دنباله دار النین نابود شد!!!
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠ : توسط : حسین

ناسا اعلام کرد دنباله داری که یکی از خطرهای اصلی برای نابود کردن زمین به شمار می‌رفت، برای همیشه از بین رفت و بقایای آن نیز تا 12 هزار سال دیگر قابل مشاهده نخواهند بود

این ستاره دنباله‌دار که طی ماه‌های اخیر خود را به بخش‌های داخلی سامانه خورشیدی رسانده بود، در 16 اکتبر به نزدیک‌ترین فاصله خود از زمین رسید در حالی که چیزی به جز خرده‌های متلاشی شده نبود. به نظر می‌آید سرنوشت النین در ماه سپتامبر و در زمانی که در نزدیک‌ترین فاصله‌اش از خورشید قرار داشت، برای همیشه مشخص شده بود.

به گفته "دان یئومانز" از لابراتوار JPL ناسا این دنباله دار به همان سرنوشتی دچار شد که دنباله‌دارهای جدید در هنگام عبور از نزدیکی خورشید به آن دچار می‌شوند. دنباله دار النین متلاشی شد. بقایای این دنباله دار نیز رفتاری مانند بقایای بقیه دنباله دارهای از هم متلاشی شده خواهند داشت.

به گزارش خبرگزاری مهر، یئومانز، النین را ستاره دنباله داری می‌داند که دیگر وجود ندارد و باید به دست فراموشی سپرده شود. JPL نیز بر روی صفحه توئیتر خود خبر مرگ دنباله دار النین را به صورت رسمی اعلام کرده است.

در تاریخ 10 سپتامبر 2011، دنباله دار النین به فاصله 75 میلیون کیلومتری از خورشید رسیده و در قطعات کوچکی متلاشی شد. در ماه اکتبر زمانی که این دنباله دار به فاصله 35.4 میلیون کیلومتری از زمین رسید، تنها توده‌ای از غبار بود که با استفاده از تلسکوپ‌ها قابل رصد بود.

دو تصویر از دنباله دار النین، در تصویر سمت راست به خوبی واضح است که چیزی از این دنباله دار باقی نمانده است

دنباله دار النین برای مدتی به یکی از اصلی‌ترین موضوعات اینترنتی تبدیل شده بود زیرا شایعه شده بود این دنباله دار می‌تواند برای زمین فاجعه بار باشد. در بعضی از موارد گفته شده بود این دنباله دار به واسطه تعاملات گرانشی‌اش با زمین می‌تواند عامل بروز زمین لرزه‌های هولناک شود. در بعضی موارد این دنباله دار سیاره‌ای بزرگ به نام "نیبیرو" معرفی شده بود که می‌توانست برای زمین به شدت خطرساز باشد.

با این همه ناسا پیش از نابودی النین نیز تمامی این شایعات را رد کرده بود.

یئومانز انتظار دارد با مرگ این دنباله دار نظریه‌های جدیدی درباره جان سخت بودن دنباله دار النین و اینکه این ستاره هنوز زنده و دردسرساز است، بر سر زبان‌ها بیفتد.

منبع: همشهری و هوپا


 
برخوردهای مرگبار ستاره های دنباله دار
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین


برخی از ستاره ها فعالیت شهابی بسیار بالایی در اطراف خود دارند که می تواند هر گونه حیات در اطراف شان را به نابودی محکوم کند. تحقیقات در دست اجرا سعی دارد تعیین نماید کدام قسمت از سیستم های ستاره ای ممکن است در اثر فشار ستاره های دنباله دار غیر قابل زیست باشد.

بسیاری از ستاره های دنباله دار منظومه شمسی مان در کمربند Kuiper یافت می شوند، درحالیکه صفحه ای پر از نخاله و ضایعات و گردغبار(debris-filled disk) که از مدار نپتون (30AU) تا تقریباً دو برابر این فاصله گسترده شده آنها را احاطه نموده است. در ستاره های دیگر نیز صفحه ضایعات یا debris-filled disk های مشابهی شناخته شده است.

Jane Greaves از دانشگاه St. Andrews در اسکاتلند گفت: «نخاله ها، گرد و غبار و ذرات بزرگتری هستند که به واسطه خرد شدن درونی ستاره های دنباله دار و آستروئیدها به وجود آمده اند.»

 

بر اساس داده های به دست آمده از تلسکوپ فضایی Spitzer تقریباً 20 درصد ستاره های خورشید مانند debris disks هایی دارند که از کمربند Kuiper ما بزرگتر و وسیع تر است. ضایعات و نخاله های بیشتر یعنی ستاره های دنباله دار بیشتر، اما آیا این موضوع همچنین به معنی قدرت نابودی بیشتر برای هر سیاره زمین مانندی است که احتمالاً در اطراف این ستاره ها در حال چرخش می باشد؟

 

جواب این سوال بستگی دارد به این که آیا هیچ سیاره گازی بزرگی در اطراف وجود دارد یا خیر.

نشان داده شده که ژوپیتر، زمین را از برخی ستاره های دنباله دار حفاظت می کند و این کار را با منحرف نمودن آنها به خارج از منظومه شمسی انجام می دهد. با این وجود دانشمندان در 2007 نشان دادند که ژوپیتر نیز ستاره های دنباله دار دیگری را به مسیر گردش مدارهای زمین می فرستد.

در حقیقت اگر ژوپیتر به اندازه زحل بود، تعداد برخوردها به زمین خیلی بیش از اینها بود.

Greaves در حال مدل سازی است تا نشان دهد ستاره های دنباله دار چطور به طور اساسی تحت تاثیر توده های گازی بزرگ قرار می گیرند. نتایج حاضر شده وی نشان می دهد که ستاره های دنباله دار برای درصد کمی از ستاره های خورشیدمانند مشکل بزرگی به شمار می روند.

 

تصویر گرافیکی نشان دهنده کمربند سیارکی کشیده شده ای به همراه سنگ ها  و ضایعات و گردغبار اطراف که به دور ستاره ای شبیه به خورشید ما ( زمانی که نزدیک به 30 میلیون سال داشته ) در حال گردش می باشند. 

 

در اوایل تاریخ منظومه شمسی مان، حجم زیادی از باقی مانده های بر جای مانده از تشکیل سیارات وجود داشت.

تمام این نخاله ها و ضایعات تحت تاثیر بمباران سنگینی از ستاره های دنباله دار و آستروئیدها قرار گرفت؛ دهانه های آتشفشان مانند روی ماه شاهدی دال بر این مطلب است. (اغلب این علائم روی زمین با گذشت زمان دچار فرسایش شده اند و یا به دلیل فعالیت های تکتونیک ناپدید گشته اند.)

عاقبت حدود 8/3 بیلیون سال پیش حدوداً 700 میلیون سال پس از تشکیل منظومه شمسی تعداد این برخوردها به تدریج کم شد.علت این کاهش احتمالاً به خاطر تغییر در مدارهای توده های گازی بزرگ بوده که بسیاری از ستاره های دنباله دار را منحرف کرده.

ژوپیتر و زحل با فشار آوردن بر روی مدارهای اورانوس و نپتون به سمت خارج مهاجرت کردند.Greaves می گوید این امر کمربند Kuiper را مغتشش ساخت و بسیاری از ستاره های دنباله دار را به فضای بین ستارگان فرستاد.

تصور یک هنرمند از سیاره ای که توسط بمباران مداوم شهاب ها و ستاره های دنباله دار خشک و لم یزرع شده است.

تصور یک هنرمند از سیاره ای که توسط بمباران مداوم شهاب ها و ستاره های دنباله دار خشک و لم یزرع شده است.

وی گفت: «این احتمالاً یک پدیده بسیار ویژه است و یا ممکن است در دیگر سیستم های ستاره ای نیز رخ دهد. اما هنوز نمی دانیم، به خاطر اینکه اطلاعات محدودی درباره سیارات بزرگ آنها در دست داریم.»

 

برخوردهای مرگبار (Catastrophic)

هنوز سیاره مان به طور کامل نسبت به برخوردهای مرگبار ایمن نشده است. بسیاریی از دانشمندان بر این باورند که دایناسورها در اثر برخورد یک شهاب یا یک آستروئید 4 تا 20 کیلومتری به نقطه ای در شبه جزیره Yucatan، در 65 میلیون سال قبل منقرض شده اند.

این برخورد منجر به یک انفجار عظیم جهانی و در نتیجه نابودی بیش از نیمی از فرم های حیات این سیاره شد.

 

برخورد یک جسم 100 کیلومتری با زمین هیچ موجود زنده ای باقی نخواهد گذاشت مثل یک "برخورد Catastrophic " تمام پوسته زمین را متلاشی خواهد نمود و اتمسفر را در فضا پخش خواهد کرد.

احتمالا زمین تعداد اندکی از این برخوردهای Catastrophic را در زمانی که هنوز حیات به شکلی می شناسیم شروع نشده بوده، تجربه کرده است.

 

Greaves گفت: «از آنجایی که برخرودهایی از کلاس "دایناسور کشنده" حدوداً هر 100 میلیون سال یک بار بر روی زمین اتفاق می افتد، غیر محتمل خواهد بود که یک پدیده دیگر از گره 100 کیلومتری را در طول حیات خورشید تجربه کنیم.»

 

میزان برخوردها به یک سیاره چقدر باید باشد تا از تشکیل هر گونه فرمی از حیات جلوگیری کند؟

Greaves معتقد است که در سیاره ای که هر 20 میلیون سال متحمل برخوردهای 10 تا 100 کیلومتری می شود، حیات نمی تواند شکل گیرد. این نوع برخوردها به ارگانیسم ها وقت کافی نمی دهند تا در فاصله بین دو برخورد بهبودی یافته و زندگی خود را دوباره شروع کنند. تنوع زیستی در سطح پایینی باقی می ماند، بنابراین احتمال کمی وجود خواهد داشت که گونه ها در برخوردهای ویرانگر بعدی زنده بمانند.

در کار قبلی، Greaves و همکارانش اندیشیدند که Tau Ceti (یک ستاره خورشید مانند نزدیک که هدف مناسبی برای تحقیقات SETI بوده) به خاطر تعداد زیاد ستاره های دنباله داری که در اطراف آن وجود دارد غیر قابل زیست است. (وی می گوید هرچند ممکن است این ارزیابی بدبینانه باشد.)

 

تیم او در حال حاضر به دنبال تهدیدات جدی از سوی ستاره های دنباله دار هستند. آنها سیستم های سیاره ای مختلفی را مورد بررسی قرار داده اند. – هم آنهایی که دارای توده های گازی بزرگ هستند و هم آنهایی که فاقد آن می باشند-

از این رو آنها تخمین زده اند حداقل تعداد کمی از ستاره ها هستند که آن قدر تحت تاثیر برخوردها ستاره های دنباله دار قرار دارند که نتوانند به عنوان میزبان های مناسب حیات عمل کنند.

 

منبع : سایت نجوم ایران

ترجمه نعیمه موحدی از سایت خبری Foxnews.com



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
کشف آمینواسید در مواد به جا مانده از ستاره های دنباله دار
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸ : توسط : حسین

کشف آمینو اسید در مواد به جا مانده از ستاره های دنباله دار برای اولین بار می تواند نشانه حضور گسترده عوامل تشکیل دهنده حیات در فضا باشند.

به گزارش خبرگزاری مهر ، محققان موفق به یافتن نشانه هایی از عوامل اصلی سازنده حیات در غبارهایی شده اند که از دنباله ستاره های دنباله دار به جا مانده اند کشفی که می تواند پراکندگی عوامل بنیادین حیات در کهکشانها را به اثبات برساند.

دانشمندان مرکز فضایی گدارد ماده ای به نام گلیسین یکی از آمینو اسیدهای ساده و از عوامل موثر در تشکیل حیات را در نمونه های به دست آمده از ستاره دنباله دار wild 2 به دست آوردند. این نمونه توسط فضاپیمای استرادوس ناسا که در سال 2006 در صحرای یوتا سقوط کرد به دست آمده است.

به گفته محققان با کشف این ماده اکنون می توان مطمئن بود که ستاره های دنباله دار عامل انتقال آمینو اسیدها به زمین بوده اند. آمینو اسیدها در گذشته در شهاب سنگها نیز مشاهده شده بودند اما این اولین باری است که این ذرات حیاتی در ستاره های دنباله دار کشف می شوند.

فضاپیمای استرادوس در سال 1999 مسافرت 2.9 بیلیون مایلی خود را در فضا آغاز کرد و پنج سال پس از آغاز ماموریت موفق به مشاهده ستاره دنباله دار wild 2 شد. استرادوس با پرواز در ارتفاع 236 کیلومتری از ستاره دنباله دار از میان دنباله ستاره عبور کرده از غبارها و گازهای آن نمونه برداری کرد.

به گفته محققان ماده گلیسین در ابتدا چند ماه پس از فرود فضاپیما شناسایی شد و سالهای پس از آن به منظور تعیین هویت ماده کشف شده سپری شده است.

بر اساس گزارش لس آنجلس تایمز، محققان با وجود اینکه کشف گلیسین در دنباله ستاره wild 2 را کشفی بزرگ و ارزشمند می دانند اما در عین حال معتقدند کنار هم قرار گرفتن مواد مورد نیاز تشکیل حیات در زمین، نمی تواند مدرکی محکم برای اثبات چگونگی آغاز حیات باشد و برای یافتن پاسخ این سوال همیشگی تحقیقات همچنان باید ادامه داشته باشد.


 
معمای هولمز
ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٦ : توسط : حسین

دنباله‌دارها همواره غافلگیرکننده‌اند. ناگهان فوران می‌کنند یا خلاف پیش‌بینی‌ها کم‌فروغ می‌مانند. این بار دنباله‌داری بسیار کم‌نور در اوایل آبان 1386 دچار فوران ناگهانی‌ای می‌شود که آن را فقط طی یک شبانه‌روز حدود یک میلیون بار درخشان‌تر می‌کند، در حدّی که از آن شب تا هفته‌ها بعد با چشم غیر‌مسلح از شهرهای بزرگ دنیا نیز دیده می‌شده است.

بابک امین‌تفرشی‌
شب یکم آبان ۱۳۸۶، کوهستانی در جزایر قناری، اقیانوس اطلس. رصدگر اسپانیایی، خوآن آنتونیو سانتانا در تصویر سی‌سی‌دی از دنباله‌دار کم‌فروغ هولمز ۷۱p پدیدهِ عجیبی را می‌بیند. دنباله‌دار که تا ساعاتی قبل از قدر ۱۷ و دور از تیررَسِ بیشتر تلسکوپ‌های آماتوری بود، اکنون به قدر ۱۰ رسیده است. او به سرعت گزارش خود را به رصدگران دیگر و گروه اینترنتی رصدگران دنباله‌دار۱ می‌فرستد. ساعاتی بعد رصدگری از ژاپن آن را از قدر ۷ گزارش می‌کند و کمتر از ۲۴ ساعت بعد در شامگاهِ دوم آبان رصدگرانی از اروپا و ایران آن را ناباورانه از قدر ۵/۲ می‌بینند۲؛ یعنی حدود ۱۵ قدر یا یک میلیون بار درخشان‌تر از یک شب قبل. خبر این فوران عظیم به سرعت در اینترنت پخش می‌شود و منجمان آماتور و اخترشناسان حرفه‌ای با گرایش رصد و تحلیل دنباله‌دارها در کشورهای مختلف منتظر شب می‌مانند تا در آسمان صاف هولمز را جستجو کنند. دنباله‌دار که تا شبِ قبل فقط با تلسکوپ‌های بزرگ‌تر از یک متر دیده می‌شد حالا حتی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان با چشم غیر‌مسلح همچون ستاره‌ای از قدر دوم پیدا بود؛ ستاره‌ای نو در کنار آلفا-‌‌برساوش یا مِرفَق که شکل لاندا‌‌مانندِ صورت فلکی برساوش را با حضور خود به هم ریخته بود. هولمز به همراه برساوش از ابتدای شب تا سپیده‌دَم در آسمان شمالی دیده می‌شد و هزاران هزار رصدگر با چشم یا ابزارهای پیچیده، حتی از برخی از عرض‌های نیمکرهِ جنوبی، به تماشای تحول آن نشستند. این فوران سریع یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های تاریخ نجوم، دست‌کم در یک قرنِ گذشته، بوده است.


نمایش هولمز در آسمان‌
روشنایی هولمز پس از فوران، درست مانند سال ۱۸۹۲، در حدود سه هفتهِ اول تقریباً ثابت ماند و از قدر کمتر از ۳ به خوبی دیده می‌شد. یک هفته پس از فوران، گیسوی پُر‌نور به قدری گسترش یافته بود که با چشم برهنه ستاره‌ای مِه‌آلود و مانند اجرام غیر‌ستاره‌ای دیده می‌شد. با گسترش گیسو از روشنایی سطحی (قدر در واحد سطح) دنباله‌دار کاسته شد و رصد جزییات کم‌نورتر گیسوی آن در شهرهای بزرگ کمی دشوار شد اما این قرص بزرگ نمایی باوَرنکردنی در تلسکوپ‌ها و جالب‌توجه با دوربین‌های دوچشمی و حتی با چشم بود.

وضعیت رصدی دنباله‌دار در شب‌های آینده نیز مناسب است. نمودار پیش‌بینی قدر دنباله‌دار (صفحه بعد) نشان می‌دهد که احتمالاً تا اواخر دی ۱۳۸۶ در حدّ چشمِ برهنه -‌به دور از نور شهر و مهتاب- می‌ماند و اندازهِ ظاهری آن تا حدود چهار تا پنج برابر قرص ماه بزرگ می‌شود! حرکت هولمز در زمینهِ ستاره‌ها بسیار آرام است. زیرا دنباله‌دار در فاصلهِ زیادی از ماست. به همین سبب تا چند ماه بعد کماکان در برساوش است. هولمز در شب‌های آخر آبان به آلفا- برساوش (مرفق) و گروه ستاره‌ای (خوشهِ کم‌تراکم) آن نزدیک ‌شد به طوری که در شب ۲۸ آبان به فاصلهِ کمتر از یک‌سوم درجه از این ستاره ‌رسید و منظرهِ زیبایی را برای رصدگران و عکاسان آسمان خَلق ‌کرد. در مدت ملاقات با مرفق، روشنایی این ستاره بارز سبب رنگ باختن هولمز شد و چند شبی آن را از دید چشم غیر مسلح خارج کرد. پس از آن مسیر خود را به سوی دیگر برساوش تا ستارهِ معروف را‡س‌الغول (بتا-‌برساوش) پیش گرفت به طوری که در اواخر دی و اوایل بهمن به نزدیکی این ستارهِ متغیر می‌رسد.

در زمان انتشار این شماره نجوم در اواخر آذر ۱۳۸۶ هولمز کماکان بارزترین جرم غیرستاره‌ای آسمان شمالی پس از خوشه پروین است. به دور از نور شهر با چشم برهنه دیگر ابر بسیار کوچک و دایره مانندی نیست بلکه توده‌ای کشیده است. دنباله‌دار در جهت مخالف خورشید به سبب پخش شدن تدریجی گیسو کشیده شده و شکلی تخم مرغ مانند پیدا کرده است که در رصد با دوربین‌های دوچشمی یا تلسکوپ‌هایی با میدان دید باز بسیار دیدنی است. عکاسان نجومی کماکان با نوردهی‌های کوتاه نیز (کمتر از یک دقیقه) می‌توانند توده هولمز را به خوبی ثبت کنند؛ اگرچه نوردهی‌های طولانی‌تر جزییات بیشتری را پدیدار می‌کند.
احتمالاً با ابزارهای رصدی آماتوری دنباله‌دار را تا نیمه دوم زمستان نیز می‌توان دنبال کرد. باید دید که آیا مانند سال ۱۸۹۲ میلادی فوران ثانویه‌ای نیز دنباله‌دار را دوباره درخشان خواهد کرد یا خیر.


فرضیه‌های درخشش ناگهانی‌
اما علت درخشش ناگهانی هولمز چه بوده است؟ آیا تلسکوپ‌های بزرگ جزییات بیشتری از آن را آشکار کرده‌اند؟ این‌گونه فوران‌ها در دنباله‌دارها چندان غیر‌عادی نیست اما معمولاً در بازه‌ای طولانی‌تر و در مقیاس کوچک‌تری رخ می‌دهند. برخورد یک خُرده‌سیاره با هستهِ دنباله‌دار می‌تواند سبب فوران شود. عبور دنباله‌دار از میان تودهِ غَنی از شهابواره‌های به جا‌مانده از دنباله‌داری دیگر نیز ممکن است عامل محرکی باشد. برخورد یکCME خورشیدی یا فوران ماده از تاج در دنباله‌دارهای نزدیک به خورشید نیز عامل محرک دیگری است. تکه‌تکه شدن هستهِ دنباله‌دار، مانند دنباله‌دار شواسمان-‌واخمان۳‌ در بهار ۱۳۸۵، علت دیگر فوران ناگهانی برخی دنباله‌دارهاست. در همهِ این پدیده‌ها آنچه رخ می‌دهد تغییراتی در هستهِ دنباله‌دار است؛ کوه یخی به قطر چند کیلومتر که با گیسویی از ذرات گاز و غبار به قطر چند هزار تا چند ده هزار کیلومتر در اطراف خود پوشیده شده است. وقتی بر اثر یکی از پدیده‌های گفته‌شده سطح تازه‌ای از یخِ هستهِ دنباله‌دار در مَعرض تابش شدید خورشید قرار می‌گیرد فوران‌های جِت‌مانندی از گاز و غبار از یخِ سپید تازه به فضا پرتاب می‌شود، و از سوی بخشی از گازِ حَبس‌شده در ساختار متخَلخِلِ این کوه یخ به فضا منتشر می‌شود. در نتیجه گیسو غنی از این گازِ تازه و غبار بازتاب‌کننده می‌شود و بسیار پُر‌نورتر از قبل می‌درخشد. با گذشت زمان این ذرات در فضا پخش می‌‌شوند و گیسو بزرگ و کم‌نور می‌شود. همزمان ذرات بادِ خورشیدی و فشارِ تابش خورشید ذرات گیسو را به عقب پس می‌زند و دُم دنباله‌دار را ایجاد می‌کند.

در مورد هولمز گیسو بسیار بازتاب‌کننده بود زیرا به جای گازْ بیشتر از ذرات غبار تشکیل شده بود و همین موضوعْ پَراکَنِش و کم‌سو شدنِ گیسو بر اثر نیروی پخش‌کنندهِ باد خورشیدی را به تعویق انداخت زیرا این ذرات بسیار سخت‌تر از ملکول‌های سبُک گاز از فشار باد و تابش خورشیدی تأثیر می‌گیرند. از چند شب پس از فوران گیسوی کم‌نورتری مثل هاله‌ای سبز و شَبَح‌گون در اطراف گیسوی غباری سفید‌-‌زردِ دنباله‌دار ثبت شد که حتی با تلسکوپ در شبی تاریک به طور مستقیم نیز دیده می‌شد. رنگ این هاله مانند گیسوی سبز بیشتر دنباله‌دارها حاصل تابش ملکول‌های کربن ترکیبات کربُنی مانند ۲C و گاز سیانوژن(CN) است که در یخِ هستهِ دنباله‌دارها، به ویژه در پوشش سطحی، یافت می‌شود.

اما هولمز دُم باشکوهی از خود به نمایش نگذاشت و در رصد با چشم برهنه ستاره‌ای مه‌آلود و بی‌دُم ماند. ذرات غبار گیسو از یک سو، فاصلهِ زیاد دنباله‌دار از خورشید از سوی دیگر و از همه مهمتر زاویهِ کشیدگی دنباله‌دار عوامل اصلی بودند. در این ایام زمین تقریباً (با اختلاف حدود ۱۵ درجه) در بین دنباله‌دار و خورشید قرار دارد در نتیجه دُمِ دنباله‌دار در پشت آن از دید ما مخفی می‌شود و فقط تصویر کوتاه و کم‌نوری از دُم را می‌بینیم که در نوردهی‌های طولانی‌مدت عکاسی نجومی با تلسکوپ

منبع :مجله ی نجوم