آیا می‌توانیم میدان‌های مغناطیسی را ببینیم؟!
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠ : توسط : حسین

یک ساختار پیچیده در چشم، ممکن است بشر را بدون آن که خود متوجه باشد، قادر به دیدن میدان مغناطیسی زمین نماید یا حداقل، ممکن است در گذشته قادر به چنین کاری بوده باشد.

بسیاری از حیوانات می‌توانند میدان مغناطیسی زمین را حس کنند و از آن برای تشخیص جهت و حتی شکار استفاده کنند. به عنوان مثال، روباه‌ها تنها جانورانی هستند که از میدان مغناطیسی برای تشخیص مسافت و جهت استفاده می‌کنند.

گروهی از پژوهشگران مشاهده کرده‌اند هنگامی که طعمه روباه قابل مشاهده باشد، روباه می‌تواند از هر جهت به سمت آن پریده تا طعمه را شکار کند، اما زمانی که طعمه مخفی شده است، روباه تنها در جهت شمال شرقی به سمت طعمه حمله می‌کند. این پژوهشگران معتقدند که جهتگیری خاص روباه به علت اثر میدان مغناطیسی زمین است. در واقع، عامل اصلی توانایی روباه‌ها در تشخیص میدان مغناطیسی، پروتئینی به نام کریپتوکروم است که از ابتدای سلطه گیاهان و جانوران بر زمین وجود داشته است. این پروتئین قدرت تشخیص میدان‌مغناطیسی زمین را به بسیاری از گونه‌ها می‌دهد. پروتئین مذکور با ریتم شبانه‌روزی جانوران و گیاهان در ارتباط است و تحقیقات اخیر نشان داده‌اند که ظاهرا این پروتئین، از نور به‌عنوان عامل شناسایی میدان مغناطیسی استفاده می‌کند.

الکترون‌ها در مولکول‌های کریپتوکروم به حالت جفت‌های مرکب ظاهر می‌شوند و میدان مغناطیسی زمین ممکن است باعث حرکت یکی از این الکترون‌ها شود. براساس یک تئوری که تابستان سال گذشته به چاپ رسید، امکان دارد واکنش شیمیایی بر اثر عوض شدن جهت چرخش الکترون روی دهد و در نتیجه آن پرندگان توانایی دیدن میدان مغناطیسی زمین را به صورت رنگی به دست آورند. این نظریه براساس تغییر جهت چرخش الکترون‌ها بنا شده است و عنوان می‌کند هنگامی که نور خورشید به انتهای یکی از الکترون‌ها برخورد می‌کند، واکنشی شیمیایی به وجود می‌آید و پرندگان می‌توانند میدان مغناطیسی را به صورت رنگی مشاهده کنند. اما پژوهشگران دریافته‌اند که کریپتوکروم کمک چندانی به جهت‌یابی انسان نمی‌کند. در نتیجه نوع بشر برای تعیین وضعیت خود نسبت به 4 جهت اصلی نیازمند استفاده از اجرام سماوی یا امروزه جی.پی.اس است. اخیرا مشخص شده است که این پروتئین در شبکیه چشم انسان وجود دارد. متخصصان علوم اعصاب دانشگاه ماساچوست نمونه‌ای از کریپتوکروم انسان را برداشته و آن را به مگس میوه که فاقد کریپتوکروم بودند، تزریق کردند. نتایج نشان داد که قدرت تشخیص میدان مغناطیسی در مگس‌ها به شکل قابل توجهی افزایش یافت.

البته ممکن است بشر دیگر هیچ‌گاه قادر به استفاده از این مکانیزم برای دیدن میدان مغناطیسی زمین نباشد، ولی حتی امروزه گزارشاتی دریافت می‌شود که نشان می‌دهند برخی می‌توانند با نگاه کردن میدان مغناطیسی را مشاهده کنند، اما ممکن است اجداد ما به طور عام دارای این قابلیت بوده باشند و از این توانایی برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند. شاید روزی پژوهشگران دریابند چگونه می‌توان از این قابلیت مجددا بهره برد و انسان دیگر نیازمند به سیستم جی.پی.اس برای مکان‌یابی نباشد!

منبع: daily science
مترجم: صبا شرف‌الدین زاده


 
روشی جدید برای اندازه‌گیری اثرات مغناطیسی در مقیاس ‌نانو
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

گروهی از محققان ژاپنی، روش جدیدی برای ارزیابی ساختار مغناطیسی و الکترونیکی لایه‌های اتمی زیرسطحی در یک ماده ابداع کرده‌اند. این روش که «طیف‌سنجی پراش» نامیده شده‌است، برای اندازه‌گیری اثرات مغناطیسی در مقیاس نانو و توسعة ضبط مغناطیسی چگالِ «عمودی» بسیار سودمند خواهد بود.

به‌زودی در ذخیره‌سازی داده به چگالی‌ای بیش از 1012 بیت در هر اینچ مربع نیاز خواهد بود. برای دستیابی به چنین چگالی‌ای به بیت‌هایی نیاز است که عرض آنها تنها ده نانومتر و یا کمتر باشد؛ اما از آنجا که در این سطح، اثرات مغناطیسی سطحی پدیدار می‌شود، شناخت اثرات مغناطیسی غیر معمول، در این سطح امری ضروری است.

فامیهیکو ماتسوی و همکارانش از مؤسسة علم و فناوری نارا(Nara) و سایر مؤسسات ژاپنی، دو روشِ پراش الکترون اوگر و طیف‌نمایی جذبی اشعة ایکس را با یکدیگر ادغام‌ و روش جدیدی ابداع کرده‌اند. آنها بیشینه‌های «تمرکز رو به جلو» را ـ که در طیف و در راستای اتم‌های موجود در سطحِ نمونه ظاهر می‌شدند ـ تحلیل کردند. آنها توانستد که از طریق ارزیابی شدت بیشینه‌ها، بین ساختارهای مغناطیسی و الکترونیکی لایه‌های منفرد، تمیز قائل شوند.

این گروه، از این روش جدید در تحلیل ساختار مغناطیسی یک لایة نازکِ نیکل بر روی یک سطح مسی استفاده کردند. تاکنون ساختار مغناطیسی اتمی لایه‌های نازک نیکل ناشناخته مانده بود؛ این در حالی است که دانشمندان می‌دانستند که راستای مغناطیسی ‌شدن در این لایه‌ها در سطح ماده، موازی بوده و با رفتن به عمق و در دهمین لایة اتمی به‌صورت عمود در‌می‌آید. ماتسوی و همکارانش این ناحیة گذار را تحلیل و گشتاورهای مغناطیسی را در هر کدام از لایه‌ها اندازه‌گیری نمودند. شناخت دقیق نحوة تغییر این گشتاورهای مغناطیسی در درون این ساختار می‌تواند در ساخت ابزارهای ضبط مغناطیسی عمودی ـ که چگالی ذخیره‌سازی آنها سه ‌برابر بزرگ‌تر از مواد ضبطِ طولی معمولی است ـ سودمند واقع گردد.

هم‌اکنون برای تصویربرداری از ساختار اتمی، چندین روشِ پراش اتمی مورد استفاده قرار می‌گیرد که هر یک مشکلات خاص خود را دارد؛ مثلاً طیف‌نمایی تونلی روبشی تنها قادر به تحلیل سطح نمونه است. روش طیف‌نمایی پراشی ابداعی این گروه می‌تواند برای نخستین بار به شکلی غیر مخرب، خصوصیات مغناطیسی و الکتریکی لایه‌های زیرسطحی را در مقیاس اتمی به تصویر بکشد.

هم‌اکنون این محققان به دنبال توسعة روش خود به‌منظور تحلیل سطح ابررساناها هستند. ماتسوی در این باره گفت:«ما توجه ویژه‌ای به خصوصیات الکترونیکی وابسته و ساختار هندسی در گذار فاز ابررسانایی داریم.»
نتایج این تحقیق در نشریة.Phys. Rev. Lett به چاپ رسیده‌است.

منبع:http://nanotechweb.org/cws/article/tech/34478


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
چرا میدان مغناطیسی زمین عوض می شود؟
ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

میدان مغناطیسی یا آهنربایی کره زمین در حال ضعیف شدن است. اگر این کاهش در شدت میدان با همین اهنگ به پیش رود ظرف 1200 سال آینده قطب نماهای سراسر دنیا از کار خواهند افتاد تا مدتی به طرف همه جا ولی در واقع هیچ جا منحرف خواهند شد. سپس به آهستگی پس از گذشت دهها یا صدها سال بار دیگر همراستا خواهند شد اما این بار به سمت جنوب.
نتیجه این می شود که میدان مغناطیسی زمین وارونه خواهد شد این اتفاق پسشتر نیز بارها روی داده است. زمین شناسان در سنگ های مغناطیسی چندین میلیون ساله قراینی یافته اند که این را تایید می کند. روشن است که این پدیده بیانگر مطلب بسیار مهمی درباره هسته درونی زمین است.اما پرسش اینجاست که این مطلب مهم چیست؟ هسته زمین از آهن و نیکل تشکیل شده که بخش عمده ای از انها به حالت گداخته وجود دارد این مایع فلزی پیوسته در جنبش است و این جنبش به نحوی جریانهای الکتریکی به وجود می اورند که میدان مغناطیسی زمین را ایجاد می کنند. جزئیات این فعالیت فلزی گداخته و تغییراتی که در میدان مغناطیسی زمین بوجود می اورد هنوز روشن نشده است برخی از سرنخ هایی که درباره رویدادهای درون زمین در اختیار داریم از بررسی ساختار بیرونی این میدان بسیار گسترده بدست آمده اند این میدان زمین را در محاصره خود دارد و تا صدها هزار کیلومتر در فضا ادامه دارد. میدان مغناطیسی را می توان به صورت مجموعه ای از خط های فرضی تصور کرد که در فضا از قطب جنوب در جنوبگان تا قطب شمال در کانادا قوس می زند و سپس در درون هسته زمین ادامه می یابد تا بار دیگر از قطب جنوب سر در آورد. میدان مغناطیسی زمین همواره نابسامان است. قطب های مغناطیسی زمین 11 درجه با قطب های جغرافیایی زمین فاصله دارند در این میدان پیچش ها و خمیدگی هایی وجود دارد که در آن نواحی ممکن است جهت عقربه قطب نما حتی تا 20 درجه از شمال حقیقی فاصله داشته باشد. دریانوردان این نواحی را از قرن یازدهم هجری تا کنون نقشه برداری کرده اندتا مبادا قطب نماهایشان آنان را از مسیر واقعی منحرف کند. از روی نوشته های آنان در میابیم که شدت میدان مغناطیسی زمین افت و خیز بسیار زیادی دارد.و سالانه در حدود 20 کیلومتر به طرف غرب جابجا می شود در نظر دانشمندان امروزی این بدان معناست که مایع گداخته هسته زمین با سرعتی در حدود نیم میلیمتر در ثانیه در حرکت است. یعنی در روز تقریبا مسافتی برابر نصف طول زمین فوتبال را می پیماید. زمین فیزیکدانان در مقیاس گسترده تر با بررسی مغناطیس هایی که در گدازه های منجمد باستانی محبوس شده اند ردپای میدان مغناطیسی زمین را 30 تا 50 میلیون سال گذشته دنیبال کرده اند همچنانکه سنگ ها گداخته می شوند اتم های آهن موجود در آنها تمایل می یابند با راستای میدان مغناطیسی ان دوره همراستا شوند. این مدارک نشان می دهد که در گذشته میدان مغناطیسی زمین در فاصله های زمانی نامعین از 30 هزار سال گذشته تا 1 میلیون سال وارونه شده است. میدان از این رو به آن رو می شود. یعنی در مدت نزدیک به 100 هزار سال ضعیف می شود و سپس در جهت دیگر افزایش می یابد.
بسیاری از زمین شناسان که درباره علت وارون شدن ها بررسی می کنند اکنون معنقدند که میدان مغناطیسی ضعیفی که بر سطح زمین می سنجیم ( آن قدر ضعیف که آهنربای نعلی شکل اسباب بازی هم 100 برابر از آن نیرومند است) تنها مشتی از خروار است. بخش عمده از فعالیت مغناطیسی زمین در هسته آهنی و نیکلی آن صورت می گیرد برابر مقبول ترین توضیحی که برای این مساله ارائه شده و به نظریه دینامو معروف است بخشی از میدان که در هسته زمین امتداد دارد در مایع باردار و گداخته آن محبوس شده و با چرخش زمین کشیده می شود. درنتیجه به طور مستقیم از هسته نمی گذرد بلکه بارها دور هسته پیچیده می شود تا مانند دسته ای از کش های محکم تشکیل خطوط شار نیرومندی را بدهد. بنابر این نظریه جریان همرفتی فلز گداخته که از اعماق هسته بالا می آید حلقه های کوچکی از این ماده مغناطیسی دور هم پیچیده را به سطح می راند که از اینجا به فضا امتداد می یابند و تشکیل میدان آشنایی را می دهد که می سنجیم. سپس یک بار دیگر به درون هسته شیرجه می روند و سخت دور هسته پیچیده می شوند بدین ترتیب میدان خود را نگه می دارند. در این فرضیه درباره اینکه چه چیزی ممکن است باعث وارونه شدن میدان شود چنین استدلال می شود که طبیعت غیر قابل پیش بینی جریان همرفتی که نقش دارد. اگر در یک نقطه چند حلقه بیشتر از نقطه دیگر جمع شود ذره های میدان که به سطح می رانند در جهت مخالف حلقه می زنند. احتمال دیگر آن است که این وارونه شدن ها به هیچ وجه کاتوره ای و تصادفی نیست. و اگر اطلاعات کافی داشتیم می توانستیم آن ها را پیش گویی کنیم و شاید بر همکنش های الکترومغناطیسی مایع جوشان درون زمین چندان پیچیده اند که وارونگی تصادفی به نظر می رسد اگر چنین باشد شاید روزی دانشمندان بتوانند به ما بگویند که وارونگی بعدی چه هنگام رخ می دهد اما اکنون تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که قطب نماهایمان را تماشا کنیم و حدس بزنیم در دل گداخته زمین چه می گذرد



منبع١: physicsir.com
منبع 2 : مجله دانشمند


 
با انتقال بیسیم انرژی الکتریکی، رویای تسلا به حقیقت پیوست!
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

محققینMITانستیتوی تکنولوژی ماساچوستس) توانستند سیستم  آزمایشی انتقال بیسیم نیروی الکتریسیته به انواع لوازم برقی را با موفقیت به انجام برسانند.

این محققان در اثبات صحت یک تحقیق کتبی که پاییز گذشته تحویل داده شده بود، توانستند یک پرتو الکتریسیته را-مانند یک موج رادیویی- بین دو نقطه ارسال کرده و با این روش یک لامپ 60 واتی را روشن کنند.

این گروه توانستند لامپ 60 واتی را با کمک یک منبع انرژی در فاصله 2 متری آن و بدون هیچ اتصال فیزیکی میان دو نقطه، روشن کنند. این پروژه به WiTricity - به معنای الکتریسیته بیسیم - شهرت یافته است. این آزمایش دقیقا نمایشگر همان نقطه نظرهایی است که این گروه در پاییز گذشته در تحقیق کتبی خود به آن پرداخته بودند. در حال حاضر این انتقال نیرو، دامنه محدودی دارد.

این محققین در این باره میگویند: "با این حال، برای وسیله ای با انرژیی در حد کامپیوتر دستی، مقدار الکتریسیته لازم و حتی بیشتر از حد نیاز برای روشن کردن یک کامپیوتر دستی میتواند از فضایی در اندازه یک اتاق، تقریبا در هر جهتی و حتی زمانی که اشیا کاملا خط دید بین دو نقطه را مسدود کرده باشند، عبور کرده و دستگاه را روشن کند."

یک لپ تاپ بیسیم یا WiTricity میتواند بدون اتصال به پریز برق در اتاقی که یک دستگاه فرستنده در آن باشد، به طور خودکار شارژ شود و بدون باطری کار کند. این تکنیک شباهت بسیاری به القای مغناطیسی دارد که در ترانسفورماتورهایی الکتریکی که در آنها سیم پیچها برای انتقال الکتریسیته در میانشان در فاصله بسیار نزدیک به یکدیگر قرار گرفته اند، به کار میرود. اما با افزایش این فاصله ، این سیم پیچهای فاقد رزونانس نیز به تدریج کارایی خود را از دست میدهند.

گزارشات منتشر شده از این آزمایش موجب برپا شدن اعتراضاتی گاه تحقیر آمیز از سوی جامعه وبلاگ نویسانی شد که یادآوری میکردند نیکولای تسلا (Nikolai Tesla)، نابغه علم الکتریسیته، در حدود 100 سال قبل فرستنده الکتریکی بسیار قدرتمندتری به وجود آورده که در سال 1899، طی آزمایشی نمایشی و مشهور در کولورادو اسپرینگز (Colorado Springs) آنرا آزموده است.

تسلا که علاوه بر کارهای دیگر، مدتی نیز با توماس ادیسون (Thomas Edison) همکاری میکرد، مخترع مبدل تسلا است، این مبدل ترانسفورماتوری است که با استفاده از تکنیکی به نام "دهانه جرقه"، جریان برق کم ولتاژ با فرکانس پایین را به جریانی با ولتاژ و فرکانس بالا تبدیل میکند.

به نظر میرسد که تسلا در آزمایش کولورادو سعی داشته نیروی الکتریسیته را در فواصل مختلف تولید کرده و انتقال دهد. اما یک برنامه مستند به نام "تسلا: خدای آذرخش" (Tesla: Master of Lightning) که در سال 2000 از شبکه PBS پخش شد، چنین نتیجه گیری میکند که دستاورد واقعی تسلا از آزمایش کولورادو به طور دقیق مشخص نشده است.

در یکی از یادداشتهای موجود در وب آمده است: "هنوز هم راز و رمز بسیاری بر کار تسلا در کولورادو اسپرینگز سایه افکنده است. از یادداشتهای او نمیتوان به طور دقیق متوجه شد که روش او برای انتقال بدون سیم برق چه بوده است. اما مشخص است که او هنگام بازگشت به نیویورک کاملا به موفق بودن آزمایش خود اعتقاد داشت."

اکنون، پس از گذشت بیش از 100 سال، نوادگان دانش تسلا موفق به اجرای ایده او شده اند.

منبع http://macworld.co.uk:

به نقل از کانون دانش و سی پی اچ


 
چند واقعیت جالب در مورد سیاره زمین
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧ : توسط : حسین

1. صفحات هموار زمینی، این سیاره را محل مناسبی ساخته

زمین یگانه سیاره دارای صفحه هموار در منظومه شمسی است. پوسته یا قشر بیرونی زمین به مناطق مختلف بنام صفحه های هموار زمین ساختی تقسیم شده اند. این مناطق بر فراز ماگما یا خمیر مواد معدنی داخلی زمین شناور بوده و می توانند برخلاف هم حرکت کنند. هر گاه دو صفحه با هم برخورد کنند،امکان دارد یک صفحه زیر صفحه دیگر برود. این پروسه بسیار مهم است. زمانیکه گیاه های میکروسکوپی در آبها می میرند به عمق ابحار سقوط می کنند. طی مدت بسیار طولانی، بقایای این نوع حیات که سرشار از کاربن شده اند، دوباره به قسمت داخلی زمین می روند و بازسازی می شوند. این گیاهان کاربن را از اتموسفیر زمین تخلیه می کنند و در نتیجه ما را در برابر اثرات گلخانه ای نجات می دهند و مانع آنچه که در زهره اتفاق افتاده، می گردند.

بدون صفحه های هموار زمینی، هیچ راهی برای بازسازی کاربن وجود نداشته و در نتیجه زمین بیش از حد داغ می گردد.

 2. زمین تقریبأ یک کره یا گوی است

شکل زمین را می توان بصورت کره ای که در قطبین پهن شده تصور نمود. در واقع یک گوی است، اما گردش زمین باعث می گردد تا در استوا متورم شود. بدین معنی است که اندازه گیری از قطب تا قطب دیگر حدود 43 کیلیومتر کمتر از قطر زمین در استوای آن می باشد.

با اینکه بلندترین کوه روی زمین البرز، اما دورترین کوه از مرکز زمین کوه چیمبورازو در اکوادور می باشد.

 3. زمین اکثرأ از آهن، اکسیژن و سیلیکون ترکیب شده

اگر بتوانیم زمین را به ستون های جداگانه مواد معدنی تقسیم کنیم در آنصورت 32.1 درصد آهن، 30.1 درصد اکسیژن، 15.1 درصد سیلیکون و 13.9 درصد مگنیزیم می باشد. طبعأ اکثر این مقدار آهن در هسته زمین قرار دارد. اگر بتوانید به زیر زمین بروید و هسته آن را بررسی کنید، می بینید که 88 درصد از آهن تشکیل شده است.

 47 درصد پوسته یا قشر زمین را اکسیژن تشکیل داده.

  ۴

. 70 درصد سطح زمین را آب پوشانیده

وقتیکه فضا نوردان برای اولین بار به فضا رفتند و با چشم سر به زمین دیدند، آن را سیاره آبی ( آبی رنگ) نامیدند و این جای تعجب نیست. زیرا 70 درصد سیاره ما را اقیانوس ها پوشانیده و 30 درصد باقیمانده آن زمین خشک و سفت است که بالاتر از سطح بحر قرار دارد. 

5. اتموسفر زمین تا 10 هزار کیلومتر گسترده است.

اولین 50 کیلومتر یا اندکی بیشتر اتموسفیر بسیار غلیظ و متراکم است، اما کل اتموسفیر تا 10 هزار کیلومتر بر سطح زمین امتداد دارد. خارجی ترین لایه اتموسفیر را، جو خارجی (exosphere) می نامند که در ارتفاع 500 کیلومتر از زمین آغاز می شود. چنانچه گفته شد این پوشش تا 10 هزار کیلومتر بالا می رود و در آن قسمت، ذرات یا عناصر آزاد و خودگردان می توانند از کشش یا گرانش جاذبه ای زمین فرار کنند و توسط باد های خورشیدی پراکنده شوند.

اما این قسمت بالائی به شدت رقیق و نازک است. قسمت عمده اتموسفیر زمین پائین نزدیک زمین قرار دارد. در واقع، 75 درصد اتموسفیر زمین در 11 کیلومتر اول بالای سطح زمین می باشد.

6. هسته مذاب آهنی زمین یک میدان مقناطیسی ایجاد می کند

زمین شبیه یک مقناطیس بزرگ است که در بالا و پائین و در واقع نزدیک به قطب های جغرافیایی دارای قطب های مقناطیسی می باشد. این میدان مقناطیسی از سطح زمین تا هزاران کلیومتر به دور امتداد یافته و منطقه ای را ایجاد کرده که بنام مقناطیس کره ( مگنتوسفر) یاد می شود. ما باید مدیون مقناطیس کره باشیم، زیرا در نبود آن ذرات باد های خورشیدی با زمین برخورد نموده و سطح آن را در معرض مقدار زیاد تشعشعات یا تابش های خورشیدی قرار می دهد. اما مقناطیس کره باد های خورشیدی را به دور زمین هدایت نموده و ما را در برابر آسیب آن محافظت می کند.

دانشمندان فکر می کنند که میدان مقناطیسی توسط هسته بیرونی مذاب زمین؛ جائیکه گرما، باعث ایجاد حرکت انتقالی گرمای ذرات هدایت شده می گردد. این امر باعث ایجاد جریان های الکتریکی می گردد که میدان مقناطیسی را بوجود می آورد.

7. گردش زمین بدور محورش 24 ساعت زمان نمی برد

در واقع 23 ساعت و 56 دقیقه و 4 ثانیه است. این مدت زمانی است که زمین یکبار بدور محور اش می چرخد و اخترشناسان آن را یک روز نجومی می نامند. پس حالا متوجه شدید که یک روز 4 دقیقه کمتر از مدتی است که قبلأ فکر می کردید. شما فکر می کنید که این زمان با گذشت هر روز زیاد می شود و طی چند ماه روز شاید شب گردد و شب روز گردد.

اما به یاد داشته باشید که زمین بدور خورشید می گردد. هر روز، خورشید در مقایسه با ستار های دیگر حدود 1 درجه ( به اندازه ماه در آسمان) حرکت می کند. حالا، اگر شما این گردش کوچک خورشید را که بخاطر گردش زمین بدور آن متوجه می شویم نیز اضافه کنید در آنصورت با گردش زمین بدور محور اش 24 ساعت کامل را بدست می آورید.
 
8. یک سال زمینی 365 روز نیست

در واقع 365.2564 روز است. این بار اضافه شد. 0.2564 روز، نیاز برای سال کبیسه را تکمیل می کند. به همین خاطر است که حالا در گاهنامه میلادی هر سال با عدد 4 مانند 2004، 2008 و غیره قابل تقسیم است و تا اینکه بین 100 (1900، 2100 و غیره) قابل تقسیم باشد... و چنین ادامه خواهد داشت تا زمانیکه بین 400، (1600، 200 و غیره) قابل تقسیم گردد.

 9. زمین تنها یک قمر و دو سیاره هم مدار مدارد

چنانچه میدانید، زمین یک قمر (ماه) دارد. اما آیا میدانید که دو سیارک دیگر در یک مدار مشترک به دور زمین قفل شده اند؟ این سیارک ها بنام 3753 کرویتین و 200229AA  یاد می شوند. در مورد ماه زیاد توضیح نمی دهم، زیرا مطمئن ام که همه شما آن را به خوبی شناخته اید.

اما سیارک 3753 کرویتین که قطر آن 5 کیلومتر است بنام قمر یا ماه دوم زمین یاد می شود. در واقع بدور زمین نمی گردد، بلکه یک مدار هماهنگ شده با زمین دارد. این قمر دارای یک مداری است که گویا زمین را در مدار اش دنبال می کند، اما در حقیقت در یک مسیر جداگانه بدور خورشد، مدار خودش را طی می کند.

سیارک 200229AA فقط 60 متر قطر دارد و مدار آن بدور زمین شبیه نعل اسب است که هر 95 سال آن را به زمین نزدیک تر می سازد. طی حدود 600 سال، بنظر میرسد که زمین را در مداری شبیه مدار یک ماهواره دور بزند. دانشمندان پیشنهاد می کنند که این سیارک می تواند یک هدف خوب برای یک مأموریت اکتشافی فضایی باشد.

 ١٠.  زمین تنها سیاره ای است که در آن حیات وجود دارد

ما وجود آب را در گذشته های مریخ و ذرات لازم برای ایجاد حیات را در تیتان قمر زحل کشف نمودیم. ما می توانیم آمونیو اسید ها را در یک سحابی در اعماق فضا ببینیم، اما زمین یگانه جای است که حیات در آن کشف شده است.

اما اگر در سیارات دیگر هم حیات وجود داشته باشد، دانشمندان در حال آزمایشاتی اند تا ما را در یافتن این حیات کمک کند. یک مدارگرد دیگر بنام آزمایشگاه علمی مریخ، طی چند سال آینده به سوی این سیاره می رود و با تجربیاتی مجهز می باشد که می تواند حیات را در خاک این سیاره کشف کند. آنتن های بزرگ رادیویی با بررسی ستاره های دور دست، سعی می کنند تا انواع سیگنال های حیات هوشمندی را که از فضای میان ستاره ای عبور کند، بشنوند. و حالا تلسکوپ های فضایی مانند مأموریت داروین ایسا (سازمان فضایی اروپا) چنان قوی اند که می توانند حضور حیات را در دنیا های دیگر حس کنند.

اما فعلأ همه میدانیم که زمین یگانه جای است که حیات در آن وجود دارد و این خود یک واقعیت جالب است.

منابع:

www.kabulsky.com
www.parssky.com


 
بخشی از اسرار نورهای قطبی گشوده شد!
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٧ : توسط : حسین

دانشمندان می گویند برای فوران های ناگهانی و حرکات سریع که گاه در نورهای شمالی و جنوبی مشاهده می شود توضیحاتی یافته اند. 

به گفته آنها این پدیده ناشی از انتشار مقدار عظیمی انرژی ذخیره شده است که 100 هزار کیلومتر بالاتر از سطح زمین در میدان مغناطیسی محافظ آن روی می دهد. این حوادث انفجارگونه زمانی اتفاق می اتد که خطوط میدان مغناطیسی زمین تحت فشار زیاد ناگهان شکل تازه ای به خود می گیرند.


این نتیجه گیری بر اطلاعات جمع آوری شده توسط پنج ماهواره سازمان هوافضای آمریکا، ناسا، که دور زمین می گردند استوار است. واسیلیس آنجلوپولوس از دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس گفت: "ما عاملی که نورهای شمالی را به رقص در می آورد کشف کرده ایم."

وی دانشمند ارشد ماموریت تمیس (Time History of Events and Macroscale Interactions during Substorms) است.

محققان با استفاده از پنج ماهواره همانند تمیس که در فاصله زیاد از یکدیگر می گردند و همچنین شبکه حمایتی آنها روی زمین، سلسله حوادثی را ردیابی کردند که با یک "زیرتوفان" اولیه شروع شده و در نهایت به یک رقص رنگارنگ نور در آسمان شب دو قطب زمین منجر می شود. این مطالعات تایید کرد که توفان ها با یک به اصطلاح "بازاتصال" در خطوط میدان مغناطیسی شروع می شود.

نیکولا فاکس دانشمند دانشگاه جانز هاپکینز توضیح داد: "زمین غرق بادهای خورشیدی است، که میدان مغناطیسی خورشید را با خود حمل می کنند." "این میدان می تواند در جهت های مختلف قرار گیرد اما وقتی در جهت مقابل میدان مغناطیسی زمین قرار می گیرد، درست همانطور که دو قطب مخالف یک آهنربا همدیگر را جذب می کنند، خطوط دو میدان شکسته شده و به هم می پیوندند."

"این اتصال مجدد باعث ورود مقدار عظیمی انرژی خورشیدی به داخل اتمسفر مغناطیسی زمین می شود. این به نوبه خود یک زیرتوفان ایجاد می کند که در نهایت منجر به نورهای قطبی می شود." رصدهای تمیس نشان می دهد که یک زیرتوفان در منطقه ای از فضا به فاصله تقریبا یک سوم مسافت زمین از ماه روی می دهد و یک الگوی مشخص را دنبال می کند.

این الگو حاوی یک دوره بازاتصال، و بعد روشنایی سریع نورها و گسترش سریع این نورها به سوی قطب هاست. این فرآیند در توزیع مجدد جریان های الکتریکی که در اطراف زمین در فضا جریان می یابند به اوج می رسد. درک زیرتوفان ها مهم است چون این پدیده می تواند ذرات پرانرژی زیانبار را به زمین نزدیک کند، جایی که فضانوردان و ماهواره ها قرار دارند. جریان های عظیم همچنین می تواند وارد اتمسفر شده و خطوط برق و سیستم های ارتباطی را مختل کند.دانشمندان مایل هستند امکان پیش بینی مشکلات احتمالی این پدیده را داشته باشند.

 منبع :BBC