چرا پشه‌ها برخی‌ها را بیشتر نیش می‌زنند؟
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٢ : توسط : حسین

شاید برای شما پیش آمده باشد که در اتاقی با دوستتان نشسته باشید و در این حین مدام مورد گزش پشه‌ها قرار گرفته باشید و مجبور باشید آنها را با دست و حرکت دادن سرتان، دور کنید، در حالی که دوستتان مشکل خاصی ندارد.

آیا واقعا پشه‌ها دوست دارند، برخی‌ها را بیشتر نیش بزنند؟ آیا این افراد خون مغذی‌تری دارند؟! یا موضوع چیز دیگری است.

از لحاظ علمی ثابت شده که ۲۰ درصد مردم، بیشتر مورد توجه پشه‌ها قرار می‌گیرند، فعلا راه حلی برای مشکل این افراد پیدا نشده است، به جز اینکه از داروهای دافع حشرات استفاده کنند که این هم البته همیشه پاسخگو نیست و برخی از پشه‌ها به تدریج نسبت به ایمن می‌شوند.

***لطفا برای مطالعه ادامه این مقاله اینجا کلیک کنید***


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
زنبور عسل رسیدن به شیره گلها را به روشی شگفت انگیز محاسبه می کند!
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠ : توسط : حسین

نتیجه مطالعه ای در انگلیس نشان می دهد زنبور عسل برای رسیدن به گل ها به روشی که هنوز مشخص نشده است راحت ترین و نزدیک ترین راهها را انتخاب می کند تا توان بیشتری برای جمع کردن شیره گلها داشته باشد. براساس این مطالعه که نتیجه آن در پایگاه اینترنتی لایف ساینس در آمریکا منتشر شد زنبور عسل قبل از حرکت به سوی شیره گلها محاسباتی را در مغزش که در مقایسه با مغز انسان بسیار ساده است انجام می دهد و از میان راههای مختلف رسیدن به هدف، راهی را انتخاب می کند که علاوه بر کوتاه بودن مسیر، دستاوردش از آن راه بیشتر باشد تا از این طریق تا حد امکان بیشتر شیره گلها را جمع آوری کند. محققان دانشگاههای کوین ماری و لندن  در این مطالعه دریافتند زنبور عسل با وجود داشتن ساختاری ساده در مغزش، قادر است در جهت شناسی، مشکلاتی را حل کند که بشر را به حیرت وا می دارد. به گزارش خبرگزاری قطر از واشنگتن، ماتیو لیهوریو یکی از محققان حاضر در این مطالعه می گوید: همانگونه که انسان با بهره گیری از تجهیزات مدرن سعی می کند با محاسبات دقیق و بررسی تمامی راههای رسیدن به هدف، مشکل مسافران را حل کند زنبور عسل نیز چنین محاسبات پیچیده ای را انجام می دهد با این تفاوت که زنبور عسل بر خلاف انسان تجهیزاتی جز ساختار ساده مغز که تنها از ۹۵۰ هزار سلول مغزی درست شده است ندارد.

منبع: http://techdaily.ir


 
پیری برای مورچه ها آخر کار نیست!
ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : حسین

محققان کشف کرده اند که مورچه های برگ چین، مورچه هایی که برای ادامه بقا برگ گیاهان را چیده و بعد در فرآیند تهیه آذوقه از آنها استفاده می کنند، با از کار افتادن دندانشان، به اصطلاح "بازنشسته" می شوند.


اما این بازنشستگان به کار دیگری گمارده می شوند. محققان دانشگاه اورگون در آمریکا، کشف کرده اند که این نوع مورچه ها در دوران پیری کمتر برگ می چینند و بیشتر حمل و نقل انجام می دهند.

مورچه های برگ چین، کشاورزان دنیای حشرات قلمداد می شوند.

برگی که هر یک از این مورچه های سخت کوش، قادر است بچیند و با خود حمل کند، پنچاه برابر وزنش است.

آنها صف می کشند و دسته جمعی محصولاتی را که چیده اند به خانه می برند.

این مورچه ها، به محل سکونتشان که رسیدند از برگ ها به عنوان سطحی برای پرورش قارچ استفاده می کنند؛ قارچی که کل جمعیت کولونی از آن تغذیه می کند. اما وقتی در اثر پیری آرواره های تیز و برنده این مورچه ها مستهلک می شود، سرعت کار گروهی جالب توجه آنها نیز پایین می آید.

محققان آمریکایی کشف کرده اند که جویدن و چیدن برگ ها برای مورچه های پیر دشوار است. اما وقتی دقیق تر رفتار آنها را مورد مطالعه قرار داده اند متوجه شده اند که مورچه هایی که آرواره هایشان کارایی و برندگی خود را کاملا از دست داده است، وظیفه کاری خود را عوض می کنند.

مورچه های پیر کار چیدن برگ را به مورچه های جوانتر می سپارند و به جای آن کار حمل و نقل برگ ها و طی مسافت طولانی تا خانه را بر عهده می گیرند.

این گروه محقق می گوید در جوامع سازمان یافته مورچه ها، تمامی مورچه ها قدرت تطبیق با تغییر شرایط را دارند که این باعث می شود حتی وقتی مورچه ای توان جسمی سابق خود را ندارد، برای کولونی اش مفید باشد.

منبع: BBC فارسی


 
عجیب ترین ماهی دنیا که همیشه به شما می‌خندد و دست و پا دارد!!!
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸ : توسط : حسین

اکسولوتل ( Axolotl ) مخلوق کوچک و ناشناخته که محبوبیت زیادی بعنوان یک حیوان خانگی دارد. این حیوان به “ماهی راه رونده مکزیکی” مشهور است، اکسولوتل همانند قورباغه و وزغ واقعا دوزیست است.

معمولا تولید مثل دوزیستان با تولید تخم و تبدیل تخم به لارو و بعد بالغ شدن همراه است درحالی که اکسولوتل در تمامی عمرش لارو باقی میماند و اگر رشد کند بالغ نمیشود.

اکسولوتل خویشاوندی نزدیکی با سمندر مکزیکی دارد، سمندر در جزیره زندگی میکند اما اکسولوتل کاملا وابسته به آب می‌باشد.

هردو آنها دارای شش میباشند اما تنفس اصلی آنها بیشتر از آبشش است که در طول بدن و در میان پوستشان قرار دارد.

اکسولوتل فقط هر دو یا سه روز یکبار نیاز به غذا دارد. غذای آنها تشکیل شده از بچه قورباغه(لارو قورباغه)، حشره نرم، کرم و ماهیان کوچک همچنین گوشت خام چرخ کرده را نیز میتوانند بخورند.

آکواریومی که شامل اکسولوتل باشد باید حداقل 15 تا 20 سانتیمتر عمق و بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد دما داشته باشد.

هیچ ماهی دیگری نباید در آکواریوم باشد چون ازطرف اکسولوتل مورد حمله قرار گرفته، خورده یا زخمی میشود، همچنین اگر تعداد زیادی اکسولوتل در تانک باشد حتما با هم درگیر میشوند.

اگر شما یک اکسولوتل دارید که پایش را از دست داده است نگران نباشید چون دوباره پایش رشد میکند.

اکسولوتل در ترمیم اعضاء بدنش در بین مخلوقات معروف است، آنها میتوانند قسمتهای آسیب دیده بدنشان را احیا کنند یا در صورت قطع شدن آن اعضاء دوباره آنرا اضافه کنند. دم، پوست و هر عضو عمده بدنشان مثل قلب، جکر و کلیه قابل ترمیم یا اضافه شدن است.

اکسولوتل بیشتر طوسی و قهوه ای است ولی به رنگهای طلایی آلبینو (طلایی شفاف) ، سفید شفاف، سیاه شفاف و خالدار نیز یافت میشود.

اکسولوتل میتواند بین 20 تا 40 سانتیمتر رشد کرده همچنین بین 10 تا 15 سال عمر کند.

 


 
دم مارمولک دارای ذهن است!
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

محققان طی مطالعه بر روی خصوصیات فیزیکی مارمولکها اعلام کردند دم این جانداران پس از جدا شدن از بدن از خصوصیاتی برخوردار است که تنها در صورت داشتن ذهنی مجزا قابل توضیح خواهند بود.

گونه های متعددی از مارمولکها نه تنها قادرند برای گیج کردن مهاجمان دم خود را از بدن جدا کنند بلکه حرکات دم آنها پس از جدا شدن نشان می دهد این عضو از اندام مارمولکها دارای ذهن مخصوص به خود است.

محققان کانادایی دانشگاه کالگاری دریافتند دم جدا شده مارمولکهای لئوپارد تنها از واکنشهای مداوم و ریتم دار برخوردار نیست بلکه دارای حرکات پیچیده ای مانند حرکات پرشی تا ارتفاع سه سانتیمتری است.

این حرکات به واسطه بخشی هماهنگ کننده در نخاع درون دم کنترل می شوند سیگنالهایی که این حرکات را کنترل می کند از انتهای دم آغاز شده و نشان می دهد نوعی مرکز کنترل کننده در این قسمت از اندام قرار دارد. سیگنالهای مرکز کنترل معمولا تحت پوشش مغز مارمولک قرار دارند تا زمانی که جاندار تصمیم به جدا کردن دم خود بگیرد.

به گفته دانشمندان باور کردنی ترین تئوری برای توضیح این پدیده این است که دم جدا شده بر اساس حسگرهای محیطی که بر روی سطح آن قرار دارد از خود واکنش نشان می دهد و در جهات و اشکال خاصی باعث حرکت کردن عضو جداشده بدن مارمولک می شود.

بر اساس گزارش سی بی سی، مطالعه بر روی سیستم عصبی دم مارمولکها نشان می دهد این اندام می تواند به عنوان نمونه ای مناسب برای انجام مطالعات عملکردهای پیچیده عصبی نخاع در هنگام عدم حضور سیگنالهای مغزی به شمار رود، شرایطی که هنگام قطع نخاع در موجودات به وجود می آید.

منبع: http://biology82.blogsky.com


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
تکامل در مصالحه
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

درست مانند قهوه و خامه یا «بانی» و «کلاید»، جزایر و تکامل هم دو کلمه ای هستند که معمولاً همراه یکدیگر می آیند. به راستی جزایر گالاپاگوس و سهره های معروفش بازیگران کلیدی نظریه تکامل داروین هستند. علاوه براین، به رغم ارتباط طولانی مدت میان جزایر و نظریه تکاملی، دانشمندان تا این اواخر به نقشی که جزایر می توانند در تکامل بازی کنند، پی نبرده بودند. بر اساس تجزیه و تحلیل ویژگی های فیزیکی و تراکم گونه ها دانشمندان تا مدت ها تصور می کردند که گیاهان و جانوران طی یک مسیر یک طرفه از قاره ها به جزایر مهاجرت کرده و در آنجا تبدیل به یک گونه جدید می شوند. طبق این نظریه که به «سکوی پرتاب» معروف است، پس از آنکه گونه های جدید برای زندگی در جزایر سازگاری های لازم را یافتند دیگر قادر به بازگشت به سرزمین اصلی و ساکن شدن در آن نیستند. چرا که این گونه های جدید فاقد صلاحیت لازم برای برخورد با اکوسیستم های ناآشنا و فشارهای وارده از طرف شکارگران سرزمین اصلی خود هستند. بنابراین به رغم اینکه جزایر باعث تشکیل یک گونه جدید می شدند اما به نوعی یک بن بست تکاملی در نظر گرفته می شدند.
جزایر جایگاه ویژه ای در قلب زیست شناسان تکاملی دارند. هنگامی که «چارلز داروین» در سال ۱۸۳۵ از جزایر گالاپاگوس دیدن کرد، از دیدن تنوع خیره کننده پرندگان آنجا بسیار حیرت زده شد. همین تنوع سرمنشاء ارائه نظریه مخصوص تکامل داروین بر اساس انتخاب طبیعی شد.در آغاز اواسط قرن اخیر، پرنده شناس معروف «ارنست مایر» اساس فهم امروزی ما از روشی که طی آن یک گونه جدید تکامل می یابد را بنیان نهاد، بدین ترتیب که یک گونه جدید زمانی شکل می گیرد که جمعیت های آن در نتیجه موانع جغرافیایی از یکدیگر جدا شوند.«مایر» نظریه خود را بر اساس مطالعاتی که بر روی پرندگان جزایر اقیانوس آرام صورت داده بود، ارائه کرد.

تا به امروز جزایر به عنوان بن بست های تکاملی در نظر گرفته می شدند. پس از آنکه جانوران و گیاهان از سرزمین های اصلی به جزایر مهاجرت می کنند برای زندگی در جزایر بسیار تخصصی شده و دیگر نمی توانند جزایر را ترک کنند. آنها نهایتاً منقرض شده و جای آنها را ساکنین جدیدی که از سرزمین های اصلی به جزایر مهاجرت می کنند، می گیرند.

«کریستوفر فیلاردی» زیست شناس موزه تاریخ طبیعی آمریکا می گوید: «آنها همانند زلم زیمبوهای گذشته تکاملی هستند.» اما دکتر «فیلاردی» و «رابرت مایل» محقق دیگر موزه تاریخ طبیعی آمریکا شواهدی یافته اند که نشان می دهد جزایر می توانند به جای اینکه نقش بن بست تکاملی را بازی کنند به عنوان موتورهای تکامل فعالیت کنند. جانوران می توانند از جزیره ای به جزیره دیگر گسترش یابند، به گونه دیگری تبدیل شوند و حتی به سرزمین اصلی خود بازگردند و در آنجا تولیدمثل کرده و ساکن آنجا شوند. این نتایج پیشنهاد می کند که حفظ تنوع زیستی در جزایر برای تکامل یک گونه جدید در آینده ضروری و حیاتی است.

دکتر «فیلاردی» با مطالعه گروهی از پرندگان جزایر اقیانوس آرام، موسوم به مرغ مگس مونارک، که در میان پرندگانی که «مایر» ۸۰ سال قبل مورد بررسی قرار داد نیز دیده می شوند، به این کشف مهم دست یافت. دکتر «مایر» در ۸۰ سال قبل تنها آناتومی و رنگ مرغان مگس مونارک را با یکدیگر مورد مقایسه قرار داد. اما دکتر «فیلاردی» علاوه بر بررسی ویژگی های ظاهری آنها DNA آنها را هم مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. دکتر «فیلاردی» برای انجام این آزمایش به جزایر دورافتاده و پرت رفته و اقدام به جمع آوری نمونه از این جزایر کرد در حالی که در همان زمان دکتر «مایل» به موزه رفته و از مرغ های مگس سال ۱۸۰۰ که در موزه نگهداری می شدند، نمونه برداری کرد. دانشمندان پس از بررسی های بسیار ۱۳ گونه یافتند که بین ۲ تا ۶/۵ میلیون سال قبل دارای یک جد مشترک در استرالیا یا گینه نو بوده اند. اخلاف آن پرنده هزاران مایل پرواز کرده و تا جزایر دوردستی همچون فیجی و هاوایی گسترش یافته بودند. گونه جدیدی که بدین شکل تکامل می یابد مطمئناً متحمل تغییرات شدیدی در مدت زمان کوتاهی می شود. در یک دودمان، مرغان مگس مونارک طی کمتر از یک میلیون سال اندازه بدنشان را سه برابر بزرگ تر کردند. به گفته دکتر «فیلاردی»: «این ویژگی به راستی که سریع صورت گرفته است.» این موج تکاملی هنگامی که مرغان مگس مونارک از جزایر سالامون به استرالیا و گینه نو رفته و در آنجا ساکن شدند به جایگاه اصلی خود بازگشت.
دکتر «فیلاردی» و دکتر «مایل» نتایج تحقیقات خود را در شماره نوامبر مجله نیچر به چاپ رساندند.

به گفته دکتر «جان فجلدسا» پرنده شناس دانشگاه کپنهاگ «جنبه های بسیاری از تکامل پرندگان جزایر می بایست که از نو نوشته شوند.» بررسی های دیگری که صورت گرفته اند نشان می دهد که جزایر ممکن است موتورهای تکاملی تعداد زیادی از جانوران دیگر و شاید حتی گیاهان نیز باشند. در شماره ژوئن مجله «بیوجئوگرافی» به عنوان مثال، «کریستن نیکلسون» از دانشگاه واشینگتن و هم گروهی هایش مقاله ای در خصوص مطالعات صورت گرفته بر روی سمندرهایی که در آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی می کنند، چاپ کردند. این گروه نشان دادند که ۱۲۳ گونه ساکن این نواحی اخلاف جدی هستند که در «وست ایندیز» زندگی می کرده است. به گفته دکتر «فیلاردی»: «من فکر می کنم که در ۱۰ سال آینده موارد بیشتری از این دست خواهیم دید.»

مرغان مگس مونارک امروزی و دیگر گونه های پرنده ای که در جزایر زندگی می کنند را خطرات جدی همچون از بین رفتن زیستگاه، رات ها و دیگر جانورانی که توسط انسان به جزایر آورده شده اند، تهدید می کنند. گرمایش جهانی و به تبع آن بالا آمدن سطح آب دریاها می تواند به طور همزمان چندین جزیره را با هم از میان بردارد.

دکتر «فیلاردی» معتقد است که یافته های جدید به دست آمده بیش از هر چیز ضرورت حفاظت از تنوع زیستی جزایر را بر همگان آشکار می کند چرا که جزایر ممکن است منبع مهمی از تنوع زیستی جدید باشند. به گفته دکتر «فیلاردی»: «بسیار مهم است که زمین بتواند خودش را در آینده دوباره شکوفا و نو کند و در این بین نقش جزایر در کمک به شکوفایی زمین از آنچه که تصور می کنیم هم مهم تر و اساسی تر خواهد بود.»

منبع:

NewYorkTimes.com,Vov.۲۰۰۵
کارل زیمر
ترجمه: زینب همتی
روزنامه شرق


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هیچکس چون دیگری نیست
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

شاید بارها وبه بهانه های گوناگون این جمله را شنیده باشید که «هیچکس چون دیگری نیست و هیچ دو نفر را نمی توان یافت که به طور کامل و از هر نظر، شبیه به یکدیگر باشند» . اما به راستی چه رازی در پشت این پدیده نهفته است که حتی دوقلوهایی که با برخورداری از ژن های یکسان و در یک خانه در کنار هم بزرگ می شوند نیز، از این تفاوت در امان نمی مانند و در نهایت، شخصیت های متفاوتی را به نمایش می گذارند؟ یک متخصص ژنتیک رفتار با انتشار کتاب جدید خود با عنوان «هیچ دو نفری یکسان نیستند: طبیعت و فردیت انسان» ، تلاش کرده است تا این پرسش را پاسخی علمی و مناسب گوید.

طبیعت یا تربیت؟

«جودی ریچ هریس» که ۸ سال پیش با انتشار کتاب دیگری، برخی نظریه های روانشناختی را در زمینه شکل گیری سرشت رفتاری کودکان تحت تأثیر رفتار و الگوهای والدینی، مورد حمله قرار داده و خشم بسیاری از منتقدان خود را در محافل دانشگاهی برانگیخته بود، اکنون با منتشر کردن «هیچ دو نفری یکسان نیستند» توسط انتشارات «دبلیو. دبلیو. نورتون» و نیز تلفیق نظر خود با برخی نظریه های شخصیت، درصدد پاسخ دادن به منتقدان خویش برآمده است.
به گفته این متخصص ژنتیک رفتار، برای جداسازی و تفکیک عوامل ژنتیکی از عوامل محیطی در عرصه رفتارشناسی، دو دسته تحقیقات لازم است. نخست باید به بررسی و مطالعه دقیق انسان های برخوردار از ژن های یکسان، در محیط های متفاوت پرداخت و به این منظور، دوقلوهای تک تخمی و یکسانی که در دو محیط گوناگون زندگی می کنند، بهترین نمونه تحقیقاتی به شمار می آیند. همچنین بررسی افرادی که ژن های متفاوت دارند، اما در محیط های مشابه و یکسانی زندگی می کنند نیز می تواند در این زمینه بسیار مهم و مفید باشد. هریس با بهره گیری از این روش، نظریه های مرسوم و متداول در زمینه شکل گیری شخصیت انسان را به چالش کشیده است. این قبیل بررسی ها منجر به گردآوری دیتا و اطلاعات ارزشمندی می شود که بشر را در راه یافتن پاسخی مناسب تر، علمی تر و قانع کننده تر برای یکی از پرسش های دیرینه مجامع علمی تجهیز و یاری می کند. این پرسش، همان جمله معروف «طبیعت یا تربیت؟» است که می کوشد تا مرزبندی دقیق تری را میان دامنه اثربخشی و تأثیرگذاری «ماهیت و طبیعت» انسان از یک سو و «تربیت و آموزش» وی از سوی دیگر، بر روی ابعاد مختلف رفتار و شخصیت وی تصویر سازد.


پیشینه تکاملی

اما به راستی اگر والدین رفتار و شخصیت فرزند خویش را شکل نمی دهند، چه عاملی این کار را می کند؟
هریس در کتاب خود، به بررسی ها و مطالعاتی استناد می کند که در زمینه تأثیر والدین در خانه در برابر تأثیر محیط بزرگ تر در جامعه صورت گرفته است. برای مثال، کودکانی که با والدین هنگ کنگی و لهجه دار خود در کانادا زندگی می کنند و بزرگ می شوند، برخلاف والدین خویش دارای لهجه نیستند. در واقع، اگرچه والدین آنها لهجه خاصی دارند، همسایگان و افراد دیگر در جامعه (به تعداد بسیار بیشتر از افراد خانواده) فاقد چنین لهجه ای هستند و به این ترتیب، کودکان لهجه خود را از دست می دهند. در این مثال، نیروی جامعه روستا یا شهر، بر نیروی محیط کوچک خانواده چیره می شود.


سیستم های مغزی

هریس بر پایه منطق تکاملی، در کتاب اخیر خود نظریه ویژه ای را درباره شخصیت بنیان می نهد که بر پایه سه سیستم موجود در مغز ما استوار شده است. وی نخستین سیستم از این نوع را «اجتماعی شدن» می نامد و تأکید می کند که این سیستم، فراگیری زبان، عرف ها و سنت ها و نیز مهارت ها را به همراه دارد. برای مثال، مادر و مادربزرگ هر دو لباس می پوشند، تو نیز یک دختری، پس تو همچون آنها نیازمند لباس مناسب هستی. دومین سیستم مغزی به گفته هریس، سیستم «برقراری ارتباط» است که در تمایز نهادن میان افراد پیرامون وارد عمل می شود و ما با استفاده از آن می توانیم با یکدیگر به طور مناسب و مؤثری ارتباط برقرار کنیم.
سیستم «اجتماعی شدن» به شما نشان می دهد که چطور گروه هایتان را شکل بدهید؛ سیستم «برقراری ارتباط» نشان می دهد که چگونه با یکدیگر کنار آیید و در نهایت، سیستم «شأن و منزلت» نشان می دهد که چطور در این میان به رقابت برخیزید.


انعطاف پذیری رفتاری

این همان پارادوکسی است که پشت عنوان تیتر کتاب هریس، یعنی «طبیعت و فردیت انسان» نهفته است. طبیعت انسان عامل و ریشه ای برای فردیت وی است و سیستم های روانی و مغزی که ما در برخورداری از آنها سهیم هستیم، ابزار و عواملی برای تمایز بخشیدن به ما از سایرین به شمار می روند.
اما نیروهای تکاملی که به ما شخصیت هایی متمایز و منحصر به فرد می بخشند، در اینجا خاتمه نمی یابند. ژن های ما تعیین کننده قطعی و صرف تمام ویژگی های ما نیستند و طبیعت انسان در فردیت او پایان نمی پذیرد، بلکه همچنان که هریس تأکید می کند، مسیر تکاملی بشر میزان خاصی از «انعطاف پذیری» رفتاری را نیز به وی بخشیده است؛ به طوری که می تواند از تجربیات خویش در طول زندگی بهره بیشتری گیرد. به طوری کلی، انسان ها در مسیر تکاملی خود دارای توانایی های «مناسب و چندبعدی» ویژه ای برای تجزیه و تحلیل ذهن و فکر دیگران و تطبیق رفتار خویش و نیز اصلاح الگوهای رفتاری در شرایط مختلف شده اند. این مکانیسم برای تکامل الگوهای رفتار اجتماعی بشر در بلند مدت بسیار مفید و مؤثر بوده است.

منابع:

نیویورک تایمز، مارس ۲۰۰۶
فرهاد رضائی
روزنامه همشهری


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
ماهی چگونه در آب نفس می کشد؟
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

اگر ماهی را از آب بگیرید خیلی زود به علت کمبود اکسیژن می میرد; هیچ از خود پرسیده اید که چرا این وضعیت بوقوع می پیوندد؟ در حالیکه مقدار اکسیژن موجود در حجم معینی از آب تنها یک سیزدهم مقدار اکسیژن موجود درهمان حجم از هوا است!
پس چرا وقتی در محیط جدید مقدار اکسیژن سیزده برابر می شود، ماهی به علت کمبود اکسیژن می میرد؟!
بدون شک این رویداد پی آمد عدم توانایی ماهی در وفق یابی با محیط تازه است، لذا بایستی به بررسی مکانیزمی در بدن ماهی بپردازیم که قادر نیست از اکسیژن غنی هوا استفاده نماید اما می تواند مسئله بزرگ استخراج اکسیژن را که به مقدار ناچیز در آب وجود دارد برای خود حل نموده و اکسیژن مورد نیاز خود را به این روش تامین نماید.

لطفا برای مطالعه ی این مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
هنرهای یک قطره خون
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

خون یک بافت پیوندی است که ماده بین سلولی آن پلاسما نامیده می شود .
خون از مغز استخوان منشاء میگیرد. مهمترین اجزاء تشکیل دهنده خون عبارتند از
۱) گلبولهای قرمز یا Red blood cells
۲) گلبولهای سفید یا white cells
۳) پلاکتها یا PLATELETS
۴) پلاسما یا plasma
گلبولهای قرمز , گلبولهای سفید ها , پلاکتها سلول های خون هستند که در مایع پلاسما شناورند.


گلبولهای قرمز Erythrocytes
از ویژگی های مهم این سلول ها عدم وجود هسته در آنهاست.
گلبولهای قرمز ۵۰% - ۴۰ % حجم خون را اشغال می کنند.
مهمترین عمل گلبولهای قرمزدرخون حمل اکسیژن از ریه و رساندن آن به بافتها بدن است.
و در بازگشت حمل کربن دی اکسید از بافتها و رساندن به ریه توسط گلبولهای قرمز انجام میشود.
تعداد گلبول های قرمز در افراد متغیر است در یک شخص طبیعی به طور متوسط حدود۵ میلیون گلبول قرمز در هر میلی مترمکعب خون وجود دارد


گلبولهای سفید یا لوکوسیت Leukocytes
گلبولهای سفید کار دفاع در برابر میکروب ها, قارچ ها, ویروس ها وانگل ها را عهده دارند.
▪ گلبولهای سفید به دو گروه عمده تقسیم می شوند.
۱) گرانولوسیت ها
۲) آ گرانولوسیت ها
مبنای این تقسیم بندی بر اساس وجود یا عدم وجود دانه (گرانول) در سیتوپلاسم گلبولهای سفید استوار است.
▪ گرانولوسیت ها: در داخل سیتو پلاسم این نوع گلبول های سفید دانه وجود دارد.
نوتروفیلها Neutrophils - ائوزینوفیل ها Eosinophils - بازوفیل ها Basophils درگروه گرانولوسیت ها قرار دارند.
▪ نوتروفیلها Neutrophils : دارای هسته لبوله (چند لوبه) می باشند توانائی بیگانه خواری دارند. سیتوپلاسم این سلول دارای گرانول های بسیار ظریف صورتی کم رنگ می باشد.
نوتروفیلها در عفونت های حاد مانند آپاندیسیت حاد درخون افزایش می یابند .
▪ ائوزینوفیل ها:Eosinophils
دارای هسته دو لوبه است, سیتوپلاسم سلول حاوی دانه های نارنجی فراوان است.
تعداد ائوزینوفیل ها دربیماری حساسیتی وعفونت های انگلی درخون افزایش می یابد
▪ بازوفیل ها:Basophils
کمترین درصد گلبولهای سفید را در یک گسترس خونی را دارا میباشند . بازوفیل ها دارای دانه های درشت آبی تیره در سیتوپلاسم خود هستند.
این دانه ها حاوی ماده هیستامین هستند. که نقش مهمی در واکنشهای آ لرژیک دارند.آزاد شدن ماده شیمیایی هیستامین در خون باعث ایجاد حساسیت وعوارض آن ازجمله التهاب و مخصوصا کهیر در پوست می گردد.
▪ آ گرانولوسیت ها
آ گرانولوسیت ها :در سیتوپلاسم این نوع گلبول های سفید دانه وجود ندارند. مثل : لنفوسیت ها ومونوسیت ها
▪ لنفوسیت ها :Lymphocyte
لنفوسیت ها :دارای هسته یک پارچه بزرگ و گرد با کروماتین فشرده هستند . سیتوپلاسم لنفوسیت هاآبی روشن وبدون گرانول است.
لنفوسیت ها اولین سد دفاعی در برابر عوامل نفوذی به بدن از جمله باکتری ها ویروس ها قارچ ها محسوب می شوند. لنفوسیتها در عقده های لنفاوی و در مغز استخوان بوجود می آیند. لنفوسیت هابه دو گروه عمده تقسیم می شوند .
۱) لنفوسیت های B که ازسلولهای سازنده خود در مغز استخوان مشتق می شوند . ودرتولید آنتی بادی نقش دارند.
۲) لنفوسیت های T : لنفوسیت های وابسته به غده تیموس* هستند . لنفوسیت هایی که در این غده تکامل یافته به سلول های تخصص یافته به نام لنفوسیت Tتبدیل میشوند.
لنفوسیت های T در ایمنی یاخته ای مانند آلرژی د یررس , مقاومت در برابر عفونت های مختلف پس زدگی بافتها (رد پیوند ) وازبین بردن یاخته های سرطانی رل مهمی را ایفا می کند.
▪ جای غده تیموس : این غده در بالای قفسه سینه در جلوی نای در (زیر) پشت استخوان جناغ سینه قرار دارد.
▪ مونوسیت ها :Monocyte
مونوسیت ها : بزرگترین گلبول سفید در جریان خون است .
هسته این سلولها کلیوی شکل یا نعل اسبی ویا به شکل مغزاست , دارای شبکه کروماتین ظریف واسفنجی شکل است .سیتوپلاسم مونوسیت هاشبیه به شیشه مات به رنگ خاکستری دارای گرانول های ریز فلفلی است. سیتوپلاسم ممکن است حاوی واکوئل باشد.
پلاکتها: ترومبوسیتها:PLATELETS
پلاکتها: در فرایند انعقاد خون نقش مهمی دارند. پلاکتها از تقسیم سیتوپلاسم *مگاکاریوسیت درمغز استخوان حاصل می شوند. اندازه پلاکتها۴-۱میکرون قطر دارند. تعداد نرمال پلاکتها حدود۳۰۰۰۰۰ ۱۵۰۰۰۰-هزار عدد در میلی متر مکعب خون است. طول عمر پلاکتها۱۰-۷ روز می باشد.
▪ مگاکاریوسیت Megakaryocyte
بزرگترین سلول در مغز استخوان مگاکاریوسیت Megakaryocyte , که ازتجزیه این سلول پلاکتها ایجاد می شوند .
پلاسمای خون
اگر ۱۰ccخون از شخص طبیعی بگیریم و نمونه خون او را داخل یک لوله آزمایش تمیزحاوی ماده ضد انعفاد بریزیم. سپس محتوی لوله را با ملایمت مخلوط کنیم و بعد لوله خون را داخل دستگاه سانتریفیوژ
( دستگاه گریز از مرکز) قرار دهیم . وبرای مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه لوله حاوی خون را سانتریفیوژکرده . حالا اگر لوله خون را مورد بررسی قرار دهیم . مطابق شکل می بینیم خون به سه قسمت تقسیم شده است قسمت روئی همان قسمت آبکی خون برنگ زرد شفاف که پلاسمای خون نامیده می شود.
▪ ترکیبات پلاسمای خون
پلاسما ی خون۹۱ درصد آب دارد , ۷ درصد پروتئین دارد , ۲ درصد مواد شامل آمینو اسیدها , قندها, لیپیدها , هورمون ها از جمله اریتروپویتین وانسولین وغیره .الکترولیت ها شامل سدیم و پتاسیم و کلسیم وغیره می باشد . قسمت میانی خون مطابق شکل یک لایه باریک که بافی کت نامیه میشودتر کیبات بافی کت: شامل گلبول های سفید و پلاکت هاست.در ته لوله گلبول های قرمز قرار می گیرند.

منبع:

http://www.redcell.blogsky.com


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
سلول‌های زبل
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

سلول‌های بنیادی اینجا، سلول‌های بنیادی آنجا، سلول‌های بنیادی همه‌جا! این روزها دیگر می‌شود رد این سلول‌های شگفت‌انگیز را در بیشتر حوزه‌های پزشکی دید.
هر ماه، دانشمندان کاربرد جدیدی برای این سلول‌ها پیدا کرده و از آنها برای درمان موارد مختلفی استفاده می‌کنند؛ از سرطان گرفته تا ریزش موی سر. سلول‌های بنیادی در کنار ژن‌درمانی، از امیدهای اصلی دانش پزشکی برای غلبه بر دامنه وسیع بیماری‌ها در یکی دو دهه آینده هستند.


انواع سلول‌های بنیادی
۱) سلول‌های جنینی:
این سلول‌ها را از تخمک‌های لقاح‌یافته (یا در واقع جنین) ۶ ـ ۵ روزه استخراج می‌کنند. این دسته از سلول‌های بنیادی قابلیت تبدیل شدن به تقریبا تمام انواع سلول‌های موجود در بدن را دارند.
۲) سلول‌های بالغین:
این سلول‌ها را از بافت‌های موجود بدن بالغ می‌گیرند. این دسته از سلول‌های بنیادی بیشتر تمایل دارند که به سلول‌های همان بافتی که در آن قرار دارند، تبدیل شوند. مثال معروف این گروه، سلول‌های خون‌ساز موجود در مغز استخوان است که قابلیت تبدیل شدن به سلول‌های خونی (گلبول قرمز، گلبول سفید و پلاکت) را دارند.
۳) سلول‌های پوستی:
در پاییز امسال، گروه‌هایی از دانشمندان آمریکایی و ژاپنی اعلام کردند که با دستکاری سلول‌های پوست موفق به تولید گونه جدیدی از سلو‌ل‌های بنیادی شده‌اند که همان خواص سلول‌های بنیادی جنینی را دارند؛ یعنی می‌توانند به هر نوع سلولی تبدیل بشوند.
سلول‌های بنیادی را می‌شود به نوعی، قطعات یدکی بدن پستانداران دانست. این سلول‌ها خواص ویژه‌ای دارند که آنها را از بقیه سلول‌های بدن متمایز می‌کند. این سلول‌های پایه توانایی عجیبی در تقسیم‌شدن و درعین‌حال نوکردن خودشان دارند. سلول‌های معمولی بدن قادر به تکثیر خودشان نیستند.
همچنین سلول‌های بنیادی با اینکه خودشان تخصصی نیستند (یعنی جزو بافت‌های هیچ کدام از دستگاه‌های حیاتی بدن شناخته نمی‌شوند) اما می‌توانند به سلول‌های تخصصی مختلف ـ مثلا سلو‌ل‌های عضله قلب، سلول‌های عصبی یا سلول‌های خونی ـ تبدیل شوند.


کاربردهای پزشکی
خواص شگفت‌انگیز سلول‌های بنیادی و پیشرفت‌های بزرگ در این زمینه، این امید را در دل پزشکان زنده کرده که از این مسیر می‌شود بیماری‌های سخت زیادی را درمان کرد. با اینکه محققان سلول‌های بنیادی می‌گویند هنوز راه درازی تا درک کامل موضوع باقی مانده ولی همین امروز هم سلول‌های بنیادی در مداوای بیماری‌های مختلف به کار گرفته می‌شوند.
از سلول‌های بنیادی خون‌ساز موجود در مغز استخوان، سال‌هاست برای درمان سرطان‌خون استفاده می‌شود. تزریق سلول‌های بنیادی قلب برای بازسازی عضلات فرسوده قلب هم به تدریج فراگیر می‌شود. به جز بیماری‌های قلبی، در حال حاضر، سلول‌های بنیادی در درمان مواردی مثل مشکلات مغزی (پارکینسون، آلزایمر)، دیابت، ضایعات عصبی و نخاعی و آسیب‌های پوستی هم کاربردهای متنوعی پیدا کرده‌اند.


مشکلات استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی
۱) مشکلات پزشکی:
دانشمندان هنوز نمی‌توانند به طور دقیق، میزان تولید سلول‌های تخصصی را کنترل کنند و این مسئله در برخی موارد می‌تواند باعث بروز سرطان بشود. همچنین در پیوند اعضا یا بافت‌های ساخته‌شده از سلول‌های بنیادی، بدن گیرنده ممکن است بافت‌های تولیدشده از سلول‌های بنیادی یک فرد دیگر را قبول نکند.
۲) مشکلات اخلاقی:
روش رایج برای استخراج سلول‌های بنیادی از جنین، باعث مرگ و از بین رفتن جنین می‌شود. شبیه‌سازی (کلونینگ) جنین به اسم اهداف پزشکی هم می‌تواند راه را برای شبیه‌سازی کامل انسان و سوءاستفاده از این مسئله باز کند.


روش‌های استخراج سلول‌های بنیادی جنینی
استفاده از تخمک‌های لقاح‌یافته اضافی که برای لقاح آزمایشگاهی و خارج از رحم تولید شده‌اند:

بعد از گذشت ۶ ـ ۵ روز، جنین دارای حدود ۱۰۰ سلول پایه است. این سلول‌ها را از تخمک خارج می‌کنند و در یک محیط کشت مخصوص قرار می‌دهند.
● مایع آمنیوتیک اطراف جنین در داخل رحم (به مقادیر بسیار کم):
حدود یک درصد سلول‌های مایع اطراف جنین، سلول‌های بنیادی هستند. جفت و خون بند ناف هم می‌تواند منبعی برای سلول‌های بنیادی باشد.
محققان تا به حال توانسته‌اند از این دسته از سلول‌های بنیادی، سلول‌های عصبی، عضله، استخوان وکبد را تولید کنند.

منبع:

علی کاشفی‌پور
روزنامه همشهری

بانک مقالات علمی ایران


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
پیوستگی ژنتیکی
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین


مقصود ما از پیوستگی ژنتیکی این است که نه تنها تمام زندگی از زندگی زاییده می شود («قانون زیست زایی») بلکه خاص تر از این که هر موجود زنده ای از یک یا دو والد هم گونه خویش پدید می آید. از این رو خصوصیات خود را در یک دودمان بی وقفه از نیاکان خویش، تا شروع گونه مربوطه در زمین و نظریه تکامل، از شروع تمام اشکل حیات در زمین ارث برده است.
نظر مربوط به پدیدآمدن ابنای موجودات زنده از والدینی از نوع خود، نظری به قدمت خود بشر است، اما طی سده های بسیار این اعتقاد که آنها تنها از هیمن راه به وجود می آیند تردید وجود داشت. در سفر پیدایش، به وقت نقل داستان خلقت چنین آمده است که هر موجودی «از همان نوع خودش پدید می آید». ارسطو در نوشته های خویش که قدمت آنها به چهارمین سده پیش از میلاد مسیح می رسد، نظر ویژه تری دارد. در اثر خویش موسوم به تولید جانوران می نویسد:
«در جریان عادی طبیعت، زاده هایی که یک نر و ماده از همان نوع تولید می کنند موجود نر یا ماده از همان نوع است ـ برای مثال زاده سگ نر یا سگ ماده سگی نر یا ماده است».

لطفا برای مطالعه ی این مقاله به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 


ادامه مطلب را مطالعه کنید