.

 

این رابطه همیشه یک مقدار ثابتی است:    T^2/R^3

 

کپلر در واقع حرکات اجرام آسمانی را بر اساس هندسه و ریاضیات توصیف کرد و هرگز در مورد علت های آن چیزی نگفت. او دوست داشت که پدیده های آسمانی و حرکات اجرام آسمانی را بر اساس علت های فیزیکی توضیح دهد. تا اینکه نیوتون با ظهور خود در میدان رقابت، توانست با ارائه چهار قانون مهم خود( قانون چهارم همان قانون گرانش است) به این مسائل از دید فیزیکی و ریاضی پاسخ دهد.

در پایان این نکته را مستلزم می دانم که عامل مشترکی میان نیوتن و کپلر در کشف حقایق طبیعت وجود دارد البته شاید این عامل با دانشمندان دیگری نیز در اشتراک باشد، اما چون بحثمان درمورد کپلر هست این نسبت را به وی می دهیم. و اینکه افتادن سیب در برابر چشمان نیوتن منجر به این شد که نیوتن به فکر قانون گرانشی بیفتد و این امر سبب مشهور شدن او شد که تحول عظیمی را در فیزیک ایجاد کرد. و کپلر هنگامی  که به دستیاری تیگو براهه منصوب شد اولین ماموریت او رصد مدار مریخ بود، و این مدار مریخ بود که باعث شد کپلر به معمّاهایی برخورد کند، و در حل این معمّا ها قوانینی را تدوین نمود که با استناد به این قوانین توانست به این پرسش ها پاسخ دهد. مردم هم عصر نیوتن و همچنین مردمان قبل از او هیچگاه با افتادن سیب از درخت نتوانستند به فکر نیروی گرانشی بیفتند و مانند نیوتن شوند

دانشمندان هم عصر کپلر مانند تیگو براهه و حتی دانشمندان و منجمان قبل از او که مشغول رصد مدار سیارات بودند، نتوانستند مانند کپلر در مورد مدار سیارات این گونه فکر کنند

منبع : سایت فیزیک هوپا


 
جهان های موازی
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجوددارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟

آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره ای به نام زمین با کوه های مه گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیکر در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می کند؟

آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟

اگر جوابتان مثبت است ، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها کند در حالی که شما به خواندن مقاله تا انتها ادامه خواهید داد.

نظریه جهان های موازی

اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می کنند. بنابر این پیش بینی ساده ترین و پر طرافدار ترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در کهکشانی که حدود 280 ^ 10 متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می کنند .

این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسی های نجومی است اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیالپردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است .

فضای بیکران

اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد.

در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالت های ممکن ار گزینه های موجود در زندگی ما را تجربه می کنند. من و شما احتمالا هرگز "خود" های دیگران را نخواهیم دید .

وسعت عالم

دورترین فاصله ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 26^10×4 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می کند.

به طور مشابه ، عالم های خود های دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده ترین و سر راست ترین نمونه از جهان های موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.

جدال فیزیک و متا فیزیک

با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است .

مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله ها را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است .

پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خو را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می کنند و می توانند آن را دستکاری نمایند .

انواع جهان های موازی

دانشمندان تاکنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست ، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می توان داشته باشد .

یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهان های موازی دیگر مفهومی خیالپردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر این گونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است

فراسوی محدوده دید تلسکوپ های ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند آن نواحی یکی از انواع جهان های موازی هستند. دانشمندان حتی می توانند محاسبه کنند که این جهان ها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهم تر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است .

زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می گیرند که جهان های دیگر می توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهان ها بسیاری از جنبه های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.

به نقل از سی پی اچ تئوری


 
نظریه شعور - بخش دوم
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

در ادامه سلسه مباحث اپستومولوژی کوانتومی و  انسان طبیعت تفکر ، ناگزیریم تا در خصوص اطلاعات و نقش آن در پیشروی معرفت شناسی کوانتومی به صورت گسترده تری به بحث بنشینیم . همانگونه که قبلا گفته شد ، اطلاعات بعنوان متریال اصلی معرفت شناسی کوانتومی ، نقش بسیار مهمی را در ساختار فکری انسان مدرن و پست مدرن امروز دارد . اطلاعات در دو بخش اطلاعات انسانی و اطلاعات کیهانی مورد بررسی قرار میگیرد . از آنجاییکه انسان ،خود بخشی از کیهان و هستی است ، پس اطلاعات انسانی هم به نوعی در بررسی اطلاعات کیهانی ، زیر مجموعه اطلاعات کیهانی محسوب میشود . اما در حال حاضر چون اطلاعات را در بخش روابط انسان با انسان میخواهیم مورد مطالعه قرار دهیم ، ناگزیر به تفکیک اطلاعات به دو بخش انسانی و کیهانی هستیم . به وقت بررسی اطلاعات کیهانی که در مباحث آتی مطرح خواهد شد ، اطلاعات انسانی هم بعنوان بخشی از اطلاعات موجود در کیهان مورد شناسایی قرار خواهد گرفت . از ابتدای آغازین تجربیات تاریخ تمدن بشری ، اطلاعات در ساختاری بسیار ساده ، محصول تجربیات انسان را به دیگر انسانها منتقل مینمود .این نقل و انتقالات با بهره گیری از حواس پنج گانه صورت میگرفت ..بعنوان مثال وقتی اولین انسان بر حسب تجربه برگ را بعنوان پوشش عورت خود برگزید ، این تجربه در ماحصل خود اطلاعاتی مبنی بر امکان استفاده از برگ درختان و گیاهان برای پوشش عورت تولید نمود . دیگر انسانی که در کنار این انسان بود با استفاده از سیستم دریافت کنندگی بصری خود اطلاعات حاصله را دریافت و خود نیز چنین تجربه ای را عملی مینماید . به همین ترتیب سایر تجربیات در ماحصل خود اطلاعاتی را تولید مینمود و انسان ها بوسیله پنج حواس خود این اطلاعات را دریافت و نشر میدادند . در این میان اتفاق بسیار جالبی که صورت میپذیرفت اضافاتی بود که هر انسان به فراخور تجربیات جدید و یا خواستها و ناخواستهایش به اطلاعات ماقبل خود می افزود . و به همان ترتیب ماهیت اطلاعات خاصیت رو به تغییر و حتی تکامل نهاد .


با این مثال که شاید اولین انسانی که برای دفاع از خود از تکه استخوان حیوان مرده ای استفاده نمود و آنرا به سمت دشمن (انسان یا حیوان ) پرتاب نمود ، بروشنی بتوان توضیح داد که این عمل تجربی در ماحصل اتفاق افتادنش اطلاعاتی تولید و دیگر انسان های اطراف وی نیز همان تجربه را تکرار نمودند . اما از آنجاییکه اطلاعات قابلیت تکامل و یا تغییر را دارند در یکی از همان نشر اطلاعات بین انسانی ، انسان دگری بر حسب حادثه در زمان پرتاب استخوان و برخورد ش با سنگ و شکستن استخوان ، تجربه سر تیزشدن استخوان را بدست میاورد که خود حامل اطلاعاتی است، محصول برخورد سلولهای مغزی انسان با طبیعت . در این مثال در میابیم که خود طبیعت نیز همگام با انسان مشغول تجربه و اطلاعاتی را از حاصل تجربیاتش نشر میدهد .


روزگاری طبیعت دایناسور ها را خلق کرد و میلیون ها سال این جانوران غول آسا در زمین پراکنده بودند . اما بعنوان یکی از تجربیات طبیعت که با شکست مواجه شد ، از زمین محو و منقرض شدند . این اطلاعات به اندازه تمامی اطلاعات ساده تر و یا پیچیده تر در طبیعت نشر داده شد .

 

اطلاعات در سطح بسیار وسیعی درسطح هستی قابلیت نشر دارند و این شامل اطلاعات انسانی که در فرکانسهای مختلف منتشر میشوند نیز میگردد . شاید بسیاری از شما با واژه تله پاتی آشنایی داشته باشید و یا حداقل به گوشتان آشنا باشد ! تله پاتی در معرفت شناسی نوین کوانتومی یکی از مصادیق همگرایی فرکانسهای تجربی یک انسان با انسان دیگر است . بدین گونه که تفکرات تجربی یک انسان به لحاظ انتشار در هستی ، اما در طول موجی مشخص ، این قابلیت را دارد که اگر انسان دیگری در همان طول موج در حال تفکر و تبادل اطلاعات (‌بصورت ناخودآگاه ) باشد ، دریافتهایی از همان جنس داشته باشد . جالبست بدانید که در تمام این وقایع ، مسئولیت نقل و انتقال اطلاعات به عهده بسته های نوری ای بنام کوانت میباشد . (در این مقوله در روانشناسی کوانتومی بعد ها بیشتر به بحث خواهیم نشست )


اطلاعات ، همانگونه که به عرض رسید در عمومیت تبادلات انسانی ، با استفاده از حواس پنج گانه صورت میپذیرد . اما مثال اخیری که در خصوص همگرایی فرکانسهای تجربی بین انسانی بیان شد ، ضلع سومی در حواس بشر ایجاد که در نگاه کلاسیک به آن حس ششم اطلاق میشد . این نکته از آن رو قابل تاکید است که بدانیم تعریف همگرایی فرکانسهای تجربی بین انسانی در نگاه کوانتومی با حس ششمی که در گذشته نه چندان دور به آن پرداخته میشد ، متفاوت است ، هر چند که در ظاهر نقاط مشترکی داشته باشند . انسان پس از اینکه متوجه اهمیت حضور اطلاعات در زندگی خود و متعاقب آن در هستی شد ، اهداف بلند مدتی را در خصوص بهینه سازی استفاده از اطلاعات طرح ریزی و آغاز نمود . بحث رسانه ها یکی از پیشه پا افتاده ترین اقدامات بشر برای نشر اطلاعات و خروج انسان از تفکرات و دریافت های اطلاعاتی تک بعدی بود . تصور کنید زمانی را که هنوز هیچ رسانه ای در زندگی انسان حضور نداشت !!! اطلاعات الگوساز فرزند انسانی از چه کانالهایی به وی منتقل میشد ؟ و خود این ناشرین اطلاعات الگوهای خود را از چه منابعی اخذ میکردند ؟ !!! شهر کوچکی را در گذشته های دور ، در عصر کشاورزی و یا آغازین ایام عصر صنعتی تجسم کنید ! شهریست با چند مدرسه – کلیسا( یا معبد یا مسجد یا کنیسه ....) و خانواده ..... تمام کودکان اعضای این سیستم انسانی در مدرسه تحصیل میکنند ، در عبادتگاه ها پای سخن روحانیون دینی خود مینشینند و در خانواده آن تعالیم را تمرین و یا گاهی تکمیل میکنند . تمام منابع اطلاعاتی و الگو ساز آنها به همین چند گلوگاه خلاصه میشود . و حتی منتشرین اطلاعات ( خانواده – مدرسه – کلیسا ....) همه و همه ، خود در همین محیط بسته اطلاعاتی رشد کرده اند . پس هر آنچه را به فرزندان خود تحویل میدهند ، آموزه هایی است که از پیشینیان خود دریافته اند و یا صرفا محصولات تجربی خود را در بین خود نشر میدادند و هیچ الگوی خارجی دیگری برای انتقال اطلاعات از دیگر تمدن ها نبود و یا حداقل به سرعت امروزی نبود .


در این مثال فضای اطلاعاتی بسته ای را مشاهده میکنید که اطلاعات انسانی در حال چرخیدن درون خود است . اما یک سوال اساسی پیش میاید !!! و آن این است که آیا پیشرفت انسان امروز حاصل چرخیدن انسان به درون خود   است ؟‌!!! و یا اینکه عامل دیگری برای این روند تکاملی وجود داشته ؟‌!!!!


واضح و روشن است انجماد اطلاعات نمیتواند موجب حرکت انسان باشد . در مطالعه پیشرفتهای انسان مدرن و پست مدرن در میابیم تکاپوی اطلاعات است که زیر ساختار های دنیای اندیشه را پی ریزی نموده است . تبادل اطلاعات انسانی و کیهانی بر اساس اصل تغییر و تکامل پس از ایجاد ارتباط با دیگر منادیان تجربه و اطلاعات ، محصولات اندیشه ای نوینی را ببار می آورد . میدانیم که منجمد نگه داشتن اطلاعات و چرخش اطلاعات در یک سیستم انسانی بسته، همیشه در طول تاریخ محکوم به حذف بوده . (انحلال شوروی سابق مثال خوبی برای این موضوع است ) در سیستم انسانی شوروی سابق ، جدای شکل سیاسی و حکومتی اش ، در سیستم سازی انسانی ای که صورت میگرفت ، شکل ایدئولوژیک آن موجب میشد تا سر شاخه های سیستم بتا به تعصبات عمیق خود نسبت به یافته هایشان و اطلاعات تدوین شده و محصور ، اجازه برخورد اطلاعات موجود را با سپهر اطلاعاتی خارج از فضای موجود را در دیگر سیستم های انسانی ندهند . از همین رو با روند رو به گسترش نقش اطلاعات در زندگی بشر و از سویی انباشته شدن انرژی پتانسیل اطلاعات در پشت دیوار های بسته شوروی سابق موجب فروریختن سیستم بسته انسانی ایشان گردید .


این شکل از سیستم های انسانی از نظر ماهوی ، شباهت بسیار زیادی به سیستم های دینی ای که حکومت را در اختیار خود دارند ، دارد . شاید بتوان چنین نتیجه ای را نیز برای حکومت های دینی بسته نیز، پیش بینی نمود . برای اینکه از بحث فاصله نگیریم ، بهتر است به مدلهای رو گسترش اطلاعاتی دنیای امروز بپردازیم . تکنولوژی رسانه ای با غیر توده ای کردن رسانه ها انسان را تحت تاثیر امواج قوی اطلاعات قرار داد و از همین رو انسان امروزی آموزه هایش از کانالهای مختلف رسانه ای الگو سازی میشود . دیگر کودک انسانی الگوهای اطلاعاتی خود را صرفا از مدرسه و کلیسا و خانواده نمیگیرد و به بیانی ساده تر، آنگونه که محیط بسته قبل از عصر فناوری اطلاعات وی را تربیت مینمود ، ساخته نمیشود . همه ما بارها و بارها این جمله را در برخورد با کودکان نسل امروزی بشر یا بکار برده ایم و یا شنیده ایم : ( بچه های حالا مثل قدیم نیستند ، خیلی با هوش تر شدن ) . این قبیل جملات محصول عدم شناخت ما از شرایط در حال تغییر سپهر اطلاعاتی است . کودکان امروز ما از لحظه تولد برای آرام کردنشان در مقابل رسانه ای مانند تلویزیون قرار میگیرند . انواع موسیقی را از بروز ترین تکنولوژی های صوتی میشنوند و ما غافل از اینکه نت به نت هر موسیقی پیامی برای ضمیر ناخود آگاه انسان به ارمغان دارد .


تصویر های موجود که به ظاهر برای کودک انسانی بنا به شرایط سنی اش ، به تصور ما بی معنی است ، تا 1ماهگی یک روز خاطره را به ثبت میرساند و تا پنج ماهگی به ترتیب روزهای به ثبت رسانی خاطرات رو به گسترش میرود.حال مقایسه کنید کودک متولد یکصد سال پیش را که در آغازین روزهای تولد به جز عمه و خاله و عمو و البته پدر بزرگ و مادر بزرگ را در کنار مادر و پدر خود تجربه نمینمود ، امروزه شاید چیزی فراتر از گفته های عادی و عامیانه خویشان نزدیک را در روز هایی که قابلیت ثبت خاطرات را دارد ، در ضمیر ناخودآگاه خویش میسپارد . کودک انسانی ، امروز در موجی از جوشش اطلاعات متولد میشود و از همان آغازین روزهای زندگی اش اطلاعات و فرکانسهای همگرا او را تحت تاثیر خود قرار میدهد و از همین روست که گاهی از کودکان خود در سنسن 2تا 5 سالگی واژگان و یا مفاهیمی را میشنویم که با کمال تعجب ابراز میکنیم که هیچگاه چنین وازگانی را با چنین بار معنایی عمیقی به او یاد نداده ایم !!! درست است ما بصورت متدیک و روشمند چیزی در این باره به وی نیاموخته ایم . اما آیا رسانه های غیر توده ای و یا حتی خود ما که افکار و اندیشه هایمان محصول میلیون ها الگوی رسانه ای و اطلاعاتی است ، نیز ، در نشر اطلاعات بیکار نشسته ایم ؟ و آیا کودک انسانی از این حجم سنگین اطلاعات بی بهره مانده است ؟


هرچه زمان به پیش میرود و هر چه هستی در جهات مختلف رو به گسترش میرود، حجم اطلاعات تولید شده به دلیل تجربیات رو به گسترش انسان و از آن مهمتر طبیعت و انتشار ناگزیر آن در سطح هستی ، موجب میشود تا انسان هایی که فردا صبح متولد میشوند با مقایسه با کودکان امروز صبح ، اولین روز میلاد خود را در فضایی آعاز کنند که حجم اطلاعات انتشار یافته در سطح هستی افزایش یافته است . از همین روست که تفاوت کودکان انسانی روز به روز بیشتر و حتی حساسیت آن وابسته به ثانیه ها میشود .  در هر لحظه تجربیاتی به وسعت تمام هستی در حال اتفاق است . حال تجسم کنید حجم اطلاعاتی که محصول تجربه ای به وسعت کل هستی است چه میزان است ؟!! طبیعتا چیزی به ابعاد تک تک اجزاء هستی . و وجود همین اصل در هستی برای فهمیدن دلیل تفاوت میان انسان های متولد شده در اکنون ، با کودکان متولد شده در ثاتیه بعدی کافیست . در معرفت شناسی کوانتومی ، حتی مفهوم نسل تغییر کرده و دیگر نسل به فاصله میان فرزند و والدینش خطاب نمیشود ، بلکه در این نوع جهان بینی نسل در انحصار ثانیه ها و حتی کوچکتتر ازآن در آمده .

 

میدانم که بحث بسیار سنگین و شاید کمی غیر متعارف بنظر برسد . اما چاره ای نیست و باید به نحوی با این معرفت شناسی ارتباط برقرار کرد . دنیای امروز ساختارش بر اساس معرفت شناسی کوانتومی طرح ریزی شده و به همین روال هم رو به گسترش است . تغییرات لحظه به لحظه ای که حتی ساکنین دور افتاده ترین روستاهای کشور خودمان هم آنرا حس میکنند ، محصول انفجار های اطلاعاتی است . البته همچون همیشه عادت کرده ایم تا تغییرات را از روی محصولات تکنیکال دنیای مدرن تجربه کنیم و متاسفانه متد ها برای ما معنا و ارزشی نداشته و ندارند.


شاید بتوان ما را مصرف کنندگان مودبی خواند که کاری به چگونگی بوجود آمدن محصولات دنیای اندیشه بشری نداریم و حتی به خود زحمت نمیدهیم تا این سوال را از خود بپرسیم : انسانهایی که امروز تمدن دنیا را در ابعاد تکنیکال و اندیشه ای رو به جلو میبرند ، زاییده چه نوع جهان بینی هستند !!!!!! آیا ایشان هم جهان را به گونه ای که ما تجربه میکنیم ، تجربه کرده اند ؟ آیا آنها نیز در همان سطحی که ما نگاه و اندیشه مان را نگه داشته ایم ، نگه داشته اند ؟ اگر پاسخ مثبت بدهیم باز این سوال پیش می آید که چرا در نتیجه تفاوت های فاحشی وجود دارد ؟      و اکنون ما مصرف کنندگان دنیای اندیشه بشری هستیم و دیگرانی تولید کنندگان دانش های نوین بشری ؟


شاید شنیدن این موضوع برایتان جالب باشد که سپهر اطلاعاتی آنچنان اهمیت و ارزشی را در تولید دانشهای بشری دارد که حتی سیاستمداران و گردانندگان جهان انسانی نیز از این سپهر بیش از هر چیزی بهره میگیرند . شاید تا کنون این مهم از ذهن هیچکدامتان خطور نکرده و حتی لحظه ای به آن نیندیشیده باشید که اینترنت و قابل دسترس نمودن آن برای جهانیان از چه رو اتفاق افتاد ؟


دلایل سطحی آن کمک به ارتباطات انسانی و تبادل اطلاعات با سرعت بالا در دهکده جهانی است . که البته هم چنین است . اما آیا جریان به همین جا خاتمه میابد ؟شاید چیزی را که میخواهم بیان کنم ذهن بسیاری را که وقت و بهایی برای اندیشیدن قائل هستند را کمی درگیر خود کند و آنها را در حیرتی ژرف فرو ببرد .اما باید بگویم این واقعیتی است اجتناب ناپذیر:

 

******اینترنت در ظاهر برای تبادل اطلاعات بین بشری بصورت همگانی شکل گرفت . اما میدانیم که قبل از همگانی شدن صرفا در اختیار سرویس های اطلاعاتی ارتش آمریکا بود و پنتاگون برای برقراری ارتباط با زیر مجموعه هایش از آن بهره میبرد . اما اندیشمندان و مانیفست نویسان سیاست جهانی برای کنترل اوضاع جهان ، این پدیده را در سطحی گسترده و همگانی در اختیار همگان قرار دادند و میدانیم که این وابستگی در همه ابعاد روز به روز نیز بیشتر میشود . به گونه ای که کم کم نامه نویسی سنتی رو به انقراض میرود و همه بصورت الکترونیکی نامه نگاری میکنند . بدین معنی که در هر نامه شما اطلاعاتی حاصل از تجربیات احساسی – اجتماعی – سیاسی – علمی و ...... دارید که اگر به روش سنتی در کاغذی مینوشتید تنها عده معدودی از جمله کارمندان اداره پست و یا پستچی محل ، آنهم به قصد و نظری خاص و یا از سر فضولی میتوانستند ، اطلاعات مکتوب شما را باز خوانی کنند .اما امروزه شما اطلاعات حاصل از تجربیات احساسی – اجتماعی – سیاسی – علمی – فرهنگی ......خود را که بیانگر ساختار اندیشه ای شماست و در علوم زیر شاخه معرفت شناسی کوانتومی ، با استفاده از همین جنس اطلاعات، حتی میتوان حرکت های بعدی شما را پیش بینی نمود، در نامه های الکترونیکی ای ثبت میکنید که دیگر تنها نامه رسان محله تان خطری برای افشا و یا باز خوانی آن بنظر نمی رسد .بلکه سازمانهای اطلاعاتی ای که در خدمت سیاستگذاران جهانی هستند نه از سر کنجکاوی و فضولی ، بلکه با اهدافی متفکرانه فحوای کلی نگارش های شما را علاقمندانه دنبال میکنند . البته این بدین معنی نیست که ایشان هر صبح قبل از شما خط به خط نامه هایتان را مطالعه میکنند بلکه همانگونه که گفته شد در نگاهی کلی به هرجامعه انسانی و سیستمهای مختلف بشری علایق – خواستها و نا خواستها – سیاستگذاری ها – باور ها و بسیاری از اموریکه در امر سیاست کلان جهانی بدرد خور هستند را مورد بررسی قرار میدهند . شاید باز هم جالب باشد که بگویم: وبلاگ نویسی قبل از هر چیز که عرصه ای برای ارایه یادداشتهای شخصی و یا تخصصی باشد ، مرجع بسیار مفیدی است برای سازمانهای اطلاعاتی دنیا تا ساختار های فکری رو به تغییر فرهنگها و کشور های مختلف را زیر نظر داشته باشند . برای آنها دانستن همین نوشته های ناچیزو ظاهرا بی ارزشی که از امور روزمزمان مینویسیم بسیار ارزشمند خواهد بود زمانی که با تکنیک متدولوژی اندیشه ( روش شناخت اندیشه *یکی از مدرن ترین دانش های بشری * ) با ان برخورد شود . میدانیم که در متدولوژی اندیشه واژگان نمایانگر ماهیت مغز تراوش کننده اش است . پس تصور کنید آن هنگامی را که شما بدانید در سر مردمان جهان چه میگذرد ؟ فکر میکنید کنترل آنها و یا تغییر جهت دادن های استراتژیک ایشان کار مشکلی خواهد بود ؟ !!!!!!!! این را به یقین بدانید ، انسانی که به لطف امواج تکنولوژی و سپهر اطلاعاتی روز به روز پیچیده تر میشود دیگر برای سر در آوردن از کارش نمیتوان به جاسوس هایی اکتفا نمود که با پرواز در فرودگاه کشوری مینشینند و اطلاعاتی را کسب میکنند . جاسوسان صرفا آنچه را در ظاهر اتفاق میفتد ، میبینند و گزارش میدهند . اما امروزه به لحلظ پیچیدگی رو به افزایش انسان ، بهتر است بدانیم در مغز مردمان هر جامعه چه میگذرد تا بتوانیم بدلی را آماده داشته باشیم . کاری که صاحبان بی تردید جهان به مدد تکنولوژی مدرن اطلاعاتی و دانشمندان متدولوژی اندیشه به سادگی هر چه تمام تر در حال انجام آن هستند . مرور فحوای کلی نوشته های هر جامعه انسانی در فضای مجازی اینترنت و جمع آوری واژگان کلیدی ای که با متدلوژی اندیشه ارزشمند میشوند ، این امکان را فراهم میکند تا بتوان متوجه شد که جهانیان در سلول های مغزی شان چه میگذرد ! چیزهایی که گاها خود ما از وجودش در مغزمان بی خبریم .این است گوشه ای از رهاورد های اطلاعاتی بشر . باز هم چون همیشه تاکید میکنم که با این مطالب بصورت ارزشی برخورد نکنید و صرفا بار توصیفی آن را مد نظر داشته یاشید و آنچه را که لایق به اندیشیدن میدانید در ذهن بپرورانید . هدف از ارایه این چند خط چیزی فراتر از این است که بخواهید در مورد خوب یا بد بودن این رهاوردها قضاوت کنید . کاری که متاسفانه همیشه دم دست تر از هر چیز دیگری بوده همین قضاوت در خصوص خوب و یا بد بودن امور است . اگر میخواهید دریافت های ناب تری برای کاربردی و کارکردی کردن این معرفت شناسی داشته باشید ، به فرا تر از خوب یا بد بودن بیندیشید و سعی به تصویر سازی مکانیسم این اپستومولوژی در ذهن خود داشته باشید.


 
تولید بور در ابعاد میلیمتری
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

 

بور اولین مدل تئوری موفق اتمی را در 1913 ارائه داد: پیشنهاد گردش الکترونها در مدارهایی به دور هسته ی اتم شبیه گردش سیارات به دور یک ستاره. مدل بور باعث درک عمیقتر از خصوصیات شیمیایی و نوری اتمها میشود، مدل او باعث شد که او جایزه ی نوبل را درسال 1922 ببرد. اما تصور او از سفر الکترونها در مدارهای گسسته عاقبت توسط مکانیک کوانتومی نمایش داده شد.

 

مکانیک کوانتومی نشان داد که الکترونها وضعیت مشخص و دقیقی ندارند اما درعوض در الگوهای موجی شکل توزیع شده اند.

بری دانینگ (Barry Dunning) سرپرست محققان و پروفسور Sam & Helen Worden فیزیک و نجوم دانشگاه رایس: "در یک سیستم به اندازه کافی بزرگ، اثرات کوانتومی در مقیاس اتمی می توانند به مکانیک کلاسیک پایه گذاری شده بر مدل بور گذار داشته باشند."

" استفاده از اتمهای بسیار برانگیخته ریدبرگ و یک دسته از میدانهای الکتریکی پالس دار، مارا قادر ساخت تا حرکت الکترون را تحت تاثیر قرار داده و وضعیتهای دایره وار سیاره ای شکل ایجاد کنیم ."

تیم شامل اعضایی از آزمایشگاه ملی اوک ریج(Oak Ridge National Laboratory) و دانشگاه تکنولوژی وین(Vienna University of Technology) بود.

محققان با استفاده از لیزر، اتم پتاسیم را به سمت ترازهای خیلی بالا تحریک کردند. 

با استفاده با دقت از یک دسته مناسب پالسهای الکتریکی کوتاه، تیم توانست اتمها را در یک وضعیت دقیق و مشخص به طرف یک شبه مسیر تحریک کند. الکترونهای متمرکز شده که به دور از هسته می چرخیدند درحقیقت اتمها غولهای ذره ای واقعی با قطر نزدیک به یک میلیمتر هستند.

دانینگ گفت: "اندازه گیری های ما نشان می دهد که الکترونها برای چندین دور بصورت متمرکز شده باقی می مانند و بیشتر شبیه ذره های کلاسیکی رفتار می کنند."

اوگفت: " کار آنها، کاربردهای عظیم و نهفته ای در نسل بعدی کامپیوترها و مطالعه آشفتگی های کلاسیکی و کوانتومی در بر دارد."

تحقیق درمجلات فیزیکی بصورت آنلاین در دسترس است .

نویسندگان : جفری مستایر و برندن ویکر(Jeffery Mestayer and Brendan Wyker) دانشجویان شاخه فارغ التحصیلی، جیم لانکستر ( Jim Lancaster) محقق شاخه فوق دکتری، کارلوس رینهولد (Carlos Reinhold) از آزمایشگاه ملی اوک ریج، شوهی یوشیداو جوشیم برگدورفر(Shuhei Yoshida and Joachim Burgdorfer) از دانشگاه تکنولوژی وین.

 

تحقیق توسط بنیاد ملی علوم ، بنیاد رابرت ای ولچ (Robert A. Welch Foundation)، دپارتمان انرژی و بنیاد علوم استرالیا حمایت می شود.


* منبع مقاله: http://www.sciencedaily.com/releases/2008/06/080630173921.htm


* ترجمه و ارسال: " sara2008 " - از اعضای تیم علمی - تخصصی مترجمین هوپا


 
شهابوارها
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

اجرام کوچک جامدی به اندازه دانه شن هستند که فضارا در می نوردند اکثر آن ها در همان مدارهایی حرکت می کنند که در اشغال ستاره های دنباله دار است مطالعه مواضع و حرکت های آن ها حاکی از آن است که شهابوارها بقایای ستاره ها دنباله داری اند که بخش بزرگی از جرم خودرا ضمن عبور های متوالی از نزدیکی خورشید از دست داده اند اندک زمانی پس از مرگ دنباله دار این ذرات که جاذبه گرانشی شان توان آن را ندارد که انسجام و پیوستگی آنان را به یکدیگر سبب شود اجتماع به هم فشرده ای را به وجود می آورند که (کپه ی سنگریزه های متحرک ) توصیف خوبی است این اجتماع را کپه می نامیم. با گذشت زمان برخورد و پراکندگی زیادی در میان این ذرات ، هم در طول مدار بیضوی و هم در عرض آن ، صورت می پذیرد . توده ی دراز شده و کشیده ای از این ذرات که ممکن است در سرتا سر مدار گسترده باشد، به نهر موسوم است کپه یا نهر های متراکم ، رگبار های شخانه ای یا تیر شهاب را به وجود می آورد زمین در حین حرکت در مدارش پیوسته با بسیاری از این ذرات برخورد می کند این شهابوارها که در هنگام ورود به زمین سرعتی در حدود 30 کیلومتر بر ثانیه دارند بر اثر گرمای حاصل از تراکم هوا در جلوی آن ها و اصطکاک میان هوا و سطح شان می سوزند و خاکستر می شوند شهابوار ها نخست در ارتفاع (100تا 150 کیلومتری) مرئی میشوند ودر ارتفاع های 50 تا 80 کیلومتری از بین میروند پدیده ی نوری که از ورود شهابوارها به جو زمین حاصل می شود شخانه یا تیر شهاب نام دارد یعنی در واقع نوری که ما می بینیم حاصل برخورد اتم هایی که از شهابوارها واجهیده اند با اتم های هوای داغ است . تعداد شخانه های کم نور تر که تنها به کمک تلسکوپ دیده می شوند بین 5 تا 10 هزار میلیون بر آورد می شود. غباری که از خاکستر شدن شخانه ها به جا می ماند روزانه صدها تن بر جرم سیاره ی ما می افزاید. فراوانی شخانه ها در ساعات بعد از نیمه شب از همه وقت بیشتر است به طور متوسط عده ی شخانه هایی که در ساعات بین نیمه شب و طلوع خورشید می توان دید دو برابر تعداد آن ها در فاصله ی زمانی مشابه پیش از نیمه شب است زیرا بعد از نیمه شب ناظر بر سمت پیشین زمین در حرکت مداری است و در نتیجه هم شخانه هایی را می بینید که زمین بر آن ها سبقت می گیرد و هم آن هایی را که از مقابل با زمین بر خورد می کنند. تغیراتی نیز با فصول مشهود است به علت زاویه ی میل استوای زمین با مدارش فراوانی شخانه ها در فصل پاییز برای ناظران عرض های شمالی از هر وقت دیگر بیشتر است ، افزایش شدید عده ی شخانه ها زمانی روی می دهد که زمین از میان کپه یا نهری بگذرد در آن هنگام عده ی آن ها در هر ناحیه ی کوچک هزاران در ساعت است در صورتی که در مواقع عادی چند شخانه در ساعت بیش نیست تعداد زیادی شخانه ی مرئی یک رگبار شخانه ای نام دارد. شخانه ها ی یک رگبار مسیر های موازی هم دارند این مسیر ها از دید ناظر در نتیجه پرسپکتیو چنین می نمایند که در نقطه ای بر کره ی آسمان همگرا میشوند این نقطه را نور باران می نامند هر رگبار شخانه ای به نام صورت فلکی ای نامیده می شود که نوربارانش در آن است برای مثال همین بارش اسدی که در پیش داریم . از 22 تا 26 آبان ماه هر شب بارش شهابی اسدی داریم که منشا آن ستاره دنباله دارتمپل است.


 
مسافرت در کهکشانها از مسیر فضای فوق فضا!
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

موسسه آمریکایی هوانوردی و فضانوردی هر سال به بهترین مقالاتی که در کنفرانس سالانه این موسسه برگزار شود جوایزی اعطا می‌کند.

جایزه سال ۲۰۰۵در گروه پروازهای فضایی با استفاده از سوختهای هسته‌ای و مسافرتهای فضایی آینده به مقاله‌ای تعلق گرفت که خواستار انجام آزمونهای تجربی بر روی یک نوع موتور شگفت‌انگیر جدید شده است.

بر طبق این مقاله موتور جدید قادر است سفینه فضایی را از مسیر یک بعد تازه فضایی با سرعتی حیرت انگیز انتقال دهد. سفینه مجهز به این موتور می‌تواند زمین را ظهر ترک کند و برای شام در کره ماه باشد. تنها یک نکته ضعف در مورد این مقاله وجود دارد و آن اینکه از فیزیکی استفاده می‌کند که هنوز بخوبی شناخته نشده است.

سوال این است که آیا ایده مطرح شده در این مقاله کارایی دارد یا نه؟ به نوشته هفته‌نامه "نیو ساینتیست"، موسسه هوانوردی و فضانوردی آمریکا American Institute of Aeronautics and Astronauticsاز این مقاله استقبال کرده و ارتش آمریکا نیز توجهش به این نوع موتورهای فضایی جلب شد، یک محقق موتورهای سفینه‌های فضایی در وزارت انرژی آمریکا که در آزمایشگاه ملی ساندینا تحقیق می‌کند اعلام کرده که آماده است این ایده را مورد آزمایش قرار دهد.

علیرغم آنکه بسیاری از فیزیکدانان از نظریه‌ای که این ایده به آن متکی است چیزی سر در نمی‌آورند، اما پاولوس میکلیدیس مهندس هوافضایی که در دانشگاه ایالتی آریزونا تحقیق می‌کند و داور مقاله برنده بوده، تاکید دارد که به قضاوت خود در خصوص این مقاله پای بند است.

به گفته او هرچند ایده‌هایی شبیه به ایده این مقاله در گذشته نیز مطرح شده اما موضوع مورد بحث این مقاله کاملا بی‌نظیر است.

اگر ایده این مقاله مورد ازمایش قرار گیرد شیوه‌های تازه‌ای از نحوه تعامل میان نیروهای طبیعت را آشکار می‌سازد که بکلی آینده مسافرتهای فضایی را دستخوش تغییر خواهد ساخت.

با این شیوه سفر به مریخ دیگر شش ماه به طول نمی‌انجامد بلکه رفت و برگشت به سیاره سرخ تنها به پنج ساعت زمان نیاز دارد. به این ترتیب همه نگرانیهای کنونی در این خصوص که طول اقامت فضانوردان در فضا موجب تحلیل رفتن عضلات و ماهیچه‌های آنان و یا اسیب دیدن مولکول دی ان آ در سلولهای بدنشان به واسطه برخورد پرتوهای کیهانی می‌شود، بکلی برطرف خواهد شد.

از همه مهمتر اینکه این دستگاه جدید سفر به ستارگان را نیز برای نخستین بار به امر عملی بدل می‌سازد. اما سوال این است که آیا حرکت در فضای فوق فضا به شیوه هایپر درایو hyperdriveامکانپذیر است یا نه؟ برای پاسخ دادن به این پرسش باید با اندیشه‌های یک فیزیکدان گمنام به نام بورکهارد هایم Burkhard Heimآشنا شد. هایم در دهه ۱۹۵۰در مسیر تلاش برای حل تعارض میان مکانیک کوانتومی و نظریه نسبیت عام، شروع به بررسی ایده موتورهای پیشبرنده به شیوه هایپر درایو کرد.

مکانیک کوانتوم رفتار ذرات در جهان بسیار ریز را توضیح می‌دهد در حالیکه نسبیت عمدتا با نیروی جاذبه اجرام بزرگ کیهانی سروکار دارد. این دو نظریه هر یک در حوزه خود یعنی جهان صغیر و جهان کبیر بسیار موفقند.

اما تعارض میان آندو زمانی مطرح می‌شود که دانشمندان می‌کوشند تا بافتار خود فضا را مورد بررسی قرار دهند. بر حسب نظریه نسبیت پیوستار زمان-مکان یک بافتار فعال و قابل انعطاف است که دارای چهار بعد است. سه بعد مکان و یک بعد زمان.

این بافتار هرگاه جرم سنگینی در آن قرار داده شود نظیر یک صفحه لاستیکی که وزنه سنگینی روی آن قرار داده شود دچار انحنا می‌گردد و ابعاد چهار گانه‌اش اعوجاج پیدا می‌کند.

اما نظریه مکانیک کوانتومی از سوی دیگر فضا را به صورت یک هستار ثابت که دارای موقعیتی انفعالی در نظر می‌گیرد. بر طبق نظریه کوانتومی خود فضا نیز به نحوی ساخته شده از اجزا غیر پیوسته کوانتومی است .

هایم در دهه ۱۹۵۰اقدام به بازنویسی معادلات نسبیت در درون یک چارچوب کوانتومی کرد. او از ایده اینشتین در این خصوص که نیروی جاذبه از ابعاد چهارگانه فضا به وجود می‌آید استفاده کرد. اینشتین می‌گفت آنچه که نیروی جاذبه نامیده می‌شود در واقع عبارت است از انحنای فضا تحت تاثیر یک جرم معین.

اما هایم به این ایده این نکته را اضافه کرد که همه نیروهای بنیادین طبیعت از جمله نیروی الکترومغناطیس نیز مانند نیروی جاذبه از ابعاد فضا به وجود می‌آیند، هرچند که این ابعاد بالاتر از چهار بعد متعارف هستند. او در ابتدا چهار بعد اضافی برای کیهان در نظر گرفت اما بعد دو بعد را کنار گذارد و تعداد ابعاد کیهان را شش تا به حساب آورد.

در این جهان شش بعدی هایم دو نیروی جاذبه و الکترو مغناطیس به یکدیگر پیوسته و کوپله شده هستند. ما حتی در کیهانی که با آن آشنا هستیم نیز می‌توانیم نوعی ارتباط میان این دو نیرو پیدا کنیم.

این ارتباط را می‌توان در رفتار ذرات بنیادین نظیر الکترون مشاهده کرد.

یک الکترون هم جرم دارد و هم بار الکتریکی. زمانی که الکترون تحت تاثیر میدان جاذبه قرار گیرد بار الکتریکی آن در اثر به حرکت در آمدن یک میدان مغناطیسی بوجود می‌آورد و از ترکیب دو میدان الکتریکی و مغناطیسی نیروی الکترومغناطیس تولید می‌شود.

بر عکس اگر از نیروی الکترومغناطیس برای به حرکت در آوردن الکترون استفاده کنیم در آن صورت میدان جاذبه‌ای که همراه آن است نیز به حرکت در می‌آید.

در جهان چهار بعدی نمی‌توان با تغییر میدان الکترومغناطیس شدت میدان جاذبه را تغییر داد اما در کیهان شش بعدی هایم این محدودین برطرف می‌شود.

هایم مدعی شد که این امکان وجود دارد که انرژی الکترومغناطیس را به انرژی جاذبه تبدیل کرد و بالعکس و گمانزنی کرد که یک میدان مغناطیسی گردنده می‌تواند تاثیر میدان جاذبه را بر روی یک سفینه فضایی آنقدر کاهش دهد که سفینه بتواند از زمین به هوا بلند شود.

زمانی که هایم در سال ۱۹۵۷ایده خود را مطرح ساخت با استقبال زیاد روبرو شد. ورنر فن براون مهندس آلمانی مسوول ساخت موشکهای یو ۲در آلمان نازی که بعد از جنگ به آمریکا رفت و موشکهای ساترن را برای ناسا طراحی و تکمیل کرد و با استفاده از آن موفق شد انسان را بر سطح کره ماه فرود آورد از هایم سوال کرد که آیا با توجه به ایده او، موشک پر هزینه ساترن ارزش ساخت دارد یا نه؟
در نامه‌ای که پاسکال جوردن فیزیکدان برجسته آلمانی و متخصص فیزیک نسبیت و همکار نزدیک فیزیکدانان سرشناسی مانند "ماکس بورن" و " ورنر هایزنبرگ" در سال ۱۹۶۴برای هایم نوشت به او گفت که ایده‌اش آن اندازه حائز اهمیت است که آزمون موفق تجربی آن می‌تواند بدون تردید جایزه نوبل را برای وی به ارمغان آورد.

خود جوردن در آن هنگام عضو کمیته‌ای بود که برندگان جوایز نوبل را تعیین می‌کرد.

اما همه این توجهات صرفا منجر به آن شد که هایم خود را از نظار عمومی کنار بکشد. یک علت این امر ان بود که وی از معلولیت شدید بدنی ناشی از یک انفجار شدید در دوران نوجوانی رنج می‌برد. اما هایم در عین حال اکراه داشت که نظریه خود را بدون یک محک تجربی محکم ارائه کند.

او هیچگاه زبان انگلیسی را فرانگرفت زیرا نمی‌خواست کارهای علمیش به زبانهای دیگر عرضه شود. در نتیجه این امر تنها شمار اندکی از افراد از تحقیقات او مطلع بودند و هیچ یک از آنان نیز اقدامی برای تامین بودجه لازم برای انجام تحقیقات او صورت ندادند.

در سال ۱۹۵۸یک شرکت هوافضای آلمانی به بولکو بودجه اندکی در اختیار هایم قرار داد اما این پول برای انجام آزمون تجربی کفایت نمی‌کرد.

در دورانی که هایم منتظر تهیه پول لازم بود مدیر شرکت بولکو یعنی لودویگ بولکو Ludwig Bن lkowاو را تشویق کرد که کار روی نظریه‌اش را ادامه دهد. هایم این توصیه را به کار بست و یکی از نتایجی که به دست آورد اثبات قضیه‌ای بود که منجر به رشته از فرمولها برای محاسبه جرم ذرات بنیادین شد. نکته جالب آنکه نظریه‌های متعارف مربوط به ذرات بنیادین نتوانسته بودند چنین فرمولی را پیدا کنند و در تعیین جرم ذرات با مشکل روبرو بودند.

هایم دیدگاه کلی خود را در سال ۱۹۷۷در نشریه علمی موسسه ماکس پلانک به چاپ رساند و این تنها مقاله داوری شده وی است که انتشار یافته. در این مقاله او با زبانی غامض و پیچیده که تعداد فیزیکدانانی که می‌توانند ادعا کنند آن را فهمیده‌اند زیاد نیست، راهی برای محاسبه جرم ذرات بنیادین با استفاده از مشخصه‌هایی مانند بار اکتریکی و اندازه حرکت زاویه‌ای آنها پیشنهاد کرده است.

اما علیرغم زبان دشوار این مقاله، قضیه‌ای که هایم اثبات کرده بود با موفقیت فراوان همراه شد. مدل استاندارد مربوط به ذرات بنیادین که کم و بیش در میان همه فیزیکدانان به عنوان بهترین مدل در مورد ذرات بنیادین پذیرفته شده است، نمی‌تواند جرم این قبیل ذرات را پیش بینی کند.

حتی شیوه‌های پذیرفته شده تخمین زدن جرم این ذرات به صورت نظری، که از آن با نام "کوانتوم شبکه‌ای کرومودینامیک " quantum chromodynamics latticeیاد می‌شود تنها می‌تواند عددی برای جرم ذرات بنیادین بدست آورد که مقدارش بین یک تا ۱۰درصد مقداری است که در تجربه به دست می‌آید.

اما در سال ۱۹۸۲زمانی که محققان آلمانی در مرکز الکترون سینکروترون در هامبورگ از قضیه هایم برای پیش بینی جرم ذرات بنیادین استفاده کردند جوابی که کامپیوتر ارائه داد با دقت زیاد معادل جوابی بود که از آزمایش به دست آمده بود.

تنها عاملی که اندکی دقت پیش بینی را کم می‌کرد کمیات مربوط به ثابتهای بنیادین کیهان بود که مقادیر دقیق آن در دسترس فیزیکدانان قرار نداشت. دو سال بعد از مرگ هایم در سال ۲۰۰۱زمانی که همکار دیرینه او با استفاده از کمیتهایی دقیق‌تر مجددا جرم ذرات بنیادین را محاسبه کرد، نتایج بدست آمده با دقت بیشتری با نتایج تجربی تطابق داشت.

اما هایم پس از انتشار فرمول خود دیگر به موضوع فضای فوق فضا hyperspaceو استفاده از نیروی پیشران در این فضا نپرداخت و تحقیق در مورد آن را پیگیری نکرد.

در عوض در پاسخ به درخواستها درباره اطلاعات بیشتر درباره نظریه‌اش در خصوص تعیین جرم ذرات او وقت خود را صرف تالیف سه کتاب به المانی کرد که در آن به تفصیل جزییات نظریه خود را توضیح داد.

تنها در سال ۱۹۸۰و هنگامی که کتابهای او نظر یک مسوول بازنشسته اداره ثبت اختراعات را در اتریش به خود جلب کرد ایده استفاده از نیروی پیشران در فضای فوق فضا در حیطه عمومی مطرح شد.

"والتر دروشر" بازنشسته، با نگاهی دوباره به ایده‌های هایم روایت بسط یافته‌ای از نظریه او را در مورد فضاهای شش گانه مطرح و دو بعدی را که هایم کنار گذارده بود نیز مجددا احیا کرد نتیجه این اقدام یک نظریه جدید موسوم به "فضای هایم- دروشر " scher space Heim-Drبود که توصیفی ریاضی از یک کیهان هشت بعدی به شمار می‌رفت.

دروشر مدعی است که از این مدل می‌توان نیروهای شناخته شده در فیزیک مربوط به کیهان چهار بعدی را استنتاج کرد. این نیروهای چهارگانه عبارتند از نیروی جاذبه، نیروی الکترومغناطیس، نیروی بین هسته‌ای ضعیف و نیروی بین هسته‌ای قوی.

اما این نظریه حاوی نکات بیشتری است. به گفته دروشر اگر نظر هایم درست باشد در آن صورت ما ناگزیریم دو نیروی بنیادی تازه را نیز وضع کنیم و وجودشان را بپذیریم. این دو نیرو به نیروی جاذبه ارتباط دارند. یکی از این دو نیرو یک نیروی دافعه است مشابه آنچه که اکنون فیزیک جدید از آن با عنوان انرژی تاریک dark energyیاد می‌کند .

این نیرو ظاهرا مسوول انبساط اجزای کیهان است. نیروی دیگر احتمالا نیروی است که می‌توان از آن برای به حرکت در آوردن موشکها و سفاین فضایی بدون مصرف سوخت استفاده کرد.

این نیرو محصول تعامل میان دو بعد پنجم و ششم در کیهانی است که هایم توصیف می‌کند با دو بعد هفتم و هشتم که دروشر اضافه کرده است. این نیرو یک زوج فوتون گرانشی gravitophotonتولید می‌کند. اینها ذراتی واسطه تبدیل انرژی الکترومغناطیس به انرژی جاذبه و بالعکس هستند.

دروشر با همکاری "یواخیم هاوسر" فیزیکدان و استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه علوم کاربردی در سالزیتگر در آلمان در تلاش است تا این مدل نظری را به مجموعه‌ای قابل آزمایش تجربی تبدیل کند.

مقاله‌ای که این دو نفر مشترکا تولید کرده‌اند با عنوان "راهنمائیهایی برای یک دستگاه پیشران فضایی با تکیه به نظریه کوانتومی هایم" همان مقاله ای است که موسسه هوانوردی و فضانوردی آمریکا به آن جایزه داده است.

موسسه فضایی آمریکا (ناسا) در گذشته دعاوی مشابهی در خصوص "کاهش جاذبه" یا "ایجاد نیروی ضد جاذبه" را مورد بررسی قرار داده اما به گفته دروشر این نظریه با نظریه‌های قبلی تفاوت دارد.

این نظریه درباره یک نیروی ضد حاذبه نیست بلکه درباره میدانهایی بکلی جدید با خواص تازه است و هاوسر مدعی شده که آزمایش می‌تواند این نظریه را تایید کند.

برای انجام آزمایش باید یک حلقه گردان بسیار بزرگ را در بالای یک سیم پیچ ابر-رسانا قرار داد تا یک میدان مغناطیسی بسیار قدرتمند بوجود آورد. اگر جریانی که در سیم پیچ برقرار است به اندازه کافی بزرگ و میدان مغناطیسی به اندازه کافی شدت داشته باشد، انگاه به ادعای دروشر میدان الکترومغناطیسی که از ترکیب ایندو تولید می‌شود، می‌تواند چنان از شدت میدان جاذبه بکاهد که حلقه گردان بالای آن به حال شناور در آید.

به گفته دروشر و هاوسر برای آنکه بتوان تاثیر میدان جاذبه زمین را بر روی یک سفینه ۱۵۰تنی بکلی از بین برد، باید شدت میدان مغناطیسی در حدود ۲۵تسلا باشد.

چنین میدانی ۵۰۰هزار مرتبه قدرتمندتر از میدان مغناطیسی کره‌زمین است. در حال حاضر دانشمندان می‌توانند با استفاده از پالسهای مغناطیسی بسیار کوتاه میدانی با شدت ۸۰تسلا تولید کنند.

دروشر و هاوسر پا را از این حد نیز فراتر گذارده‌اند و مدعیند اگر سرعت گردش حلقه گردان بیشتر و میدان مغناطیسی شدیدتری تولید شود ذرات فوتو گرانشی با میدان جاذبه متعارف یک نیروی پیش برنده از جنس ضد جاذبه تولید می‌کنند.

دروشر معتقد است که سفینه‌ای مجهز به حلقه گردان و سیم پیچ می- تواند در فضای فوق فضا به حرکت در آید.

در این فضای فوق فضا احتمالا مقادیر ثابت طبیعت متفاوتند و حتی سرعت سیر اجسام نیز احیانا می‌تواند به چندین برابر سرعت سیر نور برسد. در چنین صورتی می‌توان در کمتر از سه ساعت تا مریخ سفر کرد و به ستارگانی که ۱۱ سال نوری از زمین فاصله دارند در فاصله ۸۰روز رسید.

حال سوال این است که آیا این سخنان همه بی‌پایه است یا انکه مبنای یک انقلاب تازه در علم را پی می‌ریزد.

اغلب فیزیکدانان اسمی از هایم به گوششان نخورده و او را نمی‌شناسند و درک نظریه هایم حتی با توضیحات دروشر نیز ساده نیست.

مارکوس پوسل فیزیکدان نظری در موسسه ماکس پلانک می‌گوید که زمانی که سرگرم گذراندن دوره لیسانس خود بود با دقت نظریه هایم را مطالعه کرده و بخش اعظم ان را نامفهوم یافته است. این فیزیکدان معتقد است که سازگار کردن دیدگاههای هایم با فیزیک امروز کار دشواری است.

نظر اجماعی فیزیکدانان آن است نظریه دروشر و هاوسر در بهترین حالت هنوز ناکامل است و در عین حال در دشوار بودن ان تردیدی نیست.

در حال حاضر تنها نکته مثبتی که موجب شده تا این نظریه جدی گرفته شود موفقیت نظریه در پیش بینی دقیق جرم ذرات بنیادی است.

به گفته "تئودور اوئرباح" که در موسسه فدرال تکنولوژی در زوریخ تحقیق می‌کند شاید نظریه هایم چیزی داشته باشد که بتواند به فیزیک جدید کمک کند.

به اعتقاد این فیزیکدان، فیزیک جدید در آینده به راهی می‌رود که هایم پیشنهاد کرده است.

در حال حاضر به اعتقاد اغلب مهندسان مواد موجود از توانایی لازم برای تولید جریان و میدان قدرتمندی که جهت آزمایش نظریه هایم دروشر لازم است، برخوردار نیستند.

البته در آزمایشگاه ملی "ساندیا" یک دستگاه مولد پرتو ایکس موسوم به "ماشین زد" موجود است که احیانا می‌تواند میدان مغناطیسی و الکتریکی مورد نیاز برای انجام آزمایش را تولید کند اما به گفته راجر لنارد محقق موتورهای فضایی در این آزمایشگاه، نظریه هایم دروشر در شکل کنونی آن به صورتی نیست که استفاده از این دستگاه را موجه سازد.

به اعتقاد این محقق در حال حاضر بهتر است مبانی ریاضی این نظریه به نحو دقیق‌تری توضیح داده شود.

مختصری درباره بورکهارد هایم:
بورکهارد هایم در ۱۹۲۵در پوتسدام به دنیا آمد و در شش سالگی تصمیم گرفت که مهندس موشک شود. او طرحهای خود را به صورت رمز گونه در می‌آورد که هیچ کس نتواند از اسرار وی مطلع شود. او در زیر زمین منزل والدینش به آزمایش با مواد منفجره می‌پرداخت.

در اواخر دومین جنگ جهانی به عنوان سازنده مواد منفجره مشغول کار شد. اما در سال ۱۹۴۴در اثر انفجار این مواد دو بازوی خود و نیز ۹۰درصد شنوایی و بینایی خود را از دست داد.

پس از جنگ به دانشگاه گوتینگن رفت و به تحصیل در رشته فیزیک پرداخت.

ایده یک موشک که با نیروهای کوانتومی به پیش رانده شود و نه با سوختهای معمولی او را به نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی هدایت کرد.

از سال ۱۹۴۸به بعد پدر و همسرش به جای چشم و گوش و دستهای او برایش کار می‌کردند و او حافظه‌ای متکی به تصاویر را برای خود شکل داد.

منبع :همشهری


 
جهان در سال 2050 میلادی
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

اگر می‌‌خواهید تصویری از سال 2050 میلادی در برابر چشمانتان ظاهر شود پس این مقاله را مطالعه کنید. حدود صد سال پیش ژول ورن نویسنده کتب علمی تخیلی، آنچه را که در نوشته‌هایش جای می‌داد فقط در رویاها می‌گنجید. کشتی زیردریایی، بالن، سفر به اعماق زمین، سفینه‌های فضایی و دریایی تنها جنبه تخیل این نویسنده را نشان می‌داد اما همان طور که می‌دانیم همه این رویاها به سرعت به حقیقت پیوست و همه تصاویر خیالی کتاب‌های ژول ورن واقعی شد و امروزه جزولاینفک زندگی بشر شده است. پس آنچه را که درباره سال 2050 خواهید خواند، شاید در حال حاضر کمی غیرواقعی جلوه کند اما شاید در42 سال آینده همه تخیلات و رویاهای انسان به تحقق خواهد پیوست.

همدم با روبات‌ها


کارشناسان و محققان هوش مصنوعی معتقدند تا 50 سال آینده روباتی به بازار خواهد آمد که به عنوان همدم می‌توان او را انتخاب کرد. در واقع روبات‌ها به دستگاه‌هایی بسیار مشابه انسان‌های امروزی تبدیل خواهند شد که احساس هم دارند و می‌توانند با حرکات خود انسان‌ها را عاشق خود کنند! این روبات‌ها به عنوان دوست، یاری‌رسان و همدم در نظر گرفته خواهند شد. دیوید لوی یک محقق انگلیسی هوش مصنوعی که استاد بین‌المللی شطرنج نیز هست اظهار داشت، که روبات‌ها کار خود را در کارخانجات خودروسازی آغاز کردند اما در آینده قرار است ارتباط بیشتری با انسان داشته باشند و رابطه‌ای احساسی را در پیش بگیرند.
روبات‌های آینده می‌توانند شوخ‌طبع، جدی یا عبوس باشند و هر فرد طبق علاقه خود، روبات‌ها را انتخاب می‌کند. کم‌کم روبات‌ها به اعضای خانواده تبدیل می‌شوند در مشورت‌ها شرکت می‌کنند و نظر می‌دهند و در گپ‌های دوستانه شرکت ابراز احساسات می‌کنند و می‌توانند یک همدم خوب برای انسان‌ها باشند.

بدن مجازی


تا سال 2050 علوم پزشکی به دلیل نقشه‌برداری از اعضای هر انسان به صورت مشخصی خواهد شد یعنی علم پزشکی برای هر فرد تصمیم می‌گیرد و دارو می‌سازد و هر یک از انسان‌ها صاحب یک «من برتر مجازی» خواهند شد که وزن، رژیم غذایی و پارامترهای سلامتی دیگر را کنترل خواهد کرد. همچنین علم پزشکی روی ژن‌های خاص و بیماری‌های آینده متمرکز می‌شود و هر فرد یک نقشه ژنتیکی خواهد داشت و طبق آن درمان خواهد شد.همچنین براساس تغییرات پزشکی، پیش‌بینی می‌شود که پوکی استخوان که یک بیماری رایج امروزی است، کاهش خواهد یافت و هیچ کس از استخوان درد و کمردرد رنج نخواهد کشید.از این رو دهه‌های بعدی پیر شدن جمعیت جهان بروز خواهد کرد.

نیویورک در سال 2050


به علت گرم شدن بیش از حد زمین و طوفان‌های شدید، مردم نیویورک باید این شهر را به فراموشی بسپارند، پیش‌بینی‌های رایانه‌ای از زیر آب رفتن این شبه جزیره بزرگ در آینده خبر می‌دهد. زیرا با شکسته شدن یکی از بزرگ‌ترین توده‌های یخی جزیره‌ای در آرکتیک کانادا بر اثر گرم شدن سطح زمین، بسیاری از شهرهای جهان به ویژه نیویورک زیرآب خواهد رفت. به گفته کارشناسان سطح آب اطراف نیویورک تا سال 2050 تا 50 متر بالا خواهد آمد. لذا در چند دهه آینده شهر نیویورک بر اثر آب شدن یخ‌های مناطق اطراف به ویژه قطب شمال ناپدید خواهد شد.

آلودگی هوا از بین خواهد رفت


حال با نگاهی خوش‌بینانه به آینده می‌نگریم پس باید بگوییم که به علت، تاثیر گازهای گلخانه‌ای که ناشی از سوزاندن سوخت فسیلی است، بشر از انرژی فوزیونی استفاده خواهد کرد که بهتر و ارزان‌تر خواهد بود. اتومبیل‌ها از سوخت‌های بدون آلوده‌کننده که هیدروژنی هستند و از راکتورهای فوزیونی به دست می‌آید، استفاده خواهند کرد. لذا آلودگی هوا تا سال 2050 از بین خواهد رفت.برای سفر به ناشناخته‌ها، بشر وسیله‌های نقلیه راحتی را به کره ماه و دیگر سیاره‌ها خواهد ساخت. حتی عده‌ای در کره ماه سکنی می‌گزینند. همچنین روبات‌ها در خدمت انسان‌ها هستند. خانم‌های خانه‌دار با استخدام یک روبات می‌توانند به راحتی بنشینند و تمام روز را تلویزیون تماشا کنند و خیالشان از بابت غذا و کارهای خانه راحت باشد.حتی قرار است مدرسه‌ها دیگر تشکیل نشود و دانش‌آموزان پای رایانه بنشینند و درس فرا بگیرند و درس جواب دهند. بدون آنکه مجبور باشند صبح خیلی زود از خواب بیدار و راهی مدرسه شوند و مورد بازخواست مسئولان مدرسه قرار گیرند.

اتمام نفت


حال با دیدی خلاف بر خوشبینی به آینده می‌نگریم: تولید جهانی نفت به اوج خود می‌رسد و همه سوخت فسیلی به پایان خواهد رسید و مردم تا زمانی که انرژی دیگری را جایگزین نفت و گاز کنند، مدتی طول خواهد کشید و به مشکلات زیادی برخورد خواهند کرد. اکولوژی رو به نابودی می‌رود، بالا آمدن آب دریاها، باعث می‌شود اکثر شهرهای قاره اروپا در آب فرو برود همچنین شهرهای ساحل جنوب و جنوب شرق آسیا، به علت نبود سوخت‌های فسیلی و گران شدن اتومبیل‌ها با سوخت هیدروژنی، مسافرت و حمل و نقل کالا محدود می‌شود و انسان‌ها مجبورند یا از دوچرخه استفاده کنند یا با پای پیاده راهی شوند.کمبود آب در جهان به یک معضل تبدیل خواهد شد و برای به دست آوردن آب که یک نوشیدنی حیاتی برای انسان‌هاست، کشورها با هم می‌جنگند تا آب بیشتری به دست آورند! حال نمی‌دانیم در پایان این مقال اشاره داشته باشیم که، زندگی در سال 2050 مناسب است یا نامناسب، آیا روی خوشش را به بشر نشان می‌دهد و یا روی بدش را...

 

به نقل از سی پی اچ تئوری


 
رصدخانه پرتو ایکس قسمتی از ماده گمشده عالم را کشف کرد
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

تیم بین المللی اخترشناسان رصدخانه مدارگرد اسا (ایکس ام ام نیوتون) قسمتی از ماده گمشده عالم را آشکار کردند.

ده سال پیش دانشمندان پیش­بینی کردند که در حدود نیمی از ماده معمولی اتمهای گازهای پراکنده در ناحیه بین کهکشانها هست. ماده به صورت ساختار بافت­مانندی در سراسر جهان گسترش یافته ­است. گره­های این بافت بزرگترین اجرام جهان یا همان خوشه­های کهکشانی هستنداخترشناسان انتظار داشتند که گازهایی با چگالی کم در تارهای این بافت نفوذ کنند. اما تلاشهای بسیاری در گذشته برای آشکار کردن این گازهای رقیق بی­نتیجه ماند. آنها با استفاده از حساسیت بسیار بالای ایکس ام ام نیوتون قسمتهای داغی را کشف کردند. این کشف آنها را در درک نحوه تکامل بافتهای کهکشانی کمک خواهد­کرد. فقط در حدود 5 درصد جهان از ماده معمولی (باریونی) تشکیل شده­است.
23
درصد را ماده تاریک و 72 درصد باقیماده را انرژی تاریک تشکیل می­دهد. با این حال هنوز نیمی از ماده باریونی هنوز شناخته نشده­ است. تمام ستارگان، کهکشانها و گازهای میان­ ستاره­ای قابل رویت در جهان نیمی از ماده باریونی لازم را تشکیل می­دهد. دانشمندان پیش­بینی کردند که گاز در آن دمای بالا، پرتو ایکس با انرژی پایین ساطع می­کند ولی آنقدر فراوانی آن کم است که رصد آن دشوار خواهد­بود.

 

 

آنها با استفاده از ایکس ام ام نیوتون دو خوشه کهکشانی ابل 222 و ابل 223 را مورد بررسی قرار دادند. این زوج کهکشانی 2300 میلیون سال نوری از ما فاصله دارند. عکسها و طیفهای این دو کهکشان نشان داد که پلی از گازهای بسیار رقیق و داغ بین آن دو جریان دارد. نوربرت وارنر سرپرست تیم می­گوید: «گازی که ما توانستیم رصد کنیم به احتمال زیاد داغترین و پرچگالترین گاز این بافت کهکشانی بوده ­است که بنا بر عقیده ما این ماده­ها می تواند نیمی از ماده باریونی جهان باشد.»  این نتایج ارزشمند با استفاده از ایکس ام ام نیوتون در حالی امکان­پذیر بود که این ناحیه در خط دید آن قرار داشت.
نوربرت وارنر در نهایت افزود:«این ابتدای کار ما بود. برای درک نحوه توزیع ماده در بافت کیهانی باید سیستمهای بیشتری شبیه به این را رصد کنیم و سرانجام بتوانیم رصدخانه فضایی اختصاصی برای رصد بافتهای کیهانی با حساسیت بسیار بالا پرتاب کنیم. این کشف از آن جهت مفید است که پس از تلاش بسیار این گازها آشکار شد و مهمتر از آن از این پس می­دانیم که در کجای جهان باید به دنبال آن بگردیم

منبع: اخبار نجوم


 
مهندسی هوافضا (Aerospace Engineering) چیست؟
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

ماهیت کار 

مهندسین هوا- فضا مسئولیت طراحی و ساخت ماشینهای غیر عادی ، از هواپیماهای با وزن بیش از 250 تن گرفته تا فضا پیماهائی که قادر به طی مسافتهای طولانی با سرعتی بالاتر از 30000 کیلومتر در ساعت هستند ، میباشند. آنها هواپیماها و فضاپیماها و موشکها را طراحی کرده و توسعه داده ومورد آزمایش قرار میدهند و بر مراحل ساخت آنها نظارت میکنند . مهندسین هوا- فضایی که با هواپیما سروکار دارند را مهندسین هوانوردی و آنهائی را که اختصاصا با فضاپیما کار میکنند ، مهندسین فضانوردی گویند . 

مهندسین هوا- فضا فناوریهای جدیدی را برای استفاده در هوانوردی ،‌ سیستمهای دفاعی و اکتشافات فضائی بوجود آورده و اغلب در زمینه هایی مانند طراحی ساختار ، هدایت ، ناوبری و مراقبت ، تجهیز و ارتباطات و یا شیوه های تولید متخصص میشوند. آنها اغلب از طراحی رایانه ای ( کد ) ،‌ دستگاههای خودکار ( روبوتیکز) ، لیزر و تجهیزات نوری الکترونیکی پیشرفته در کارشان بهره میگیرند. 


آنها ممکن است درزمینه یکی از تولیدات خاص هوا- فضا مانند حمل و نقل تجاری (هواپیماهای باری و مسافربری ) ، جتهای جنگنده نظامی ، هلیکوپترها ، فضا پیماها و یا موشکها وراکتها تخصص بگیرند. 

مهندسین هوا- فضا ممکن است در آیرودینامیک ( دانش مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا ) ،‌ ترمودینامیک ( مبحث فعالیت مکانیکی و رابطه آن با حرارت ) ،‌ مکانیک سماوی ، نیروی محرکه ، آکوستیک ( علم اصوات ) ، و یا سیستمهای هدایت و مراقبت ، مهارت داشته باشند. 

مهندسین هوا- فضا عموما در صنعت هوا- فضا به کار گرفته میشوند ، اگر چه مهارت آنها به صورت روزافزونی در رشته های دیگر نیز کاربرد پیدا میکند. به عنوان مثال ،‌در صنعت تولید وسایط نقلیه موتوری ، مهندسین هوا- فضا خودروهائی را با مقاومت هوائی کمتر طراحی میکنند که این کار، کارآیی مصرف سوخت آنها را بالاتر میبرد. 

فرصتهای شغلی 

بیشترین فرصتهای کاری برای مهندسین هوا- فضا در صنایع تولید هواپیما ، قطعات هواپیما ،‌ موشکهای هدایت شونده و فضا پیما میباشد. بعضی از آنها به استخدام وزارت دفاع در می آیند . دیگر فرصتهای شغلی در زمینه های خدمات مهندسی و ساخت و ساز ، سرویسهای تحقیقاتی و آزمایشی و شرکتهای تجهیزات ناوبری میباشند. 

چشم انداز آینده 

با افزایش نیاز به صنایع دفاعی ،‌ نیاز به متخصصین این رشته نیز افزایش میابد. از طرف دیگر ،‌ با رشد ترافیک هوائی و افزایش تعداد مسافران و نیز برای جایگزینی ناوگانهای هوائی موجود با هواپیماهائی با سرعت بالاتر و مصرف سوخت کمتر ، نیاز به مهندسین هوا- فضا افزایش خواهد یافت . با گرایش شرکتهای سازنده هواپیما برای استفاده از فناوری موجود در زمینه های جدید، فرصتهای شغلی جدیدی برای این مهندسین بوجود خواهد آمد. بعضی فرصتهای استخدامی نیز در صنایعی که واضحا با هوا- فضا ارتباطی ندارند ، مانند صنایع اتومبیل سازی ایجاد خواهد شد. 

میزان درآمد 

درآمد میانگین سالیانه برای مهندسین هوا- فضا درسال 2000 در ایالات متحده 67930 دلار بوده است . 

رشته هوافضا در دانشگاههای ایران

هدف رشته دانشگاهی هوافضا تربیت کارشناسانی است که کارکنان مورد نیاز محاسبات، طراحی، پژوهش و ساخت صنایع گوناگون هواپیمایی، بالگردسازی و موشکی را فراهم سازند. دانشجویان این رشته موظف هستند که در طی تحصیل ۳ واحد پروژه بگیرند و در تابستان نیز در دفاتر مهندسی صنایع مربوط کارآموزی بکنند .
دروس تخصصی رشته مهندسی هوافضا بر چهار پایه کلی استوارند: هواپویش (آیرودینامیک)، پیشرانه‌ها (جلوبرنده ها)، مکانیک پرواز، سازه‌های هوافضایی و هواکشسانی.

هواپویش
هواپویِش یا آیرودینامیک به مطالعه و بررسی جریان هوا، محاسبه نیروها و گشتاورهای ناشی از آن بر روی جسم پرنده می‌پردازد. مهندس هوافضا با فراگیری این دانش به تحلیل جریان‌های پیچیده در اطراف پیکرهای پرنده پرداخته و با به دست آوردن نیروهای هواسرشی امکان بررسی پایداری و طراحی سازه را فراهم می‌کند .

پیشرانه ها
درس پیشرانه‌ها به مطالعه و بررسی سامانه‌های جلوبرنده اعم از موتورهای پیستونی، چرخپره‌ای (توربینی)، موشک‌ها و نحوه تولید نیروی رانش در آنها می‌پردازد.

مکانیک پرواز
مکانیک پرواز به مطالعه و بررسی رفتار و حرکات هواگرد با بهره گیری از داده‌های هواپویشی، هندسی و وزنی می‌پردازد و در واقع علم مکانیک پرواز از عملکرد تشکیل می‌شود و عملکرد به بررسی برد، مسافت نشست و برخاست، مداومت پروازی در سرعت‌های گوناگون و پایداری و کنترل وسایل پرنده می‌پردازد .
سازه‌های هوافضایی
سازه‌های هوافضایی به مطالعه و بررسی سازه‌های هواپیما و دیگر هوا/فضاگردها می‌پردازد و هدف آن طراحی سازه‌هایی است که علاوه بر استواری کافی در برابر بارهای آیرودینامیکی و دیگر بارهای استاتیکی وارد بر وسایل پرنده، کمترین وزن ممکن را نیز داشته باشند.

هواکشسانی
هواکشسانی یا آیروالاستیسیته برهمکنش نیروهای هواسرشی و نرمش سازه‌ای است که می‌تواند باعث اهتزاز (فلاتر)، واگرایی و جز اینها شود.
رشته دانشگاهی هوافضا خویشاوندی زیادی با تمامی گرایشهای مهندسی مکانیک دارد به این جهت دارای شماری درس‌های مشترک با گرایشهای مهندسی مکانیک مثل مکانیک جامدات و مکانیک شاره‌ها است .
پایه بیشتر این درس‌ها بر ریاضی است، مانند دینامیک سیالات برای آئرودینامیک یا معادلات حرکت برای دینامیک پرواز. با این‌همه، اجزا تجربی بسیاری نیز در این رشته وجود دارد. از نظر تاریخی، این اجزا تجربی از آزمایش مدلهای کوچک و نمونه اولیه، در تونل باد و یا در فضای باز منشا گرفته است. پیشرفت‌های رایانه ما را قادر ساخته از دینامیک سیالات رایانه‌ای، و شبیه سازی رفتار سیال، برای کاهش هزینه و زمان صرف شده در آزمایش تونل باد استفاده کنیم.

منبع:هوپا

 

 

 

 

 


 
یافته های جدید درباره ی سیاره ی عطارد
ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

مطالعات جدید نشان می‌دهد هسته بزرگ و سرد شونده عطارد مسئول میدان مغناطیسی و زمین‌شناسی سطحی سیاره است.

30 سال است که منبع میدان مغناطیسی عطارد و منشا دشت‌های هموار آن ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است. داده‌های جمع آوری شده به وسیله‌ی «مسنجر» (MESSENGER)،‌ فضاپیمایی که ژانویه 2008 از ارتفاع کمی بر فراز عطارد گذر کرد، نشان می‌دهد که آتشفشان‌ها در ساخته شدن دشت‌های مسطح عطارد موثرند و هسته بیرونی منشا میدان مغناطیسی سیاره است. 

 

بحث بر سر منشا دشت‌های هموار عطارد به ماموریت آپولو 16 در سال 1972 باز می‌گردد.‌ در توجیه دشت‌های مسطح ماه،‌ این عقیده مطرح شد که برخوردهای بزرگ باعث پس زدن مواد می‌شوند و این مواد دشت‌های صاف را به وجود می‌آورند. هنگامی که «مارینر 10» (Mariner 10) در 1975 از ساختارهای مشابهی در سطح عطارد عکس‌برداری کرد،‌ گروهی از دانشمندان به این نتیجه رسیدند که در سطح عطارد هم فرآیند مشابهی این دشت‌ها را به وجود می‌آورد. در مقابل،‌ گروهی نیز معتقد بودند که فوران گدازه‌ها مواد سازنده این دشت‌ها را تامین می‌کند. اما،‌ فقدان دهانه‌های آتشفشانی یا سایر عارضه‌های مرتبط با آتشفشان در عکس‌های مارینر، مانع موفقیت این فرضیه شد.

 

 

مسنجر در ماموریت خود اطلاعاتی درباره تغییرات رنگ و بازتابندگی، شیمی سطح و تصاویر پر کیفیتی در طول موج‌های مختلف و اندازه گیری‌های ارتفاع‌سنجی گرد‌آوری کرده است. با تحلیل این داده‌ها،‌ دانشمندان در مرزهای حوزه‌ی «کالوریس» (Caloris)، یکی از جوان‌ترین دهانه‌های برخوردی در منظومه‌ شمسی، شواهدی از وجود دهانه‌های آتشفشانی یافتند. نخستین ارتفاع‌سنجی‌ها نشان می‌دهد که دهانه‌ها در سطح عطارد حدود دو برابر کم‌عمق‌تر از دهانه‌های سطح ماه هستند.

 

میدان مغناطیسی، مسبب واکنش‌های دینامیکی پیچیده‌ای در درون سیاره،‌ سطح، جو بیرونی و مغناطیس‌کره آن است. میدان مغناطیسی عطارد در هسته بیرونی تولید می‌شود و سرد شدن هسته آن را تقویت می‌کند. حداقل 60% مواد سازنده عطارد در هسته آن جمع شده‌اند، دو برابر بیشتر از هر سیاره زمین‌مانند دیگر.

 

زمین‌شناسی عطارد پیچیده‌تر از آن است که تا کنون تصور می‌شد. عارضه تکتونیکی غالب در سطح عطارد صخره‌های چند قسمتی است. این صخره‌ها علامت گسل‌های سطحی هستند که در اثر انقباض نواحی اطراف به وجود می‌آیند. این پدیده نشان می‌دهد که سرد شدن هسته چقدر در تغییر شکل سطح موثر است. سرد شدن هسته نه تنها دینام مغناطیسی سیاره را فعال کرده بلکه باعث انقباض و در هم فشردگی کل سیاره شده است. داده‌های جدید نشان می‌دهند که مقدار این انقباض حداقل 3/1 (یک سوم) بزرگ‌تر از مقداری است که تاکنون تصور می‌شد.

 

مدار تقریبا بیضی عطارد، چرخش کند، واکنش ذرات جو با مغناطیس‌کره، و بادهای خورشیدی باعث تغییرات شدید فصلی و شبانه‌ روزی در طرز رفتار ذرات می‌شود. در جو خارجی نازک و منحصر به فرد عطارد، مولکول‌ها بسیار از یکدیگر دورند، به طوری‌که احتمال برخوردشان به سطح سیاره بیش از احتمال برخوردشان به یکدیگر است.

منبع: اخبار نجوم


 
اختر فیزیک و مشکلات آن
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین


مقدمه

اختر فیزیک دانشی گسترده و در عین حال بسیار پیچیده است. گستردگی دانش اختر فیزیک از آنجا ناشی می شود که ساختمان جهان را به عنوان یک کل مورد نظر و بررسی قرار می دهد و در عین حال باید ارتباط بین تمام اجزای جهان را توضیح دهد. جهان چگونه پدید آمد و سرانجامش چه خواهد شد؟ آیا جهان به آنچه که قابل مشاهده است خلاصه می شود؟ آیا اختراع ابزارهای جدید افق دید ما را گسترش خواهد داد؟ در ماورای آنچه که می بینیم چه چیزی وجود دارد؟ آنچه که برای ما قابل مشاهده نیست چه تاثیری بر جهان ما دارد؟ دانش بشر تا آنجا پیشرفته که می تواند عمر ستارگان را با تقریب بسیار خوبی محاسبه کند. آیا انسان می تواند عمر جهان را نیز به عنوان یک واحد حساب کند؟ آیا قوانینی که ما در زمین کشف می کنیم قابل تعمیم به همه ی جهان است؟ آیا کهکشانها و کوسارها از همین قوانینی تبعیت می کنند که زمین و خورشید را به یکدیگر پیوند می دهد؟

هزاران سئوال دیگر می توان مطرح کرد که تلاش برای یافتن پاسخ آنها به جز پیچیده کردن مسائل حاصلی نخواهد داشت. تا زمانیکه دلیلی یافت نشده که قوانین شناخته شده بر کل جهان حاکم نبیست نباید به صحت این قوانین تردید کرد. اما همین قوانین شناخته شده نیز برای ما با ابهام همراه است. دانش انسان برای شناختن جهان به مکانیک کوانتوم و نسبیت محدود می شود که خود با یکدیگر ناسازگارند. با این وجود بسیاری از رموز جهان را برای بشر گشوده اند. آنچه که از جهان برای ما خبر می آورد به امواج الکترومفناطیسی خلاصه می شود که تحت عنوان اشعه ی کیهانی شناخته می شوند. امواج الکترومغناطیسی طیف بسیار گسترده ای است که بخش ناچیزی از آن نور معمولی است. در دهه های اخیر دانش اختر فیزیک به بررسی امواجی می پردازد که در اوائل قرن بیستم برای فیزیکدانان قابل تصور نبود و به همین ترتیب افق های تازه ای در مقابل انسان گشوده است. هر سئوالی که به پاسخ می رسد، سئوالات جدیدی با خود همراه دارد که نشان می دهد این تلاش نقطه ی پایانی نخواهد داشت.

مشکلات اختر فیزیک

1- مشکل نسبیت با مکانیک کوانتوم- مکانیک کوانتوم ساختار ریز و کوانتومی کمیت ها و واکنش متقابل آنها را مورد بررسی قرار می دهد. به عبارت دیگر نگرش مکانیک کوانتوم بر مبنای کوانتومی شکل گرفته است. در این زمینه تا جایی پیش رفته که حتی اندازه حرکت و برخی دیگر از کمیتها را کوانتومی معرفی می کند. این نتایج بر مبنای یکسری شواهد تجربی مطرح شده و قابل پذیرش است. علاوه بر آن تلاشهای زیادی انجام می شود پدیده های بزرگ جهان را با قوانین شناخته شده در مکانیک کوانتوم توجیه کنند. حال به نسبیت توجه کنید که فضا-زمان را پیوسته در نظر می گیرد. بنابراین نسبیت با مکانیک کوانتوم ناسازگار است. تلاشهای زیادی انجام شده تا به طریقی یک همانگی منطقی و قابل قبول بین نسبیت و مکانیک کوانتوم ایحاد شود. در این مورد کارهای دیراک شایان توجه است که مکانیک کوانتوم نسبیتی را پایه گذاری کرد و آن را توسعه داد. اما در مورد نسبیت عام موفقیت چندانی نصیب فیزیکدانان نشده است.

2- پیچیدگی و عدم وجود تفاهم در نسبیت- پیچیدگی نسبیت موجب شده که تفاهم منطقی بین فیزیکدانان در مورد نتایج و پیشگویی های نسبیت وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر نسبیت شدیداً قابل تفسیر است. این تفاسیرگاهی چنان متناقض هستند که حتی فیزیکدان بزرگی نظیر استفان هاوکینگ نظر خود را تغییر داد. البته این براداشتهای متفاوت از نسبیت ناشی از گذشت زمان نیست، بلکه از آغاز حتی برای خود اینشتین که نسبیت را مطرح کرد وجود داشت. به عنوان مثال: اینشتین از سال 1917 شروع به تدوین یک نظریه قابل تعمیم به عالم کرد. وی با مشکلات حل نشدنی ریاضی برخورد کرد. به همین دلیل در معادلات گرانش عبارت مشهور " پارامتر عالم " را وارد کرد. ملاحظات وی در این موضوع بر دو فرضیه مبتنی بود. 1- ماده دارای چگالی متوسطی در فضاست که در همه جا ثابت و مخالف صفر است. 2- بزرگی " شعاع " فضا به زمان بستگی ندارد. در سال 1922 فریدمان نشان داد که اگر از فرضیه دوم چشم پوشی شود، می توان فرضیه اول را حفظ کرد بی آنکه در معادلات به پارامتر عالم نیازی باشد. فریدمان بر این اساس یک معادله ی دیفرانسیل به صورت زیر ارائه کرد:
dR/dt)^2 - C/R+K=0

در واقع سالها قبل از کشف هابل در مورد انبساط فضا، فریدمان دقیقاً کشفیات او را پیش بینی کرده بود. معادله ی فریدمان معادله ی اصلی کیهان شناخت نیوتنی است و بدون تغییر در نظریه نسبیت عام نیز صادق است. اینشتین بر همه نتایج به دست آمده توسط فریدمان اعتراض کرد و مقاله ای نیز در این باب انتشار داد. سپس حقایق را در فرضیه فریدمان دید و با شجاعت کم نظیری طی نامه ای که برای سردبیر مجله آلمانی فرستاد به اشتباه خود در محاسباتش اعتراف کرد. بیشتر مشکلات نسبیت ناشی از خواصی است که که به علت وجود ماده برای فضا قایل می شوند. که در آن هندسه جای فیزیک را می گیرد. زمانی پوانکاره گفته بود که اگر مشاهدات ما نشان دهد که فضا نااقلیدسی است، فیزیکدانان می توانند فضای اقلیدسی را قبول کرده و نیروهای جدیدی وارد نظریه های خود کنند. اما نسبیت چنین نکرد و ماهیت پدیده های فیزیکی را به دست فراموشی سپرد. هرچند پدیده های فیزیکی را بدون ابزار محاسباتی، اعم از جبری و هندسی نمی توان توجیه کرد، اما فیزیک نه هندسه است و نه جبر، فیزیک، فیزیک است وبس!!!

3- مشکل گرانش نیوتنی در نسبیت همچنان باقی است- در نسبیت فضا-زمان دارای انحناست. هرچه ماده بیشتر و چگالتر باشد، انحنای فضا بیشتر است. سئوال این است که این انحنای فضا تا کجا می انجامد؟ در نسبیت انحنای فضا می تواند چنان تابیده شود که حجم به صفر برسد. برای آنکه ماده بتواند چنان بر فضا اثر بگذارد که حجم به صفر برسد، باید جرم به سمت بی نهایت میل کند. یعنی نسبیت نتوانست مشکل قانون گرانش را در مورد تراکم ماده در فضا حل کند، علاوه بر آن بر مشکل افزود. زیرا قانون نیوتن می پذیرد که ماده تا بی نهایت می تواند متمرکز شود، اما حجم صفر با آن سازگار نیست. اما نسبیت علاوه بر آن که می پذیرد ماده می تواند تا بی نهایت متراکم شود، پیشگویی می کند که حجم آن نیز به صفر می رسد.

چه باید کرد؟

1- مشاهدات تجربی نشان می دهد که قانون جهانی گرانش نیوتن (یا حجم صفر نسبیت) باید مجدداً مورد بررسی قرار گیرد.

2- قانون دوم نیوتن نیاز به برسی مجدد دارد، اما نه به گونه که افزایش جرم (انرژی) را تا بی نهایت بپذیرد. جرم-انرژی بینهایت در نسبیت مانند سرعت بی نهایت در مکانیک نیوتنی غیر واقعی و با مشاهدات تجربی ناسازگار است.

3- ساختار هندسی فضا تابع چگالی ماده است که از نیروی گرانش آن ایجاد می شود. به عبارت دیگر این نیروی گرانش است که ساختار هندسی فضا را شکل می دهد، نه شکل هندسی فضا موجب ایجاد پدیده ای می شود که ما آن را گرانش می نامیم. در واقع گرانش نه تنها یک نیروی اساسی است، بلکه منشاء تولید انرژی است.

4- در ساختار کلان حهان همان قانونی حاکم است که در کوچکترین واحدهای کمیت های طبیعت حاکم است. یعنی قوانین جهان میکروسکپی را می توان به جهان ماکروسکپی تعمیم داد.
نتیجه: مکانیک کلاسیک، مکانیک کوانتوم و نسبیت را باید همزمان مورد بررسی مجدد قرار داد و این کاری است که: Theory of CPH آن را انجام داده است.
 
منبع:
سایت فیزیک هوپا

 
نظریه ی بینهایت در ریاضیات معاصر
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

حضرت نورعلیشاه ثانی و نظریة بینهایت در ریاضییات معاصر  


از لحاظ علم ریاضی هنوز تعبیر و تفسیر صحیحی از لایتناهی در دست نیست. علّت این نقص در ریاضیات از این بابت است که محدود نمی‌تواند وصف نامحدود نماید. از تعبیرهای بسیار زیبایی که از بی‌نهایت شده است و هنوز علم ریاضی نیز نتوانسته از لحاظ نظری آن را تطبیق نماید ، تعبیری است که در رسالة شریفة صالحیّه توسط حضرت نورعلیشاه ثانی آمده است. می‌فرمایند: «لایتناهی دوایر است و مرکز نقطه است و دایره نقطة جوّاله موهومه است» .

این تعبیر از دیدگاهی می‌تواند بر این مصداق قرار گیرد که حرکت از مبداء صفر شروع و به لایتناهی که می‌رسد رجوع به مبدأ صفر می‌کند. چون خصوصیّت هر نقطة روی دایره، آن است که مبدأ حرکت و مقصد آن بر روی هم واقع است. تعبیری عرفانی از این موضوع به معنی این است که مبداء و معاد (محل عود و برگشت) بر هم قرار دارند. هُوَ ٱلْمَبْدأُ وَ هُوَ ٱلْمَعٰادْ. از لحاظ ریاضی این نتیجه را می‌توان برداشت نمود که صفر بر بینهایت منطبق است. اگر چنین باشد پس مجموعة اعداد که ظهور دارند و بین صفر و بی‌نهایت واقع‌اند کجا می‌توانند قرار بگیرند. زیرا که هر وقت از صفر دور شویم به بی‌نهایت نزدیک و هر وقت به سمت بی‌نهایت می‌رویم از صفر دور می‌شویم. پس بُعد و قُرب از صفر و بی‌نهایت وقتی منطبق بر هم هستند چه معنایی می‌یابد؟ در دایره از دو مسیر از مبدأ می‌توان به معاد که به معنی همان محل بازگشت است رسید. در مسیر اوّل اگر حرکت اتّفاق نیافتد مبدأ بر مقصد منطبق است ولی وقتی حرکت و سیر پیش آمد باید دور لایتنهاهی زده شود تا از مبدأ به معاد رسید.

نقطة مبدأ در ریاضیات به صفر تعبیر می‌شود و از صفر به بی‌نهایت لزوماً احتیاج به تکثیر عدد مبدأ دارد. ولی هر مضربی از صفر، باز صفر است؛ پس صفر از خود نمی‌تواند تکثیر یابد، کیفیت صفر از لحاظ علم اعداد قابل وصف نیست چون همانند بحر بی‌کران لا می‌ماند که با هر عددی همراه و پنهان است و با هر عددی جمع می‌شود و در هر عددی هست ولی در مقدار آن عدد اثر و تأثیری ندارد. در هر عددی ضرب شود باز خودش (صفر) می‌شود. با هر عددی و در هر عددی هم هست ولی در اختفاء و پنهان می‌باشد. صفر را از لحاظ عرفانی می‌توان به ذات اقدس تعبیر نمود که نه قابل وصف است و نه قابل درک. و در عَمی مطلق است. در قرآن کریم به این وجود گاه با کلمات «هُوَ» یا «هُ» که ضمائر اشاره به مغایب است اشاره می‌شود. گرچه این قالب عمومیّت تام ندارد زیرا که ظرف کلام کفایت تمام بیان را نمی‌کند و در بسیاری از آیات با استفاده از این ضمائر، اشاره به الله نیز شده که اسم اعظم و مظهر ذات (هو) است. به عبارتی هر وقت منظور اشاره به ذات الله است هو استفاده می‌شود و هر وقت غرض اشاره به ظهور ذات است الله بکار برده می‌شود. در آیة هُوَ ٱللهُ اَحَد اشاره به ذات الله است و هُوَ ٱلاَوَّلُ وَ ٱلاٰخِرُ وَ ٱلظّٰاهِرُ وَ ٱلْبٰاطِنُ اشاره به ظهور ذات در الله دارد.


برگردیم به اعداد بین صفر تا بی‌نهایت. در اشراق دیگری می‌فرمایند «تکثیر عدد مبدأ از واحد است» . با ظهور صفر در عدد یک که به اصطلاح ریاضیدانان منشأ اعداد طبیعی است کلیه اعداد که تعداد آنها بی‌نهایت است وجود پیدا می‌کنند. به عبارت دیگر «یک» مظهر «صفر» است در مجموعة اعداد. از لحاظ عرفانی می‌توان عدد یک را ظهور ذات در اسم اعظم دانست. یا به عبارت دیگر عدد یک الله است که خلقت تمام اعداد از اوست که اَلْحَمْدُللهِ ٱلَّذی خَلَقَ السَّمٰوٰاتِ وَ الاَرْضَ و ربّ است که فرمود رَبَّکُمْ ٱلَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا وَ بَثَّ مِنهُمٰا رِجٰالاًٰ کَثیراً وَ نِسٰاءً و فرمود ذٰلِکُمْ ٱللهُ رَبُّکُمْ لاٰ اِلٰهَ اِلاّٰ هُوَ خٰالِقُ کُلِّ شَئٍ و فرمود اِنَّ رَبَّکُمُ ٱللهُ الَّذی خَلَقَ السَّمٰوٰاتِ وَ الاَرْضَ . این تعبیر را می‌توان به این نحو بسط داد که ذات صفت ندارد اگر صفت می‌داشت قابل وصف می‌شد، پس خلقت مربوط به اسم اعظم است. یا در بیان این مقاله «صفر» خالق نیست بلکه خلقت از «یک» منشعب می‌شود. یکی از معانی خلق شکل دادن یا تغییر شکل دادن است و «یک» می‌تواند اعداد را شکل دهد یا تغییر شکل دهد با هر عددی جمع شود آن عدد را به سمت بینهایت که به تعبیر مذکور منطبق بر صفر است نزدیک خواهد گرداند. «یک» همان ربّی است که انسان را از مبدأ ذات به سمت معاد ذاتی خود می‌برد و این رب همان پرورش دهندة یکتا و واحد و «یک» است. یک از لحاظ ریاضی منشاء اعداد طبیعی است و خود اوّلین خلقت است یا به بیان دیگر اوّلین شکل گرفته. و خود خالق باقی اعداد است و به بیان دیگر شکل دهندة همة اعداد است و بسیاری از فلاسفة قدیم «یک» را عدد نمی‌شمردند و تعدد واحد را اعداد می‌دانستند. «یک» منشاء سایر رشته‌های اعداد موهومی، مختلط، حقیقی، صحیح، اصم، گنگ، و قس علیهذا است.


در هندسه صفر به نقطه تلقی می‌شود و حرکت آن ظهور خط است و تمام صور از خط خلق شده. در حساب جهت رسیدن به بی‌نهایت به معنی منفی و مثبت بی‌نهایت، حدّ چپ و حدّ راست تعریف می‌شود که قابل تطبیق با قوس صعود و قوس نزول است. تطبیق واژه‌های «هو» و «الله» با «صفر» و «یک» بسیار می‌تواند فراتر از مواردی باشد که در اینجا آورده شد و تا این مقدار اکتفاء می‌شود. حال برگردیم به موضوع اصلی این مقاله که از مبدأ «صفر» چگونه حرکت آغاز و از «یک» و جمع اعداد عبور و آخرالامر آن در بینهایت بر «صفر» برمی‌گردد.
قبل از این موضوع لازم است ببینیم که «خود» از کجا پیدا شد. با تفکّر و سیر در گذشتة خود در می‌یابیم که موجودی به نام «من» در هنگام جنینی خلق شد. وجود جنین قبل از تولّد در جوهر خاک و گیاه و حیوان بود که از صلب پدر در بطن مادر به هم رسید و از جوهر خاک و گیاه و حیوان تغذیه و رشد نمود. پس خلقت جنین از عدم نبود بلکه از مواد دیگر بود که تغییر شکل پیدا کرد. با اجتماع سلولهایی که هر کدام جان مجزائی داشتند موجود جدیدی به نام «خود» ناگاه با دمیدن نفخه‌ای از عدم خلق شد. موهوم «خود» وجود پیدا کرد و در هیکل جنین رشد نمود. «خود» خلقت جدیدی بود که آمیخته به حقیقت «حق» جنین گردید. «خود» موهوم مجازی بود که با «حق» حقیقی جنین ممزوج شد. حق و حقّانیَت با «حق» ممزوج در جنین بود ولی «خود» انانیّت صرف و طاغوت وجود بود که مرکب «حق» (جنین) را غاصبانه غصب کرد و «خود» بر جای او نشست.


چنانچه این «خود» از مغصب پیاده شود و مالک حقیقی را بر جای نشاند «حق» را بر مرکب تن نشانده است. لذا نفی «خود» تنها راه اثبات «حق» است و هنگامی که «خود» مسلط بر کشور تن است انسان کافر است. چون کفر به معنای پوشش است و «حق» بر او پوشیده و پنهان است. کفر به معنی دیگر پرستش «خود» توسط «خود» است. وقتی خلع و لبس شروع و حرکت آغاز شد کفر تبدیل به شرک می‌شود که هم خودپرست و هم خداپرست می‌شود که دوپرستی است. اگر خلع و لبس ادامه یابد و نفی «خود» سبب اثبات «حق» در وجود شود فناء از «خود» و «بقاء» به «حق» پیش می‌آید. در مرتبه‌ای که فناء تام از «خود» در گرفت بقاء تام به «حق» متحقق است و این مرحله را توحید گویند.


که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الاّ هو
پس اگر تمام اله را نفی کرد به لا اله خواهد رسید و لا اله نفی اله «خود» است و اثبات الا الله که فرمود: لاٰ اِلٰهَ اِلاّٰ ٱلله.
می‌فرمایند : «نور وجود از مقام نقطه تنزّل و سعه به هم رسانید تا به عالم طبع رسید منتشر و مخفی گردید چون قاعدة مخروط، و از او ظلّی افتاد مخروطی و رفته رفته نور وجود ضعیف شد تا به نقطة هیولی و مادّة المواد رسید و این شکل برای خیال مُقَرِّب است. و در برگشت از خط جماد و نبات و حیوان و انسان سیر بر عالم مثال نماید تا به اوّل برگردد، صورت دائره گردد دارای قوس نزول و قوس صعود».
درقوس نزول به اصطلاح ریاضیات حرکت همانند حدّ چپ است و در قوس صعود بازگشت از هیولی به نور به مشابه حدّ راست است. همینطور می‌فرمایند: «نقطه بدور خود گشت به نقطه برگشت خطی احداث کرد فقط نقطه بود، همه از وهم توست از سرعت سیر، که نقطه دائره است از سرعت سیر تجدد هست نماید چون دائره شعله جوّاله و خط قطرة نازله» .


در دعایی منصور حلاج فرمود:
بِیْنی وَ بَیْنَکَ إنیِّنی یُنٰازِعُنی فَارْفَعْ بِلُطْفْ إنیِّنی مِن الْبَین
مائی ما چون شد عدم شد موجها بحر قدم منصور وقتم دمبدم گویم انا الحق برملاء
مسیر خلع و لبس از ظهور یک امکانپذیر است، که فرمود: اللهُ وَلیُّ ٱلُّذینَ ٰامَنوُا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ اِلیَ النّوُرِ پس برای نفی «خود» مقراض «لا» لازم است. می‌فرمایند: «اگر در مظهری تجلّی دیدی به همان مظهر دل بند شو که این محدود ترا به نامحدود رساند و این شرک ترا موحد نماید و این پابندی از علایق خلاصت فرماید، ظاهرش بت معنی او بت شکن است» . مقراض «لا» وجود رب یا همان واحد است. هم حیات دهنده (یُحیی) و هم میراننده (یُمیت) است. در مأمن او بودن خروج از تاریکیها به نور است یا خروج از «خود» به «حق» است.


ز بس بستم خیال تو، تو گشتم پای تا سر من تو آمد خرده خرده، رفت من آهسته آهسته
در این مسیر گاهی «خود» را در محضر «حق» می‌بیند، گاهی «خود» را در حضور «حق» می‌بیند. در مرحله‌ای حلول اجتناب ناپذیر می‌نماید که حالّ (فرود آینده) در محلّ (فرودگاه) حلول (فرود) می‌کند و سالک «حق» را در «خود» می‌بیند و این مرحله هنوز شرک و دوپرستی است زیرا هم «حق» و هم «خود» را می‌بیند و چاره‌ای از آن نیست. جلوتر به اتّحاد می‌رسد که »حق» را با «خود» و «خود» را با «حق» می‌بیند که:
اَنَا مَنْ اَهْویٰ وَ مَنْ اَهْویٰ اَنَا نَحْنُ رُوحٰانِ حَللْنٰا بَدَناً
و:
من با تو چنانم ای نگار یمنی خود در غلطم که من توام یا تو منی
مجنون سلام الله علیه فرمود:
من کی‌ام لیلی و لیلی کیست من ما یکی روحیم اندر دو بدن
تا نفی مطلق «خود»، شرک نسبی وجود دارد تا آنجا که لا اله مطلق در وجود حاصل شود و الاّ الله در وجود نماند که مقام توحید گویند. تمام مراحل توحید از توحید افعالی و توحید صفاتی و توحید ذاتی همه مراحلی از سیر «خود» به «حق» است. هر وقت مشاهده نمود که شکسته بست عالم «حق» است و «خود» مؤثّر نیست به توحید افعالی می‌رسد که معرفت «حق» به جبّاریت است. هرگاه همة صفات را از «حق» دید به توحید صفاتی رسیده و هرگاه ذات اشیاء را ذات «حق» دید به توحید ذاتی رسیده است.
بلعکس نفی «یک» استدراج است که فرمود: وَ ٱلَّذینَ کَفَرُوا اَوْلِیٰاؤُهُمْ ٱلطّٰاغوُتِ یُخْرِجوُنَهُمْ مِنَ النّوُرِ اِلیَ ٱلظُّلَمٰاتِ . در مأمن او نبودن خروج از نور به تاریکیهاست که خروج از «حق» به «خود» است.


پس منظور از تمام اعمال عبادی نفی «خود» و اثبات «حق» است. اگر «خود» نفی شد «حق» اثبات می‌شود و اگر عملی منجر به نفی «خود» شد منجر به اثبات «حق» می‌شود و در غیر این صورت «حق» ناپدید و «خود» در کفر خود پنهان می‌گردد. که فرمودند: «عبادتِ مقرِّبِ جان به جانان اطاعت و اهتمام بطاعت و بیرون آمدن از خودیت است» .
در بررسی قرآن و انجیل و تورات و کتب عرفانی و دستورات انبیاء و اولیاء و اوصیاء الهی به نتیجه‌ای برمی‌خوریم که آن حرکت از خود به خدا می‌باشد. تمام دستورات عبادی می‌توانند حول و حوش این حرکت تعبیر و تفسیر شوند. خلع و لبس مراحل این حرکت است، که در هر مرتبه بخشی از خودیت را فانی و سهمی از حقیقت را در وجود انسان باقی می‌سازد. به عبارت دیگر کلیة مراحل از فناء «خود» تا بقاء به «حق» همه با خلع مرتبة ادنی و لبس مرتبة اعلی همراه است. ابتدای این حرکت و سیر از خودیت محض شروع و به حقیقت محض پایان می‌یابد. گرچه خودیت محدود و حقیقت لایتناهی است. بیعت فروختن «خود» به «حق» است، دعا خواستن «حق» است، ذکر یاد «حق» است، فکر نظر کردن بر «حق» است، نماز فراموشی «خود» به «حق» است، روزه نفی مشتهیات «خود» است، خمس و زکات نفی مالکیت «خود» است، حج به دور «حق» گردیدن است، جهاد تلاش در نفی «خود» است و امر به معروف امر کردن «خود» به «حق» و نهی از منکر نهی کردن «خود» از غیر«حق»، تَوَلّی نزدیک شدن به «حق» و دوری از «خود» و تبّری دوری از «خود» و نزدیک شدن به «حق» است.


تمام صفات حسنه که حد تعادل صفات از افراط و تفریط آنان است در مسیر حرکت از «خود» به «حق» پیدا و متمکّن می‌شوند که معنای دیگری از مراحل تخلیه و تزکیه و تحلیه و تجلیه می‌باشند. چون به تدریج در وجود سالک «حق» جایگزین «خود» می‌شود لذا صفات رذیله که منبعث از «خود» است به تدریج از بین رفته و صفات حمیده که منبعث از «حق» است بروز می‌یابند.
در انتهای سفر از «خود» به «حق» نفی مطلق «خود» و اثبات مطلق «حق» قرار دارد. اگر نفی خود منجر به فناء شد وحدت رخ دهد که خواجه نصیرالدّین محمّد طوسی فرماید: «در وحدت سالک و سلوک و سیر و مقصد و طلب و طالب و مطلوب نباشد، کُلُّ شَئٍ هٰالِکٌ اِلاّ وَجْهَهُ و اثبات این سخن و بیان هم نباشد و نفی این سخن و بیان هم نباشد، و اثبات و نفی متقابلانند و دوئی مبدأ کثرت است آنجا نفی و اثبات نباشد و نفی نفی و اثبات اثبات هم نباشد و نفی اثبات و اثبات نفی هم نباشد و این را فناء خوانند که معاد خلق با فناء باشد همچنان که مبدأ ایشان از عدم بود: کَمٰا بَدَاَ کُمْ تَعُودونَ » . و فرمود کُلُّ مَنْ عَلَیْهٰا فٰانٍ وَ یَبْقیٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذوُالْجَلالِ وَ الاِْکْرامِ و وجه پروردگار ما باقی و ساری است و به هر سو روی آوری – حتّی به سوی خود- روی او بینی که: اَیْنَمٰا تُوَلّوُا فَثَمَّ وَجْهُ ٱللهِ .

زیرنویس:

1 البتّه در فیزیک جدید این مسئله تحت عنوان کجی فضا(distortion of space) مطرح است.
2
صالحیّه، اشراق 2.
3 سورة توحید، آیة 1. او خدای یگانه است.
4سورة حدید، آیة 3. اوست اوّل و آخر و ظاهر و نهان.
5
صالحیّه، اشراق 9.
6 سورة انعام، آیة 1. ستایش الله را که آسمانها و زمین را خلق کرد.
7 سوره نساء، آیة 1. ربّ شما کسی که شما را از نفس واحد خلق کرد و از او جفتش را خلق کرد و از آنان مردان بسیار و زنان گسترانید.
8 سورة انعام، آیة 102. این است الله رب شما، نیست خدایی جز او آفرینندة همه چیز.
9
سورة اعراف، آیة 54. همانا ربّ شما الله است که آسمانها و زمین را خلق کرد.
10 صالحیّه، توحید 16.
11 آتش گردان.
12 صالحیّه، توحید 37.
13
سورة بقره، آیة 257. الله ولی کسانی است که ایمان آوردند. خارج می‌کند آنها را از تاریکیها به نور.
14 صالحیّه، حقیقت 488.
15
سورة بقره، آیة 257. آنان که کفر ورزیدند اولیاء آنها طاغوت است که خارج کند آنها را از نور به تاریکی.
16
صالحیّه، حقیقت 555.
17 سورة قصص، آیة 88. هر چیزی نابود است جز روی او.
18
سورة اعراف، آیة 29. بدانسان که آغازتان کرد برمی‌گردید.
19
اوصاف الاشراف، خواجه نصیرالدّین محمّد طوسی، چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1369، صفحة 101.
20
سورة رحمن، آیات 27-26. هرکسی بر آن است که فانی است و پاینده است روی پروردگار تو صاحب جلال و بزرگواری.
21
سورة بقره، آیة 115. به هر سو که روی آرید همان جاست روی او.

به نقل از وبلاگ های علمی


 
آیا زندگی در مریخ در اثر یک برخورد سنگین ناگهان ناپدید شد!
ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

تا کنون انسان ها با هدف کلیدی؛ یعنی جستجوی حیات گذشته یا حال در مریخ، مأموریت های متعددی را به سیاره سرخ به انجام رسانده است. اما چه می شود اگر یک برخورد سنگین در اوایل عمر مریخ، هرگونه امکان برای رشد حیات را در آینده را از بین برده باشد؟

مطالعات اخیر در مورد " انشعاب قشری" یا پوسته مریخ نشان می دهد که احتمالأ یک سیارک بزرگ با این سیاره برخورد نموده. حالا پژوهشگران باور دارند که این گونه برخورد توانسته چنان به پوسته بیرونی مریخ فرو رود که ساختار داخلی آن را بطور جبران ناپذیری تخریب نماید و مانع ایجاد یک میدان مغناطیسی جهت حفاظت و پوشش مریخ شود. بنابرین، نبود  پوشش مغناطیسی هر گونه شانس برای پرورش اتموسفر را از بین برده است...

مریخ واقعأ بی نظیر است.

این گفته ستاره شناسان اولیه است و امروزه هم رصدخانه ها هر بار که به آن می نگرند، در واقع یک سیاره سرخ را می بینند. مریخ دو چهره دارد. یک چهره آن ( نیمکره شمالی) مرکب از همواری های تهی و بی حاصل و دانه های ریگ (شن) نرم. چهره دوم آن (نیمکره جنوبی) کاملأ بی نظم و مرکب از کوه ها و دره های دندانه دار یا ناهموار. در نتیجه چنین به نظر میرسد که انشعاب یا تقسیم بندی قشری یا پوسته بعد از برخورد سنگین یک سنگ آسمانی در اوایل شکل گیری مریخ صورت گرفته و زخم ابدی را بر چهره این سیاره گذاشته است. اما باید گفت، چه می شود اگر این برخورد قوی تر از تخریب زیبایی مریخ بوده؟  چه می شود اگر این محل برخورد نشان دهنده چیزی عمیق تر باشد؟

بخاطر درک آنچه ممکن برای مریخ اتفاق افتاده باشد، باید اول به زمین خودمان بنگریم. سیاره ما یک میدان مغناطیسی بسیار قوی دارد که در نزدیکی محور آن بوجود می آید. انتقال یا جریان آهن مذاب جریان های آزاد الکترون را با خود می کشاند و بیرون دهی بسیار عظیم جریان دائم یا میدان مغناطیسی دو قطبی را ایجاد می کند. میدان های مغناطیسی همانند رشته ها از سراسر سیاره عبور نموده و به بیرون افکنده می شوند و با امتداد هزاران مایل در فضا یک حباب بسیار بزرگ را تشکیل می دهند. این حباب به مگنتوسفر مشهور است، و ما را در برابر باد های مخرب خورشیدی حفاظت نموده و مانع از بین رفتن اتموسفر ما در فضا می شود. به پاس اینکه زمین یک سپر بسیار قوی مغناطیسی در برابر باد های خورشید دارد، زندگی در داخل این حباب تکامل می یابد.

با اینکه مریخ در مقایسه با زمین کوچکتر است، اما دانشمندان نتوانسته اند بگویند که چرا سیاره سرخ فاقد کره مقناطیسی است. با توجه به رشد ناوگان ماهواره های در حال گردش در مدار، سنجش ها نشان می دهند که مریخ در گذشته دارای کره مغناطیسی بوده. برای مدت زیادی باور همه این بود که میدان مغناطیسی مریخ زمانی ناپدید شد که هسته داخلی مریخ سرد گردیده و توانایی لازم برای حفظ حالت جریان یا انتقال را در هسته آهنی از دست داد. حالا می دانید که بدون جریان، اثرات دینامیکی از بین می رود و در نتیجه میدان مغناطیسی ( و هرگونه کره مغناطیسی) ناپدید می شود. این مسئله همواره به مثابه دلیل عمده برای اینکه چرا مریخ دارای اتموسفر رقیق یا نازک است گفته شده و  در نتیجه گاز های اتموسفری آن در اثر باد های خورشید در فضا پراکنده شده اند.

اینکه چرا مریخ قابلیت مغناطیسی خود را از دست داده، شاید توضیح بهتری وجود داشته باشد. در این باره سابین استینلی متخصص فیزیک در دانشگاه تورنتو و یکی از دانشمندانی که در این تحقیقات سهیم است چنین می گوید: " شواهد نشان می دهند که در اوایل عمر مریخ، یک برخورد بسیار عظیم هسته مذاب آن را از هم گسسته و جریان و اثر گذاری میدان مغناطیسی را تغییر داده است. ما می دانیم که مریخ یک میدان مغناطیسی داشته که حدود 4 میلیارد سال قبل ناپدید شده و در همان زمان بوده که انشعاب یا تقسیم بندی قشری که احتمالأ به برخورد یک سیارک ارتباط دارد، رخ داده است".

حدود 4 میلیارد سال قبل یعنی در زمان تکامل مریخ، شاید اوضاع اندکی خوشبینانه بوده. مریخ با داشتن یک میدان مغناطیسی قوی دارای اتموسفر ضخیم بوده که می توانسته در برابر باد های خورشیدی آن را محافظت کند. اما زمانی یک برخورد بسیار سنگین جریان تکامل مریخ را برای ابد تغییر داد.

خانم مونیکا گریدی – پروفسور سیاره شناسی و علوم فضایی در دانشگاه آزاد می گوید "مریخ زمانی دارای یک اتموسفر ضخیم ، آبهای ایستاده و یک میدان مغناطیسی بوده، که برخلاف ظاهر خشک و بی ثمر امروزی آن، محل زیبا و مناسبی بوده".

بعد از برخورد عمیق یک سیارک، فعالیت درونی مریخ به شدت تخریب گردید و این سیاره میدان مغناطیسی خود را از دست داد و اتموسفر اش هم فرو ریخت و در نتیجه توانایی حفظ حیات در سیاره سرخ حدود 4 میلیارد سال قبل متوقف شد. چه داستان تلخی! 


نقل از پارس اسکای www.parssky.com  


 
انرژی تاریک ؛ یک فریب بزرگ ؟
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧ : توسط : حسین

انرژی تاریک یکی از بزرگ ترین رازهای فیزیک مدرن است، اما شاید مطابق نظرات فیزیکدانان دانشگاه آکسفورد چیزی بیش از یک فریب نباشد.

مشکلی که پیش روی متخصصان فیزیک نجومی است این است که آن ها باید چرایی انبساط همیشگی جهان با سرعت فزاینده را شرح دهند.رایج ترین توضیح این است که نوعی نیرو وجود دارد که تسریع انبساط جهان را موجب می شود. این نیرو عموماً به انرژی تاریک مرموز نسبت داده شده.

اگرچه انرژی تاریک می تواند به چیزی تعبیه شود،نظریه پردازان آکسفورد حتی پیشنهاد عصبانی کننده تری را مطرح می کنند.آن ها خاطرنشان می کنند که ممکن است ما در مکان بسیار خاصی در جهان زندگی کنیم،ما در یک فضای خالی بزرگ که چگالی ماده در آن بسیار کم است هستیم.این نظریه در برابر اصل کوپرنیکی پروبال گرفت که یکی از مفید ترین و ماندگارترین نظریه ها در فیزیک است.

کوپرنیک از جمله نخستین دانشمندانی بود که درمورد این که ما در مکان خاصی در جهان نیستیم و این که هر نظریه ای که اظهار کند ما استثنایی هستیم غلط است به بحث نشست.این اصل مستقیماً ما را به سمت جایگزینی تصور کلی زمین-مرکز با مدل ظریف خورشید-مرکز سوق داد.

انرژی تاریک ممکن است همچون انبساطی به نظر آید،اما با اصل قابل احترام کوپرنیک سازگار است.از طرف دیگر این طرح که ما در مکان خاصی در جهان زندگی می کنیم ضربه زدن به خیلی از دانشمندان است.فیزیکدانان مستقل در آکسفورد مقاله شان را با خاطرنشان کردن این که آزمایشات آینده اصل کوپرنیک،باید به ما در یافتن ایراد این معما کمک کند به پایان رساندند.
 

                 


 
پیشرفت کلیدی به سوی میکرو فضاپیماها
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط : حسین

 

ناوگانهای فضاپیمایی کم هزینه و کوچک ، جهشی بزرگ نزدیک به پرتاب هستند . محققان در دویست و سی و شصتمین همایش ملی جامعه ی شیمی آمریکا یک تیغه فیلم تنظیم دمایی باریک جدیدی را نمایش دادند که موجب نزدیکترشدن این دید علمی تخیلی از "میکرو فضاپیما" که به سختی وزنش به 50 پوند و 10 پوند "نانو فضاپیما" می رسد به واقعیت می شود .

پراسانا چاندراسخار، گفت : " ما فرایندهایی در فضا که شدت گرما را از بین ببرند یا فضاپیما را در شدت سرما ، گرم نگهدارد ، نداریم . ممکن است این خیلی ناچیز به نظر برسد اما ، کنترل دمایی فضاپیما به طور قطع بسیار سخت است . فعلا ، هیچ راهی برای انجام آن برای فضاپیماهای خیلی کوچک وجود ندارد ."

 

با وجود بها 5 هزار دلارگردش یک پوند از محموله بار معلق پیرامون ، انتظار می رود میکروفضاپیما نیروی محرکه آینده توسعه ی هوافضایی باشد . با این صنایع مینیاتوری ، ناسا ، ارتش و شرکت های خصوصی قادر خواهند بود که کاوشگرها و ماهواره های بیشتر، باز کننده درها به سوی ژرفای کاربردهای جدید برای ارتباطات و دفاع ، با هزینه ی کمتر پرتاب کنند . اما قبل ازاینکه اولین میکرو فضاپیما بتواند پرتاب شود ، دانشمندان نیاز دارند سیستمهای تنظیم دمایی بزرگ به کار رفته را برای کمک به جلوگیری از سوختن سفینه های امروزی درنور خورشید فضا یا انجماد سفینه در درجه تاریکی فقدان خورشید ، کوچک کنند .

 

فضا یک محیط بی رحم است . خارج از محدوده ی گرم و راحت اتمسفر زمین ، هر شاتل و ماهواره ای به ستیزه با ، گرما و سرمای خیلی زیاد ، وزش نشات گرفته از ذرات بادهای خورشیدی و زبانه های متناوب خورشیدی ، قابلیت ایجاد خوردگی توسط اتم اکسیژن و دسته ی امواج فرابنفش نیاز دارد .

بالاخره ، اینجا سنگهای آسمانی بسیار ریز ؛ خرده های باقی مانده سرگردان فضایی در سرعت بالای 20 هزار مایل بر ساعت –تقریبا دهها ساعت سریعتر از هر گلوله ای در روی زمین - وجود دارند .

چاندراسخار و تیم اش باید تکنولوژی تنظیم دمایی ای بسازند که بتواند با تمام این خطرات ستیز کند و هنوز به اندازه کافی برای استفاده در میکرو فضاپیماها روشن باشد .

 

در فضاپیماهای بزرگتر " حائلها "ی مکانیکی - که چاندراسخار آنها را " درپوشهای عظیم پنجره "

می نامد - و حلقه های لوله های خنک سازی ، کنترل دمایی را انجام می دهند . جز معایب سنگینی و قیمت ، این تکنولوژیها برای ترکیب با میکرو یا نانو فضاپیما دشوار یا غیر ممکن هستند .

 

چاندراسخار به عهده گرفتن موضوع را از سال 2003 به عنوان یک شاخه از یک تکنولوژی نظامی آغاز کرده است . راه حل او طراحی شناخته شده به عنوان " سیستم الکتروکرومیک پوسته نازک نشر متغیر " ، یک " ساندویچ " باریک ، قابل انعطاف که شبیه پلاستیک به نظر می رسد و زمانی که یک بار الکتریکی به آن داده می شود می تواند تغییر رنگ دهد .

غشای نازک می تواند در میکرو فضاپیما مانند یک پوست ، مبدل رنگ از روشن به تیره مبنی بر در معرض بودن خودش در برابر نورشدید خورشید یا تاریکی خیلی زیاد به کار رود.چاندراسخار افزود که "تغییر رنگ" در فروسرخ همانندطیف نور مرئی است

فیلم تغییر مکان می دهد از یک وضعیت "نشر" بالا -یا نشر مقدار زیادی گرما – در دماهای گرم و یک نشر کم یا عایق گذاری ، وضعیت در دماهای انجماد . فیلم گرمایی همچنین یک لایه ی حفاظت کننده شامل اکسیدهای ژرمانیوم و سیلیسیوم دارد که آن را در مقابل اتم اکسیژن حفظ می کند ، که می تواند سفینه ها را پوسیده کند– یک مشکل جدی برای ایستگاههای فضایی و ماهواره های اساسی ارتباطاتی- و مدت عمرشان را کوتاه کند .

 

روکش اکسید سیلیسیوم همچنین یک کاهنده ی "جذب خورشیدی" به سوی پوست را ارائه می دهد . حتی در وضعیت رنگ روشن خودش ، پوست هنوز جاذب بالای تابش خورشیدی است و بعنوان نتیجه می تواند گرمای زیادی بدست آورد. روکش تضمین می کند که جذب خورشیدی زیر یک مقدار که مانع گرم شدن پوست تحت تابش مستقیم خورشیدی می شود ، می ماند .

 

با اینکه پوسته کمتر از یک صدم اینچ ضخامت دارد ، به اندازه کافی برای مقاومت کردن در برابر سنگهای ریز آسمانی درحال پرواز در میان فضا محکم است .

 

چاندراسخار ،محقق شرکت اشوین – اشس (Ashwin-Ushas) که پژوهش را به همراه ناسا انجام می دهد ، گفت :" آزمایش برای سنگهای ریز آسمانی خیلی ساده بود ما فقط یک توپ پر از ذرات کوچک و سوزنهای باریک نیزه مانند بر روی آن را شلیک کردیم " .

 

دیگر آزمایشات با بیشترین درجه حالت ارتجاعی پوسته را تایید می کنند . برای شبیه سازی جانشینی گرما وسرمای شدید فضا ، ابزار در خلا و در معرض دماهایی که به طور مداوم بین -58 و 212 درجه ی  فارنهایت متناوب است بیش از چندین ماه قرار گرفته است. پوسته به طور موفقیت آمیزی این و سایر آزمایشهای ماندگاری را تحمل کرد . چاندراسخار گفت ابزار نتایج خیلی خوبی را در کل حاصل داده است .

 

چاندراسخار گفت :"این کار یک بهبود بنیادی را روی کارهای قبلی معرفی شده بوسیله ی این شرکت در الحاق یک لایه ی محافظت کننده نشان می دهدکه به طور موثر جذب خورشیدی را تا یک مقدارقابل پذیرش کاهش می دهد . تکنولوژی الکتروکرومیک نشرمتغیر یک تکنولوژی کاملاجدیدپیشگام توسط این شرکت است .بنابربهترین اطلاعات ما ، هیچ گروه دیگری هیچ کاری را در این حیطه انجام نداده است."

 

ناسا قصد دارد تا اولین نمونه های اولیه میکرو فضاپیما درحال کاررا درسال 2013  تهیه کند ، همچنین چاندراسخار گفت که تیم اش درحال کار کردن برای تهیه فیلم گرمایی آزمایش شده در فضا در نزدیکترین زمانی ممکن هستند .

 

گسترش دیگر ، میکروفضاپیما در صور فلکی پرواز خواهد کرد ، آنها را تقریبا برای آشکارسازی یا سوزاندن در بیرون آسمان غیر ممکن می کند . با پرتابهای ارزان قیمت تر و یک تعداد زیادتر از ماهواره های کوچک در مدار ، میکروفضاپیما می تواند قلمرو ماهواره های ارتباطی را با ، بسط دادن پیشرفت برای صنایعی که اکنون برای تهیه آن ها قادر نیستند ، وسیع کند . کشف اجتماع بهبودیافته همان اندازه که سریعتر و معتبرتر می شود و ارتباط از دور در دسترس جهانی فقط یک شروع خواهد بود .

همچنین برای پوسته گرمایی به کار بردن درزمین امکان دارد .چاندراسخار گفت که کشورهای با آب و هوای گرم یا سرد می توانند خانه ها را با این پوسته تغییررنگ و نشر را به ارزانی برای تنظیم بهتر دما بسازند . او قبلا به پرسشهایی از آنطرف دریاها برای ایجاد پوسته ی بلوک های سیمانی با پوسته ی تنظیم کننده دما رسیده بود .چاندراسخار گفت که به ساختن پوسته گرمایی علاقه دارد " تعداد زیادی از مهندسان فضاپیما به ما گفتند که اگر ما این تکنولوژی را داشتیم به ما آزادی طراحی خیلی بزرگتر برای میکروفضاپیمای آینده را می داد. "

   Source: www.hupaa.com


 
پیش به سوی هابل!
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧ : توسط : حسین

این روزها شاتل فضایی آتلانتیس در حال آماده سازی برای انجام ماموریت STS- 125 جهت تعمیر و به روز رسانی ابزار تلسکوپ فضایی هابل است. آتلانتیس که افتخار انجام حدود 30 ماموریت موفق را در طول عمر 30 ساله اش در کارنامه خود دارد، شب گذشته جهت اتصال مخرن اصلی و دو راکت بالابرنده به ساختمان ویژه تعمیرات منتقل شد. چندی پیش ناسا اعلام کرد که آتلانتیس برای آماده سازی روز شنبه آینده(9 شهیرورماه) به سکوی پرتاب A39 منتقل می شود و ماموریت خود را روز شنبه 20 مهرماه آغاز می کند. انتقال آتلانتیس به سمت سکوی پرتاب توسط کراولر صورت می گیرد. وسیله ای که آنقدر کند حرکت می کند که زمان انتقال آتلانتیس از ساختمان اصلی تا سکوی پرتاب در حدود 6 ساعت به طول می انجامد! شاتل فضایی آتلانتیس در طول انجام ماموریت های خود 244 روز را در فضا سپری کرده و در این مدت 7 بار به ایستگاه فضایی میر و 8 بار به ایستگاه فضایی بین المللی متصل شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر از این ماموریت می توانید کلیپ های ناسا را در اینجا مشاهده کنید. در این ماموریت دو ابزار طیف نگار کیهانی و دوربین میدان باز و سیاره ای 3 بر روی هابل نصب می شوند. همچنین ژیروسکوپ ها نیز مورد بازنگری قرار می گیرند. منبع: آسمان پارس


 
بخشی از اسرار نورهای قطبی گشوده شد!
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : حسین

دانشمندان می گویند برای فوران های ناگهانی و حرکات سریع که گاه در نورهای شمالی و جنوبی مشاهده می شود توضیحاتی یافته اند. 

به گفته آنها این پدیده ناشی از انتشار مقدار عظیمی انرژی ذخیره شده است که 100 هزار کیلومتر بالاتر از سطح زمین در میدان مغناطیسی محافظ آن روی می دهد. این حوادث انفجارگونه زمانی اتفاق می اتد که خطوط میدان مغناطیسی زمین تحت فشار زیاد ناگهان شکل تازه ای به خود می گیرند.


این نتیجه گیری بر اطلاعات جمع آوری شده توسط پنج ماهواره سازمان هوافضای آمریکا، ناسا، که دور زمین می گردند استوار است. واسیلیس آنجلوپولوس از دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس گفت: "ما عاملی که نورهای شمالی را به رقص در می آورد کشف کرده ایم."

وی دانشمند ارشد ماموریت تمیس (Time History of Events and Macroscale Interactions during Substorms) است.

محققان با استفاده از پنج ماهواره همانند تمیس که در فاصله زیاد از یکدیگر می گردند و همچنین شبکه حمایتی آنها روی زمین، سلسله حوادثی را ردیابی کردند که با یک "زیرتوفان" اولیه شروع شده و در نهایت به یک رقص رنگارنگ نور در آسمان شب دو قطب زمین منجر می شود. این مطالعات تایید کرد که توفان ها با یک به اصطلاح "بازاتصال" در خطوط میدان مغناطیسی شروع می شود.

نیکولا فاکس دانشمند دانشگاه جانز هاپکینز توضیح داد: "زمین غرق بادهای خورشیدی است، که میدان مغناطیسی خورشید را با خود حمل می کنند." "این میدان می تواند در جهت های مختلف قرار گیرد اما وقتی در جهت مقابل میدان مغناطیسی زمین قرار می گیرد، درست همانطور که دو قطب مخالف یک آهنربا همدیگر را جذب می کنند، خطوط دو میدان شکسته شده و به هم می پیوندند."

"این اتصال مجدد باعث ورود مقدار عظیمی انرژی خورشیدی به داخل اتمسفر مغناطیسی زمین می شود. این به نوبه خود یک زیرتوفان ایجاد می کند که در نهایت منجر به نورهای قطبی می شود." رصدهای تمیس نشان می دهد که یک زیرتوفان در منطقه ای از فضا به فاصله تقریبا یک سوم مسافت زمین از ماه روی می دهد و یک الگوی مشخص را دنبال می کند.

این الگو حاوی یک دوره بازاتصال، و بعد روشنایی سریع نورها و گسترش سریع این نورها به سوی قطب هاست. این فرآیند در توزیع مجدد جریان های الکتریکی که در اطراف زمین در فضا جریان می یابند به اوج می رسد. درک زیرتوفان ها مهم است چون این پدیده می تواند ذرات پرانرژی زیانبار را به زمین نزدیک کند، جایی که فضانوردان و ماهواره ها قرار دارند. جریان های عظیم همچنین می تواند وارد اتمسفر شده و خطوط برق و سیستم های ارتباطی را مختل کند.دانشمندان مایل هستند امکان پیش بینی مشکلات احتمالی این پدیده را داشته باشند.

 منبع :BBC

 
منظومه شمسی کروی نیست تخم مرغی شکل است!
ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٧ : توسط : حسین

بررسی اطلاعاتی که کاوشگر وویجر‪ ۲‬سازمان ناسا از اعماق فضا به زمین ارسال کرده است نشانگر اشتباه بودن میلیون‌ها متن علمی است که در آنها منظومه شمسی کروی فرض شده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاریس ، دانشمندان می‌گویند منطقه نفوذ خورشید که هلیوسفر نامیده می‌شود گرد نیست و کاملا نامتقارن است .

هلیوسفر فضایی تحت سیطره بادهای خورشیدی یا ذراتی است که از خورشید پرتاب می‌شود. این بادها تا مدار پلوتو که در فاصله شش میلیارد کیلومتری از خورشید به دور این ستاره می‌چرخد، پیش می‌رود.

کاوشگر وویجر ‪ ۲‬که در سال ‪ ۱۹۷۷‬سفر تاریخی خود را به سیارات منظومه شمسی آغاز کرد، اکنون از این مرز ناآرام که به نام شوک پایان خوانده می شود ، عبور کرده است . در این منطقه هلیوسفر پایان می‌یابد و فضای بین ستاره‌ای آغاز می‌شود.

کاوشگر وویجر یک که همزاد وویجر دو است ، چهار سال زودتر در نقطه دیگری در فاصله ‪ ۱/۵‬میلیارد کیلومتری خورشید از این مرز عبور کرد.

براساس مطالعاتی که در مجله نیچر منتشر شده است این تفاوت ثابت می‌کند که هلیوسفر حتی به گرد کامل نیز نزدیک نیست بلکه مثل تخم مرغ، دوکی شکل است.

بادهای خورشیدی که به سمت مرز منظومه شمسی می‌وزند، با بقایای اتمی که از فضای بین ستاره‌ای در جهت مقابل هجوم می‌آورند، تصادم می‌کند و در نتیجه این تصادم دایمی قسمت پایین این تخم مرغ مسطح شده است.

کاوشگر وویجر دو چندین بار در طول یک روز از شوک پایان عبور کرد که این امر نشان می‌دهد مثل جزر و مد یک موج، در این مرز جریان دایمی وجود دارد.

رندی جوکیپی اخترشناس دانشگاه آریزونا درباره دو کاوشگر وویجر که از سال ‪ ۱۹۷۷‬تاکنون به فعالیت خود ادامه می‌دهند می‌گوید عبور از هلیوسفر عصر جدیدی از اکتشافات را به روی ما می‌گشاید.

اطلاعات دریافتی از مناطق دوردست هلیوسفر دیدگاه ما را در مورد نحوه تعاملات خورشید با کهکشان متحول کرده است .

طی دهه‌های آینده این دو کاوشگر که با سرعت بیش از ‪ ۱۷‬کیلومتر درثانیه از زمین دور می‌شوند تنها منبع مشاهدات ما از مناطق دوردست منظومه شمسی خواهند بود.

 

این دو کاوشگر در اصل برای رصد و پرواز از کنار سیاره‌های مشتری و زحل به فضا پرتاب شدند که کشف آتشفشان‌های فعال بر روی قمر ایو مشتری و پیچیدگیهای حلقه‌های زحل از جمله دستاوردهای هیجان انگیز آنها بود.

در مرحله بعد ، اکتشاف فضای ماورای سیارات منظومه شمسی به عنوان ماموریت بعدی این کاوشگرها در نظر گرفته شد.

آنها اولین اجرام ساخت بشر هستند که به مناطق تاریک و سرد اعماق کهکشانها می‌روند. در فقدان انرژی خورشیدی ، باتریهای هسته‌ای مادام العمر نیروی حرکت این دو کاوشگر را تامین می‌کند.

این فضاپیماها آنقدر از زمین دورند که چندین ساعت طول می‌کشد تا پیام ارسالی از زمین با سرعت نور به آنها برسد. هر یک از این کاوشگران روزانه ‪ ۱/۶‬میلیون کیلومتر در فضای لایتناهی پیش می‌روند.

این دو کاوشگر یک کپسول زمان با خود به همراه دارند که اصوات و تصاویر حیات بر روی زمین مربوط به اواسط دهه ‪ ۱۹۷۰‬در آنها ضبط شده و در صورت برخورد آنها با هوش فرازمینی می‌تواند معرف حیات در کره زمین باشد.

منبع : http://www.hupaa.com 


 
خورشید
ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : حسین

خورشید، گوی غول پیکر درخشانی در وسط منظومه شمسی و تامین کننده نور، گرما و انرژی های دیگر زمین است. sun - خورشیداین ستاره به طور کامل از گاز تشکیل شده است. بخش بشتر این گاز از نوعی می باشد که به نیروی مغناطیسی حساس است. این نوع از گاز به خاطر همین حساسیت، بسیار خاص می باشد. دانشمندان به آن پلاسما* می گویند.(* پلاسما حالت چهارم ماده است. در خیلی جاها این چنین آموزش می دهند که ماده دارای سه حالت جامد، مایع و گاز است. پلاسما گاز شبه خنثایی از ذرات باردار و خنثی است که رفتار جمعی از خود ارائه می‌دهد. به عبارت دیگر می‌توان گفت که واژه پلاسما به گاز یونیزه شده‌ای اطلاق می‌شود که همه یا بخش قابل توجهی از اتمهای آن یک یا چند الکترون از دست داده و به یونهای مثبت تبدیل شده باشند. یا به گاز به شدت یونیزه شده‌ای که تعداد الکترونهای آزاد آن تقریبا برابر با تعداد یونهای مثبت آن باشد، پلاسما گفته می‌شود. توضیحات بیشتر را در ادامه مقاله مطالعه خواهید نمود.) نه سیاره و قمرهایشان، ده ها هزار خرده سیاره و چندین تریلیون شهاب سنگ به دور خورشید در گردشند. خورشید و همه این اجرام در منظومه شمسی می باشند. زمین با میانگین فاصله تقریبی ۱۴۹.۶۰۰.۰۰۰ کیلومتر از خورشید در حرکت است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
معمای هولمز
ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : حسین

دنباله‌دارها همواره غافلگیرکننده‌اند. ناگهان فوران می‌کنند یا خلاف پیش‌بینی‌ها کم‌فروغ می‌مانند. این بار دنباله‌داری بسیار کم‌نور در اوایل آبان 1386 دچار فوران ناگهانی‌ای می‌شود که آن را فقط طی یک شبانه‌روز حدود یک میلیون بار درخشان‌تر می‌کند، در حدّی که از آن شب تا هفته‌ها بعد با چشم غیر‌مسلح از شهرهای بزرگ دنیا نیز دیده می‌شده است.

بابک امین‌تفرشی‌
شب یکم آبان ۱۳۸۶، کوهستانی در جزایر قناری، اقیانوس اطلس. رصدگر اسپانیایی، خوآن آنتونیو سانتانا در تصویر سی‌سی‌دی از دنباله‌دار کم‌فروغ هولمز ۷۱p پدیدهِ عجیبی را می‌بیند. دنباله‌دار که تا ساعاتی قبل از قدر ۱۷ و دور از تیررَسِ بیشتر تلسکوپ‌های آماتوری بود، اکنون به قدر ۱۰ رسیده است. او به سرعت گزارش خود را به رصدگران دیگر و گروه اینترنتی رصدگران دنباله‌دار۱ می‌فرستد. ساعاتی بعد رصدگری از ژاپن آن را از قدر ۷ گزارش می‌کند و کمتر از ۲۴ ساعت بعد در شامگاهِ دوم آبان رصدگرانی از اروپا و ایران آن را ناباورانه از قدر ۵/۲ می‌بینند۲؛ یعنی حدود ۱۵ قدر یا یک میلیون بار درخشان‌تر از یک شب قبل. خبر این فوران عظیم به سرعت در اینترنت پخش می‌شود و منجمان آماتور و اخترشناسان حرفه‌ای با گرایش رصد و تحلیل دنباله‌دارها در کشورهای مختلف منتظر شب می‌مانند تا در آسمان صاف هولمز را جستجو کنند. دنباله‌دار که تا شبِ قبل فقط با تلسکوپ‌های بزرگ‌تر از یک متر دیده می‌شد حالا حتی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان با چشم غیر‌مسلح همچون ستاره‌ای از قدر دوم پیدا بود؛ ستاره‌ای نو در کنار آلفا-‌‌برساوش یا مِرفَق که شکل لاندا‌‌مانندِ صورت فلکی برساوش را با حضور خود به هم ریخته بود. هولمز به همراه برساوش از ابتدای شب تا سپیده‌دَم در آسمان شمالی دیده می‌شد و هزاران هزار رصدگر با چشم یا ابزارهای پیچیده، حتی از برخی از عرض‌های نیمکرهِ جنوبی، به تماشای تحول آن نشستند. این فوران سریع یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های تاریخ نجوم، دست‌کم در یک قرنِ گذشته، بوده است.


نمایش هولمز در آسمان‌
روشنایی هولمز پس از فوران، درست مانند سال ۱۸۹۲، در حدود سه هفتهِ اول تقریباً ثابت ماند و از قدر کمتر از ۳ به خوبی دیده می‌شد. یک هفته پس از فوران، گیسوی پُر‌نور به قدری گسترش یافته بود که با چشم برهنه ستاره‌ای مِه‌آلود و مانند اجرام غیر‌ستاره‌ای دیده می‌شد. با گسترش گیسو از روشنایی سطحی (قدر در واحد سطح) دنباله‌دار کاسته شد و رصد جزییات کم‌نورتر گیسوی آن در شهرهای بزرگ کمی دشوار شد اما این قرص بزرگ نمایی باوَرنکردنی در تلسکوپ‌ها و جالب‌توجه با دوربین‌های دوچشمی و حتی با چشم بود.

وضعیت رصدی دنباله‌دار در شب‌های آینده نیز مناسب است. نمودار پیش‌بینی قدر دنباله‌دار (صفحه بعد) نشان می‌دهد که احتمالاً تا اواخر دی ۱۳۸۶ در حدّ چشمِ برهنه -‌به دور از نور شهر و مهتاب- می‌ماند و اندازهِ ظاهری آن تا حدود چهار تا پنج برابر قرص ماه بزرگ می‌شود! حرکت هولمز در زمینهِ ستاره‌ها بسیار آرام است. زیرا دنباله‌دار در فاصلهِ زیادی از ماست. به همین سبب تا چند ماه بعد کماکان در برساوش است. هولمز در شب‌های آخر آبان به آلفا- برساوش (مرفق) و گروه ستاره‌ای (خوشهِ کم‌تراکم) آن نزدیک ‌شد به طوری که در شب ۲۸ آبان به فاصلهِ کمتر از یک‌سوم درجه از این ستاره ‌رسید و منظرهِ زیبایی را برای رصدگران و عکاسان آسمان خَلق ‌کرد. در مدت ملاقات با مرفق، روشنایی این ستاره بارز سبب رنگ باختن هولمز شد و چند شبی آن را از دید چشم غیر مسلح خارج کرد. پس از آن مسیر خود را به سوی دیگر برساوش تا ستارهِ معروف را‡س‌الغول (بتا-‌برساوش) پیش گرفت به طوری که در اواخر دی و اوایل بهمن به نزدیکی این ستارهِ متغیر می‌رسد.

در زمان انتشار این شماره نجوم در اواخر آذر ۱۳۸۶ هولمز کماکان بارزترین جرم غیرستاره‌ای آسمان شمالی پس از خوشه پروین است. به دور از نور شهر با چشم برهنه دیگر ابر بسیار کوچک و دایره مانندی نیست بلکه توده‌ای کشیده است. دنباله‌دار در جهت مخالف خورشید به سبب پخش شدن تدریجی گیسو کشیده شده و شکلی تخم مرغ مانند پیدا کرده است که در رصد با دوربین‌های دوچشمی یا تلسکوپ‌هایی با میدان دید باز بسیار دیدنی است. عکاسان نجومی کماکان با نوردهی‌های کوتاه نیز (کمتر از یک دقیقه) می‌توانند توده هولمز را به خوبی ثبت کنند؛ اگرچه نوردهی‌های طولانی‌تر جزییات بیشتری را پدیدار می‌کند.
احتمالاً با ابزارهای رصدی آماتوری دنباله‌دار را تا نیمه دوم زمستان نیز می‌توان دنبال کرد. باید دید که آیا مانند سال ۱۸۹۲ میلادی فوران ثانویه‌ای نیز دنباله‌دار را دوباره درخشان خواهد کرد یا خیر.


فرضیه‌های درخشش ناگهانی‌
اما علت درخشش ناگهانی هولمز چه بوده است؟ آیا تلسکوپ‌های بزرگ جزییات بیشتری از آن را آشکار کرده‌اند؟ این‌گونه فوران‌ها در دنباله‌دارها چندان غیر‌عادی نیست اما معمولاً در بازه‌ای طولانی‌تر و در مقیاس کوچک‌تری رخ می‌دهند. برخورد یک خُرده‌سیاره با هستهِ دنباله‌دار می‌تواند سبب فوران شود. عبور دنباله‌دار از میان تودهِ غَنی از شهابواره‌های به جا‌مانده از دنباله‌داری دیگر نیز ممکن است عامل محرکی باشد. برخورد یکCME خورشیدی یا فوران ماده از تاج در دنباله‌دارهای نزدیک به خورشید نیز عامل محرک دیگری است. تکه‌تکه شدن هستهِ دنباله‌دار، مانند دنباله‌دار شواسمان-‌واخمان۳‌ در بهار ۱۳۸۵، علت دیگر فوران ناگهانی برخی دنباله‌دارهاست. در همهِ این پدیده‌ها آنچه رخ می‌دهد تغییراتی در هستهِ دنباله‌دار است؛ کوه یخی به قطر چند کیلومتر که با گیسویی از ذرات گاز و غبار به قطر چند هزار تا چند ده هزار کیلومتر در اطراف خود پوشیده شده است. وقتی بر اثر یکی از پدیده‌های گفته‌شده سطح تازه‌ای از یخِ هستهِ دنباله‌دار در مَعرض تابش شدید خورشید قرار می‌گیرد فوران‌های جِت‌مانندی از گاز و غبار از یخِ سپید تازه به فضا پرتاب می‌شود، و از سوی بخشی از گازِ حَبس‌شده در ساختار متخَلخِلِ این کوه یخ به فضا منتشر می‌شود. در نتیجه گیسو غنی از این گازِ تازه و غبار بازتاب‌کننده می‌شود و بسیار پُر‌نورتر از قبل می‌درخشد. با گذشت زمان این ذرات در فضا پخش می‌‌شوند و گیسو بزرگ و کم‌نور می‌شود. همزمان ذرات بادِ خورشیدی و فشارِ تابش خورشید ذرات گیسو را به عقب پس می‌زند و دُم دنباله‌دار را ایجاد می‌کند.

در مورد هولمز گیسو بسیار بازتاب‌کننده بود زیرا به جای گازْ بیشتر از ذرات غبار تشکیل شده بود و همین موضوعْ پَراکَنِش و کم‌سو شدنِ گیسو بر اثر نیروی پخش‌کنندهِ باد خورشیدی را به تعویق انداخت زیرا این ذرات بسیار سخت‌تر از ملکول‌های سبُک گاز از فشار باد و تابش خورشیدی تأثیر می‌گیرند. از چند شب پس از فوران گیسوی کم‌نورتری مثل هاله‌ای سبز و شَبَح‌گون در اطراف گیسوی غباری سفید‌-‌زردِ دنباله‌دار ثبت شد که حتی با تلسکوپ در شبی تاریک به طور مستقیم نیز دیده می‌شد. رنگ این هاله مانند گیسوی سبز بیشتر دنباله‌دارها حاصل تابش ملکول‌های کربن ترکیبات کربُنی مانند ۲C و گاز سیانوژن(CN) است که در یخِ هستهِ دنباله‌دارها، به ویژه در پوشش سطحی، یافت می‌شود.

اما هولمز دُم باشکوهی از خود به نمایش نگذاشت و در رصد با چشم برهنه ستاره‌ای مه‌آلود و بی‌دُم ماند. ذرات غبار گیسو از یک سو، فاصلهِ زیاد دنباله‌دار از خورشید از سوی دیگر و از همه مهمتر زاویهِ کشیدگی دنباله‌دار عوامل اصلی بودند. در این ایام زمین تقریباً (با اختلاف حدود ۱۵ درجه) در بین دنباله‌دار و خورشید قرار دارد در نتیجه دُمِ دنباله‌دار در پشت آن از دید ما مخفی می‌شود و فقط تصویر کوتاه و کم‌نوری از دُم را می‌بینیم که در نوردهی‌های طولانی‌مدت عکاسی نجومی با تلسکوپ

منبع :مجله ی نجوم


 
جست‌وجوی آب در سیاره مشتری
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦ : توسط : حسین

یک مقام ارشد روسیه گفت: این کشور قصد دارد به ماموریت کاوش قمر مشتری موسوم به «اروپا» در جستجوی اشکال ساده حیات، به اروپایی‌ها بپیوندد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، «لو زلیونی» رییس موسسه تحقیقات فضایی روسیه افزود: پروژه‌اکتشاف سیاره عظیم و گازی مشتری می‌تواند به زودی در برنامه آژانس فضایی اروپا برای سال ‪ ۲۰۱۵‬تا ‪ ۲۰۲۵‬قرار گیرد.
به‌گفته وی، کار اصلی دراین برنامه، اکتشاف قمر اروپاست که یک اقیانوس آب مایع در زیر لایه‌ای از یخ ضخیم آن، شناسایی شده است.
روسیه قصد دارد در این برنامه شرکت کند. این برنامه به خاطر تلاش "پی‌یر سیمون لپلیس" فضانورد فرانسوی که پیشنهاد فرود فضاپیمایی را بر روی یکی از شکاف‌های پوسته یخی اروپا ارائه کرده، "لپلیس" نام‌گذاری شده است.
فضاپیما با فرود بر روی این قمر می‌تواند مقداری از یخ را آب کند و در آن به دنبال حیات بگردد.
زلیونی گفت: هر جا که اقیانوس وجود داشته باشد، حیات نیز وجود دارد.
از این چشم‌انداز، پس از مریخ، قمر اروپا محتمل‌ترین مکانی در منظومه شمسی است که امکان وجود حیات در آن هست.
روسیه به آرامی در حال احیای برنامه‌های تحقیقات فضایی خود است. تمامی این برنامه‌هاپس از فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی سابق در سال ‪ ۱۹۹۱‬متوقف شده بود. مسکو بعنوان بخشی از این احیا با آژانس فضایی اروپا همکاری نزدیکی برقرار کرده است.
مسکو اکتبر گذشته توافقنامه‌ای را با آمریکا به‌منظور فراهم‌آوری تجهیزات برای ناسا در تلاش برای اکتشاف ماه و مریخ درجستجوی آب، منعقد کرد.

منبع : IRNA


 
احتمال برخورد شهاب یا سیارک بزرگ به مریخ ۴ درصد افزایش یافت!
ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦ : توسط : حسین

دانشمندان با بررسی اطلاعات جدید اعلام کردند که احتمال برخورد شهاب سنگی که به سمت مریخ در حرکت است با این سیاره، چهار درصد بیشتر شده است.

به گزارش ایسنا، اندازه این شهاب سنگ 150 فوت تخمین زده شده و احتمالا به هنگام گذشتن از فاصله بسیار نزدیک مریخ، با این سیاره اصابت خواهد کرد.

شهاب سنگ مزبور با عنوان 2007 WD5 اواخر ماه نوامبر 2007 در تحقیق کاتالینا اسکای با بودجه آژانس فضانوردی آمریکا (ناسا) کشف شد.

این برخورد در روز 30 ژانویه (10 بهمن) رخ خواهد داد.


 
ماهواره ای برای تعقیب مرتفع ترین ابرها
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٦ : توسط : حسین

یک ماهواره آژانس فضایی آمریکا(ناسا)، تصاویر خارق العاده‌ای از مرتفع‌ترین و اسرارآمیزترین ابرهای زمین تهیه کرده است.

 

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ابرهای «براق در شب» در آسمان گرگ و میش غروب به صورت لایه های نازک در حدود 80 کیلومتری از سطح زمین پدیدار می شوند.

 

فضاپیمای AIM اکنون نخستین عکس های واقعا جهانی از این پدیده را - که به نظر می رسد وسعت و موارد وقوع آنها درحال افزایش باشد - ارسال کرده است.

فضاپیما AIM

 

 

دانشمندان می گویند رصدهای آنها نشان می دهد که این ابرها چگونه با سرعت زیاد، ساعت به ساعت و روز به روز عوض می شوند.

 

آنها امیدوارند مطالعاتشان عوامل اصلی در شکل‌گیری این ابرها و علت ظاهری تحول این عوامل در درازمدت را آشکار کند.

 

جیمز راسل از دانشگاه همپتون در ایالت ویرجینیای آمریکا گفت: «این ابرها با گذر زمان درحال روشن تر شدن هستند، بیشتر دیده می شوند و همچنین در ارتفاعات پایین تر مشاهده می شوند.»

 

وی به بی بی سی گفت: «اینها چیزهایی است که ما درک نمی کنیم و همگی نشانه وجود ارتباطی با تغییرات جهانی است؛ و ما باید این ارتباط و معنی آن برای کل اتمسفر را بفهمیم.»

 

دکتر راسل، محقق اصلی این ماموریت موسوم به «ای آی ام» (Aeronomy of Ice in the Mesosphere) است؛ ماهواره ای 195 کیلوگرمی که در ماه آوریل سال جاری پرتاب شد.

 

این ماهواره در فاصله 600 کیلومتری زمین از موقعیتی عالی برای مطالعه ابرهایی برخوردار است که گاه از آنها به عنوان «ابرهای مسوسفری قطبی» یاد می شود.

 

این ماهواره دیدی جهانی از وضعیت این ابرها به دست می دهد

 

این ابرها در عرض‌های بلند جغرافیایی در طول فصل تابستان در هوای بسیار خشک، سرد (منهای 160 درجه سانتیگراد) و کم فشار شکل می گیرند.

 

دکتر راسل گفت که سه ابزار ماهواره AIM چشم انداز کاملا تازه ای از ابرها در اختیار دانشمندان گذاشته است.

 

از تصاویر این ماهواره پیداست که این ابرها بسیار روشن تر از آن هستند که تاکنون تصور می شد. همچنین مشاهدات بی سابقه‌ای از اتفاقات پیش از تشکیل این ابرها انجام شده است: تشکیل کریستال‌های یخی ریز به اندازه 5 تا 8 نانومتر (یک میلیاردم متر).

 

لازمه تشکیل این ابرها دمای پایین، حضور بخار آب و کمی ذرات غبار خاک است که بخار روی آنها میعان شده و به تشکیل کریستال های یخی منجر شو.

 

ظاهرا در سال‌های اخیر چیزی در این ترکیب تغییر کرده است.

 

تیم AIM می گوید مطمئن است که این ماهواره به درک بهتر از عوامل کلیدی در این فرآیند کمک خواهد کرد.

منبع : ایسنا


 
تصادف کهکشان ها
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٦ : توسط : حسین

 دو کهکشان در عکس تازه ی تلسکوپ فضایی هابل، رقص پیچده­ای را به نمایش گذاشته ­اند.

 
 
 درباره­ی تصویر: دو کهکشان در عکس تازه­ی تلسکوپ فضایی هابل (Hubble Space Telescope)، رقص پیچده­ای را به نمایش گذاشته ­اند. این کهکشان­ها که شمار زیادی ستاره در بردارند، در رقصی پروقار که به دست نیروی گرانش تنظیم شده است، گرد هم می­چرخند.
 
این جفت که روی­هم­رفته Arp 87 نامیده می­شود، یکی از صدها کهکشانِ در حال برهمکنش و یکی شدن، در کیهانِ نزدیک به ماست. Arp 87 در اصل به دست اخترشناسی به نام هالتون آرپ  (Halton Arp)در میانه­ی دهه­ی 1960م. فهرست شد. اطلس کهکشان­های عجیب آرپ(Arp's Atlas of Peculiar Galaxies) کتابی است که از عکس­های نجومی گرفته شده با آینه­ی 200 اینچی هِیل (Hale) و تلسکوپ 48 اینچی ساموئل اُشین (Samuel Oschin) گردآوری شده است.
 
دقت تصویر هابل، جزییات زیبا و ساختارهای ظریفی را نشان می­دهد که در در دهه­ی 60م. زمانی که Arp 87 برای اولین بار به فهرست درآمد، قابل مشاهده نبودند.
 
دو بازیگر اصلی درArp 87، یکی NGC 3808 در سمت راست (کهکشان بزرگ­تر) و دیگری همدم او NGC 3808A در سمت چپ است. NGC 3808 کهکشانی مار پیچی است که تقریباً از روبه­رو دیده می­شود و یک حلقه­ی درخشان از ستارگان درحال شکل­گیری و چندین بازوی اصلی از گرد و غبار دارد. ستارگان، گاز و غبار جریان یافته از NGC 3808، به شکل بازویی، همدم او را در فراگرفته است. NGC 3808A، کهکشانی مارپیچی است که از لبه دیده می­شود و حلقه­ای چرخان از ستارگان و ابرهای گازیِ میان­ستاره­ای دربرش گرفته است. این حلقه، عمود بر سطحِ قرص کهکشانِ میزبان قرار گرفته و "حلقه­ی قطبی" نامیده می­شود.
 
همانگونه که در دیگر کهکشان­های یکی شونده­ی مشابه Arp 87 دیده می­شود، از شکل مارپیچ سه بعدیِ (شبیه چوب پنبه­کش در ِ بطری) موادِ کشندی یا پل مواد مشترک بین دو کهکشان، چنین برمی­آید که بخشی از ستارگان و گازهای بیرون کشیده شده از کهکشان بزرگ­تر، در کشش گرانشی کهکشان کوچک­تر گرفتار آمده­اند. برهمکنش گرانشی میان این دو کهکشان، شکل­شان را دیگرگون کرده است.
 
کهکشان­های در حال برهمکنش معمولاً میزان بالایی از شکل­گیری ستارگان را نشان می­دهند. شواهد زیادی ــ­رنگ ستارگان آن­ها، شدت خطوط نشریِ طیف گاز میانْ­ستاره­ای، برون­داد پرتوی فروسرخ ِ دور، از غبار گرم شده­ی میان­ستاره­ای­ــ این واقعیت را تأیید می­کند. برخی کهکشان­های در حال یکی شدن، از بالاترین سطح ستاره­زایی که در کیهان مجاورمان سراغ داریم، برخوردارند.
 
نمود عمده­ای از این ستاره­زایی بیش از حد، تنها هنگامی آشکار شد که هابل، قابلیت­های تصویر برداریش را متوجه­ی کهکشان­های در حال برخورد کرد. یکی از اولین اکتشافات رصدخانه این بود که کهکشان­هایی با ستاره­زایی بسیار فعال، دربردارنده­ی شمار زیادی ابَرخوشه­ی ستاره­ای­اند ــ­خوشه­هایی فشرده­تر و از نظر ستارگان جوان غنی­تر از آن­چه که اخترشناسان به دیدنش در همسایگی کهکشانمان عادت داشتند.
 
Arp 87 در صورت فلکی شیر(اسد)، در فاصله­ای نزدیک به سیصد میلیون سال نوری از زمین قرار دارد. این رصدها در ماه فوریه 2007 با دوربین سیاره­ای میدان دید باز2 (Wide Field Planetary Camera 2) انجام شده است. برای ساختن این تصویر، نور محدوده­های جداگانه­ی آبی، سبز، قرمز و فروسرخ با هم ترکیب شده است.

 
خورشید مثل یک بالن هوائی پر از آب پیچ و تاب می‌خورد!!!
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ مهر ۱۳۸٦ : توسط : حسین

داخل خورشید چگونه است؟ شاید سوال جسورانه‌ای باشد، چون در واقع محققان فقط از نوسانات سطح خورشید می‌توانند به این موضوع پی ببرند که چگونه ستاره مرکزی منظومه ما ساخته شده است.

به گزارش ایرنا به نقل از سایت انجمن نجوم آماتوری ایران ،از زمانهای بسیار دور مردم می‌دانستند که خورشید اهداکننده زندگی به آنهاست، بیهوده نیست که مصری‌های قدیم به مانند یک خدا به خورشید احترام می‌گذاشتند.

امروزه ما می‌دانیم که این ستاره یک توپ گازی مشتعل است ، گرچه نگاه کردن به این جسم داغ امکان‌پذیر نیست ، اما ستاره‌شناسان در سالهای گذشته به خیلی چیزها در مورد درون آن پی برده‌اند.

خورشید سطح جامد و سفتی ندارد، با این حال سطح خارجی آن که تقریبا تمام نور آن را ساطع می‌کند قابل تشخیص است، این فتوسفر ( نور کره) مرز بین سطح شفاف رویی، کروموسفر، تاج خورشید و منطقه غیر قابل رویت درون آن را نشان می‌دهد.

تراکمی که به طرف مرکز ستاره افزایش پیدا می‌کند موجب می‌شود که بخشهای کوچک نور که در آنجا به وجود آمده‌اند پی در پی و بی‌وقفه به صورت اتم و الکترون در جهت‌های تصادفی هدایت شوند، به همین علت به طور میانگین یک فوتون ( واحد شدت نور وارده به شبکیه چشم) ، یک میلیون سال زمان نیاز دارد تا از منطقه مرکزی به سطح خورشید برسد.

فشار و حرارت در جهت مرکز ستاره افزایش می‌یابد، بخش مرکزی که در آن انرژی خورشید تولید می‌شود ، فقط ‪ ۱/۶‬در صد کل حجم ستاره را اشغال می‌کند، اما تقریبا نصف جرم یا توده خورشید را متمرکز و جمع می‌کند.

در منطقه هسته با حرارت بالای ‪ ۱۵‬میلیون درجه سانتیگراد ، فشاری بالغ بر ‪ ۲۰۰‬میلیارد اتمسفر وجود دارد، انرژی‌ای که در هر ثانیه در آنجا تولید می‌شود می‌تواند نیاز انرژی تمام انسانهای امروز را تا یک میلیون سال تامین کند.

در ‪ ۲۵‬سال گذشته محققان شیوه‌ای را کشف کرده‌اند که اطلاعاتی از درون خورشید به دست می‌دهد، " هلیوسیسمولوژی" ، همانگونه که از نامش پیداست با این شیوه ارتعاشات خورشید مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد.

این ارتعاشات به طرزی کاملا متفاوت باآنچه در زمین اتفاق می‌افتد ایجاد می‌شود، در درون خورشید توده‌های گازی به‌طور مداوم به طرف سطح آن بالا می‌رود ، سرد می‌شود و دوباره به اعماق ستاره فرو می‌رود.

فیزیک‌دانان این بالا و پایین رفتن را که مانند آن را در یک قابلمه نیز می‌توان مشاهده نمود ، کانوکشن ( انتقال گرما در مایع ) نام نهاده‌اند، در همین حین امواج صوتی هم تولید می‌شود که از درون خورشید عبور کرده و باعث ارتعاش آن می‌شود.

مجموعه این توپ گازی مثل بالنی به نظر می‌رسد که از آب پر شده باشد.

محققان خورشید در موقعیتی هستند که این ارتعاشات را دقیقا اندازه‌گیری می‌کنند، محاسبات این امکان را می‌دهد که از هزاران صدای اصلی و بالا ، مدلی از درون خورشید طراحی و ساخته شود.

در خط فرضی استوا مواد خورشیدی در هر ‪ ۲۵‬روز یک بار دور محور می‌چرخند در عرض‌های بالاتر این روند تا ‪ ۳۵‬روزهم به طول می‌انجامد، اما هنوز کاملا مشخص نشده است که چگونه این تغییر گردش‌ها پدید می‌آید.

اما آنچه قطعی است این است که این تغییرات از طریق جابه‌جایی پیچیده بین توده‌های گازی که بالا و پایین می‌روند و چرخش کلی ستاره ایجاد می‌شوند.

در بخش هسته در زیر منطقه کانوکشن هیچ جریان گازی وجود ندارد ، این منطقه درخشان مثل یک جسم خشک و انعطاف‌ناپذیر با دوره‌ای در حدود ‪ ۲۷‬روز گردش می‌کند.

در نتیجه در مرحله عبور منطقه کانوکشن به منطقه سوزان و درخشان داخلی جهشی در چرخش پدید می‌آید که دانشمندان احتمال می‌دهند در این منطقه عبور و انتقال، محل انرژی جنبشی خورشید وجود دارد که باعث ایجاد میدان مغناطیسی آن می‌شود.


 
فرفره جنوبی (Southern Pinwheel)
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ امرداد ۱۳۸٦ : توسط : حسین


M83 نام کهکشانی درخشان، با ساختار مارپیچی در آسمان شب است. این ساختار با دوربین های دوچشمی نیز در صورت فلکی شجاع مشاهده می شود. بازوهای عظیم مارپیچی اش آن را به مانند فرفره ای چرخان در آورده است به همین علت نام دیگر آن فرفره جنوبی نیز هست. گرچه این کهکشان 250 سال پیش کشف شد، اما بیشتر ساختار آن در سال های اخیر مورد مطالعه قرار گرفته. تصویر فوق نیز کهکشان زیبای M83 را نشان می دهد که یکی از اعضای گروه کهکشانی است که قنطورس A و NGC5253 در آن عضویت دارند.این کهکشان در 15 میلیون سال نوری از ما واقع است و تاکنون ابرنواختر های زیادی در آن ثبت شده اند.


 
گذر از کنار غول
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٦ : توسط : حسین
فضاپیمای افق‌های نو در راه دراز رسیدن به پلوتون و کمربند خُرده‌سیاره‌های کویی‌پر، اوایل اسفند 1385 از کنار مشتری، سیارهِ غولپیکر منظومه شمسی گذشت تا علاوه‌بر دریافت شتاب گرانشی رایگان، ابزارهای علمی خود را در کاوش مشتری و قمرهایش بیازماید.
بابک امین تفرشی
افق‌های نو (New Horizons) بیش از یک سال پیش با هدف سفری ۱۰ ساله به سوی پلوتون پرتاب شد. این نخستین مأموریت بشر به سوی پلوتون و کمربند خرده‌سیاره‌های یخی کویی‌پِر در وَرای مدار نپتون است. گرچه افق‌های نو بیشترین سرعت پرتاب را در تاریخ کاوش‌های فضایی داشته است اما حتی این سرعت اولیه نیز برای سفری <سریع> به پلوتون کافی نبود و طبق برنامه فضاپیما می‌بایست از فاصلهِ حدود ۲ میلیون کیلومتری مشتری عبور می‌کرد و با دریافت انرژی مداری از مشتری سرعت می‌گرفت و در مسیر درست از شتاب حاصل استفاده می‌کرد. حداکثر خطای ممکن در این مرحله فقط یک دقیقه بود. یعنی نباید بیش از یک دقیقه زودتر یا دیرتر به نزدیک‌ترین فاصله از مشتری می‌رسید وگرنه انرژی مداری را به‌درستی دریافت نمی‌کرد و در مسیر درست قرار نمی‌گرفت. در این صورت فضاپیما ناچار می‌شد سوختِ زیادی در راه مصرف کند تا در مسیر درست قرار بگیرد. خوشبختانه این مرحله حساس بی‌خطر سپری شد. افق‌های نو با دریافت افزوده سرعت ۰۰۰،۱۴ کیلومتر بر ساعت، سرعت خود را پس از گذر از کنار مشتری به حدود ۸۳۰۰۰ کیلومتر بر ساعت رساند؛ سرعتی چنان زیاد که وسیله‌ای با این سرعت فاصله نیویورک تا توکیو، در دو سوی جهان، را فقط در ۸ دقیقه طی می‌کند.

پیداست که افزایش سرعت فضاپیما به سبب دریافت بخشی از انرژی مداری مشتری است. اما نگران مشتری نباشید. این غول بزرگ به نسبت بسیار جزئی ۱۰۲۵/۱ انرژی مداری از دست می‌دهد؛ مثل این که قطره‌ای آب از اقیانوس‌های زمین کم شود! این نخستین بار نبود که مشتری چنین <هُل> گرانشی رایگانی را در اختیار فضاپیماهای بشر می‌گذاشت یا این که دست‌کم هدف چنین ملاقات‌های فضایی می‌بود. پایونیر ۱۰ و ۱۱ در سال‌های ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ از کنار مشتری عبور کردند، سپس ویجرهای ۱ و ۲ در سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ از کنار مشتری گذشتند. فضاپیمای خورشیدشناس اولیس در زمستان ۱۳۷۰ چنان انرژی مداری‌ای از مشتری گرفت که از صفحه منظومه شمسی (دایره`‌البروج) جدا شد و در مداری قطبی به گِرد خورشید قرار گرفت. فضاپیمای گالیله، تنها فضاپیمایی که در مداری به دور مشتری قرار گرفت، در سال ۱۳۷۴ به دام گرانش مشتری افتاد و حدود ۸ سال داده‌های ارزشمندی از مشتری و قمرهایش را به زمین فرستاد. فضاپیمای عظیم کاسینی نیز در راه رسیدن به زحل در دی ۱۳۷۹ با عبور از کنار مشتری شتاب گرانشی کافی برای ادامه راه را دریافت کرد و ۰۰۰،۲۶ عکس نیز از مشتری و اقمارش گرفت.

اما در ملاقات نزدیک افق‌های نو با مشتری چه رخ داد؟ تلسکوپ مخصوص ۲۰ سانتی‌متری (۸ اینچی) فضاپیما به نام لوری(LORRI) از هر چهار قمر گالیله‌ای و بسیاری از عوارض جوّی مشتری عکس گرفت. ابزارهای علمی دیگر فضاپیما نیز آزمایش شدند. در نزدیک‌ترین فاصله از مشتری، میدان دید دوربین لوری فقط بخش کوچکی از قرص مشتری را، که تا ۵/۳ درجه (۷ برابر قرص ماه در آسمان زمین) بزرگ شده بود، به تصویر می‌کشید و برای تشکیل تصویری کامل از مشتری ۱۵۰ عکس کنار هم به صورت موزاییکی لازم بود.

در رصد مشتری تلسکوپ‌های دیگری نیز افق‌های نو را همراهی کردند تا داده‌ها در طول موج‌های مختلف و از منظرگاه‌های گوناگون مکمل هم باشند. تلسکوپ هابل مدتی از وقت خود را به تصویربرداری مرئی و فرابنفش نزدیک از مشتری در هنگام ملاقات افق‌های نو گذاشت. تلسکوپ فضایی پرتو ایکس چاندرا نیز در همان زمان به ثبت شفق‌های قطبی مشتری پرداخت. تصویر ایکس این شفق با تصاویر افق‌های نو و هابل از مشتری تلفیق شد و جلوه‌ای تازه از این سیاره ارائه داد. شفق‌های قطبی مشتری هزار بار قوی‌تر از همتای خود در جوّ زمین‌اند و احتمالاً بر اثر برهمکنش یون‌های اکسیژن و گوگرد موجود در میدان مغناطیسی سیاره با ذرات باد خورشیدی به وجود می‌آیند. منشأ این یون‌ها علاوه‌بر خود مشتری انبوه گازی است که آتشفشان‌های یو به فضا می‌فرستند و چون این ذرات دارای بار الکتریکی‌اند در امتداد خطوط میدان مغناطیسی بزرگ مشتری جریان می‌یابند؛ میدانی که حدود یک میلیون بار قوی‌تر از میدان مغناطیسی زمین است.


 
انفجار بزرگ ( BIG BANG )
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٦ : توسط : حسین

  پیدایش کائنات براى انسان یک نادانسته بود و بشر مى خواست بداند که این پیدایش از کجا شروع شد.آیا به صورت یکنواخت بوده و همین گونه نیز ادامه دارد یا نه؟ چنان که برخى اعتقاد داشته اند که کائنات همین ساختار را داشته و بدون تغییر باقى مى ماند. خب نتیجه اینکه نظریه هاى مختلفى در این رابطه وجود داشت و نظریه پردازیهاى زیادى مى شد. یکى از این نظریه ها که حدود سى و هفت یا سى و هشت سال قبل ارائه شد بیگ بنگ یاهمان انفجار بزرگ نام داشت که توانست به خیلى از ابهامات پاسخ بدهد. این نظریه، آغاز کائنات را از یک هسته اتم در فضا و زمان صفر مى داند زیرا آن هنگام هنوز فضا وزمان آغاز نشده بود. تصور بکنید که تمام کائنات در یک هسته اتم یاحتى کوچکتر از آن جاى داشت و در یک لحظه این فضا و زمان آغاز مى شود یعنى اینکه یک انفجار بزرگ که حاصل گرانش شدید ناشى از فشردگى بوده، شروع شد.

این واقعه بین سیزده تا پانزده میلیارد سال پیش رخ داده است، درحقیقت این حادثه از آن نقطه صفر شروع مى شود. قابل ذکر است که باوجودچنین فشردگى اى طبیعتاً دماى بسیار زیادى در لحظه کمى قبل از انفجار بزرگ حاکم بوده است. هنگامى که فضا وزمان شروع به بزرگ و باز شدن کرد، دما مدام رو به کاهش بوده به طورى که تخمین زده مى شود وقتى فقط یک ثانیه ازتشکیل کائنات مى گذشته است ده میلیارد کلوین نزول دما داشته ایم.

انبساط جهان به قدرى شدید رخ داده است که از اندازه کوچکتر از یک هسته اتم در یک لحظه به اندازه کره زمین بزرگ مى شده، یعنى انبساط و تورم بعد از بیگ بنگ شروع شده بود اما هنوز کهکشانها به وجودنیامده بودند. نور آغاز کائنات بود سپس بعداز نور، ماده ایجاد شد و شاید بعد از دو میلیارد سال از انفجار بزرگ کهکشانها شکل گرفتند و خورشید ما یکى از ذرات کوچک آنهاست.

کهکشانها چگونه و چه زمانى شکل گرفتند؟

کهکشانى که ما در آن هستیم (کهکشان راه شیرى) حدود ده میلیارد سال پیش به وجود آمده است البته اگر قبول کنیم که بیک بنگ سیزده میلیاردسال پیش رخ داده است.

اما کهکشانها انواع مختلفى دارند که عبارت است از: نامنظم، بیضوى و مارپیچى. ازمواد اطراف کهکشانها که باقى مانده بودند بازوهاى کهکشانى شکل گرفتند اما چون فشردگى مواد را در آن قسمت فضا داشتیم ونیز کهکشانهاى شکل گرفته بسیار نزدیک به هم بودند طبیعتاً برخوردها هم زیاد بوده است یعنى دوکهکشان با هم ادغام شده و یک کهکشان بزرگتر تشکیل مى دادند یا سبب ساز بازوهاى کهکشانى بزرگتر مى شدند. این اثرات در بحث انتقال به سمت قرمز یا رد شیفت مى گنجند.

این انفجار چقدر طول کشید؟

براى لحظه انفجار بزرگ عدد ده به توان منفى چهل و سه را در نظر مى گیرند و بعد از آن لحظه، حادثه شروع مى شود که حتى هنوز به هزارم ثانیه نرسیده، تغییرات در حال رخ دادن بوده است.

عالم در ابتدا چگونه به نظر می آمد؟

آشکار است برای آگاهی از چگونگی اولین ثانیه ها و یا بهتر بگوییم اولین اجزای ثانیه های پس از انفجار اولیه نباید از ستاره شناسان پرسید بلکه در این مورد باید به فیزیکدان های متخصص در امر فیزیک ذره ای مراجعه کرد که در مورد تشعشعات و ماده در شرایط کاملا سخت و غیر عادی تحقیق می کنند و تجربه می کنند. تاریخ کیهان معمولا به 8 مقطع کاملا متفاوت و غیر مساوی تقسیم می شود :

مرحله اول - صفر تا 43- 10 ثانیه

این مساله هنوز برایمان کاملا روشن نیست که در این اولین اجزای ثانیه ها چه چیزی تبدیل به گلوله آتشینی شد که کیهان باید بعدا از آن ایجاد گردد . هیچ معادله و یا فرمول های اندازه گیری برای درجه حرارت بسیار بالا و غیر قابل تصوری که در این زمان حاکم بود در دست نمی باشد.

مرحله دوم- 43- 10 تا 32- 10 ثانیه

اولین سنگ بناهای ماده مثلا کوارک ها و الکترون ها و پاد ذره های آنها از برخورد پرتوها با یکدیگر به وجود می آیند. قسمتی از این سنگ بناها دوباره با یکدیگر برخورد می کنند و به صورت تشعشع فرو می پاشند. در لحظه های بسیار بسیار اولیه ذرات فوق سنگین - نیز می توانسته اند به وجود آمده باشند. این ذرات دارای این ویژگی هستند که هنگام فروپاشی ماده بیشتری نسبت به ضد ماده و مثلا کوارک های بیشتری نسبت به آنتی کوارک ها ایجاد می کنند. ذرات که فقط در همان اولین اجزای بسیار کوچک ثانیه ها وجود داشتند برای ما میراث مهمی به جا گذاردند که عبارت بود از : افزونی ماده در برابر ضد ماده

مرحله سوم- از 32- 10 ثانیه تا 6- 10 ثانیه

کیهان از مخلوطی از کوارک ها - لپتون ها - فوتون ها و سایر ذرات دیگر تشکیل شده که متقابلا به ایجاد و انهدام یکدیگر مشغول بوده و ضمنا خیلی سریع در حال از دست دادن حرارت هستند

مرحله چهارم- از 6- 10 ثانیه تا 3- 10ثانیه

تقریبا تمام کوارک ها و ضد کوارک ها به صورت پرتو ذره ها به انرژی تبدیل می شوند. کوارک های جدید دیگر نمی توانند در درجه حرارت های رو به کاهش به وجود آیند ولی از آن جایی که کوارک های بیشتری نسبت به ضد کوارک ها وجود دارند برخی از کوارک ها برای خود جفتی پیدا نکرده و به صورت اضافه باقی می مانند. هر 3 کوارک با یکدیگر یک پروتون با یک نوترون می سازند. سنگ بناهای هسته اتم های آینده اکنون ایجاد شده اند.

مرحله پنجم - از 3- 10 ثانیه تا 100 ثانیه

الکترون ها و ضد الکترون ها در برخورد با یکدیگر به اشعه تبدیل می شوند. تعدادی الکترون باقی می ماند زیرا که ماده بیشتری نسبت به ضد ماده وجود دارد. این الکترون ها بعدا مدارهای اتمی را می سازند

مرحله ششم - از 100 ثانیه تا 30 دقیقه

در درجه حرارت هایی که امروزه می توان در مرکز ستارگان یافت اولین هسته های اتم های سبک و به ویژه هسته های بسیار پایدار هلیم در اثر همجوشی هسته ای ساخته می شوند. هسته اتم های سنگین از قبیل اتم آهن یا کربن در این مرحله هنوز ایجاد نمی شوند. در آغاز خلقت عملا فقط دو عنصر بنیادی که از همه سبکتر بودند وجود داشتند : هلیم و هیدروژن

مرحله هفتم - از 30 دقیقه تا 1 میلیون سال پس از خلقت

پس از گذشت حدود 300000 سال گوی آتشین آنقدر حرارت از دست داده که هسته اتم ها و الکترون ها می توانند در درجه حرارتی در حدود 3000 درجه سانتی گراد به یکدیگر بپیوندند و بدون اینکه دوباره فورا از هم بپاشند اتم ها را تشکیل دهند . در نتیجه آن مخلوط ذره ای که قبلا نامرئی بود اکنون قابل دیدن می شود.

مرحله هشتم - از یک میلیون سال پس از خلقت تا امروز

از ابرهای هیدروژنی دستگاههای راه شیری ستارگان و سیارات به وجود می ایند. در داخل ستارگان هسته اتم های سنگین از قبیل اکسیژن و آهن تولید می شوند. که بعد ها در انفجارات ستاره ای آزاد می گردند و برای ساخت ستارگان و سیارات و حیات جدید به کار می ایند.

عناصر اصلی حیات زمینی چه زمانی پدیدار شد؟

برای زمین با توجه به گوناگونی حیات که در آن وجود دارد 3 چیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است:

از همان ابتدای خلقت همیشه ماده بیشتری نسبت به ضد ماده وجود داشته و بنابراین همواره ماده برای ما باقی می ماند.

در مرحله ششم هیدروژن به وجود آمد این ماده که سبک ترین عنصر شیمیایی می باشد سنگ بنای اصلی کهکشانه ها و سیارات می باشد. هیدروژن همچنین سنگ بنای اصلی موجودات زنده ای است که بعدا روی زمین به وجود آمدند و احتمالا روی میلیاردها سیاره دیگر نیز وجود دارند. در مرکز ستارگان اولیه هسته اتم های سنگین از قبیل اکسیژن و یا کربن یعنی سنگ بناهای اصلی لازم و ضروری برای زندگی و حیات بوجود آمدند.

آیا عالم همواره در حال انبساط خواهد بود؟

جنبش انبساطی یا به عبارت دیگر از همدیگر دور شدن کهکشانه ها به هر حال رو به کند شدن است. زیرا جزایر جهانی متعدد در واقع به سمت یکدیگر جذب می شوند و در نتیجه حرکت انبساطی آن ها کند تر می شود. اکنون پرسش فقط این است که آیا زمانی تمام این حرکت ها متوقف خواهد گردید و این عالم در هم فرو خواهد پاشید؟ این مساله بستگی به تراکم ماده در جهان هستی دارد. هر چه این تراکم بیشتر باشد نیرو های جاذبه بین کهکشانه ها و سایر اجزای گیتی بیشتر بوده و به همان نسبت حرکت آن ها با شدت بیشتری متوقف خواهد شد. در حال حاضر چنین به نظر می رسد که تراکم جرم بسیار کمتر از آن است که زمانی عالم در حال انبساط را به توقف در آورد. به هر حال این امکان وجود دارد که هنوز جرم های بسیار بزرگ ناشناخته ای از قبیل ( سیاهچاله های اسرار آمیز) یا ( ابرهای گازی شکل تاریک) وجود داشته باشند و نوترینو ها که بدون جرم محسوب می شوند جرمی هرچند کوچک داشته باشند. اگر این طور باشد در این صورت حرکت کیهانی زمانی شاید 30 میلیارد سال دیگر متوقف خواهد شد. در آن زمان کهکشان ها با شتابی زیاد حرکت به سوی یکدیگر را اغاز خواهند کرد تا در نهایت به شکل یک گوی آتشین عظیم با یکدیگر متحد شوند. آن زمان شاید می باید روی یک انفجار اولیه جدید دیگر و تولد یک عالم جدید حساب کنیم. با توجه به سطح کنونی دانش بشر و میزان پژوهش های انجام شده باید اینطور فرض کرد که عالم تا ابدیت انبساط خواهد یافت.

با توجه به بزرگى وعظمت کائنات، پیدایش حیات غیرزمینى چقدر احتمال دارد؟ با یک حساب سرانگشتى متوجه مى شویم که باوجود این تعداد ستاره احتمال حیات بسیار زیاد است. حتى بعضى از ستاره ها داراى سیاره نیستند و یا این سیاره بسیار دور از ستاره یا بسیار نزدیک به آن هستند و برخى هم گازى مى باشند اگر تمام این موارد را از کل ستاره ها کم کنیم تقریباً بیست وپنج درصد آنها امکان وجود حیات را دارند.

آیا میدانستید …؟

- فقط حدود 4درصد عالم از ماده ، به شکلی که ما می شناسیم تشکیل شده است ، یعنی ماده معمولی که ما می شناسیم و در آزمایشگاه وجود دارد، فقط 4درصد کل عالم را می سازد. 23درصد عالم را ماده تاریک سرد تشکیل داده که دانشمندان اطلاعات خیلی کمی درباره اش دارند و 73درصد باقی مانده را انرژی تاریک عجیب تشکیل می دهد که تقریبا تنها چیزی که در موردش می دانیم ، این است که وجود دارد!

منبع: http://www.hupaa.com


 
آندرومرا
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٦ : توسط : حسین

نزدیک ترین کهکشان به ما با نام M31 همراه با دو کهکشان اقماری خویش M32 و M110 واقع در صورت فلکی آندرومدا. این کهکشان را همچنین می توانید در آسمان های تاریک به راحتی با چشم غیر مسلح تشخیص دهید.

عکس سمت چپ با در نظر گرفتن ستارگان راه شیری و عکس سمت راست بدون در نظر گرفتن آنهاست.


 
یک مقاله ی پر محتوا در مورد انحراف فضا
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٦ : توسط : حسین

متن زیر ترجمه مقاله‌ای است از پروفسور هاوکینگ :
پس از سال 1985 کم کم مشخص شد که تئورى تار (ریسمان) تصویر کاملى نیست. اول آن که مشخص شد که تارها فقط یک عضو از دسته وسیعى از موضوعاتى هستند که مى‌توان آنها را به بیش از یک بعد گسترش داد. پال تونسند که همانند من یکى از اعضاى بخش ریاضى کاربردى و فیزیک نظرى در کمبریج است و بسیارى از پژوهش‌هاى بنیادى این حوزه را انجام داده است، نام پ-برین را براى آنها برگزیده است. هر پ-برین در جهت داراى طول است. بنابراین یک برین با تار است و برین با یک سطح یا غشا و به همین ترتیب تا آخر. به نظر مى‌رسد که هیچ دلیلى وجود ندارد که تارهاى با را بر سایر مقدارهاى ممکن ترجیح دهیم. در عوض باید اصل موکراسى را بپذیریم: تمام تارها به طور برابر ایجاد شده‌اند.
تمام تارها را مى‌توان به عنوان راه حل‌هایى براى معادلات نظریه‌هاى ابرگرانش در 10 یا 11 بعد در نظر گرفت. هر چند که ابعاد 10 گانه یا 11 گانه با فضا زمانى که درک مى‌کنیم، چندان شباهتى ندارد؛ اما در توجیه این نکته گفته مى‌شود که 6 یا 7 بعد دیگر چنان پیچ خورده و کوچک شده‌اند که متوجه وجود آنها نمى‌شویم و فقط 3 بعد باقیمانده را که بزرگ و تقریباً مسطح هستند، درک مى‌کنیم.
لازم است یادآور شوم که شخصاً از پذیرفتن ابعاد بالاتر چندان خرسند نبوده‌ام. اما از آنجا که اثبات‌گرا هستم، پرسش «آیا ابعاد بالاتر واقعاً وجود دارند؟» بى‌معنى است. فقط مى‌توان پرسید آیا مدل‌هاى ریاضیاتى با ابعاد بالاتر توصیف مناسبى از جهان ارائه مى‌دهد یا خیر. ما تاکنون مشاهداتى نداشتیم که براى تفسیر آنها به وجود ابعاد بالاتر نیازى باشد. با این همه این احتمال وجود دارد که این ابعاد را در برخورد دهنده بزرگ هادرون که در ژنو قرار دارد، مشاهده کنیم. اما آنچه که بسیارى از افراد و از جمله مرا متقاعد ساخته است که مدل‌هاى با ابعاد بالاتر را جدى تلقى کنند، آن است که شبکه‌اى از ارتباط‌هاى غیرمنتظره که دوگانگى نامیده مى‌شود، در این مدل‌ها وجود دارد. این دوگانگى‌ها نشان مى‌دهد که مدل‌ها اصولاً معادل یکدیگرند، به عبارت دیگر این مدل‌ها جنبه‌هاى مختلف یک نظریه بنیادى هستند، که نظریه ام-تئوری نام گرفته است.
اگر وجود این شبکه از دو گانگى‌ها را نشانه‌اى از حرکت در مسیر صحیح ندانیم، تقریباً مثل آن است که فکر کنیم خداوند فسیل ها را در صخره‌ها قرار داده است تا داروین در مورد تکامل حیات گمراه شود. این دوگانگى‌ها نشان مى‌دهد که 5 نظریه ابرتار مبانى فیزیکى یکسانى را بیان مى‌کند و از لحاظ فیزیکى معادل ابرگرانش است. نمى‌توان گفت که ابر تارها بنیادى‌تر از گرانش است یا برعکس، ابر گرانش بنیادى‌تر از ابرتار. بلکه این نظریه‌ها بیان‌هاى متفاوتى از یک نظریه بنیادى است که هرکدام از آنها براى محاسبه در موقعیت‌هاى مختلف مفید واقع مى‌شوند. نظریه‌هاى تار براى محاسبه حوادثى که هنگام برخورد چند ذره با انرژى بالا و تفرق آنها روى مى‌دهد، مناسب است زیرا فاقد بى‌نهایت‌ها است. با این همه این نظریه براى توصیف چگونگى تابدار شدن جهان به وسیله انرژى تعداد زیادى ذره یا تشکیل حالت محدود مثل سیاهچاله فایده چندانى ندارد. براى چنین وضعیت‌هایى به ابر گرانش نیاز است که اصولاً از نظریه فضا زمان خمیده اینشتین همراه با بعضى موضوع‌هاى دیگر تشکیل شده است. این تصویرى از عمده مطالبى است که پس از این در مورد آنها صحبت خواهم کرد.
مناسب است براى تشریح اینکه چگونه تئورى کوآنتوم به زمان و فضا شکل مى‌دهد، ایده زمان موهومى را بیان کنیم. شاید به نظر برسد زمان موهومى برگرفته از داستان‌هاى علمى تخیلى باشد، اما زمان موهومى در ریاضیات مفهومى کاملاً تعریف شده است: زمان موهومى زمانى است که با اعداد موهومى سنجش مى‌شود. مى‌توان اعداد حقیقى معمولى همانند 1، 2، 5/3- و غیره را به صورت مکانشان روى خطى که از چپ به راست امتداد دارد در نظر گرفت: صفر در وسط خط، اعداد حقیقى مثبت در سمت راست و اعداد منفى حقیقى در سمت چپ قرار دارند.
اعداد موهومى را مى‌توان به صورت مکانشان روى خط عمود در نظر گرفت: صفر باز هم در وسط خط قرار دارد، اعداد موهومى مثبت رو به بالا و اعداد موهومى منفى رو به پایین ترسیم مى‌شود. بنابراین اعداد موهومى را مى‌توان به صورت نوع جدیدى از اعداد، عمود بر اعداد حقیقى معمولى در نظر گرفت. از آنجایى که این اعداد ساختارى ریاضیاتى هستند لازم نیست که به طور فیزیکى تحقق یابند، هیچکس نمى‌تواند به تعداد عدد موهومى پرتقال داشته باشد یا صاحب یک کارت اعتبارى با صورت حساب اعداد موهومى باشد.
ممکن است کسى فکر کند که این گفته‌ها به این معنى است که اعداد موهومى فقط یک بازى ریاضى است که با دنیاى واقعى کارى ندارد. با این همه از دیدگاه فلسفه اثبات‌گرا نمى‌توان تعیین کرد که چه چیزى واقعى است. تنها کارى که مى‌توانیم انجام دهیم این است که دریابیم کدام مدل‌هاى ریاضى جهانى را که در آن زندگى مى‌کنیم، توصیف مى‌کند. معلوم مى‌شود که مدل ریاضیاتى شامل زمان موهومى نه تنها آثارى را که پیش از این مشاهده کردیم، پیش گویى مى‌کند، بلکه آثارى را پیش گویى مى‌کند که تاکنون نتوانسته‌ایم اندازه گیرى کنیم، ولى به دلایل دیگر، آنها را باور داشتیم. پس چه چیز واقعى و چه چیز موهومى است؟ آیا این دو فقط در ذهن ما متمایز از یکدیگرند؟
نظریه نسبیت عام کلاسیک (یعنى غیر کوآنتومى) اینشتین زمان واقعى را با سه بعد دیگر فضا ادغام مى کند تا فضا زمان چهار بعدى را به وجود آورد. اما جهت زمان واقعى با سه جهت دیگر زمان تفاوت داشت؛ خط جهانى یا تاریخ یک ناظر در زمان واقعى همیشه افزایش مى‌یابد (به عبارت دیگر زمان همیشه از گذشته به سوى آینده حرکت مى‌کند.) ولى سه بعد دیگر فضا هم مى‌توانند کاهش یابند و هم افزایش به عبارت دیگر مى‌توان در فضا تغییر جهت داد اما نمى‌توان در خلاف جهت زمان حرکت کرد.
از طرف دیگر، از آنجایى که زمان موهومى عمود بر زمان واقعى است، همانند جهت فضایى چهارم رفتار مى‌کند و بنابراین زمان موهومى مى‌تواند شامل احتمال‌هایى بیش از مسیر راه آهن زمان واقعى باشد که داراى آغاز و پایان است یا روى یک مسیر بسته حرکت مى‌کند. با توجه به این مفهوم موهومى است که مى‌گوییم زمان داراى شکل است.
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
این هم یک متن یک خبر در این باره :
آیا زمین در یک چاله فضا-زمان واقع شده است؟
به زودی جواب را به دست خواهیم آورد: آزمایش فیزیکی مشترکی بین سازمان فضایی آمریکا(ناسا) و دانشگاه استنفورد ، به نام "گرانش کاو B" اخیرا به نخستین نتایج رسیده است. اکنون اولین سال جمع‌آوری اطلاعات این ماهواره در مدار زمین به پایان رسیده است. نتایج‌، که تجزیه و تحلیل آنها یک سال دیگر طول خواهد کشید، شکل انحنای فضا-زمان را در نزدیکی زمین مشخص خواهد کرد.
زمان و فضا –بر طبق نظریه نسبیت اینشتین –به یکدیگر بافته شده اند و ساختار تار و پودی چهاربعدی به نام فضا-زمان را به وجود آورده اند.جرم قابل توجه زمین ، این ساختار را به شکل یک گودی در می آورد.مانند شخص سنگینی که وسط یک تشک بادی نشسته باشد (هر چند که چنین خمیدگیهای فضا-زمان را اغلب در محیط اطراف اجرام بسیار پر جرم تر و فشرده تری مانند سیاهچاله ها، ستاره های نوترونی، و کوتوله های سفید سراغ داریم اما اگر با دقت کافی محیط اطراف اجرام بسیار کم جرم تری مانند زمین را نیز بررسی کنیم خمیدگی فضا-زمان ناشی از جرم زمین را می توانیم بیابیم).
بر طبق نظریه نسبیت عام اینشتین ، حرکت اجسام در ساختار تار و پودی فضا-زمان صورت می گیرد. یعنی جسم در حال حرکت تابع شکل فضا-زمانی است که در آن واقع شده است. بر اساس این نظریه، گرانش باعث تغییر شکل ساختار فضا-زمان می شود و در نتیجه حرکت جسم نیز بر اثر میدان گرانشی تغییر می کند. می توان گفت که به زبان اینشتین گرانش در اصل حرکت اجسام در مسیر خمیدگی ساختار فضا-زمان در اطراف جسم پرجرم است. یعنی وقتی زمین ر مداری به دور خورشید در گردش است از دید نسبیتی به دلیل انحنای فضا-زمان اطراف خورشید در این مسیر هدایت می شود.
اگر زمین ثابت بود، ضرورتی برای انجام این کاوش نبود، ولی از آنجا که زمین به دور خود حرکت دورانی دارد ، این خمیدگی نیز باید همراه با زمین بچرخد.زمین با پیچ و تاب دادن ساختار فضا-زمان به دور خود به آرامی آن را به صورت یک ساختار چرخشی 4 بعدی در می آورد.این همان چیزی است که ماهواره گرانش کاو یا GP-B برای آزمایش آن به فضا فرستاده شده است.
این آزمایش براساس فکر بسیار ساده ای انجام می شود: یک ژیروسکوپ (گردش نما) در حال چرخش در مداری در نزدیکی زمین قرار می دهند ، در حالی که محور چرخش آن به سمت یک ستاره بسیار دور -در نقش یک مرجع ثابت و بدون حرکت- نشانه رفته است. بدون وجود نیروهای خارجی، محور ژیروسکوپ باید تا ابد به سمت همان ستاره ثابت بماند.ولی چون فضا-زمان در نزدیکی زمین خمیده است، جهت محور ژیروسکوپ به مرور زمان تغییر می کند.با اندازه گیری بسیار دقیق تغییرات جهت محور ژیروسکوپ نسبت به ستاره، می توان میزان خمیدگی فضا-زمان را در نزدیکی زمین اندازه گرفت.
اما در عمل این آزمایش بسیار دشوار است:
4 ژیروسکوپی که در GP-B کار گذاشته شده اند، کامل ترین کره هایی هستند که تا به حال به دست بشر ساخته شده اند.این کره ها که هر کدام به اندازه یک توپ پینگ پونگ اند (به قطر حدود 4 سانتی متر)، از جنس سیلیکون و کوارتز هستند. هیچ گاه اختلاف آنها با یک کره کامل بیش از 40 لایه اتمی نیست. اگر ژیروسکوپ ها کاملا کروی نبودند، محور چرخش آنها حتی بدون اثرات نسبیتی ‌، حرکت می کرد.
بر طبق محاسبات فضا-زمان انحنا پیدا کرده در نزدیکی زمین باعث می شود تا محور ژیروسکوپ در طول یک سال به اندازه ی 041/0 ثانیه قوس جابه جا شود. یک ثانیه قوس 3600/1 یک درجه است. برای اندازه گیری دقیق این زاویه، GP-B به دقت سنجش فوق العاده 0005/0 ثانیه قوس نیاز دارد.این عمل مانند آن است که بخواهیم قطر یک ورق کاغذ را از فاصله‌ی 150 کیلومتری اندازه بگیریم.
محققان GP-B فناوری های کاملا جدیدی را برای این اندازه گیری اختراع کرده اند. آنان ماهواره گرانش کاو را کاملا “بدون لرزش” ساخته اند تا در هنگام حرکت ماهواره در لایه های بالایی جو به ژیروسکوپ ها لرزشی وارد نشود. آنها دریافتند که چگونه از نفوذ میدان مغناطیسی زمین به داخل فضاپیما جلوگیری کنند و همچنین دستگاهی را برای اندازه گیری چرخش ژیروسکوپ ، بدون تماس با آن، اختراع کردند.
فرانسیس اوریت ، استاد فیزیک دانشگاه استنفورد و محقق اصلی پروژه GP-B می گوید: “در جریان انجام آزمایش هیچ حادثه غافلگیر کننده ای اتفاق نیفتاده است.” اکنون که مرحله جمع آوری اطلاعات پایان یافته است ، او می گوید : “دانشمندان GP-B با اشتیاق و علاقه بیشتری به کار خود ادامه می دهند و کار سخت پیش روی خود را نادیده نمی گیرند.”
در مرحله بعدی آنها باید اطلاعات گرفته شده را به طور دقیق و کامل بررسی کنند.اوریت توضیح می دهد که دانشمندان GP-B این کار را در سه مرحله انجام می دهند: در مرحله اول آنان اطلاعات را به صورت روز به روز بررسی می کنند تا بی نظمی های موجود در آنها را بیابند. سپس اطلاعات را به صورت ماه به ماه در می آورند و در نهایت آنها را به صورت یک مجموعه کامل به دست آمده در طول یک سال، تحلیل می کنند. بدین ترتیب دانشمندان ایرادات موجود در اطلاعات را ، که از طریق یک روش تجزیه و تحلیل ساده نمی توان پیدا کرد، می یابند.
نهایتا دانشمندان از سراسر دنیا نتایج را به دقت بررسی می کنند.اوریت می گوید: “بدین طریق به سخت ترین منتقدان، اجازه شرکت در این پروژه داده می شود.” اگر GP-B بتواند به طور دقیق چاله فضا-زمانی را که انتظار می رود مشخص کند، بدین معنی است که بر اساس باور عمومی فیزیکدانان نظریه اینشتین حقیقت داشته است ولی اگر این گونه نشود، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ شاید ایرادی در نظریه نسبیت عام اینشتین یافته شود. اختلاف کوچکی که ظهور انقلابی بزرگ را در فیزیک عصر جدید اعلام خواهد کرد. برگرفته از سایت

منبع: سایت فیزیک هوپا

 


 
تلسکوپ‌های جدید صدای موجودات فضایی را می‌شنوند!
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٥ : توسط : حسین

اگر موجودات فضایی و بیگانه با فاصله ده‌ها سال نوری از ما رادار و امواج رادیویی FM داشته باشند، بالاخره ما می‌توانیم به کمک فناوری جدید صدای آنها را بشنویم. به گزارش سرویس «علمی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، یک طرح پیشنهادی برای تعبیه کردن یک نرم افزار شناسایی بر روی تلسکوپ‌های رادیویی جدید که در ابتدا برای مشاهده کائنات طراحی شده بودند، می‌تواند به منجمان امکان دهد که در زمین به صداهای هر روزه از فواصل دور از ساکنان کرات دیگر شبیه به انسان گوش فرا دهند. آوی لوئب، استاد نجوم در مرکز اخترفیزیک هاروارد در کمبریج دراین‌باره، اظهار داشت: این تلسکوپ می‌تواند واقعا هر چیزی را که غیرعادی و مشکوک به نظر می‌رسد شناسایی کرده و آن را دنبال کند. تاکنون جست و جو برای زندگی فرا زمینی وابسته به مشاهدات و رصدهای معمولی و متداول بوده که مبتنی بر برداشت کردن امواج رادیویی با فرکانس بالا صورت می‌گرفته است. چنین امواج رادیویی با فرکانس بالا که احتمال دارد از ساکنان سایر کرات منتشر شود، تنها در صورتی که آنها این امواج را آزادانه مانند چراغ‌های چشمک زن به فضا بفرستند، قابل تشخیص هستند. بررسی این سیگنال‌ها تاکنون به منجمان امکان داده است که پرتوهای متصاعد شده از کهکشان‌ها، سیاه چاله‌ها، کوتوله‌ها، ستاره‌ها و سایر اجرام کیهانی را به ثبت برسانند و در عین حال نیز از مداخله سیگنال‌هایی با فرکانس کوتاه که از رادارهای زمینی منتشر می‌شوند، جلوگیری کنند. به گزارش ایسنا، اما اگر این موجودات فضایی امواج رادیویی با طول موج کوتاه تولید کنند، چطور؟ آیا در این صورت نیز ما می‌توانیم صدای این امواج را بشنویم؟ همانطور که شنیدن کانال‌های رادیویی AM بر روی دریافت کننده FM برای ما غیرممکن است لذا شاید ما هرگز با روش‌های فعلی نتوانیم صدای این موجودات را با فرکانس‌ها پایین بشنویم. از این رو محققان در حال حاضر در تلاش برای ساخت ابزار نوینی هستند که بتوانند این قبیل اصوات را بشنوند و شاید این راهی برای یافتن موجودات بیگانه باشد.