کشف محل مناسب زندگی روی مریخ
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : حسین

منطقه نیلی پاترا آخرین مکان در سیاره مریخ است که احتمالا پس از تغییرات جهانی آب و هوا در آن حیات وجود داشته است.
محققان دانشگاه های براون و نوتردام و آزمایشگاه فیزیک دانشگاه جان هاپکینز با بررسی تصاویر به دست آمده از ماهواره مارس رکانیسنس اوربیتر متوجه شده اند روی دامنه آتشفشان سه میلیارد و 500 هزار ساله تخریب شده و مناطق اطراف آن نشانه هایی دال بر وجود آب و گرما دیده می شود و درصورتی که زمانی در این سیاره حیات وجود داشته این بخش مناسب ترین منطقه برای زندگی به شمار می رفته است.

به گفته دانشمندان نمونه هایی از خاک مشابه این منطقه پیش از این هم توسط سفینه های کاوشگر مریخ به دست آمده بود ولی محققان دلایل کافی برای رسیدن به چنین نتیجه ای نداشته اند.

منبع : شبکه خبر و سایت فیزیک هوپا


 
عکسی از تابستان در سیاره سرخ
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸ : توسط : حسین

شاید فکر کنید نمایی از بیابان‌های زمین را می‌بینید که درختچه‌ها در سراسر آن پراکنده است، یا حتی نمایی بزرگ‌شده از صورت مردی که به خوبی اصلاح نکرده است؛ اما این منظره عجیب، تابستان در سیاره مریخ است. با فرارسیدن تابستان در سیاره سرخ، چهره عجیبی بر سطح زنگ‌زده آن آشکار شده است. افزایش دما سبب می‌شود یخ خشک (دی‌اکسید کربن یخ‌زده) آرام آرام تصعید شود و با اختلال در ساختار مکانیکی توده‌های شن، موجب سقوط آنها شود و بهمنی از آنها (البته در مقیاسی کوچک) به راه بیفتد. برخورد این بهمن‌های شنی با دی‌اکسیدکربن تصعید شده، این الگوهای تیره‌رنگ را ایجاد کرده است.

منبع: سایت فیزیک هوپا


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
امکان حیات در مریخ وجود دارد
ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

تاکنون ماموریت های گوناگونی  برای تست لایه های سطحی مریخ ، با امید به وجود حیات در خاک مریخ و یا فراهم آوردن شرایطی برای حیات درآن به این سیاره فرستاده شده است. این سوال که آیا زندگی در فرم باکتری ها (و یا حتی اشکال عجیب و غریب و ناشناخته تر) در مریخ وجود دارد و یا خیر به شدت مورد بحث بوده و هنوز به جواب قطعی بله یا خیر نیازمند است!

آزمایشات انجام شده در زمین که بر مبنای شبیه سازی شرایط مریخ و اثرات آن بر باکتری های زمینی می باشد، نشان داده است که حیات برای گونه های خاصی از باکتری ها در مریخ کاملاً امکان پذیر بوده و آنها قادر می باشند تا در محیط خشن و شرایط سخت مریخ به حیات خود ادامه دهند.

تیمی به رهبری جوزپه گالتا از گروه ستاره شناسی دانشگاه پادووا ، شرایط فعلی مریخ را شبیه سازی نموده و پس از آن چندین نمونه از باکتری های گوناگون را در این شبیه سازی قرارداده تا حیات آنها را مورد برسی قرار دهند.

شبیه ساز که (Laboratorio Italiano Simulazione Ambienti)  LISA نامیده شده است ، شرایطی معادل به مریخ با درجه حرارت بین 23 تا منفی 80 درجه سانتی گراد و اتمسفری با 95% CO2 و فشار بسیار پایین 6-9 میلی بار و تابش بسیار قوی اشعه ماورا بنفش را ایجاد نمود.

 نتایج بسیار شگفت انگیز بدست آمده نشان داد که گونه هایی از باکتری ها حتی تا 28 ساعت قادر به ادامه حیات در این شرایط هستند ،  و این در حالیست که هیچ نقطه ای در زمین دارای چنین شرایط محیطی و جوی با چنین حد بالایی از تابش اشعه ماورائ بنفش نیست.

 با توجه به تمام این داده ها و همچنین داده های بدست آمده از مرخ نورد فونیکس در سال گذشته، بخصوص کشف پرکلراتها، ادامه جستجو برای حیات در مریخ هنوز امری لازم و مثبت به نظر می رسد.

اگرچه این کشف تایید قطعی بر زندگی در مریخ و وجود حیات در آن نیست، با این حال نشان می دهد که حتی اگر در ظاهر سیاره ای دارای شرایط بسیار سخت و نامناسب برای زندگی است، با این حال امید برای وجود حیات در آن وجود دارد.

منبع : سایت نجوم ایران

ترجمه مهدی خسروی از سایت رسمی ناسا


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مریخ را به صورت زنده مشاهده کنید !
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸۸ : توسط : حسین

شرکت گوگل برای افزایش محبوبیت نرم افزار گول ارث در میان دوستداران نجوم، تغییرات عمده ای را در بخش مریخ این برنامه به وجود آورده که مهم ترین آن پخش تصاویر زنده از مریخ است.

در این بخش که "پخش زنده از مریخ" نام دارد، کاربران می توانند تصاویری جدید و با کیفیت بسیار بالا را که ناسا تنها چند ساعت پیش از آن از ماهواره ها دریافت کرده است، مشاهده کنند.

این تصاویر توسط دوربین های تمیس (THEMIS)، مستقر بر فضاپیمای اودیسه و هایریس (HiRISE) مستقر بر مدارگرد اکتشافی مریخ (MRO) تهیه می شوند. شما می توانید جزو نخستین افرادی باشید که به عکس هایی که تنها چند روز یا حتی چند ساعت پیش گرفته شده اند بنگرید. همچنین می توانید مسیر مدار ماهواره ها را بصورت زنده تماشا کرده و بررسی کنید که تصویر بعدی از کدام منطقه گرفته خواهد شد.

در بخش "نقشه های قدیمی" کاربران می توانند با سفر در زمان، به عقب بازگشته و سیارۀ سرخ را (به کمک نقشه های قدیمی کشف شده) از دید پیشگامان علوم مریخی نظیر جیووانی شپارلی، پرسیوال لاول و دیگران مشاهده کنند.

Image

 

چطور از این امکانات استفاده کنیم؟

Image

ابتدا گوگل ارث را باز کنید و با انتخاب گزینۀ Mars از نوار ابزار، به نمایی سه بعدی از سیارۀ سرخ پرواز خواهید کرد، سپس لایه های اطللاعاتی، تصاویر و عوارض سطحی پدیدار می شوند. ابزار هایی که در گوگل ارث برای پیمایش و اکتشاف زمین داشتیم به همان شکل وجود دارند، با کلیک موس خود می توانید زاویۀ دوربین یا چرخش کل سیاره را تغییر دهید.

Image

آن چنان که در نسخۀ اصلی گوگل ارث داریم، کاربران می توانند مقالاتی در مورد بزرگترین درۀ منظومۀ شمسی به نام "والز مارینریز"، بلندترین آتشفشان آن "قله الیمپوس"، عارضه ی عجیب "چهره مریخی" و بسیاری از مکان های دیگر را بخوانند. همچنین می توانید مسیر مریخ پیماها را دنبال و  چشم اندازهای با کیفیتی از سطح مریخ را مشاهده کنند.

ماهنامه نجوم - فاطمه همتیان


 
کشف متان نشان می‏ دهد مریخ یک سیاره مرده نیست
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧ : توسط : حسین

تیمی از پژوهشگران دانشگاهی و دانشمندان ناسا برای اولین بار شواهدی قطعی دال بر وجود متان در جو مریخ به دست آورده ‏اند. این دستاورد نشان می ‏دهد که مریخ یا از نظر زمین‏ شناختی یا از نظر زیستی فعال است.

این دستاورد پس از مطالعه چندین ساله جو مریخ به کمک تلسکوپ فروسرخ ناسا و رصدخانه کک (Keck)، هر دو در کوه‏ های موناکی هاوایی، حاصل شده است. این تیم پژوهشی با استفاده از طیف ‏نما امواج دریافتی از مریخ را به خطوط طیفی‏ اش تجزیه کردند، درست مشابه کاری که منشور با نور معمولی می ‏کند و آن را به رنگ‏ های سازنده‏ اش تجزیه می‏ نماید. پس از بررسی خروجی طیف‏ نما و مشاهده خطوط جذبی، پژوهشگران با اطمینان از وجود متان در جو مریخ خبر دادند. Image

«مایکل ماما»(Michael Mumma)، از مرکز پروازهای فضایی گودارد ناسا، این‏ طور توضیح می‏ دهد:"متان در جو مریخ به شکل ­های مختلفی سریعا از بین می‏ رود. بنابراین کشف مقادیر قابل توجهی متان در نیمکره شمالی مریخ در سال 2003 حاکی از ساز‏ و ‏کاری است که باعث تولید و آزاد شدن متان می‏ شود. در اواسط تابستان میزان آزاد شدن متان در نیمکره شمالی مریخ قابل مقایسه با مقدار مشابه در حوالی یکی از چاه‏ های نفت طبیعی در کالیفرنیا است."

متان اصلی‏ ترین جزء تشکیل دهنده گاز طبیعی در زمین است. زیست-منجمان (منجمانی که به مطالعه حیات در اجرام سماوی می­ پردازند) به خصوص به این موضوع علاقه‏ مندند، چرا که عمده متان تولید شده در زمین از فعالیت‏ های گوارشی موجودات زنده ناشی می‏شود. البته دیگر پدیده ‏‏های زمین‏ شناختی نظیر زنگ زدن آهن، نیز متان آزاد می‏ کنند.

        Image

ماما می‏ گوید:"در حال حاضر ما اطلاعات کافی نداریم که مشخص کنیم آیا فعالیت ‏های زیستی باعث تولید متان در مریخ می‏ شوند یا ساز‏ و کا‏ر‏های زمین‏ شناختی و یا هر دو. ولی در هر حال وجود متان به ما می‏ گوید که این سیاره هنوز زنده است، حداقل از منظر زمین‏ شناختی."

در صورتی که موجودات میکروسکوپی در مریخ تولید متان نمایند، می‏ بایست در اعماق زیاد زیر سطح مریخ مشغول به انجام این کار باشند، جایی که به قدر کافی گرم باشد تا آب به صورت مایع یافت شود. چرا که آب مایع برای همه انواع حیات ضروری است، همان‏طور که منابع انرژی و ذخیره کربن ضروری هستند.

بنا به گفته ‏های ماما، موجودات میکروسکوپی روی زمین بین 2 تا 3 کیلومتر زیر سطح یک آبگیر در آفریقای جنوبی به نام Witwatersrand زندگی می ‏کنند، جایی که فعالیت‏ های رادیواکتیو به صورت طبیعی باعث تجزیه مولکول‏ های آب به مولکول‏ های هیدروژن و اکسیژن می ‏شود. این موجودات از هیدروژن به عنوان منبع انرژی استفاده می‏ کنند.

این احتمال وجود دارد که موجودات مشابه توانسته باشند میلیاردها سال زیر لایه‏ ی همیشه یخ‏ بسته سطح مریخ دوام آورند. چرا که زیر این لایه آب به صورت مایع است. علاوه بر آن تشعشعات به عنوان منبع انرژی عمل می ‏کنند و دی ‏اکسید کربن کربن لازم را تامین می ‏نماید. گازهای متمرکز در این نواحی زیرزمینی، نظیر متان، ممکن است به دلیل ایجاد یک سوراخ یا نشتی در سطح سیاره به هنگام فصول گرم سال آزاد شوند و باعث ارتباط نواحی عمیق زیر زمینی با جو در محل دهانه ‏های آتشفشانی یا دره‏ ها گردند.»

ممکن است یک ساز و کار زمین‏شناختی باعث تولید متان در مریخ باشد، چه اکنون و چه میلیون‏ها سال پیش. روی زمین، تبدیل زنگ آهن به کانی­ های گروه سرپنتین (هیدرو سیلیکات منیزیم) منجر به تولید متان می ‏شود. در مریخ نیز همین روند ممکن است به کمک آب، دی‏ اکسید کربن و گرمای داخلی سیاره طی شود. هر چند شواهدی دال بر وجود فعالیت‏ های آشتفشانی در مریخ وجود ندارد، ولی متان محبوس شده در غارهای یخی ممکن است در زمان فعلی آزاد شوند.

                             Image 

یکی دیگر از محققان می‏ گوید: "ما ابرهای متعددی از گاز متان را روی مریخ کشف و نشانه ‏گذاری کردیم. در یکی از این ابرها 19000 تن متان وجود داشت. این ابرها همه در فصول گرم سال آزاد شده بودند، چرا که احتمالا با تبخیر یخ ‏های سطحی، منفذهایی در سطح ایجاد شده ‏اند که متان محبوس از طریق آن‏ها اجازه فرار یافته است." به گفته پژوهشگران، متان بر فراز مناطقی از مریخ دیده شده ‏اند که در آن‏ها شواهدی مبنی بر وجود توده ‏های یخ‏ یا جریان آب در زمان‏ های دور یافت شده است.

یک روش برای پاسخ به این سوال که آیا موجودات زنده تولید‏کننده‏ های متان در مریخ هستند، اندازه‏ گیری نسبت ایزوتوپ‏ هاست. خواص شیمیایی ایزوتوپ‏ های یک عنصر تا حدی با خود عنصر تفاوت دارد و موجودات زنده ایزوتوپ‏ های سبک‏تر را ترجیح می‏ دهند. اگر حیات باعث تولید متان در مریخ باشد، آب و متان آزاد شده در این سیاره می‏ بایست نسبت ایزوتوپ‏ های مشخصی را برای کربن و هیدروژن از خود نشان دهند. این وظیفه ماموریت‏ های آینده فضایی در مریخ خواهد بود که پرده از معمای منشا تولید متان در مریخ بردارند.

منبع: سایت فیزیک هوپا


 
Mars Phoenix Lander Finishes Successful Work on Red Planet
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

WASHINGTON -- NASA's Phoenix Mars Lander has ceased communications after operating for more than five months. As anticipated, seasonal decline in sunshine at the robot's arctic landing site is not providing enough sunlight for the solar arrays to collect the power necessary to charge batteries that operate the lander's instruments.

Mission engineers last received a signal from the lander on Nov. 2. Phoenix, in addition to shorter daylight, has encountered a dustier sky, more clouds and colder temperatures as the northern Mars summer approaches autumn. The mission exceeded its planned operational life of three months to conduct and return science data.

The project team will be listening carefully during the next few weeks to hear if Phoenix revives and phones home. However, engineers now believe that is unlikely because of the worsening weather conditions on Mars. While the spacecraft's work has ended, the analysis of data from the instruments is in its earliest stages.

"Phoenix has given us some surprises, and I'm confident we will be pulling more gems from this trove of data for years to come," said Phoenix Principal Investigator Peter Smith of the University of Arizona in Tucson.

Launched Aug. 4, 2007, Phoenix landed May 25, 2008, farther north than any previous spacecraft to land on the Martian surface. The lander dug, scooped, baked, sniffed and tasted the Red Planet's soil. Among early results, it verified the presence of water-ice in the Martian subsurface, which NASA's Mars Odyssey orbiter first detected remotely in 2002. Phoenix's cameras also returned more than 25,000 pictures from sweeping vistas to near the atomic level using the first atomic force microscope ever used outside Earth.

"Phoenix not only met the tremendous challenge of landing safely, it accomplished scientific investigations on 149 of its 152 Martian days as a result of dedicated work by a talented team," said Phoenix Project Manager Barry Goldstein at NASA's Jet Propulsion Laboratory in Pasadena, Calif.

Phoenix's preliminary science accomplishments advance the goal of studying whether the Martian arctic environment has ever been favorable for microbes. Additional findings include documenting a mildly alkaline soil environment unlike any found by earlier Mars missions; finding small concentrations of salts that could be nutrients for life; discovering perchlorate salt, which has implications for ice and soil properties; and finding calcium carbonate, a marker of effects of liquid water.

Phoenix findings also support the goal of learning the history of water on Mars. These findings include excavating soil above the ice table, revealing at least two distinct types of ice deposits; observing snow descending from clouds; providing a mission-long weather record, with data on temperature, pressure, humidity and wind; observations of haze, clouds, frost and whirlwinds; and coordinating with NASA's Mars Reconnaissance Orbiter to perform simultaneous ground and orbital observations of Martian weather.

"Phoenix provided an important step to spur the hope that we can show Mars was once habitable and possibly supported life," said Doug McCuistion, director of the Mars Exploration Program at NASA Headquarters in Washington. "Phoenix was supported by orbiting NASA spacecraft providing communications relay while producing their own fascinating science. With the upcoming launch of the Mars Science Laboratory, the Mars Program never sleeps."

The University of Arizona leads the Phoenix mission with project management at JPL and development partnership at Lockheed Martin Corporation in Denver. International contributions came from the Canadian Space Agency; the University of Neuchatel, Switzerland; the universities of Copenhagen and Aarhus in Denmark; the Max Planck Institute in Germany; the Finnish Meteorological Institute; and Imperial College of London.

For additional information about Phoenix mission findings, visit:

http://www.nasa.gov/phoenix


 
مسافرت در کهکشانها از مسیر فضای فوق فضا!
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

موسسه آمریکایی هوانوردی و فضانوردی هر سال به بهترین مقالاتی که در کنفرانس سالانه این موسسه برگزار شود جوایزی اعطا می‌کند.

جایزه سال ۲۰۰۵در گروه پروازهای فضایی با استفاده از سوختهای هسته‌ای و مسافرتهای فضایی آینده به مقاله‌ای تعلق گرفت که خواستار انجام آزمونهای تجربی بر روی یک نوع موتور شگفت‌انگیر جدید شده است.

بر طبق این مقاله موتور جدید قادر است سفینه فضایی را از مسیر یک بعد تازه فضایی با سرعتی حیرت انگیز انتقال دهد. سفینه مجهز به این موتور می‌تواند زمین را ظهر ترک کند و برای شام در کره ماه باشد. تنها یک نکته ضعف در مورد این مقاله وجود دارد و آن اینکه از فیزیکی استفاده می‌کند که هنوز بخوبی شناخته نشده است.

سوال این است که آیا ایده مطرح شده در این مقاله کارایی دارد یا نه؟ به نوشته هفته‌نامه "نیو ساینتیست"، موسسه هوانوردی و فضانوردی آمریکا American Institute of Aeronautics and Astronauticsاز این مقاله استقبال کرده و ارتش آمریکا نیز توجهش به این نوع موتورهای فضایی جلب شد، یک محقق موتورهای سفینه‌های فضایی در وزارت انرژی آمریکا که در آزمایشگاه ملی ساندینا تحقیق می‌کند اعلام کرده که آماده است این ایده را مورد آزمایش قرار دهد.

علیرغم آنکه بسیاری از فیزیکدانان از نظریه‌ای که این ایده به آن متکی است چیزی سر در نمی‌آورند، اما پاولوس میکلیدیس مهندس هوافضایی که در دانشگاه ایالتی آریزونا تحقیق می‌کند و داور مقاله برنده بوده، تاکید دارد که به قضاوت خود در خصوص این مقاله پای بند است.

به گفته او هرچند ایده‌هایی شبیه به ایده این مقاله در گذشته نیز مطرح شده اما موضوع مورد بحث این مقاله کاملا بی‌نظیر است.

اگر ایده این مقاله مورد ازمایش قرار گیرد شیوه‌های تازه‌ای از نحوه تعامل میان نیروهای طبیعت را آشکار می‌سازد که بکلی آینده مسافرتهای فضایی را دستخوش تغییر خواهد ساخت.

با این شیوه سفر به مریخ دیگر شش ماه به طول نمی‌انجامد بلکه رفت و برگشت به سیاره سرخ تنها به پنج ساعت زمان نیاز دارد. به این ترتیب همه نگرانیهای کنونی در این خصوص که طول اقامت فضانوردان در فضا موجب تحلیل رفتن عضلات و ماهیچه‌های آنان و یا اسیب دیدن مولکول دی ان آ در سلولهای بدنشان به واسطه برخورد پرتوهای کیهانی می‌شود، بکلی برطرف خواهد شد.

از همه مهمتر اینکه این دستگاه جدید سفر به ستارگان را نیز برای نخستین بار به امر عملی بدل می‌سازد. اما سوال این است که آیا حرکت در فضای فوق فضا به شیوه هایپر درایو hyperdriveامکانپذیر است یا نه؟ برای پاسخ دادن به این پرسش باید با اندیشه‌های یک فیزیکدان گمنام به نام بورکهارد هایم Burkhard Heimآشنا شد. هایم در دهه ۱۹۵۰در مسیر تلاش برای حل تعارض میان مکانیک کوانتومی و نظریه نسبیت عام، شروع به بررسی ایده موتورهای پیشبرنده به شیوه هایپر درایو کرد.

مکانیک کوانتوم رفتار ذرات در جهان بسیار ریز را توضیح می‌دهد در حالیکه نسبیت عمدتا با نیروی جاذبه اجرام بزرگ کیهانی سروکار دارد. این دو نظریه هر یک در حوزه خود یعنی جهان صغیر و جهان کبیر بسیار موفقند.

اما تعارض میان آندو زمانی مطرح می‌شود که دانشمندان می‌کوشند تا بافتار خود فضا را مورد بررسی قرار دهند. بر حسب نظریه نسبیت پیوستار زمان-مکان یک بافتار فعال و قابل انعطاف است که دارای چهار بعد است. سه بعد مکان و یک بعد زمان.

این بافتار هرگاه جرم سنگینی در آن قرار داده شود نظیر یک صفحه لاستیکی که وزنه سنگینی روی آن قرار داده شود دچار انحنا می‌گردد و ابعاد چهار گانه‌اش اعوجاج پیدا می‌کند.

اما نظریه مکانیک کوانتومی از سوی دیگر فضا را به صورت یک هستار ثابت که دارای موقعیتی انفعالی در نظر می‌گیرد. بر طبق نظریه کوانتومی خود فضا نیز به نحوی ساخته شده از اجزا غیر پیوسته کوانتومی است .

هایم در دهه ۱۹۵۰اقدام به بازنویسی معادلات نسبیت در درون یک چارچوب کوانتومی کرد. او از ایده اینشتین در این خصوص که نیروی جاذبه از ابعاد چهارگانه فضا به وجود می‌آید استفاده کرد. اینشتین می‌گفت آنچه که نیروی جاذبه نامیده می‌شود در واقع عبارت است از انحنای فضا تحت تاثیر یک جرم معین.

اما هایم به این ایده این نکته را اضافه کرد که همه نیروهای بنیادین طبیعت از جمله نیروی الکترومغناطیس نیز مانند نیروی جاذبه از ابعاد فضا به وجود می‌آیند، هرچند که این ابعاد بالاتر از چهار بعد متعارف هستند. او در ابتدا چهار بعد اضافی برای کیهان در نظر گرفت اما بعد دو بعد را کنار گذارد و تعداد ابعاد کیهان را شش تا به حساب آورد.

در این جهان شش بعدی هایم دو نیروی جاذبه و الکترو مغناطیس به یکدیگر پیوسته و کوپله شده هستند. ما حتی در کیهانی که با آن آشنا هستیم نیز می‌توانیم نوعی ارتباط میان این دو نیرو پیدا کنیم.

این ارتباط را می‌توان در رفتار ذرات بنیادین نظیر الکترون مشاهده کرد.

یک الکترون هم جرم دارد و هم بار الکتریکی. زمانی که الکترون تحت تاثیر میدان جاذبه قرار گیرد بار الکتریکی آن در اثر به حرکت در آمدن یک میدان مغناطیسی بوجود می‌آورد و از ترکیب دو میدان الکتریکی و مغناطیسی نیروی الکترومغناطیس تولید می‌شود.

بر عکس اگر از نیروی الکترومغناطیس برای به حرکت در آوردن الکترون استفاده کنیم در آن صورت میدان جاذبه‌ای که همراه آن است نیز به حرکت در می‌آید.

در جهان چهار بعدی نمی‌توان با تغییر میدان الکترومغناطیس شدت میدان جاذبه را تغییر داد اما در کیهان شش بعدی هایم این محدودین برطرف می‌شود.

هایم مدعی شد که این امکان وجود دارد که انرژی الکترومغناطیس را به انرژی جاذبه تبدیل کرد و بالعکس و گمانزنی کرد که یک میدان مغناطیسی گردنده می‌تواند تاثیر میدان جاذبه را بر روی یک سفینه فضایی آنقدر کاهش دهد که سفینه بتواند از زمین به هوا بلند شود.

زمانی که هایم در سال ۱۹۵۷ایده خود را مطرح ساخت با استقبال زیاد روبرو شد. ورنر فن براون مهندس آلمانی مسوول ساخت موشکهای یو ۲در آلمان نازی که بعد از جنگ به آمریکا رفت و موشکهای ساترن را برای ناسا طراحی و تکمیل کرد و با استفاده از آن موفق شد انسان را بر سطح کره ماه فرود آورد از هایم سوال کرد که آیا با توجه به ایده او، موشک پر هزینه ساترن ارزش ساخت دارد یا نه؟
در نامه‌ای که پاسکال جوردن فیزیکدان برجسته آلمانی و متخصص فیزیک نسبیت و همکار نزدیک فیزیکدانان سرشناسی مانند "ماکس بورن" و " ورنر هایزنبرگ" در سال ۱۹۶۴برای هایم نوشت به او گفت که ایده‌اش آن اندازه حائز اهمیت است که آزمون موفق تجربی آن می‌تواند بدون تردید جایزه نوبل را برای وی به ارمغان آورد.

خود جوردن در آن هنگام عضو کمیته‌ای بود که برندگان جوایز نوبل را تعیین می‌کرد.

اما همه این توجهات صرفا منجر به آن شد که هایم خود را از نظار عمومی کنار بکشد. یک علت این امر ان بود که وی از معلولیت شدید بدنی ناشی از یک انفجار شدید در دوران نوجوانی رنج می‌برد. اما هایم در عین حال اکراه داشت که نظریه خود را بدون یک محک تجربی محکم ارائه کند.

او هیچگاه زبان انگلیسی را فرانگرفت زیرا نمی‌خواست کارهای علمیش به زبانهای دیگر عرضه شود. در نتیجه این امر تنها شمار اندکی از افراد از تحقیقات او مطلع بودند و هیچ یک از آنان نیز اقدامی برای تامین بودجه لازم برای انجام تحقیقات او صورت ندادند.

در سال ۱۹۵۸یک شرکت هوافضای آلمانی به بولکو بودجه اندکی در اختیار هایم قرار داد اما این پول برای انجام آزمون تجربی کفایت نمی‌کرد.

در دورانی که هایم منتظر تهیه پول لازم بود مدیر شرکت بولکو یعنی لودویگ بولکو Ludwig Bن lkowاو را تشویق کرد که کار روی نظریه‌اش را ادامه دهد. هایم این توصیه را به کار بست و یکی از نتایجی که به دست آورد اثبات قضیه‌ای بود که منجر به رشته از فرمولها برای محاسبه جرم ذرات بنیادین شد. نکته جالب آنکه نظریه‌های متعارف مربوط به ذرات بنیادین نتوانسته بودند چنین فرمولی را پیدا کنند و در تعیین جرم ذرات با مشکل روبرو بودند.

هایم دیدگاه کلی خود را در سال ۱۹۷۷در نشریه علمی موسسه ماکس پلانک به چاپ رساند و این تنها مقاله داوری شده وی است که انتشار یافته. در این مقاله او با زبانی غامض و پیچیده که تعداد فیزیکدانانی که می‌توانند ادعا کنند آن را فهمیده‌اند زیاد نیست، راهی برای محاسبه جرم ذرات بنیادین با استفاده از مشخصه‌هایی مانند بار اکتریکی و اندازه حرکت زاویه‌ای آنها پیشنهاد کرده است.

اما علیرغم زبان دشوار این مقاله، قضیه‌ای که هایم اثبات کرده بود با موفقیت فراوان همراه شد. مدل استاندارد مربوط به ذرات بنیادین که کم و بیش در میان همه فیزیکدانان به عنوان بهترین مدل در مورد ذرات بنیادین پذیرفته شده است، نمی‌تواند جرم این قبیل ذرات را پیش بینی کند.

حتی شیوه‌های پذیرفته شده تخمین زدن جرم این ذرات به صورت نظری، که از آن با نام "کوانتوم شبکه‌ای کرومودینامیک " quantum chromodynamics latticeیاد می‌شود تنها می‌تواند عددی برای جرم ذرات بنیادین بدست آورد که مقدارش بین یک تا ۱۰درصد مقداری است که در تجربه به دست می‌آید.

اما در سال ۱۹۸۲زمانی که محققان آلمانی در مرکز الکترون سینکروترون در هامبورگ از قضیه هایم برای پیش بینی جرم ذرات بنیادین استفاده کردند جوابی که کامپیوتر ارائه داد با دقت زیاد معادل جوابی بود که از آزمایش به دست آمده بود.

تنها عاملی که اندکی دقت پیش بینی را کم می‌کرد کمیات مربوط به ثابتهای بنیادین کیهان بود که مقادیر دقیق آن در دسترس فیزیکدانان قرار نداشت. دو سال بعد از مرگ هایم در سال ۲۰۰۱زمانی که همکار دیرینه او با استفاده از کمیتهایی دقیق‌تر مجددا جرم ذرات بنیادین را محاسبه کرد، نتایج بدست آمده با دقت بیشتری با نتایج تجربی تطابق داشت.

اما هایم پس از انتشار فرمول خود دیگر به موضوع فضای فوق فضا hyperspaceو استفاده از نیروی پیشران در این فضا نپرداخت و تحقیق در مورد آن را پیگیری نکرد.

در عوض در پاسخ به درخواستها درباره اطلاعات بیشتر درباره نظریه‌اش در خصوص تعیین جرم ذرات او وقت خود را صرف تالیف سه کتاب به المانی کرد که در آن به تفصیل جزییات نظریه خود را توضیح داد.

تنها در سال ۱۹۸۰و هنگامی که کتابهای او نظر یک مسوول بازنشسته اداره ثبت اختراعات را در اتریش به خود جلب کرد ایده استفاده از نیروی پیشران در فضای فوق فضا در حیطه عمومی مطرح شد.

"والتر دروشر" بازنشسته، با نگاهی دوباره به ایده‌های هایم روایت بسط یافته‌ای از نظریه او را در مورد فضاهای شش گانه مطرح و دو بعدی را که هایم کنار گذارده بود نیز مجددا احیا کرد نتیجه این اقدام یک نظریه جدید موسوم به "فضای هایم- دروشر " scher space Heim-Drبود که توصیفی ریاضی از یک کیهان هشت بعدی به شمار می‌رفت.

دروشر مدعی است که از این مدل می‌توان نیروهای شناخته شده در فیزیک مربوط به کیهان چهار بعدی را استنتاج کرد. این نیروهای چهارگانه عبارتند از نیروی جاذبه، نیروی الکترومغناطیس، نیروی بین هسته‌ای ضعیف و نیروی بین هسته‌ای قوی.

اما این نظریه حاوی نکات بیشتری است. به گفته دروشر اگر نظر هایم درست باشد در آن صورت ما ناگزیریم دو نیروی بنیادی تازه را نیز وضع کنیم و وجودشان را بپذیریم. این دو نیرو به نیروی جاذبه ارتباط دارند. یکی از این دو نیرو یک نیروی دافعه است مشابه آنچه که اکنون فیزیک جدید از آن با عنوان انرژی تاریک dark energyیاد می‌کند .

این نیرو ظاهرا مسوول انبساط اجزای کیهان است. نیروی دیگر احتمالا نیروی است که می‌توان از آن برای به حرکت در آوردن موشکها و سفاین فضایی بدون مصرف سوخت استفاده کرد.

این نیرو محصول تعامل میان دو بعد پنجم و ششم در کیهانی است که هایم توصیف می‌کند با دو بعد هفتم و هشتم که دروشر اضافه کرده است. این نیرو یک زوج فوتون گرانشی gravitophotonتولید می‌کند. اینها ذراتی واسطه تبدیل انرژی الکترومغناطیس به انرژی جاذبه و بالعکس هستند.

دروشر با همکاری "یواخیم هاوسر" فیزیکدان و استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه علوم کاربردی در سالزیتگر در آلمان در تلاش است تا این مدل نظری را به مجموعه‌ای قابل آزمایش تجربی تبدیل کند.

مقاله‌ای که این دو نفر مشترکا تولید کرده‌اند با عنوان "راهنمائیهایی برای یک دستگاه پیشران فضایی با تکیه به نظریه کوانتومی هایم" همان مقاله ای است که موسسه هوانوردی و فضانوردی آمریکا به آن جایزه داده است.

موسسه فضایی آمریکا (ناسا) در گذشته دعاوی مشابهی در خصوص "کاهش جاذبه" یا "ایجاد نیروی ضد جاذبه" را مورد بررسی قرار داده اما به گفته دروشر این نظریه با نظریه‌های قبلی تفاوت دارد.

این نظریه درباره یک نیروی ضد حاذبه نیست بلکه درباره میدانهایی بکلی جدید با خواص تازه است و هاوسر مدعی شده که آزمایش می‌تواند این نظریه را تایید کند.

برای انجام آزمایش باید یک حلقه گردان بسیار بزرگ را در بالای یک سیم پیچ ابر-رسانا قرار داد تا یک میدان مغناطیسی بسیار قدرتمند بوجود آورد. اگر جریانی که در سیم پیچ برقرار است به اندازه کافی بزرگ و میدان مغناطیسی به اندازه کافی شدت داشته باشد، انگاه به ادعای دروشر میدان الکترومغناطیسی که از ترکیب ایندو تولید می‌شود، می‌تواند چنان از شدت میدان جاذبه بکاهد که حلقه گردان بالای آن به حال شناور در آید.

به گفته دروشر و هاوسر برای آنکه بتوان تاثیر میدان جاذبه زمین را بر روی یک سفینه ۱۵۰تنی بکلی از بین برد، باید شدت میدان مغناطیسی در حدود ۲۵تسلا باشد.

چنین میدانی ۵۰۰هزار مرتبه قدرتمندتر از میدان مغناطیسی کره‌زمین است. در حال حاضر دانشمندان می‌توانند با استفاده از پالسهای مغناطیسی بسیار کوتاه میدانی با شدت ۸۰تسلا تولید کنند.

دروشر و هاوسر پا را از این حد نیز فراتر گذارده‌اند و مدعیند اگر سرعت گردش حلقه گردان بیشتر و میدان مغناطیسی شدیدتری تولید شود ذرات فوتو گرانشی با میدان جاذبه متعارف یک نیروی پیش برنده از جنس ضد جاذبه تولید می‌کنند.

دروشر معتقد است که سفینه‌ای مجهز به حلقه گردان و سیم پیچ می- تواند در فضای فوق فضا به حرکت در آید.

در این فضای فوق فضا احتمالا مقادیر ثابت طبیعت متفاوتند و حتی سرعت سیر اجسام نیز احیانا می‌تواند به چندین برابر سرعت سیر نور برسد. در چنین صورتی می‌توان در کمتر از سه ساعت تا مریخ سفر کرد و به ستارگانی که ۱۱ سال نوری از زمین فاصله دارند در فاصله ۸۰روز رسید.

حال سوال این است که آیا این سخنان همه بی‌پایه است یا انکه مبنای یک انقلاب تازه در علم را پی می‌ریزد.

اغلب فیزیکدانان اسمی از هایم به گوششان نخورده و او را نمی‌شناسند و درک نظریه هایم حتی با توضیحات دروشر نیز ساده نیست.

مارکوس پوسل فیزیکدان نظری در موسسه ماکس پلانک می‌گوید که زمانی که سرگرم گذراندن دوره لیسانس خود بود با دقت نظریه هایم را مطالعه کرده و بخش اعظم ان را نامفهوم یافته است. این فیزیکدان معتقد است که سازگار کردن دیدگاههای هایم با فیزیک امروز کار دشواری است.

نظر اجماعی فیزیکدانان آن است نظریه دروشر و هاوسر در بهترین حالت هنوز ناکامل است و در عین حال در دشوار بودن ان تردیدی نیست.

در حال حاضر تنها نکته مثبتی که موجب شده تا این نظریه جدی گرفته شود موفقیت نظریه در پیش بینی دقیق جرم ذرات بنیادی است.

به گفته "تئودور اوئرباح" که در موسسه فدرال تکنولوژی در زوریخ تحقیق می‌کند شاید نظریه هایم چیزی داشته باشد که بتواند به فیزیک جدید کمک کند.

به اعتقاد این فیزیکدان، فیزیک جدید در آینده به راهی می‌رود که هایم پیشنهاد کرده است.

در حال حاضر به اعتقاد اغلب مهندسان مواد موجود از توانایی لازم برای تولید جریان و میدان قدرتمندی که جهت آزمایش نظریه هایم دروشر لازم است، برخوردار نیستند.

البته در آزمایشگاه ملی "ساندیا" یک دستگاه مولد پرتو ایکس موسوم به "ماشین زد" موجود است که احیانا می‌تواند میدان مغناطیسی و الکتریکی مورد نیاز برای انجام آزمایش را تولید کند اما به گفته راجر لنارد محقق موتورهای فضایی در این آزمایشگاه، نظریه هایم دروشر در شکل کنونی آن به صورتی نیست که استفاده از این دستگاه را موجه سازد.

به اعتقاد این محقق در حال حاضر بهتر است مبانی ریاضی این نظریه به نحو دقیق‌تری توضیح داده شود.

مختصری درباره بورکهارد هایم:
بورکهارد هایم در ۱۹۲۵در پوتسدام به دنیا آمد و در شش سالگی تصمیم گرفت که مهندس موشک شود. او طرحهای خود را به صورت رمز گونه در می‌آورد که هیچ کس نتواند از اسرار وی مطلع شود. او در زیر زمین منزل والدینش به آزمایش با مواد منفجره می‌پرداخت.

در اواخر دومین جنگ جهانی به عنوان سازنده مواد منفجره مشغول کار شد. اما در سال ۱۹۴۴در اثر انفجار این مواد دو بازوی خود و نیز ۹۰درصد شنوایی و بینایی خود را از دست داد.

پس از جنگ به دانشگاه گوتینگن رفت و به تحصیل در رشته فیزیک پرداخت.

ایده یک موشک که با نیروهای کوانتومی به پیش رانده شود و نه با سوختهای معمولی او را به نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی هدایت کرد.

از سال ۱۹۴۸به بعد پدر و همسرش به جای چشم و گوش و دستهای او برایش کار می‌کردند و او حافظه‌ای متکی به تصاویر را برای خود شکل داد.

منبع :همشهری


 
آیا زندگی در مریخ در اثر یک برخورد سنگین ناگهان ناپدید شد!
ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

تا کنون انسان ها با هدف کلیدی؛ یعنی جستجوی حیات گذشته یا حال در مریخ، مأموریت های متعددی را به سیاره سرخ به انجام رسانده است. اما چه می شود اگر یک برخورد سنگین در اوایل عمر مریخ، هرگونه امکان برای رشد حیات را در آینده را از بین برده باشد؟

مطالعات اخیر در مورد " انشعاب قشری" یا پوسته مریخ نشان می دهد که احتمالأ یک سیارک بزرگ با این سیاره برخورد نموده. حالا پژوهشگران باور دارند که این گونه برخورد توانسته چنان به پوسته بیرونی مریخ فرو رود که ساختار داخلی آن را بطور جبران ناپذیری تخریب نماید و مانع ایجاد یک میدان مغناطیسی جهت حفاظت و پوشش مریخ شود. بنابرین، نبود  پوشش مغناطیسی هر گونه شانس برای پرورش اتموسفر را از بین برده است...

مریخ واقعأ بی نظیر است.

این گفته ستاره شناسان اولیه است و امروزه هم رصدخانه ها هر بار که به آن می نگرند، در واقع یک سیاره سرخ را می بینند. مریخ دو چهره دارد. یک چهره آن ( نیمکره شمالی) مرکب از همواری های تهی و بی حاصل و دانه های ریگ (شن) نرم. چهره دوم آن (نیمکره جنوبی) کاملأ بی نظم و مرکب از کوه ها و دره های دندانه دار یا ناهموار. در نتیجه چنین به نظر میرسد که انشعاب یا تقسیم بندی قشری یا پوسته بعد از برخورد سنگین یک سنگ آسمانی در اوایل شکل گیری مریخ صورت گرفته و زخم ابدی را بر چهره این سیاره گذاشته است. اما باید گفت، چه می شود اگر این برخورد قوی تر از تخریب زیبایی مریخ بوده؟  چه می شود اگر این محل برخورد نشان دهنده چیزی عمیق تر باشد؟

بخاطر درک آنچه ممکن برای مریخ اتفاق افتاده باشد، باید اول به زمین خودمان بنگریم. سیاره ما یک میدان مغناطیسی بسیار قوی دارد که در نزدیکی محور آن بوجود می آید. انتقال یا جریان آهن مذاب جریان های آزاد الکترون را با خود می کشاند و بیرون دهی بسیار عظیم جریان دائم یا میدان مغناطیسی دو قطبی را ایجاد می کند. میدان های مغناطیسی همانند رشته ها از سراسر سیاره عبور نموده و به بیرون افکنده می شوند و با امتداد هزاران مایل در فضا یک حباب بسیار بزرگ را تشکیل می دهند. این حباب به مگنتوسفر مشهور است، و ما را در برابر باد های مخرب خورشیدی حفاظت نموده و مانع از بین رفتن اتموسفر ما در فضا می شود. به پاس اینکه زمین یک سپر بسیار قوی مغناطیسی در برابر باد های خورشید دارد، زندگی در داخل این حباب تکامل می یابد.

با اینکه مریخ در مقایسه با زمین کوچکتر است، اما دانشمندان نتوانسته اند بگویند که چرا سیاره سرخ فاقد کره مقناطیسی است. با توجه به رشد ناوگان ماهواره های در حال گردش در مدار، سنجش ها نشان می دهند که مریخ در گذشته دارای کره مغناطیسی بوده. برای مدت زیادی باور همه این بود که میدان مغناطیسی مریخ زمانی ناپدید شد که هسته داخلی مریخ سرد گردیده و توانایی لازم برای حفظ حالت جریان یا انتقال را در هسته آهنی از دست داد. حالا می دانید که بدون جریان، اثرات دینامیکی از بین می رود و در نتیجه میدان مغناطیسی ( و هرگونه کره مغناطیسی) ناپدید می شود. این مسئله همواره به مثابه دلیل عمده برای اینکه چرا مریخ دارای اتموسفر رقیق یا نازک است گفته شده و  در نتیجه گاز های اتموسفری آن در اثر باد های خورشید در فضا پراکنده شده اند.

اینکه چرا مریخ قابلیت مغناطیسی خود را از دست داده، شاید توضیح بهتری وجود داشته باشد. در این باره سابین استینلی متخصص فیزیک در دانشگاه تورنتو و یکی از دانشمندانی که در این تحقیقات سهیم است چنین می گوید: " شواهد نشان می دهند که در اوایل عمر مریخ، یک برخورد بسیار عظیم هسته مذاب آن را از هم گسسته و جریان و اثر گذاری میدان مغناطیسی را تغییر داده است. ما می دانیم که مریخ یک میدان مغناطیسی داشته که حدود 4 میلیارد سال قبل ناپدید شده و در همان زمان بوده که انشعاب یا تقسیم بندی قشری که احتمالأ به برخورد یک سیارک ارتباط دارد، رخ داده است".

حدود 4 میلیارد سال قبل یعنی در زمان تکامل مریخ، شاید اوضاع اندکی خوشبینانه بوده. مریخ با داشتن یک میدان مغناطیسی قوی دارای اتموسفر ضخیم بوده که می توانسته در برابر باد های خورشیدی آن را محافظت کند. اما زمانی یک برخورد بسیار سنگین جریان تکامل مریخ را برای ابد تغییر داد.

خانم مونیکا گریدی – پروفسور سیاره شناسی و علوم فضایی در دانشگاه آزاد می گوید "مریخ زمانی دارای یک اتموسفر ضخیم ، آبهای ایستاده و یک میدان مغناطیسی بوده، که برخلاف ظاهر خشک و بی ثمر امروزی آن، محل زیبا و مناسبی بوده".

بعد از برخورد عمیق یک سیارک، فعالیت درونی مریخ به شدت تخریب گردید و این سیاره میدان مغناطیسی خود را از دست داد و اتموسفر اش هم فرو ریخت و در نتیجه توانایی حفظ حیات در سیاره سرخ حدود 4 میلیارد سال قبل متوقف شد. چه داستان تلخی! 


نقل از پارس اسکای www.parssky.com  


 
احتمال برخورد شهاب یا سیارک بزرگ به مریخ ۴ درصد افزایش یافت!
ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦ : توسط : حسین

دانشمندان با بررسی اطلاعات جدید اعلام کردند که احتمال برخورد شهاب سنگی که به سمت مریخ در حرکت است با این سیاره، چهار درصد بیشتر شده است.

به گزارش ایسنا، اندازه این شهاب سنگ 150 فوت تخمین زده شده و احتمالا به هنگام گذشتن از فاصله بسیار نزدیک مریخ، با این سیاره اصابت خواهد کرد.

شهاب سنگ مزبور با عنوان 2007 WD5 اواخر ماه نوامبر 2007 در تحقیق کاتالینا اسکای با بودجه آژانس فضانوردی آمریکا (ناسا) کشف شد.

این برخورد در روز 30 ژانویه (10 بهمن) رخ خواهد داد.


 
برخوردی با مریخ در پیش است!!!
ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ دی ۱۳۸٦ : توسط : حسین
طبق محاسبات دانشمندان، ممکن است سیارکی نسبتا بزرگ در روز ۱۰ بهمن با سیاره‌ی مریخ برخورد کند و ما بتوانیم برای نخستین بار شاهد برخورد یک سیارک با یک سیاره‌ی سنگی باشیم.                                   
«۲۰۰۷ WD۵» نام سیارکی جدید است که در محدوده‌ی داخلی منظومه‌ی شمسی پیدا شده است. این سیارک در طرح جستجوی ناسا برای سیارک‌هایی کشف شده که احتمال برخورد به زمین داشته باشند. ولی خطری از جانب این سیارک برای ساکنین زمین وجود ندارد. در عوض طبق محاسبات احتمال برخورد این سیارک با مریخ ۱ به ۷۵ است.

مریخ احتمالا قلمرو بعدی انسان خواهد بود و هم اکنون مطالعات بسیاری برای شناخت آن انجام می‌شوند. از جمله‌ی ساخته‌های بشر که در حال بررسی مریخ هستند می‌توان به مریخ نوردهای دوقلو و معروف ناسا، «روح» و «فرصت» و مدارگردهای بسیاری نظیر مدارگرد اکتشافی مریخ، سریع السیر مریخ و دیگر مدارگردها اشاره کرد. در واقع اکنون مریخ در کانون توجه مطالعات منظومه‌ای قرار دارد.

با این حساب اگر سیارک تازه کشف شده به سمت مریخ رفته و به مریخ برخورد کند، می‌توانیم از تمام ابزارهای خود برای رصد این پدیده‌ی شگفت استفاده کنیم. پس از برخورد شومیکر لوی-۷ به مشتری تاکنون چنین پدیده‌ای را مشاهده نکرده‌ایم و البته این برخورد کاملا بی‌سابقه است چرا که این‌بار یک سیاره‌ی گازی مورد حمله قرار نمی‌گیرد بلکه یک سیاره‌ی سنگی میزبان سیارک می‌شود و می‌توانیم روند برخورد سیارک‌ها با سیارات سنگی یا اقمار را به طور زنده بررسی کنیم. این فرصتی است که تا بحال نداشته‌ایم.

۲۰۰۷ WD۵ هم اکنون بین زمین و مریخ قرار دارد و با تقریبا با سرعت ۳۰ هزار کیلو متر در ساعت به سمت مریخ پیش می‌رود. با این حساب اگر برخوردی پیش آید نیروی زیادی در حد نیروی برخورد عظیم «تونگوسکا» آزاد خواهد شد و یک دهانه‌ی جدید روی مریخ شکل می‌گیرد. ولی خوشبختانه هیچ یک از کاوشگران مریخ در معرض خطر نیستند. از جمله مریخ نوردهای دوقلو ناسا به اندازه‌ی کافی از مکانی که احتمال برخورد وجود دارد دور هستند.

مدتی است که بحث سیارکی دیگر با نام «آپوفیس» کاملا رسانه‌ای شده است و در روزنامه‌ها و مجلات و وبلاگ ها کم درباره‌ی آپوفیس مطلب نمی‌بینیم.

آپوفیس نام سیارکی است که در حال حرکت به سمت زمین است و در سال ۱۹۹۴ کشف شد. از آنجا که این جسم به سمت زمین حرکت می‌کند احتمال برخورد آن با زمین هم وجود دارد. محاسبات اولیه مداری آپوفیس نشان دادند که احتمال برخورد آپوفیس به زمین ۱ به ۴۵۰۰۰ است ولی محاسبات جدیدتر در چند سال گذشته این احتمال را بسیار بیشتر پیش بینی می کنند؛ ۱ به ۳۷.

طبق پیش بینی ها ۱۰ بهمن امسال برخورد سیارک تازه کشف شده با مریخ اتفاق می‌افتد باید صبر کرد و دید که آیا برخوردی اتفاق می‌افتد یا خیر. اگر برخورد بین ۲۰۰۷ WD۵ و مریخ اتفاق بیافتد باید بیشتر به آپوفیس توجه کنیم و خطر آن را جدی‌تر تلقی کنیم.

برگرفته از سایت مجله نجوم