برخوردهای مرگبار ستاره های دنباله دار
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین


برخی از ستاره ها فعالیت شهابی بسیار بالایی در اطراف خود دارند که می تواند هر گونه حیات در اطراف شان را به نابودی محکوم کند. تحقیقات در دست اجرا سعی دارد تعیین نماید کدام قسمت از سیستم های ستاره ای ممکن است در اثر فشار ستاره های دنباله دار غیر قابل زیست باشد.

بسیاری از ستاره های دنباله دار منظومه شمسی مان در کمربند Kuiper یافت می شوند، درحالیکه صفحه ای پر از نخاله و ضایعات و گردغبار(debris-filled disk) که از مدار نپتون (30AU) تا تقریباً دو برابر این فاصله گسترده شده آنها را احاطه نموده است. در ستاره های دیگر نیز صفحه ضایعات یا debris-filled disk های مشابهی شناخته شده است.

Jane Greaves از دانشگاه St. Andrews در اسکاتلند گفت: «نخاله ها، گرد و غبار و ذرات بزرگتری هستند که به واسطه خرد شدن درونی ستاره های دنباله دار و آستروئیدها به وجود آمده اند.»

 

بر اساس داده های به دست آمده از تلسکوپ فضایی Spitzer تقریباً 20 درصد ستاره های خورشید مانند debris disks هایی دارند که از کمربند Kuiper ما بزرگتر و وسیع تر است. ضایعات و نخاله های بیشتر یعنی ستاره های دنباله دار بیشتر، اما آیا این موضوع همچنین به معنی قدرت نابودی بیشتر برای هر سیاره زمین مانندی است که احتمالاً در اطراف این ستاره ها در حال چرخش می باشد؟

 

جواب این سوال بستگی دارد به این که آیا هیچ سیاره گازی بزرگی در اطراف وجود دارد یا خیر.

نشان داده شده که ژوپیتر، زمین را از برخی ستاره های دنباله دار حفاظت می کند و این کار را با منحرف نمودن آنها به خارج از منظومه شمسی انجام می دهد. با این وجود دانشمندان در 2007 نشان دادند که ژوپیتر نیز ستاره های دنباله دار دیگری را به مسیر گردش مدارهای زمین می فرستد.

در حقیقت اگر ژوپیتر به اندازه زحل بود، تعداد برخوردها به زمین خیلی بیش از اینها بود.

Greaves در حال مدل سازی است تا نشان دهد ستاره های دنباله دار چطور به طور اساسی تحت تاثیر توده های گازی بزرگ قرار می گیرند. نتایج حاضر شده وی نشان می دهد که ستاره های دنباله دار برای درصد کمی از ستاره های خورشیدمانند مشکل بزرگی به شمار می روند.

 

تصویر گرافیکی نشان دهنده کمربند سیارکی کشیده شده ای به همراه سنگ ها  و ضایعات و گردغبار اطراف که به دور ستاره ای شبیه به خورشید ما ( زمانی که نزدیک به 30 میلیون سال داشته ) در حال گردش می باشند. 

 

در اوایل تاریخ منظومه شمسی مان، حجم زیادی از باقی مانده های بر جای مانده از تشکیل سیارات وجود داشت.

تمام این نخاله ها و ضایعات تحت تاثیر بمباران سنگینی از ستاره های دنباله دار و آستروئیدها قرار گرفت؛ دهانه های آتشفشان مانند روی ماه شاهدی دال بر این مطلب است. (اغلب این علائم روی زمین با گذشت زمان دچار فرسایش شده اند و یا به دلیل فعالیت های تکتونیک ناپدید گشته اند.)

عاقبت حدود 8/3 بیلیون سال پیش حدوداً 700 میلیون سال پس از تشکیل منظومه شمسی تعداد این برخوردها به تدریج کم شد.علت این کاهش احتمالاً به خاطر تغییر در مدارهای توده های گازی بزرگ بوده که بسیاری از ستاره های دنباله دار را منحرف کرده.

ژوپیتر و زحل با فشار آوردن بر روی مدارهای اورانوس و نپتون به سمت خارج مهاجرت کردند.Greaves می گوید این امر کمربند Kuiper را مغتشش ساخت و بسیاری از ستاره های دنباله دار را به فضای بین ستارگان فرستاد.

تصور یک هنرمند از سیاره ای که توسط بمباران مداوم شهاب ها و ستاره های دنباله دار خشک و لم یزرع شده است.

تصور یک هنرمند از سیاره ای که توسط بمباران مداوم شهاب ها و ستاره های دنباله دار خشک و لم یزرع شده است.

وی گفت: «این احتمالاً یک پدیده بسیار ویژه است و یا ممکن است در دیگر سیستم های ستاره ای نیز رخ دهد. اما هنوز نمی دانیم، به خاطر اینکه اطلاعات محدودی درباره سیارات بزرگ آنها در دست داریم.»

 

برخوردهای مرگبار (Catastrophic)

هنوز سیاره مان به طور کامل نسبت به برخوردهای مرگبار ایمن نشده است. بسیاریی از دانشمندان بر این باورند که دایناسورها در اثر برخورد یک شهاب یا یک آستروئید 4 تا 20 کیلومتری به نقطه ای در شبه جزیره Yucatan، در 65 میلیون سال قبل منقرض شده اند.

این برخورد منجر به یک انفجار عظیم جهانی و در نتیجه نابودی بیش از نیمی از فرم های حیات این سیاره شد.

 

برخورد یک جسم 100 کیلومتری با زمین هیچ موجود زنده ای باقی نخواهد گذاشت مثل یک "برخورد Catastrophic " تمام پوسته زمین را متلاشی خواهد نمود و اتمسفر را در فضا پخش خواهد کرد.

احتمالا زمین تعداد اندکی از این برخوردهای Catastrophic را در زمانی که هنوز حیات به شکلی می شناسیم شروع نشده بوده، تجربه کرده است.

 

Greaves گفت: «از آنجایی که برخرودهایی از کلاس "دایناسور کشنده" حدوداً هر 100 میلیون سال یک بار بر روی زمین اتفاق می افتد، غیر محتمل خواهد بود که یک پدیده دیگر از گره 100 کیلومتری را در طول حیات خورشید تجربه کنیم.»

 

میزان برخوردها به یک سیاره چقدر باید باشد تا از تشکیل هر گونه فرمی از حیات جلوگیری کند؟

Greaves معتقد است که در سیاره ای که هر 20 میلیون سال متحمل برخوردهای 10 تا 100 کیلومتری می شود، حیات نمی تواند شکل گیرد. این نوع برخوردها به ارگانیسم ها وقت کافی نمی دهند تا در فاصله بین دو برخورد بهبودی یافته و زندگی خود را دوباره شروع کنند. تنوع زیستی در سطح پایینی باقی می ماند، بنابراین احتمال کمی وجود خواهد داشت که گونه ها در برخوردهای ویرانگر بعدی زنده بمانند.

در کار قبلی، Greaves و همکارانش اندیشیدند که Tau Ceti (یک ستاره خورشید مانند نزدیک که هدف مناسبی برای تحقیقات SETI بوده) به خاطر تعداد زیاد ستاره های دنباله داری که در اطراف آن وجود دارد غیر قابل زیست است. (وی می گوید هرچند ممکن است این ارزیابی بدبینانه باشد.)

 

تیم او در حال حاضر به دنبال تهدیدات جدی از سوی ستاره های دنباله دار هستند. آنها سیستم های سیاره ای مختلفی را مورد بررسی قرار داده اند. – هم آنهایی که دارای توده های گازی بزرگ هستند و هم آنهایی که فاقد آن می باشند-

از این رو آنها تخمین زده اند حداقل تعداد کمی از ستاره ها هستند که آن قدر تحت تاثیر برخوردها ستاره های دنباله دار قرار دارند که نتوانند به عنوان میزبان های مناسب حیات عمل کنند.

 

منبع : سایت نجوم ایران

ترجمه نعیمه موحدی از سایت خبری Foxnews.com



ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
برخوردی با مریخ در پیش است!!!
ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ دی ۱۳۸٦ : توسط : حسین
طبق محاسبات دانشمندان، ممکن است سیارکی نسبتا بزرگ در روز ۱۰ بهمن با سیاره‌ی مریخ برخورد کند و ما بتوانیم برای نخستین بار شاهد برخورد یک سیارک با یک سیاره‌ی سنگی باشیم.                                   
«۲۰۰۷ WD۵» نام سیارکی جدید است که در محدوده‌ی داخلی منظومه‌ی شمسی پیدا شده است. این سیارک در طرح جستجوی ناسا برای سیارک‌هایی کشف شده که احتمال برخورد به زمین داشته باشند. ولی خطری از جانب این سیارک برای ساکنین زمین وجود ندارد. در عوض طبق محاسبات احتمال برخورد این سیارک با مریخ ۱ به ۷۵ است.

مریخ احتمالا قلمرو بعدی انسان خواهد بود و هم اکنون مطالعات بسیاری برای شناخت آن انجام می‌شوند. از جمله‌ی ساخته‌های بشر که در حال بررسی مریخ هستند می‌توان به مریخ نوردهای دوقلو و معروف ناسا، «روح» و «فرصت» و مدارگردهای بسیاری نظیر مدارگرد اکتشافی مریخ، سریع السیر مریخ و دیگر مدارگردها اشاره کرد. در واقع اکنون مریخ در کانون توجه مطالعات منظومه‌ای قرار دارد.

با این حساب اگر سیارک تازه کشف شده به سمت مریخ رفته و به مریخ برخورد کند، می‌توانیم از تمام ابزارهای خود برای رصد این پدیده‌ی شگفت استفاده کنیم. پس از برخورد شومیکر لوی-۷ به مشتری تاکنون چنین پدیده‌ای را مشاهده نکرده‌ایم و البته این برخورد کاملا بی‌سابقه است چرا که این‌بار یک سیاره‌ی گازی مورد حمله قرار نمی‌گیرد بلکه یک سیاره‌ی سنگی میزبان سیارک می‌شود و می‌توانیم روند برخورد سیارک‌ها با سیارات سنگی یا اقمار را به طور زنده بررسی کنیم. این فرصتی است که تا بحال نداشته‌ایم.

۲۰۰۷ WD۵ هم اکنون بین زمین و مریخ قرار دارد و با تقریبا با سرعت ۳۰ هزار کیلو متر در ساعت به سمت مریخ پیش می‌رود. با این حساب اگر برخوردی پیش آید نیروی زیادی در حد نیروی برخورد عظیم «تونگوسکا» آزاد خواهد شد و یک دهانه‌ی جدید روی مریخ شکل می‌گیرد. ولی خوشبختانه هیچ یک از کاوشگران مریخ در معرض خطر نیستند. از جمله مریخ نوردهای دوقلو ناسا به اندازه‌ی کافی از مکانی که احتمال برخورد وجود دارد دور هستند.

مدتی است که بحث سیارکی دیگر با نام «آپوفیس» کاملا رسانه‌ای شده است و در روزنامه‌ها و مجلات و وبلاگ ها کم درباره‌ی آپوفیس مطلب نمی‌بینیم.

آپوفیس نام سیارکی است که در حال حرکت به سمت زمین است و در سال ۱۹۹۴ کشف شد. از آنجا که این جسم به سمت زمین حرکت می‌کند احتمال برخورد آن با زمین هم وجود دارد. محاسبات اولیه مداری آپوفیس نشان دادند که احتمال برخورد آپوفیس به زمین ۱ به ۴۵۰۰۰ است ولی محاسبات جدیدتر در چند سال گذشته این احتمال را بسیار بیشتر پیش بینی می کنند؛ ۱ به ۳۷.

طبق پیش بینی ها ۱۰ بهمن امسال برخورد سیارک تازه کشف شده با مریخ اتفاق می‌افتد باید صبر کرد و دید که آیا برخوردی اتفاق می‌افتد یا خیر. اگر برخورد بین ۲۰۰۷ WD۵ و مریخ اتفاق بیافتد باید بیشتر به آپوفیس توجه کنیم و خطر آن را جدی‌تر تلقی کنیم.

برگرفته از سایت مجله نجوم