تکامل در مصالحه
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

درست مانند قهوه و خامه یا «بانی» و «کلاید»، جزایر و تکامل هم دو کلمه ای هستند که معمولاً همراه یکدیگر می آیند. به راستی جزایر گالاپاگوس و سهره های معروفش بازیگران کلیدی نظریه تکامل داروین هستند. علاوه براین، به رغم ارتباط طولانی مدت میان جزایر و نظریه تکاملی، دانشمندان تا این اواخر به نقشی که جزایر می توانند در تکامل بازی کنند، پی نبرده بودند. بر اساس تجزیه و تحلیل ویژگی های فیزیکی و تراکم گونه ها دانشمندان تا مدت ها تصور می کردند که گیاهان و جانوران طی یک مسیر یک طرفه از قاره ها به جزایر مهاجرت کرده و در آنجا تبدیل به یک گونه جدید می شوند. طبق این نظریه که به «سکوی پرتاب» معروف است، پس از آنکه گونه های جدید برای زندگی در جزایر سازگاری های لازم را یافتند دیگر قادر به بازگشت به سرزمین اصلی و ساکن شدن در آن نیستند. چرا که این گونه های جدید فاقد صلاحیت لازم برای برخورد با اکوسیستم های ناآشنا و فشارهای وارده از طرف شکارگران سرزمین اصلی خود هستند. بنابراین به رغم اینکه جزایر باعث تشکیل یک گونه جدید می شدند اما به نوعی یک بن بست تکاملی در نظر گرفته می شدند.
جزایر جایگاه ویژه ای در قلب زیست شناسان تکاملی دارند. هنگامی که «چارلز داروین» در سال ۱۸۳۵ از جزایر گالاپاگوس دیدن کرد، از دیدن تنوع خیره کننده پرندگان آنجا بسیار حیرت زده شد. همین تنوع سرمنشاء ارائه نظریه مخصوص تکامل داروین بر اساس انتخاب طبیعی شد.در آغاز اواسط قرن اخیر، پرنده شناس معروف «ارنست مایر» اساس فهم امروزی ما از روشی که طی آن یک گونه جدید تکامل می یابد را بنیان نهاد، بدین ترتیب که یک گونه جدید زمانی شکل می گیرد که جمعیت های آن در نتیجه موانع جغرافیایی از یکدیگر جدا شوند.«مایر» نظریه خود را بر اساس مطالعاتی که بر روی پرندگان جزایر اقیانوس آرام صورت داده بود، ارائه کرد.

تا به امروز جزایر به عنوان بن بست های تکاملی در نظر گرفته می شدند. پس از آنکه جانوران و گیاهان از سرزمین های اصلی به جزایر مهاجرت می کنند برای زندگی در جزایر بسیار تخصصی شده و دیگر نمی توانند جزایر را ترک کنند. آنها نهایتاً منقرض شده و جای آنها را ساکنین جدیدی که از سرزمین های اصلی به جزایر مهاجرت می کنند، می گیرند.

«کریستوفر فیلاردی» زیست شناس موزه تاریخ طبیعی آمریکا می گوید: «آنها همانند زلم زیمبوهای گذشته تکاملی هستند.» اما دکتر «فیلاردی» و «رابرت مایل» محقق دیگر موزه تاریخ طبیعی آمریکا شواهدی یافته اند که نشان می دهد جزایر می توانند به جای اینکه نقش بن بست تکاملی را بازی کنند به عنوان موتورهای تکامل فعالیت کنند. جانوران می توانند از جزیره ای به جزیره دیگر گسترش یابند، به گونه دیگری تبدیل شوند و حتی به سرزمین اصلی خود بازگردند و در آنجا تولیدمثل کرده و ساکن آنجا شوند. این نتایج پیشنهاد می کند که حفظ تنوع زیستی در جزایر برای تکامل یک گونه جدید در آینده ضروری و حیاتی است.

دکتر «فیلاردی» با مطالعه گروهی از پرندگان جزایر اقیانوس آرام، موسوم به مرغ مگس مونارک، که در میان پرندگانی که «مایر» ۸۰ سال قبل مورد بررسی قرار داد نیز دیده می شوند، به این کشف مهم دست یافت. دکتر «مایر» در ۸۰ سال قبل تنها آناتومی و رنگ مرغان مگس مونارک را با یکدیگر مورد مقایسه قرار داد. اما دکتر «فیلاردی» علاوه بر بررسی ویژگی های ظاهری آنها DNA آنها را هم مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. دکتر «فیلاردی» برای انجام این آزمایش به جزایر دورافتاده و پرت رفته و اقدام به جمع آوری نمونه از این جزایر کرد در حالی که در همان زمان دکتر «مایل» به موزه رفته و از مرغ های مگس سال ۱۸۰۰ که در موزه نگهداری می شدند، نمونه برداری کرد. دانشمندان پس از بررسی های بسیار ۱۳ گونه یافتند که بین ۲ تا ۶/۵ میلیون سال قبل دارای یک جد مشترک در استرالیا یا گینه نو بوده اند. اخلاف آن پرنده هزاران مایل پرواز کرده و تا جزایر دوردستی همچون فیجی و هاوایی گسترش یافته بودند. گونه جدیدی که بدین شکل تکامل می یابد مطمئناً متحمل تغییرات شدیدی در مدت زمان کوتاهی می شود. در یک دودمان، مرغان مگس مونارک طی کمتر از یک میلیون سال اندازه بدنشان را سه برابر بزرگ تر کردند. به گفته دکتر «فیلاردی»: «این ویژگی به راستی که سریع صورت گرفته است.» این موج تکاملی هنگامی که مرغان مگس مونارک از جزایر سالامون به استرالیا و گینه نو رفته و در آنجا ساکن شدند به جایگاه اصلی خود بازگشت.
دکتر «فیلاردی» و دکتر «مایل» نتایج تحقیقات خود را در شماره نوامبر مجله نیچر به چاپ رساندند.

به گفته دکتر «جان فجلدسا» پرنده شناس دانشگاه کپنهاگ «جنبه های بسیاری از تکامل پرندگان جزایر می بایست که از نو نوشته شوند.» بررسی های دیگری که صورت گرفته اند نشان می دهد که جزایر ممکن است موتورهای تکاملی تعداد زیادی از جانوران دیگر و شاید حتی گیاهان نیز باشند. در شماره ژوئن مجله «بیوجئوگرافی» به عنوان مثال، «کریستن نیکلسون» از دانشگاه واشینگتن و هم گروهی هایش مقاله ای در خصوص مطالعات صورت گرفته بر روی سمندرهایی که در آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی می کنند، چاپ کردند. این گروه نشان دادند که ۱۲۳ گونه ساکن این نواحی اخلاف جدی هستند که در «وست ایندیز» زندگی می کرده است. به گفته دکتر «فیلاردی»: «من فکر می کنم که در ۱۰ سال آینده موارد بیشتری از این دست خواهیم دید.»

مرغان مگس مونارک امروزی و دیگر گونه های پرنده ای که در جزایر زندگی می کنند را خطرات جدی همچون از بین رفتن زیستگاه، رات ها و دیگر جانورانی که توسط انسان به جزایر آورده شده اند، تهدید می کنند. گرمایش جهانی و به تبع آن بالا آمدن سطح آب دریاها می تواند به طور همزمان چندین جزیره را با هم از میان بردارد.

دکتر «فیلاردی» معتقد است که یافته های جدید به دست آمده بیش از هر چیز ضرورت حفاظت از تنوع زیستی جزایر را بر همگان آشکار می کند چرا که جزایر ممکن است منبع مهمی از تنوع زیستی جدید باشند. به گفته دکتر «فیلاردی»: «بسیار مهم است که زمین بتواند خودش را در آینده دوباره شکوفا و نو کند و در این بین نقش جزایر در کمک به شکوفایی زمین از آنچه که تصور می کنیم هم مهم تر و اساسی تر خواهد بود.»

منبع:

NewYorkTimes.com,Vov.۲۰۰۵
کارل زیمر
ترجمه: زینب همتی
روزنامه شرق


ادامه مطلب را مطالعه کنید