آنتروپی دنیا و شتاب زمان (VMR-PCR)
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ : توسط : حسین

آنتروپی (Entropy) همواره از آغاز جهان (بیگ بنگ) در حال گسترش بوده و محققان همچنان به دنبال دلیلی برای توجیه آن هستند.

همچنین سوال دیگر جوامع علمی این است که آیا چنین موضوعی برای زمان نیز در حال رخ دادن است؟

 

VMR-PCR بنابه مدل کیهانی و مکانیک خود این موضوع را از دیدگاه جدیدی بررسی می کند.

این تئوری اعتقاد دارد که فضازمان دو عامل متفاوت و جدا از یکدیگر هستند که فضای عمومی (در بررسی انحراف آن در برخورد با جرم) و فضای جرم هر دو توپولوژی هایی هستند که صفحات زمان (صفحه ی اول برای فضای اول و صفحه ی دوم برای فضای دوم) آنها را با ایجاد نقش هوموتوپی به یکدیگر متصل می کند.

بنابراین دیگر نیازی نیست هرجا که زمان صفر است فضا هم صفر شود.

در هنگام رخ دادن بیگ بنگ نیز طبق مدل کیهانی VMR-PCR  زمان دنیای جدید برای آغاز صفر درنظر گرفته می شود که اگر فضازمان پیوسته باشند فضا نیز باید در همان لحظه ایجاد شود.

اما با نگاهی دقیق تر باید پرسید اگر فضایی نبوده این پدیده خود کجا رخ داده و به این مرحله رسیده؟ (با فرض اینکه بنابه قرارداد زمان دنیای جدید را صفر فرض کرده ایم).

در مدل VMR-PCR فضا ثابت است و این ذرات خلا هستند که در برخورد با جسم خمیده و چگال می شوند.

بر همین مبنا نیز VMR-PCR تعریف جدید از اتساع زمانی را به ما می دهد.

 

این نظریه بیان می دارد که عام جرم که اینشتین آن را در اتساع زمانی خود تنها عامل قرار داده خود یکی از نتایج عامل تاخیر در زمان است!

بر طبق همین مدل از آنجاکه هر دنیایی زمانی جدا از دنیای قبل برای خود دارد بعد از بیگ بنگ هر فضایی نزدیک و نزدیک تر به مرکز دنیا باشد زمان برایش با تاخیر بیشتری می گذرد.

و یکی از نتایج آن این است که چگالی اجرام سماوی در مرکز دنیا بیشتر است! نه اینکه این تاخیر خود برای اجرام است.

زیرا اگر اینگونه بود حتی در ماه زمان باید به طور محسوسی از زمین تندتر می گذشت.

و اگر اینطور بود اصلا بیگ بنگی رخ نمی داد. زیرا تمام جرم دنیا در مرکز دنیا چگال شده بود و این تاخیر به نهایت خود رسیده بود. تا حدی که گذر زمان صفر شده بود.

اینشتین در محاسبات خود دقیقا به این مشکلات برخورد که اگر تاخیر زمانی وجود دارد پس زمان در لحظه ی بیگ بنگ صفر مطلق است.

که اگر بود بدون گذر زمان مگر اتفاقی هم می افتاد؟

مسئله  ی پیوستگی فضازمان هم که مشکل دیگر آن بود که بررسی اش کردیم.

به همین دلیل VMR-PCR با بیان مدلی ساده می گوید:

 

1)      تاخیر یا اتساع زمانی به دلیل خمیدگی فضا در برخورد با جرم نیست. بلکه اتساع زمانی در نقاط نزدیک تر به بیگ بنگ (مرکز دنیا) بیشتر است و این دلیل چگال تر بودن اجرام سماوی در مرکز دنیاست. زیرا آنها با سرعت کمتری شتاب به خارج می گیرند.

2)      زمان و فضا دو عامل جدا از هم هستند. هنگامیکه دو فضا را بررسی می کنیم این دو فضا دارای خاصیت توپولوژی هستند و صفحات زمان که متصل کننده ی آنها هستند دارای خواص هوموتوپی می باشند.

3)      نه زمان و نه فضا در بیگ بنگ صفر بوده. فضا و زمان هیچ گاه از بین نمی روند. تنها برای نشان دادند تفاوت میان دنیای قدیم و دنیای جدید بعد از بیگ بنگ زمان به صورت قراردادی صفر فرض می شود.

 

با همین دلایل ساده VMR-PCR مسئله ی آنتروپی را حل می کند:

حال که دنیای خارج از دنیای داخل با سرعت بیشتری پیش می رود پس با فاصله گرفتن از بیگ بنگ (مرکز دنیا) چیزی به جز افزایش آنتروپی انتظار نمی رود.

بنابراین پیش بینی می کنیم که در نقطه ای که بیگ بنگ رخ داد (مرکز دنیا) آنتروپی صفر باشد.

همچنین وضعیتی دقیقا برای زمان نیز وجود دارد. با این تفاوت که بی نظمی در زمان با افزایش سرعت آن همراه است. این بدان معناست که همواره در مرکز دنیا اصلا زمان نمی گذرد.

اینکه چرا اتساع زمانی در محاسبات اینشتین اینگونه بدست آمد مربوط به پیوستگی فضازمان در معادلات اوست.

در صورتیکه بخواهیم تاخیری را در زمان ایجاد کنیم از آنجا که فضازمان به هم پیوسته است پس ناچار باید فضا را نیز با تاخیر تصور کنیم. اینشتین اثر تاخیر زمان بر فضا را انحراف فضا و ایجاد گرانش از این پدیده دانست.

در صورتیکه اگر درست ببینیم می توانیم به راحتی به این نتیجه برسیم که فضا اصلا مادی نیست که در برخورد با ماده (مانند زمین) خم شود. خود این ماده روی همان فضا تعریف شده است. در واقع این خلا نیست که از هیچ است. بلکه این فضا است که کاملا فرضی و پوچ است.

فضا و زمان هر دو قراردادهایی در دنیای ما هستند اما برای مثال ماده ای مثل سیاره ی خود ما (زمین) کاملا حقیقی است.

حتی اگر از این مطالب بگذریم همانطور که در بخش معرفی گفتیم فضا سه بعدی و زمان تک بعدی است و اصولا در ریاضی وقتی دو عامل دارای تعداد ابعاد متفاوت هستند اصلا با هم بررسی نمی شوند. اینکه آنها را پیوسته بدانیم دیگر اصلا منطقی نیست. اما انحراف نور آزمایشی تجربی برای نظریه ی اینشتین بود. پس همگان ساکت شدند!

اما اگر فرض کنیم خلا ذراتی دارد از جنس ضد ماده (که در مدل استاندارد مقدار ضد ماده (خلا) و ماده ی دنیا یکی پیش بینی شده) آنگاه هم مدل استاندارد توجیه می شود و هم می بینیم که با تشکیل یک جرم در میان خلا این ذرات در اطراف ماده چگال شده و می خواهند به مکان اول خود بازگردند.

پس به ماده دافعه وارد می کنند و ماده نیز در عکس العمل نیروی دافعه ی به آنها وارد می کند که برآیند این نیروها همان نیروی گرانش است.

در واقع در این مدل به جای انحراف فضا چگالش خلا پیشنهاد می شود.

حال که در پیش فرض مسئله این اطلاعات را داریم می توانیم گفت که تاخیر زمانی هم به دلیل چگالش جرم نیست بلکه به دلیل مرکزیت زمانی بیگ بنگ است. (این بدان معنا نیست که صفر باشد بلکه به معنای مبدا هر دنیای جدید است).

 

در آخر VMR-PCR فضا و زمان جدا از هم را در هر دنیا اینگونه پیش بینی می کند:

 

"شکل (10.1): مدل فضا و زمان گسسته در هر دنیا"

همانطور که مشاهده می کنید این مدل جز دسته مدل هایی است که نظریه ریسمان پیش بینی می کرد.

همچنین از نظر زمانی این مدل سازگار با مخروط زمانی نیز می باشد.

 

به همین دلیل VMR-PC تبدیل به یک نظریه ی هم جانبه شده است.

منبع: سایت فیزیک هوپا

عکس مقاله از:www.acceleratingfuture.com


ادامه مطلب را مطالعه کنید