خورشید گرفتگی جزئی از فضا
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩ : توسط : حسین

این اولین باری است که رصد خانه پویایی خورشیدی ناسا به چنین رویدادی دست میزند. به تاریخ 7 اکتوبر 2010 رصد خانه فضایی ناسا برای اولین بار عبور ماه را زمانی که ماه نو مستقیمأ بین سفینه و خورشید می گذشت (در مدار هماهنگ با زمین) رصد نمود.رصد خانه پویای خورشیدی خورشید را در طول موج های بسیار شدید فرابنفش رصد میکند و به همین علت ماه تاریک در این تصویر کسوف جزئی را ایجاد نموده است.



با اینکه برای رصدگران این تصاویر از زیبایی و جالبی خاصی برخوردار است، اما برای تیم علمی رصدخانه پویایی ارزش عملی دارد. کارل شریجویر از آزمایشگاه اخترفیزیک و خورشیدی لوک هید- مارتین می گوید: " لبه های بسیار تیز قرص ماه به ما فرصت میدهد تا خصوصیات داخل مدار تلسکوپ را اندازه گیری کنیم؛ یعنی انکسار نور روی اپتیک ها را تصحیح نموده و رشته های عظیم روی تصویر را فیلتر کنیم.



"به محض تعیین این خصوصیات، متیوانیم اطلاعات بدست آمده را جهت تصحیح داده های مان برای اثرات ابزاری بکار برده و تصاویر بعدی را به مراتب واضحتر بگیریم."

منبع : http://www.kabulsky.com , http://www.hupaa.com


 
سیاره‌ی فراخورشیدی بسیار داغ
ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

همانطور که میدانید نگرانی جهان امروز افزایش حرارت اتمسفر زمین است که بطور میانگین در طی قرن آینده چند درجه افزایش خواهد یافت. اما تصور کنید بر روی سیاره ای زندگی میکنید که دمای اتمسفر آن ظرف مدت چند دقیقه میتواند به هفتصد درجه سانتی گراد برسد.

 همچین سیاره‌ای به نام( اچ بی هشت شصت شش بی ) شناخته شده است. یک سیاره غول پیکر گازی که به دور ستاره ای که دویست سال نوری از زمین فاصله دارد میچرخد. نیروی گریز از مرکز مداری که پیرامون ستاره قرار دارد، آن  را از یک سیاره دور و قابل سکونت در مجاورت زمین تبدیل به ناحیه ای مشتعل و سوزان کرده. HD80606b  از سیاره عطارد نیز به خورشید نزدیکتر است. حسگرهای مادون قرمز تلسکوپهای فضایی اسپیدزر (NASA's Spitzer Space)  درجه حرارت این سیاره را همانطور که با سیر نزولی به ستاره نزدیک میشد اندازه گرفت و مشاهده کردند که موج گرمای سیاره ای تا هشتصد درجه کلوین افزایش می یابد و ظرف مدت شش ساعت به هزار و پانصد درجه رسید. برای آن دسته از خوانندگان که دوست دارند همیشه به تصاویر چاپ شده هنری اعتراض کنند تصویری این جاست که نمونه بدیع ایجاد شده توسط یک برنامه کامپیوتری جدید است که تابش های تشعشعی را که  در این فرآیند منتقل میشود.

 

گریگوری لافلین،استاد ستاره شناسی و اختر فیزیک و سردبیر گزارش‌هایی که در مورد نتایج یافت شده در مجله نیچر (UCSC ) منتشر میشود گفت : ما نمیتوانیم تصویری مستقیم از سیاره بگیریم، اما استنباط میکنیم اگر شما به این سیاره بروید شرایط چگونه خواهدبود. توانایی رفتن به ماورای درک هنری و انجام واقعیت هایی شبیه سازی شده از آنچه واقعاً دوست دارید ببینید بسیار هیجان آور است. این اولین باری است که ما متوجه میشویم چه تغییراتی بر روی سیاره ای که خارج از منظومه شمسی ما واقع شده است، رخ میدهد این نتایج بسیار هیجان آورند زیرا سرنخ های مهمی در مورد ویژگی جوی آن سیاره به ما میدهد تلسکوپ‌های ناسا این سیاره را سی ساعت قبل و در خلال نزدیک شدن آن به ستاره رصد کردند. سیاره از پشت ستاره عبور کرد ( این رخداد دومین گرفتگی نامیده میشود )

 این موقعیت مناسبی برای لافلین و همکارانش بود که نمیدانستند در حالیکه رصد را برنامه ریزی میکردند سپس چه رخ میدهد. این گرفتگی به آنها اجازه میداد اندازه دقیقی از ستاره بگیرند و بنابر این میتوانستند درجه حرارت دقیق آن سیاره را تعیین کنند. این سیاره چهار برابر بزرگتر از مشتری است و هر 111 روز یکبار به دور مدار خود میچرخد. لافلین میگوید : اگر میتوانستید ابرهایی را که بر فراز این سیاره شناورند ببینید، قطعا مشاهده می کردید که خورشید این سیاره بزرگتر وسرعت آن سریع تر و سریع تر میشود و روشنایی و درخشندگی آن افرایش می یابد.

 پائول بالتر میگوید با یافتن 200 سیاره جدید تفاوت و غرابت این دنیاهای تازه مرا به حیرت و شگفتی انداخته است. بالتر اندازه ستاره را با دقت بدست آورد و توانست مدار سیاره را نیز با دقت محاسبه کند. کار بالتر کاری  آشکار و واضح برای نیمی از سیاره های شناخته شده برون خورشیدی است. دانیل کاسن (Daniel Kasen )  توانست تصویری با برنامه ای جدید منتشر کند که میتواند شدت نوری که از سیاره ای تابان می آید را اندازه گیری وهمچنین نیز میتواند بازتاب نورهای منعکس شده از سطح سیاره را نیز اندازه گیری کند. انتظار میرود این سیاره زمانی که در ماه فوریه ( بهمن و اسفند ) از زمین رصد میشود از مقابل ستاره اش بگذرد و تیم های تحقیقاتی بتوانند دوبار این رخداد را ببینند.

منبع: آسمان شب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
مریخ : سیب کپلر
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

 

یوهان کپلر(1571-1630) یکی از دستیاران تیگو براهه منج مشهور دانمارکی  بود. وی تلاش می کرد تا تا از طریق ریاضیات، منظومه خورشید مرکزی را توجیه و ثابت کند. به همین دلیل کپلر، هندسه را برای توجیه این مسئله انتخاب کرد. او همچنین از طریق هندسه توانست، مدار سیارت و دوره تناوب آن ها را با درصد خطای کمترمحاسبه کند.  کپلر پیش از آنکه به عنوان دستیار تیگو براهه درآید، الگویی برای محاسبه نسبت فواصل بین سیارت ارائه کرد.

در این الگو، کپلر پنج چند وجهی منتظم ( نوعی چند وجهیست که اضلاع و زاویه های تمام وجوه آن یکسانند) را با ترتیب خاصی  به صورت تو در تو، در درون یکدیگر قرار داد. بین هر دو چند وجهی منتظم فضای خالی وجود داشت که در میان آن ها نیم کره هایی گنجانده شده بود. در این الگو، پنج چند وجهی منتظم و شش نیم کره تعبئه شده بود که نخستین و کوچکترین نیم کره در درون داخلیترین چند وجهی منتظم و ششمین و بزرگترین نیم کره در خارج از الگو قرار داشت به طوری که تمام الگو در این نیم کره واقع بود. این نیم کره ها نقش مدار سیارات را داشتند. و به این ترتیب کپلر توانست نسبت فواصل مدار سیارات را با 5 درصد خطا محاسبه کند.  کپلر با ارائه این الگو مهارت و قدرت ریاضی خود را نشان داد و به همین دلیل به عنوان دستیار تیگو براهه در اورانیبورگ، که رصد خانه ای بود در جزیره هون که توسط پادشاه دانمارک ساخته شده بود، منصوب شد. نخستین ماموریتی که به کپلر داده شد، محاسبه و تعیین مدار مریخ بود. وی در تعیین مدار مریخ از منظومه خورشید مرکزی استفاده کرد. او به مدت یک سال و نیم مشغول رصد و محاسبه مدار مریخ بود.

امّا او به نتیجه شگفت آوری  دست یافت. حرکت طولی مریخ (شرق وغرب دایره البروج ) که کپلر محاسبه کرد با حرکت طولی که تیگو براهه بدست آورده بود، حدود 8 دقیقه قوسی اختلاف داشت . دیگر دستیاران تیگو علت این اختلاف را خطای ابزار می دانستند. امّا کپلر این طور فکر نمی کرد، چون ابزار های آزمایشگاه تیگو براهه حداکثر خطایی که داشتند دو یا سه دقیقه بود. کپلر می پنداشت که مسیر حرکت مریخ نبایستی دایره باشد. به همین خاطر به دنبال شیوه دیگری برای محاسبه و تعیین مدار مریخ برآمد.  موضع رصد و محاسبه مدار مریخ توسط تیگو براهه و کپلر از زمین متحرک بود.

و به همین خاطر کپلر در صدد بر آمد تا چارچوب خود را از زمین متحرک به خورشید که ثابت است، منتقل کند. کپلر برای این کار، بایستی مدار زمین را به طور دقیق تعیین کند. او برای تعیین مدار زمین، فرض مسئله خود را چنین قرار داد که در لحظه ابتدا، زمین، خورشید و مریخ در یک راستا قرار دارند. دوره تناوب مریخ که او بدست آورده بود، 687 روز بود. پس از یک دوره مریخی (یعنی 687 روز) مریخ دوباره به موضع خود می رسد، امّا در این لحظه زمین در موضع قبلی نبوده یعنی زمین، مریخ و خورشید در یک راستا قرار ندارند. چون دوره زمینی 365 روز می باشد.

از این طریق کپلر توانست مدار زمین را مشخص کند. او مدار زمین را دایره بدست نیاورد بلکه مدار زمین را بیضی نزدیک به دایره یافت. او مشاهده کرد که سرعت زمین در نزدیکی خورشید افزایش می یابد. و این مسئله ذهن کپلر را مشغول کرده بود. و او برای حل مسئله خود به دنبال علت فیزیکی آن می گشت. وی فکر می کرد که خورشید بر سیارات نیرو وارد می کند که آن ها را در مدار نگه داشته. امّا روشی برای اثبات عقیده خود نداشت. امّا شیوه اثبات هندسیّه مدار زمین موجب شد که کپلر قانون اول خود را تدوین کند. مطابق این قانون خط واصل سیاره و خورشید در بازه زمانی یکسان، مساحت یکسانی را جارو می زند. و به عبارتی این قانون نشان می دهد که سرعت سیارات در نقاط مختلف مدار در یک دوره تغییر می کند.

کپلر با تعیین مدار نسبتاً دقیق زمین، اکنون می توانست مدار مریخ را محاسبه کند. او در روشی مشابه با روش قبلی، مدار مریخ را تعیین کرد. او مدار مریخ را بیضی مایل به دایره بدست آورد. امّا شکل بیضی مدار زمین با بیضی مدار مریخ متفاوت بود. هر چند که بیضی ها از نظر شکل متفاوتند امّا در یک خواص کلی متشابه اند و اینکه هر نقطه واقع بر بیضی مجموع فاصله شان از دو نقطه ثابت به نام کانون، همواره یکسان و ثابت است. با کشف مدار بیضی مریخ و زمین، کپلر قانون دوم خود را توانست تدوین کند. به موجب این قانون، مدار سیارات به دور خورشید، بیضی می باشند و خورشید در یکی از کانون های بیضی قرار دارد.

کپلردر سال 1609 پس از آنکه دو قانون خود را تدوین کرد با دو مسئله مهم رو به رو شد و اینکه چرا مدار حرکت سیارات به دور خورشید بیضی است. و همچنین سرعت و مدار سیارات نبایستی تصادفی و مستقل از یکدیگر باشند. و به همین دلیل تلاش می کرد تا بتواند بین سرعت و اندازه مدار سیارات رابطه را بیابد. کپلر پس از ده سال محاسبه و بررسی توانست به رابطه ای میان اندازه مدار و دوره سیارات دست یابد.

کپلر در سال 1619 در کتاب هماهنگی جهان می نویسد:" پس از آنکه با تلاش و کوشش خود در مدتی طولانی، و با استناد به رصد های تیگو براهه، رابطه درست و حقیقی را پیدا کردم..."(1) این قانون که به قانون هماهنگی یا دوره تناوب نیز معروف است بدین شرح است: مربع دوره گردش سیارات با مکعب فاصله میانگین آن ها از خورشید متناسب است و یا به عبارتی دیگر، نسبت مربع دوره گردش سیارات به مکعب فاصله میانگین آن ها از خورشید همواره ثابت است.

 

این رابطه همیشه یک مقدار ثابتی است:    T^2/R^3

 

کپلر در واقع حرکات اجرام آسمانی را بر اساس هندسه و ریاضیات توصیف کرد و هرگز در مورد علت های آن چیزی نگفت. او دوست داشت که پدیده های آسمانی و حرکات اجرام آسمانی را بر اساس علت های فیزیکی توضیح دهد. تا اینکه نیوتون با ظهور خود در میدان رقابت، توانست با ارائه چهار قانون مهم خود( قانون چهارم همان قانون گرانش است) به این مسائل از دید فیزیکی و ریاضی پاسخ دهد.

در پایان این نکته را مستلزم می دانم که عامل مشترکی میان نیوتن و کپلر در کشف حقایق طبیعت وجود دارد البته شاید این عامل با دانشمندان دیگری نیز در اشتراک باشد، اما چون بحثمان درمورد کپلر هست این نسبت را به وی می دهیم. و اینکه افتادن سیب در برابر چشمان نیوتن منجر به این شد که نیوتن به فکر قانون گرانشی بیفتد و این امر سبب مشهور شدن او شد که تحول عظیمی را در فیزیک ایجاد کرد. و کپلر هنگامی  که به دستیاری تیگو براهه منصوب شد اولین ماموریت او رصد مدار مریخ بود، و این مدار مریخ بود که باعث شد کپلر به معمّاهایی برخورد کند، و در حل این معمّا ها قوانینی را تدوین نمود که با استناد به این قوانین توانست به این پرسش ها پاسخ دهد. مردم هم عصر نیوتن و همچنین مردمان قبل از او هیچگاه با افتادن سیب از درخت نتوانستند به فکر نیروی گرانشی بیفتند و مانند نیوتن شوند

دانشمندان هم عصر کپلر مانند تیگو براهه و حتی دانشمندان و منجمان قبل از او که مشغول رصد مدار سیارات بودند، نتوانستند مانند کپلر در مورد مدار سیارات این گونه فکر کنند

منبع : سایت فیزیک هوپا


 
اثر پدیده جزیره گرمایی شهر تهران بر کوه‌های مجاور
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧ : توسط : حسین
نوشته : مهندس جعفر سپهری

              مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی ایران


"هرگونه آسیبی که به محیط‌ زیست وارد کنیم، طبیعت از ما و از فرزندان ما، به سختی و با بی رحمی انتقام میگیرد".

تهران فرزند البرز (مرکزی) است. این فرزند خیره‌سر، اینک با پرورنده سر سپید خود چنان می‌کند، که هیچ‌کس در تاریخ نکرده است. نمک خورده و نمکدان می‌شکند و هیچ از قهر طبیعت و انتقام سخت آن نمی‌هراسد. با این وجود، کوهپایه‌های زیبای البرز، حتی امروزه هم جایگاه گیاهانی است که از شبنم بامدادی مرواریدهای غلتان بر سر تا به‌پای خود دارند و اشک ژاله بر دامن کوهسار می‌فشانند.

یکی از پدیده‌های فیزیکی که در پیرامون ما رخ می‌دهد، جذب پرتو فرابنفش UV توسط زمین و گسیل پرتو فروسرخ IR  به جای آن است. در حقیقت گرمایی که ما احساس می‌کنیم از زمین به ما می‌رسد. توجه به این نکته ضروری است که گرما نه در نیمروز که اوج تابش خورشید است، بلکه چند ساعت پس از آن به اوج خود می‌رسد. هر چه سطوح تیره‌تر باشند، گرمای گسیل شده به هوا بیشتر خواهد بود. در شهرها به ویژه در اَبَرشهرها، پهنه گسترده‌ای از سطح شهر مانند سقف ساختمان‌ها و خیابان‌ها تیره رنگ هستند. این سطوح تیره رنگ به ویژه در طی فصل تابستان، گرما را درخود جذب نموده و نابه هنگام آن را به هوا گسیل می‌دارند. گرمای ناگوار اَبَرشهر تهران ریشه در این نکته دارد. این پدیده باعث افزایش دمای مناطق مسکونی از 2 تا 15 درجه سانتیگراد شده و به نام پدیده جزیره گرمایی Urban Heat Island شناخته می‌شود. این پدیده نه‌تنها به محیط‌زیست تهران بلکه به پیرامون آن هم آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌سازد. شاید زیباترین و غنی‌ترین این زادبوم‌ها بخشی از کوه‌های البرز مرکزی که در همسایگی شمال تهران است، باشد.

آنچه که دشت بزرگ تهران و ری را از ژرفای تاریخ تا کنون زندگی بخشید، چشمه‌ساران جوشان و رودهای پر آبی است که از دل کوهستان برف‌انبار و افسانه‌ای البرز (مرکزی) برمی‌خواسته است.

مطالعات‌ باستان‌شناختى‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ رشته‌ کوه‌ البرز زیستگاه‌هایى‌ بسیار کهن‌ را در دل‌ خود جای‌ داده‌ است‌ که‌ بیشتر به‌ واسطة گذر زمان‌ مدفون‌ شده‌اند و به‌ نظر تپه‌های‌ طبیعى‌ مى‌آیند. این‌بار که عزم شیرپلا کرده از پس‌قلعه می‌گذرید، بدانید که دست‌کم هفت‌هزارسال تاریخ به شما نگاه می‌کند. از مسیری می‌گذرید که روزگاری تهمتن رستم دستان از آن گذشت تا کیقباد را از دژ البرز کوه آورده به تخت فرمانروایی ایران بنشاند. از مسیری می‌روید که در گذشته‌ای نه چندان دور هنوز کتیبه اشکانی بر فراز ویرانه‌های کاخ شاه میران (تله‌اسیژ کنونی) خودنمایی می‌کرده است.

اَلْبُرْز، رشته‌کوهى‌ غربى‌ - شرقى‌ در شمال‌ کشور ایران، و از رشته کوه‌های اصلی فلات ایران  است. البرز را بازمانده‌ از واژة اوستایى‌ هرابرزئیتى دانسته‌اند. این‌ دو نام‌ در زبان‌ پهلوی‌ هَربُرز و هربورچ‌  آمده‌ است‌. «بلند» و نیز «بالا» در فارسى‌ امروزی‌ از همان‌ ریشة بَرِز و برزئیتى‌ بازمانده‌ است. از همین ریشه واژه گَر در پارسی میانه را داریم در برجای مانده در واژگانی  مانند گَرچال، گَرشاه، گریوه، گریبان، گریزه، گریاشان و گرپادگان(گلپایگان).

بخش‌ جنوب‌ البرز مرکزی‌ به‌ توچال‌ معروف‌ است‌ که‌ بلندترین‌ قلة آن‌ سرتوچال خوانده‌ مى‌شود. همچنین بلندترین قلة ایران، این دیو سپید پای در بند، دماوند  در جنوب‌شرقى‌ البرز مرکزی‌ (شرق‌ تهران‌) قرار دارد. کوه‌های‌ جنوب‌ تهران‌  حد جنوبى‌ رشته‌ کوه‌ البرز (مرکزی) به‌شمار می‌رود. بر خلاف دامنه شمالی ‌ البرز با پوشش‌ انبوه‌ از گیاهان‌ و درختان‌، دامنه جنوبی آن خشک‌ و بى‌درخت‌ است.

کوه توچال در شمال تهران از ارتفاع 1800 متر در کوهپایه آغاز شده و به 3966 متر در نوک قله می‌رسد و یکی از زیباترین چشم‌اندازهای طبیعی پیرامون تهران را بوجود می‌آورد. این کوه و همسایگانش  زادبوم(اکوسیستم)‌های گوناگون و گونه‌های گیاهی فراوانی را در خود جای می‌دهد. با افزایش ارتفاع بر میزان بارش باران و به خصوص برف افزوده شده و دما کاهش می یابد و به علت سرمای شدید در ارتفاعات بالا برف تا میانه مرداد ماه باقی می‌ماند و بستر رشد گیاهان گوناگونی را در خود جای می‌دهد. زادبوم و زیست‌گاه‌هایی منحصر به فرد، که حاصل میلیون‌ها سال تعامل بسیار پیچیده و منظم عوامل محیطی، همانند اقلیم، خاک و دگرگونی‌های زمین‌شناختی و هواشناختی با عوامل زیستی گیاهی و جانوری است.

آبریز بیشتر رودهای‌ دامنة جنوبى‌ البرز دشت‌ کویر است. این‌ رودها هر چند به‌ سبب‌ شرایط خاص‌ اقلیمى‌ و وسعت‌ کم‌ حوضة آبگیر، از رودخانه‌های‌ فصلى‌ به‌ شمار مى‌آیند و در بیشتر ‌ سال‌ خشک‌ هستند‌، موجب‌ شکل‌گیری‌ و آبادانى‌ چشم‌اندازهای‌ جنوب‌ البرز،  از جمله‌ شکل‌گیری‌ شهرهای‌ تهران‌، کرج‌ و ری‌  شده‌اند و هفت‌هزارسال تمدن شناخته شده را در این مکان رقم زده‌اند. بخشی از جهان‌راه ابریشم، جاده همدان به هرات، یکى‌ از مهم‌ترین‌ راههای‌ بازرگانی و ارتباطى‌ باستان، که شرق و غرب عالم را به هم پیوند میزد،‌ نیز در همین‌ محور پدید آمده‌ است‌. رودخانه‌های‌ کرج‌ و جاجرود که‌ به کمک سدهای امیرکبیر و لتیان، آب‌ شهر تهران‌ را تأمین‌ مى‌کنند، از کوه‌های‌ سربلند البرز (مرکزی) سرچشمه‌ مى‌گیرند.  برف‌ موجود در کوهستان البرز اهمیتى‌ اساسى‌ در اقتصاد آبى‌ کشور دارد. با توجه‌ به‌ اینکه‌ این‌ ارتفاعات‌ تا نیمى‌ از سال‌ پوشیده‌ از برف هستند، ذخیرة چشمگیری از آب‌ را در خود جای‌ مى‌دهند که‌ به‌ صورت‌ رودهای‌ کوچک‌ از آن‌ جاری‌ مى‌شود. پایکوه‌های‌ جنوبى‌ البرز محل‌ مادرچاه‌ کاریز و قنات‌های‌ بسیاری‌ بوده‌ است‌ که‌ از منابع‌ آب‌ آشامیدنى‌ و آبیاری‌ تهران‌ و پیرامون آن‌ بوده‌اند. روستاهای‌ کوهستانى‌ دامنة جنوبى‌ و دره‌های‌ البرز مرکزی‌ دست‌ کم‌ از هنگام‌ پایتخت شدن‌ تهران‌ گردشگاه‌ تابستانى‌ اهالى‌ تهران‌ بوده‌ است و مردم در هنگام بیماری‌های فراگیر به آنها پناه می‌بردند.

دو شاخة رود هراز، رود نور در شمال‌ دماوند و رودلار در جنوب‌ آن، با امتداد شرقى‌غربى‌ حوضة آبگیر مهم‌ البرز مرکزی‌ را پدید مى‌آورند. به‌جز حبله‌رود و رود فیروزکوه‌، دیگر رودخانه‌هایى‌ که‌ به‌ سمت‌ جنوب‌ سرازیر مى‌شوند، حتى‌ به‌ جلگه‌های‌ دامنه‌ای‌ جنوب‌ البرز هم‌ نمى‌رسند. در دامنه‌های‌ جنوبى‌، کوهپایه‌ها به‌ سبب‌ داشتن‌ شیب‌ کمتر، زمینة لازم‌ را برای‌ فعالیت‌ کشاورزى‌ و ایجاد سکونت‌گاه‌ها فراهم‌ ساخته‌ است. از جانورانى‌ که‌ در کوههای‌ البرز (مرکزی) زندگى‌ مى‌کنند (می‌کردند!) مى‌توان‌ از کل‌، بز کوهى‌، آهو، خرس‌های‌ بزرگ، قوچ‌، گراز، گوزن‌ سرخ‌، پلنگ‌ و همچنین‌ پرندگانى‌ مانند انواع‌ عقاب‌، قرقاول‌، توکا، غاز و تیهوی‌ شاهى‌ نام‌ برد. واژه‌هایی مانند پیاز‌چال، شیرپلا و پلنگ‌چال گویای چشم‌اندازی بی‌مانند، بازمانده از دوران طلایی طبیعت البرز (مرکزی) هستند. هنوز هم گه‌گاهی گوشه چشمی از اوج زیبایی‌ها را می‌توان در این منطقه دید.

با وجود گوناگونی بالای گونه‌های گیاهی این منطقه از البرز (مرکزی)  کوه توچال و اهمیتی که پوشش‌های آن در پیش‌گیری از فرسایش خاک دارند، این منطقه در معرض تخریب شدید و ویرانگری قرار دارد. این ویرانگری‌ها، مستقیم و یا غیرمستقیم، از سوی ابرشهر تهران به این منطقه وارد می‌شود. با توجه به شیب تند دامنه‌های جنوبی این کوه‌ها که به ابرشهر تهران می‌رسند، هر گونه تخریب پوشش‌های گیاهی، علاوه بر نابود شدن گونه‌های نادر و زادبوم‌های طبیعی، منجر به عریان شدن زمین و فرسایش خاک می‌شود که پسامد آن اَبَرشهر تهران را در بر می‌گیرد. جاری شدن سیلاب‌های ویرانگر نمونه روشن آن است. 

اینک با افزایش پدیده جزیره گرمایی شهر تهران،  خطوط هم‌دما Isotherm بر فراز این شهر رو به سوی بالا نهاده است. این گرما غیرطبیعی، با برهم‌زدن قوانین طبیعی چهارفصل، که حاصل میلیون‌هاسال همزیستی جانداران با همدیگر است، پیامدهایی همچون خزان زودرس و بهاران کوتاه مدت به همراه دارد. حیات طبیعی مختل شده، زمان کافی برای رشد و نمو گونه‌های گیاهی فراهم نمی‌شود، در نتیجه بسیاری از این گونه‌ها رو به نابودی می‌روند. نابودی گونه‌های گیاهی، در مرحله نخست یعنی سیلاب‌های ویرانگر. همچنین ریشه‌های گیاهان با متخلخل نمودن خاک، امکان نفوذ بیشتر آب به لایه‌های پایین‌تر فراهم کرده، چشمه‌ساران را پشتیبانی می‌کند. با از میان رفتن پوشش گیاهی، نفوذپذیری خاک کمتر شده، چشمه‌ها (دِبی) آب کمتری تراوش می‌کنند. گرما باعث بالاتر رفتن خط ریزش برف شده، محل این ذخیره‌گاه حیات بخش را کوچک‌تر می‌نماید. برف کمتر یعنی آب کمتر و سرانجام زندگی کمتر، هم از دیدگاه کمیت و هم از دیدگاه کیفیت. از سوی دیگر پدیده جزیره گرمایی، همانند یک مانع سترگ طبیعی، ابرهای باران‌زا را کنار زده، از میزان و چگالی ریزش‌های جوی در منطقه می‌کاهد.

از سوی دیگر با صعود خطوط هم‌دما، آلاینده‌های بند شده در این لایه‌ها هم همراه آن صعود نموده و آسیب‌های بیشتری به محیط‌زیست وارد می‌سازند. آلایندههایی مانند CO2، O3، ... و از همه خطرناک تر SO2 که این گاز در ترکیب با رطوبت موجود در هوا به اسیدسولفوریک تبدیل شده موجب سوختن اندام‌های تنفسی می‌گردد. پدیده نگروزه شدن یا سیاه شدن و سوختن برگ درختان، حتی درختان مقاومی مانند گردو، اثر مستقیم این آلاینده نابه‌هنجار زندگی صنعتی است. هواویزهای‌زیستی bio aerosols هم که ترکیبی از هواویزهای جاندار و هواویزهای صنعتی هستند هم آثار ویرانگر خود را برجای میگذارند. مسبب این فاجعه خود ما هستیم که به جهت رفاه! بیشتر، هوا را مالامال از گرمای نادلپذیر و زهرآگین آکنده می‌کنیم.
اینک، هرگاه که از فراز البرز کوه به اژدهای هراس‌آور تهران نگاه می‌کنید، دم تَفیده و زهرآگین آن را به خاطر آورید و بیاندیشید که ما چه بکنیم تا آثار زیانبار و آسیب‌رسان این پدیده را به کمترین میزان برسانیم. همواره به یاد داشته باشیم که "هرگونه آسیبی که از سوی ما به محیط‌زیست پیرامونی وارد می‌شود، مستوجب پیگرد و مجازات است؛ دست قهار طبیعت در پیگیری و مجازات نه تنها از ما بلکه از فرزندان ما هم بسیار بی‌رحمانه و بدون گذشت عمل می‌کند".


 
پیشرفت کلیدی به سوی میکرو فضاپیماها
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸٧ : توسط : حسین

 

ناوگانهای فضاپیمایی کم هزینه و کوچک ، جهشی بزرگ نزدیک به پرتاب هستند . محققان در دویست و سی و شصتمین همایش ملی جامعه ی شیمی آمریکا یک تیغه فیلم تنظیم دمایی باریک جدیدی را نمایش دادند که موجب نزدیکترشدن این دید علمی تخیلی از "میکرو فضاپیما" که به سختی وزنش به 50 پوند و 10 پوند "نانو فضاپیما" می رسد به واقعیت می شود .

پراسانا چاندراسخار، گفت : " ما فرایندهایی در فضا که شدت گرما را از بین ببرند یا فضاپیما را در شدت سرما ، گرم نگهدارد ، نداریم . ممکن است این خیلی ناچیز به نظر برسد اما ، کنترل دمایی فضاپیما به طور قطع بسیار سخت است . فعلا ، هیچ راهی برای انجام آن برای فضاپیماهای خیلی کوچک وجود ندارد ."

 

با وجود بها 5 هزار دلارگردش یک پوند از محموله بار معلق پیرامون ، انتظار می رود میکروفضاپیما نیروی محرکه آینده توسعه ی هوافضایی باشد . با این صنایع مینیاتوری ، ناسا ، ارتش و شرکت های خصوصی قادر خواهند بود که کاوشگرها و ماهواره های بیشتر، باز کننده درها به سوی ژرفای کاربردهای جدید برای ارتباطات و دفاع ، با هزینه ی کمتر پرتاب کنند . اما قبل ازاینکه اولین میکرو فضاپیما بتواند پرتاب شود ، دانشمندان نیاز دارند سیستمهای تنظیم دمایی بزرگ به کار رفته را برای کمک به جلوگیری از سوختن سفینه های امروزی درنور خورشید فضا یا انجماد سفینه در درجه تاریکی فقدان خورشید ، کوچک کنند .

 

فضا یک محیط بی رحم است . خارج از محدوده ی گرم و راحت اتمسفر زمین ، هر شاتل و ماهواره ای به ستیزه با ، گرما و سرمای خیلی زیاد ، وزش نشات گرفته از ذرات بادهای خورشیدی و زبانه های متناوب خورشیدی ، قابلیت ایجاد خوردگی توسط اتم اکسیژن و دسته ی امواج فرابنفش نیاز دارد .

بالاخره ، اینجا سنگهای آسمانی بسیار ریز ؛ خرده های باقی مانده سرگردان فضایی در سرعت بالای 20 هزار مایل بر ساعت –تقریبا دهها ساعت سریعتر از هر گلوله ای در روی زمین - وجود دارند .

چاندراسخار و تیم اش باید تکنولوژی تنظیم دمایی ای بسازند که بتواند با تمام این خطرات ستیز کند و هنوز به اندازه کافی برای استفاده در میکرو فضاپیماها روشن باشد .

 

در فضاپیماهای بزرگتر " حائلها "ی مکانیکی - که چاندراسخار آنها را " درپوشهای عظیم پنجره "

می نامد - و حلقه های لوله های خنک سازی ، کنترل دمایی را انجام می دهند . جز معایب سنگینی و قیمت ، این تکنولوژیها برای ترکیب با میکرو یا نانو فضاپیما دشوار یا غیر ممکن هستند .

 

چاندراسخار به عهده گرفتن موضوع را از سال 2003 به عنوان یک شاخه از یک تکنولوژی نظامی آغاز کرده است . راه حل او طراحی شناخته شده به عنوان " سیستم الکتروکرومیک پوسته نازک نشر متغیر " ، یک " ساندویچ " باریک ، قابل انعطاف که شبیه پلاستیک به نظر می رسد و زمانی که یک بار الکتریکی به آن داده می شود می تواند تغییر رنگ دهد .

غشای نازک می تواند در میکرو فضاپیما مانند یک پوست ، مبدل رنگ از روشن به تیره مبنی بر در معرض بودن خودش در برابر نورشدید خورشید یا تاریکی خیلی زیاد به کار رود.چاندراسخار افزود که "تغییر رنگ" در فروسرخ همانندطیف نور مرئی است

فیلم تغییر مکان می دهد از یک وضعیت "نشر" بالا -یا نشر مقدار زیادی گرما – در دماهای گرم و یک نشر کم یا عایق گذاری ، وضعیت در دماهای انجماد . فیلم گرمایی همچنین یک لایه ی حفاظت کننده شامل اکسیدهای ژرمانیوم و سیلیسیوم دارد که آن را در مقابل اتم اکسیژن حفظ می کند ، که می تواند سفینه ها را پوسیده کند– یک مشکل جدی برای ایستگاههای فضایی و ماهواره های اساسی ارتباطاتی- و مدت عمرشان را کوتاه کند .

 

روکش اکسید سیلیسیوم همچنین یک کاهنده ی "جذب خورشیدی" به سوی پوست را ارائه می دهد . حتی در وضعیت رنگ روشن خودش ، پوست هنوز جاذب بالای تابش خورشیدی است و بعنوان نتیجه می تواند گرمای زیادی بدست آورد. روکش تضمین می کند که جذب خورشیدی زیر یک مقدار که مانع گرم شدن پوست تحت تابش مستقیم خورشیدی می شود ، می ماند .

 

با اینکه پوسته کمتر از یک صدم اینچ ضخامت دارد ، به اندازه کافی برای مقاومت کردن در برابر سنگهای ریز آسمانی درحال پرواز در میان فضا محکم است .

 

چاندراسخار ،محقق شرکت اشوین – اشس (Ashwin-Ushas) که پژوهش را به همراه ناسا انجام می دهد ، گفت :" آزمایش برای سنگهای ریز آسمانی خیلی ساده بود ما فقط یک توپ پر از ذرات کوچک و سوزنهای باریک نیزه مانند بر روی آن را شلیک کردیم " .

 

دیگر آزمایشات با بیشترین درجه حالت ارتجاعی پوسته را تایید می کنند . برای شبیه سازی جانشینی گرما وسرمای شدید فضا ، ابزار در خلا و در معرض دماهایی که به طور مداوم بین -58 و 212 درجه ی  فارنهایت متناوب است بیش از چندین ماه قرار گرفته است. پوسته به طور موفقیت آمیزی این و سایر آزمایشهای ماندگاری را تحمل کرد . چاندراسخار گفت ابزار نتایج خیلی خوبی را در کل حاصل داده است .

 

چاندراسخار گفت :"این کار یک بهبود بنیادی را روی کارهای قبلی معرفی شده بوسیله ی این شرکت در الحاق یک لایه ی محافظت کننده نشان می دهدکه به طور موثر جذب خورشیدی را تا یک مقدارقابل پذیرش کاهش می دهد . تکنولوژی الکتروکرومیک نشرمتغیر یک تکنولوژی کاملاجدیدپیشگام توسط این شرکت است .بنابربهترین اطلاعات ما ، هیچ گروه دیگری هیچ کاری را در این حیطه انجام نداده است."

 

ناسا قصد دارد تا اولین نمونه های اولیه میکرو فضاپیما درحال کاررا درسال 2013  تهیه کند ، همچنین چاندراسخار گفت که تیم اش درحال کار کردن برای تهیه فیلم گرمایی آزمایش شده در فضا در نزدیکترین زمانی ممکن هستند .

 

گسترش دیگر ، میکروفضاپیما در صور فلکی پرواز خواهد کرد ، آنها را تقریبا برای آشکارسازی یا سوزاندن در بیرون آسمان غیر ممکن می کند . با پرتابهای ارزان قیمت تر و یک تعداد زیادتر از ماهواره های کوچک در مدار ، میکروفضاپیما می تواند قلمرو ماهواره های ارتباطی را با ، بسط دادن پیشرفت برای صنایعی که اکنون برای تهیه آن ها قادر نیستند ، وسیع کند . کشف اجتماع بهبودیافته همان اندازه که سریعتر و معتبرتر می شود و ارتباط از دور در دسترس جهانی فقط یک شروع خواهد بود .

همچنین برای پوسته گرمایی به کار بردن درزمین امکان دارد .چاندراسخار گفت که کشورهای با آب و هوای گرم یا سرد می توانند خانه ها را با این پوسته تغییررنگ و نشر را به ارزانی برای تنظیم بهتر دما بسازند . او قبلا به پرسشهایی از آنطرف دریاها برای ایجاد پوسته ی بلوک های سیمانی با پوسته ی تنظیم کننده دما رسیده بود .چاندراسخار گفت که به ساختن پوسته گرمایی علاقه دارد " تعداد زیادی از مهندسان فضاپیما به ما گفتند که اگر ما این تکنولوژی را داشتیم به ما آزادی طراحی خیلی بزرگتر برای میکروفضاپیمای آینده را می داد. "

   Source: www.hupaa.com


 
منظومه شمسی کروی نیست تخم مرغی شکل است!
ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٧ : توسط : حسین

بررسی اطلاعاتی که کاوشگر وویجر‪ ۲‬سازمان ناسا از اعماق فضا به زمین ارسال کرده است نشانگر اشتباه بودن میلیون‌ها متن علمی است که در آنها منظومه شمسی کروی فرض شده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از پاریس ، دانشمندان می‌گویند منطقه نفوذ خورشید که هلیوسفر نامیده می‌شود گرد نیست و کاملا نامتقارن است .

هلیوسفر فضایی تحت سیطره بادهای خورشیدی یا ذراتی است که از خورشید پرتاب می‌شود. این بادها تا مدار پلوتو که در فاصله شش میلیارد کیلومتری از خورشید به دور این ستاره می‌چرخد، پیش می‌رود.

کاوشگر وویجر ‪ ۲‬که در سال ‪ ۱۹۷۷‬سفر تاریخی خود را به سیارات منظومه شمسی آغاز کرد، اکنون از این مرز ناآرام که به نام شوک پایان خوانده می شود ، عبور کرده است . در این منطقه هلیوسفر پایان می‌یابد و فضای بین ستاره‌ای آغاز می‌شود.

کاوشگر وویجر یک که همزاد وویجر دو است ، چهار سال زودتر در نقطه دیگری در فاصله ‪ ۱/۵‬میلیارد کیلومتری خورشید از این مرز عبور کرد.

براساس مطالعاتی که در مجله نیچر منتشر شده است این تفاوت ثابت می‌کند که هلیوسفر حتی به گرد کامل نیز نزدیک نیست بلکه مثل تخم مرغ، دوکی شکل است.

بادهای خورشیدی که به سمت مرز منظومه شمسی می‌وزند، با بقایای اتمی که از فضای بین ستاره‌ای در جهت مقابل هجوم می‌آورند، تصادم می‌کند و در نتیجه این تصادم دایمی قسمت پایین این تخم مرغ مسطح شده است.

کاوشگر وویجر دو چندین بار در طول یک روز از شوک پایان عبور کرد که این امر نشان می‌دهد مثل جزر و مد یک موج، در این مرز جریان دایمی وجود دارد.

رندی جوکیپی اخترشناس دانشگاه آریزونا درباره دو کاوشگر وویجر که از سال ‪ ۱۹۷۷‬تاکنون به فعالیت خود ادامه می‌دهند می‌گوید عبور از هلیوسفر عصر جدیدی از اکتشافات را به روی ما می‌گشاید.

اطلاعات دریافتی از مناطق دوردست هلیوسفر دیدگاه ما را در مورد نحوه تعاملات خورشید با کهکشان متحول کرده است .

طی دهه‌های آینده این دو کاوشگر که با سرعت بیش از ‪ ۱۷‬کیلومتر درثانیه از زمین دور می‌شوند تنها منبع مشاهدات ما از مناطق دوردست منظومه شمسی خواهند بود.

 

این دو کاوشگر در اصل برای رصد و پرواز از کنار سیاره‌های مشتری و زحل به فضا پرتاب شدند که کشف آتشفشان‌های فعال بر روی قمر ایو مشتری و پیچیدگیهای حلقه‌های زحل از جمله دستاوردهای هیجان انگیز آنها بود.

در مرحله بعد ، اکتشاف فضای ماورای سیارات منظومه شمسی به عنوان ماموریت بعدی این کاوشگرها در نظر گرفته شد.

آنها اولین اجرام ساخت بشر هستند که به مناطق تاریک و سرد اعماق کهکشانها می‌روند. در فقدان انرژی خورشیدی ، باتریهای هسته‌ای مادام العمر نیروی حرکت این دو کاوشگر را تامین می‌کند.

این فضاپیماها آنقدر از زمین دورند که چندین ساعت طول می‌کشد تا پیام ارسالی از زمین با سرعت نور به آنها برسد. هر یک از این کاوشگران روزانه ‪ ۱/۶‬میلیون کیلومتر در فضای لایتناهی پیش می‌روند.

این دو کاوشگر یک کپسول زمان با خود به همراه دارند که اصوات و تصاویر حیات بر روی زمین مربوط به اواسط دهه ‪ ۱۹۷۰‬در آنها ضبط شده و در صورت برخورد آنها با هوش فرازمینی می‌تواند معرف حیات در کره زمین باشد.

منبع : http://www.hupaa.com 


 
خورشید
ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧ : توسط : حسین

خورشید، گوی غول پیکر درخشانی در وسط منظومه شمسی و تامین کننده نور، گرما و انرژی های دیگر زمین است. sun - خورشیداین ستاره به طور کامل از گاز تشکیل شده است. بخش بشتر این گاز از نوعی می باشد که به نیروی مغناطیسی حساس است. این نوع از گاز به خاطر همین حساسیت، بسیار خاص می باشد. دانشمندان به آن پلاسما* می گویند.(* پلاسما حالت چهارم ماده است. در خیلی جاها این چنین آموزش می دهند که ماده دارای سه حالت جامد، مایع و گاز است. پلاسما گاز شبه خنثایی از ذرات باردار و خنثی است که رفتار جمعی از خود ارائه می‌دهد. به عبارت دیگر می‌توان گفت که واژه پلاسما به گاز یونیزه شده‌ای اطلاق می‌شود که همه یا بخش قابل توجهی از اتمهای آن یک یا چند الکترون از دست داده و به یونهای مثبت تبدیل شده باشند. یا به گاز به شدت یونیزه شده‌ای که تعداد الکترونهای آزاد آن تقریبا برابر با تعداد یونهای مثبت آن باشد، پلاسما گفته می‌شود. توضیحات بیشتر را در ادامه مقاله مطالعه خواهید نمود.) نه سیاره و قمرهایشان، ده ها هزار خرده سیاره و چندین تریلیون شهاب سنگ به دور خورشید در گردشند. خورشید و همه این اجرام در منظومه شمسی می باشند. زمین با میانگین فاصله تقریبی ۱۴۹.۶۰۰.۰۰۰ کیلومتر از خورشید در حرکت است.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
خورشید مثل یک بالن هوائی پر از آب پیچ و تاب می‌خورد!!!
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ مهر ۱۳۸٦ : توسط : حسین

داخل خورشید چگونه است؟ شاید سوال جسورانه‌ای باشد، چون در واقع محققان فقط از نوسانات سطح خورشید می‌توانند به این موضوع پی ببرند که چگونه ستاره مرکزی منظومه ما ساخته شده است.

به گزارش ایرنا به نقل از سایت انجمن نجوم آماتوری ایران ،از زمانهای بسیار دور مردم می‌دانستند که خورشید اهداکننده زندگی به آنهاست، بیهوده نیست که مصری‌های قدیم به مانند یک خدا به خورشید احترام می‌گذاشتند.

امروزه ما می‌دانیم که این ستاره یک توپ گازی مشتعل است ، گرچه نگاه کردن به این جسم داغ امکان‌پذیر نیست ، اما ستاره‌شناسان در سالهای گذشته به خیلی چیزها در مورد درون آن پی برده‌اند.

خورشید سطح جامد و سفتی ندارد، با این حال سطح خارجی آن که تقریبا تمام نور آن را ساطع می‌کند قابل تشخیص است، این فتوسفر ( نور کره) مرز بین سطح شفاف رویی، کروموسفر، تاج خورشید و منطقه غیر قابل رویت درون آن را نشان می‌دهد.

تراکمی که به طرف مرکز ستاره افزایش پیدا می‌کند موجب می‌شود که بخشهای کوچک نور که در آنجا به وجود آمده‌اند پی در پی و بی‌وقفه به صورت اتم و الکترون در جهت‌های تصادفی هدایت شوند، به همین علت به طور میانگین یک فوتون ( واحد شدت نور وارده به شبکیه چشم) ، یک میلیون سال زمان نیاز دارد تا از منطقه مرکزی به سطح خورشید برسد.

فشار و حرارت در جهت مرکز ستاره افزایش می‌یابد، بخش مرکزی که در آن انرژی خورشید تولید می‌شود ، فقط ‪ ۱/۶‬در صد کل حجم ستاره را اشغال می‌کند، اما تقریبا نصف جرم یا توده خورشید را متمرکز و جمع می‌کند.

در منطقه هسته با حرارت بالای ‪ ۱۵‬میلیون درجه سانتیگراد ، فشاری بالغ بر ‪ ۲۰۰‬میلیارد اتمسفر وجود دارد، انرژی‌ای که در هر ثانیه در آنجا تولید می‌شود می‌تواند نیاز انرژی تمام انسانهای امروز را تا یک میلیون سال تامین کند.

در ‪ ۲۵‬سال گذشته محققان شیوه‌ای را کشف کرده‌اند که اطلاعاتی از درون خورشید به دست می‌دهد، " هلیوسیسمولوژی" ، همانگونه که از نامش پیداست با این شیوه ارتعاشات خورشید مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد.

این ارتعاشات به طرزی کاملا متفاوت باآنچه در زمین اتفاق می‌افتد ایجاد می‌شود، در درون خورشید توده‌های گازی به‌طور مداوم به طرف سطح آن بالا می‌رود ، سرد می‌شود و دوباره به اعماق ستاره فرو می‌رود.

فیزیک‌دانان این بالا و پایین رفتن را که مانند آن را در یک قابلمه نیز می‌توان مشاهده نمود ، کانوکشن ( انتقال گرما در مایع ) نام نهاده‌اند، در همین حین امواج صوتی هم تولید می‌شود که از درون خورشید عبور کرده و باعث ارتعاش آن می‌شود.

مجموعه این توپ گازی مثل بالنی به نظر می‌رسد که از آب پر شده باشد.

محققان خورشید در موقعیتی هستند که این ارتعاشات را دقیقا اندازه‌گیری می‌کنند، محاسبات این امکان را می‌دهد که از هزاران صدای اصلی و بالا ، مدلی از درون خورشید طراحی و ساخته شود.

در خط فرضی استوا مواد خورشیدی در هر ‪ ۲۵‬روز یک بار دور محور می‌چرخند در عرض‌های بالاتر این روند تا ‪ ۳۵‬روزهم به طول می‌انجامد، اما هنوز کاملا مشخص نشده است که چگونه این تغییر گردش‌ها پدید می‌آید.

اما آنچه قطعی است این است که این تغییرات از طریق جابه‌جایی پیچیده بین توده‌های گازی که بالا و پایین می‌روند و چرخش کلی ستاره ایجاد می‌شوند.

در بخش هسته در زیر منطقه کانوکشن هیچ جریان گازی وجود ندارد ، این منطقه درخشان مثل یک جسم خشک و انعطاف‌ناپذیر با دوره‌ای در حدود ‪ ۲۷‬روز گردش می‌کند.

در نتیجه در مرحله عبور منطقه کانوکشن به منطقه سوزان و درخشان داخلی جهشی در چرخش پدید می‌آید که دانشمندان احتمال می‌دهند در این منطقه عبور و انتقال، محل انرژی جنبشی خورشید وجود دارد که باعث ایجاد میدان مغناطیسی آن می‌شود.