نظریه شعور - بخش دوم
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧ : توسط : حسین

در ادامه سلسه مباحث اپستومولوژی کوانتومی و  انسان طبیعت تفکر ، ناگزیریم تا در خصوص اطلاعات و نقش آن در پیشروی معرفت شناسی کوانتومی به صورت گسترده تری به بحث بنشینیم . همانگونه که قبلا گفته شد ، اطلاعات بعنوان متریال اصلی معرفت شناسی کوانتومی ، نقش بسیار مهمی را در ساختار فکری انسان مدرن و پست مدرن امروز دارد . اطلاعات در دو بخش اطلاعات انسانی و اطلاعات کیهانی مورد بررسی قرار میگیرد . از آنجاییکه انسان ،خود بخشی از کیهان و هستی است ، پس اطلاعات انسانی هم به نوعی در بررسی اطلاعات کیهانی ، زیر مجموعه اطلاعات کیهانی محسوب میشود . اما در حال حاضر چون اطلاعات را در بخش روابط انسان با انسان میخواهیم مورد مطالعه قرار دهیم ، ناگزیر به تفکیک اطلاعات به دو بخش انسانی و کیهانی هستیم . به وقت بررسی اطلاعات کیهانی که در مباحث آتی مطرح خواهد شد ، اطلاعات انسانی هم بعنوان بخشی از اطلاعات موجود در کیهان مورد شناسایی قرار خواهد گرفت . از ابتدای آغازین تجربیات تاریخ تمدن بشری ، اطلاعات در ساختاری بسیار ساده ، محصول تجربیات انسان را به دیگر انسانها منتقل مینمود .این نقل و انتقالات با بهره گیری از حواس پنج گانه صورت میگرفت ..بعنوان مثال وقتی اولین انسان بر حسب تجربه برگ را بعنوان پوشش عورت خود برگزید ، این تجربه در ماحصل خود اطلاعاتی مبنی بر امکان استفاده از برگ درختان و گیاهان برای پوشش عورت تولید نمود . دیگر انسانی که در کنار این انسان بود با استفاده از سیستم دریافت کنندگی بصری خود اطلاعات حاصله را دریافت و خود نیز چنین تجربه ای را عملی مینماید . به همین ترتیب سایر تجربیات در ماحصل خود اطلاعاتی را تولید مینمود و انسان ها بوسیله پنج حواس خود این اطلاعات را دریافت و نشر میدادند . در این میان اتفاق بسیار جالبی که صورت میپذیرفت اضافاتی بود که هر انسان به فراخور تجربیات جدید و یا خواستها و ناخواستهایش به اطلاعات ماقبل خود می افزود . و به همان ترتیب ماهیت اطلاعات خاصیت رو به تغییر و حتی تکامل نهاد .


با این مثال که شاید اولین انسانی که برای دفاع از خود از تکه استخوان حیوان مرده ای استفاده نمود و آنرا به سمت دشمن (انسان یا حیوان ) پرتاب نمود ، بروشنی بتوان توضیح داد که این عمل تجربی در ماحصل اتفاق افتادنش اطلاعاتی تولید و دیگر انسان های اطراف وی نیز همان تجربه را تکرار نمودند . اما از آنجاییکه اطلاعات قابلیت تکامل و یا تغییر را دارند در یکی از همان نشر اطلاعات بین انسانی ، انسان دگری بر حسب حادثه در زمان پرتاب استخوان و برخورد ش با سنگ و شکستن استخوان ، تجربه سر تیزشدن استخوان را بدست میاورد که خود حامل اطلاعاتی است، محصول برخورد سلولهای مغزی انسان با طبیعت . در این مثال در میابیم که خود طبیعت نیز همگام با انسان مشغول تجربه و اطلاعاتی را از حاصل تجربیاتش نشر میدهد .


روزگاری طبیعت دایناسور ها را خلق کرد و میلیون ها سال این جانوران غول آسا در زمین پراکنده بودند . اما بعنوان یکی از تجربیات طبیعت که با شکست مواجه شد ، از زمین محو و منقرض شدند . این اطلاعات به اندازه تمامی اطلاعات ساده تر و یا پیچیده تر در طبیعت نشر داده شد .

 

اطلاعات در سطح بسیار وسیعی درسطح هستی قابلیت نشر دارند و این شامل اطلاعات انسانی که در فرکانسهای مختلف منتشر میشوند نیز میگردد . شاید بسیاری از شما با واژه تله پاتی آشنایی داشته باشید و یا حداقل به گوشتان آشنا باشد ! تله پاتی در معرفت شناسی نوین کوانتومی یکی از مصادیق همگرایی فرکانسهای تجربی یک انسان با انسان دیگر است . بدین گونه که تفکرات تجربی یک انسان به لحاظ انتشار در هستی ، اما در طول موجی مشخص ، این قابلیت را دارد که اگر انسان دیگری در همان طول موج در حال تفکر و تبادل اطلاعات (‌بصورت ناخودآگاه ) باشد ، دریافتهایی از همان جنس داشته باشد . جالبست بدانید که در تمام این وقایع ، مسئولیت نقل و انتقال اطلاعات به عهده بسته های نوری ای بنام کوانت میباشد . (در این مقوله در روانشناسی کوانتومی بعد ها بیشتر به بحث خواهیم نشست )


اطلاعات ، همانگونه که به عرض رسید در عمومیت تبادلات انسانی ، با استفاده از حواس پنج گانه صورت میپذیرد . اما مثال اخیری که در خصوص همگرایی فرکانسهای تجربی بین انسانی بیان شد ، ضلع سومی در حواس بشر ایجاد که در نگاه کلاسیک به آن حس ششم اطلاق میشد . این نکته از آن رو قابل تاکید است که بدانیم تعریف همگرایی فرکانسهای تجربی بین انسانی در نگاه کوانتومی با حس ششمی که در گذشته نه چندان دور به آن پرداخته میشد ، متفاوت است ، هر چند که در ظاهر نقاط مشترکی داشته باشند . انسان پس از اینکه متوجه اهمیت حضور اطلاعات در زندگی خود و متعاقب آن در هستی شد ، اهداف بلند مدتی را در خصوص بهینه سازی استفاده از اطلاعات طرح ریزی و آغاز نمود . بحث رسانه ها یکی از پیشه پا افتاده ترین اقدامات بشر برای نشر اطلاعات و خروج انسان از تفکرات و دریافت های اطلاعاتی تک بعدی بود . تصور کنید زمانی را که هنوز هیچ رسانه ای در زندگی انسان حضور نداشت !!! اطلاعات الگوساز فرزند انسانی از چه کانالهایی به وی منتقل میشد ؟ و خود این ناشرین اطلاعات الگوهای خود را از چه منابعی اخذ میکردند ؟ !!! شهر کوچکی را در گذشته های دور ، در عصر کشاورزی و یا آغازین ایام عصر صنعتی تجسم کنید ! شهریست با چند مدرسه – کلیسا( یا معبد یا مسجد یا کنیسه ....) و خانواده ..... تمام کودکان اعضای این سیستم انسانی در مدرسه تحصیل میکنند ، در عبادتگاه ها پای سخن روحانیون دینی خود مینشینند و در خانواده آن تعالیم را تمرین و یا گاهی تکمیل میکنند . تمام منابع اطلاعاتی و الگو ساز آنها به همین چند گلوگاه خلاصه میشود . و حتی منتشرین اطلاعات ( خانواده – مدرسه – کلیسا ....) همه و همه ، خود در همین محیط بسته اطلاعاتی رشد کرده اند . پس هر آنچه را به فرزندان خود تحویل میدهند ، آموزه هایی است که از پیشینیان خود دریافته اند و یا صرفا محصولات تجربی خود را در بین خود نشر میدادند و هیچ الگوی خارجی دیگری برای انتقال اطلاعات از دیگر تمدن ها نبود و یا حداقل به سرعت امروزی نبود .


در این مثال فضای اطلاعاتی بسته ای را مشاهده میکنید که اطلاعات انسانی در حال چرخیدن درون خود است . اما یک سوال اساسی پیش میاید !!! و آن این است که آیا پیشرفت انسان امروز حاصل چرخیدن انسان به درون خود   است ؟‌!!! و یا اینکه عامل دیگری برای این روند تکاملی وجود داشته ؟‌!!!!


واضح و روشن است انجماد اطلاعات نمیتواند موجب حرکت انسان باشد . در مطالعه پیشرفتهای انسان مدرن و پست مدرن در میابیم تکاپوی اطلاعات است که زیر ساختار های دنیای اندیشه را پی ریزی نموده است . تبادل اطلاعات انسانی و کیهانی بر اساس اصل تغییر و تکامل پس از ایجاد ارتباط با دیگر منادیان تجربه و اطلاعات ، محصولات اندیشه ای نوینی را ببار می آورد . میدانیم که منجمد نگه داشتن اطلاعات و چرخش اطلاعات در یک سیستم انسانی بسته، همیشه در طول تاریخ محکوم به حذف بوده . (انحلال شوروی سابق مثال خوبی برای این موضوع است ) در سیستم انسانی شوروی سابق ، جدای شکل سیاسی و حکومتی اش ، در سیستم سازی انسانی ای که صورت میگرفت ، شکل ایدئولوژیک آن موجب میشد تا سر شاخه های سیستم بتا به تعصبات عمیق خود نسبت به یافته هایشان و اطلاعات تدوین شده و محصور ، اجازه برخورد اطلاعات موجود را با سپهر اطلاعاتی خارج از فضای موجود را در دیگر سیستم های انسانی ندهند . از همین رو با روند رو به گسترش نقش اطلاعات در زندگی بشر و از سویی انباشته شدن انرژی پتانسیل اطلاعات در پشت دیوار های بسته شوروی سابق موجب فروریختن سیستم بسته انسانی ایشان گردید .


این شکل از سیستم های انسانی از نظر ماهوی ، شباهت بسیار زیادی به سیستم های دینی ای که حکومت را در اختیار خود دارند ، دارد . شاید بتوان چنین نتیجه ای را نیز برای حکومت های دینی بسته نیز، پیش بینی نمود . برای اینکه از بحث فاصله نگیریم ، بهتر است به مدلهای رو گسترش اطلاعاتی دنیای امروز بپردازیم . تکنولوژی رسانه ای با غیر توده ای کردن رسانه ها انسان را تحت تاثیر امواج قوی اطلاعات قرار داد و از همین رو انسان امروزی آموزه هایش از کانالهای مختلف رسانه ای الگو سازی میشود . دیگر کودک انسانی الگوهای اطلاعاتی خود را صرفا از مدرسه و کلیسا و خانواده نمیگیرد و به بیانی ساده تر، آنگونه که محیط بسته قبل از عصر فناوری اطلاعات وی را تربیت مینمود ، ساخته نمیشود . همه ما بارها و بارها این جمله را در برخورد با کودکان نسل امروزی بشر یا بکار برده ایم و یا شنیده ایم : ( بچه های حالا مثل قدیم نیستند ، خیلی با هوش تر شدن ) . این قبیل جملات محصول عدم شناخت ما از شرایط در حال تغییر سپهر اطلاعاتی است . کودکان امروز ما از لحظه تولد برای آرام کردنشان در مقابل رسانه ای مانند تلویزیون قرار میگیرند . انواع موسیقی را از بروز ترین تکنولوژی های صوتی میشنوند و ما غافل از اینکه نت به نت هر موسیقی پیامی برای ضمیر ناخود آگاه انسان به ارمغان دارد .


تصویر های موجود که به ظاهر برای کودک انسانی بنا به شرایط سنی اش ، به تصور ما بی معنی است ، تا 1ماهگی یک روز خاطره را به ثبت میرساند و تا پنج ماهگی به ترتیب روزهای به ثبت رسانی خاطرات رو به گسترش میرود.حال مقایسه کنید کودک متولد یکصد سال پیش را که در آغازین روزهای تولد به جز عمه و خاله و عمو و البته پدر بزرگ و مادر بزرگ را در کنار مادر و پدر خود تجربه نمینمود ، امروزه شاید چیزی فراتر از گفته های عادی و عامیانه خویشان نزدیک را در روز هایی که قابلیت ثبت خاطرات را دارد ، در ضمیر ناخودآگاه خویش میسپارد . کودک انسانی ، امروز در موجی از جوشش اطلاعات متولد میشود و از همان آغازین روزهای زندگی اش اطلاعات و فرکانسهای همگرا او را تحت تاثیر خود قرار میدهد و از همین روست که گاهی از کودکان خود در سنسن 2تا 5 سالگی واژگان و یا مفاهیمی را میشنویم که با کمال تعجب ابراز میکنیم که هیچگاه چنین وازگانی را با چنین بار معنایی عمیقی به او یاد نداده ایم !!! درست است ما بصورت متدیک و روشمند چیزی در این باره به وی نیاموخته ایم . اما آیا رسانه های غیر توده ای و یا حتی خود ما که افکار و اندیشه هایمان محصول میلیون ها الگوی رسانه ای و اطلاعاتی است ، نیز ، در نشر اطلاعات بیکار نشسته ایم ؟ و آیا کودک انسانی از این حجم سنگین اطلاعات بی بهره مانده است ؟


هرچه زمان به پیش میرود و هر چه هستی در جهات مختلف رو به گسترش میرود، حجم اطلاعات تولید شده به دلیل تجربیات رو به گسترش انسان و از آن مهمتر طبیعت و انتشار ناگزیر آن در سطح هستی ، موجب میشود تا انسان هایی که فردا صبح متولد میشوند با مقایسه با کودکان امروز صبح ، اولین روز میلاد خود را در فضایی آعاز کنند که حجم اطلاعات انتشار یافته در سطح هستی افزایش یافته است . از همین روست که تفاوت کودکان انسانی روز به روز بیشتر و حتی حساسیت آن وابسته به ثانیه ها میشود .  در هر لحظه تجربیاتی به وسعت تمام هستی در حال اتفاق است . حال تجسم کنید حجم اطلاعاتی که محصول تجربه ای به وسعت کل هستی است چه میزان است ؟!! طبیعتا چیزی به ابعاد تک تک اجزاء هستی . و وجود همین اصل در هستی برای فهمیدن دلیل تفاوت میان انسان های متولد شده در اکنون ، با کودکان متولد شده در ثاتیه بعدی کافیست . در معرفت شناسی کوانتومی ، حتی مفهوم نسل تغییر کرده و دیگر نسل به فاصله میان فرزند و والدینش خطاب نمیشود ، بلکه در این نوع جهان بینی نسل در انحصار ثانیه ها و حتی کوچکتتر ازآن در آمده .

 

میدانم که بحث بسیار سنگین و شاید کمی غیر متعارف بنظر برسد . اما چاره ای نیست و باید به نحوی با این معرفت شناسی ارتباط برقرار کرد . دنیای امروز ساختارش بر اساس معرفت شناسی کوانتومی طرح ریزی شده و به همین روال هم رو به گسترش است . تغییرات لحظه به لحظه ای که حتی ساکنین دور افتاده ترین روستاهای کشور خودمان هم آنرا حس میکنند ، محصول انفجار های اطلاعاتی است . البته همچون همیشه عادت کرده ایم تا تغییرات را از روی محصولات تکنیکال دنیای مدرن تجربه کنیم و متاسفانه متد ها برای ما معنا و ارزشی نداشته و ندارند.


شاید بتوان ما را مصرف کنندگان مودبی خواند که کاری به چگونگی بوجود آمدن محصولات دنیای اندیشه بشری نداریم و حتی به خود زحمت نمیدهیم تا این سوال را از خود بپرسیم : انسانهایی که امروز تمدن دنیا را در ابعاد تکنیکال و اندیشه ای رو به جلو میبرند ، زاییده چه نوع جهان بینی هستند !!!!!! آیا ایشان هم جهان را به گونه ای که ما تجربه میکنیم ، تجربه کرده اند ؟ آیا آنها نیز در همان سطحی که ما نگاه و اندیشه مان را نگه داشته ایم ، نگه داشته اند ؟ اگر پاسخ مثبت بدهیم باز این سوال پیش می آید که چرا در نتیجه تفاوت های فاحشی وجود دارد ؟      و اکنون ما مصرف کنندگان دنیای اندیشه بشری هستیم و دیگرانی تولید کنندگان دانش های نوین بشری ؟


شاید شنیدن این موضوع برایتان جالب باشد که سپهر اطلاعاتی آنچنان اهمیت و ارزشی را در تولید دانشهای بشری دارد که حتی سیاستمداران و گردانندگان جهان انسانی نیز از این سپهر بیش از هر چیزی بهره میگیرند . شاید تا کنون این مهم از ذهن هیچکدامتان خطور نکرده و حتی لحظه ای به آن نیندیشیده باشید که اینترنت و قابل دسترس نمودن آن برای جهانیان از چه رو اتفاق افتاد ؟


دلایل سطحی آن کمک به ارتباطات انسانی و تبادل اطلاعات با سرعت بالا در دهکده جهانی است . که البته هم چنین است . اما آیا جریان به همین جا خاتمه میابد ؟شاید چیزی را که میخواهم بیان کنم ذهن بسیاری را که وقت و بهایی برای اندیشیدن قائل هستند را کمی درگیر خود کند و آنها را در حیرتی ژرف فرو ببرد .اما باید بگویم این واقعیتی است اجتناب ناپذیر:

 

******اینترنت در ظاهر برای تبادل اطلاعات بین بشری بصورت همگانی شکل گرفت . اما میدانیم که قبل از همگانی شدن صرفا در اختیار سرویس های اطلاعاتی ارتش آمریکا بود و پنتاگون برای برقراری ارتباط با زیر مجموعه هایش از آن بهره میبرد . اما اندیشمندان و مانیفست نویسان سیاست جهانی برای کنترل اوضاع جهان ، این پدیده را در سطحی گسترده و همگانی در اختیار همگان قرار دادند و میدانیم که این وابستگی در همه ابعاد روز به روز نیز بیشتر میشود . به گونه ای که کم کم نامه نویسی سنتی رو به انقراض میرود و همه بصورت الکترونیکی نامه نگاری میکنند . بدین معنی که در هر نامه شما اطلاعاتی حاصل از تجربیات احساسی – اجتماعی – سیاسی – علمی و ...... دارید که اگر به روش سنتی در کاغذی مینوشتید تنها عده معدودی از جمله کارمندان اداره پست و یا پستچی محل ، آنهم به قصد و نظری خاص و یا از سر فضولی میتوانستند ، اطلاعات مکتوب شما را باز خوانی کنند .اما امروزه شما اطلاعات حاصل از تجربیات احساسی – اجتماعی – سیاسی – علمی – فرهنگی ......خود را که بیانگر ساختار اندیشه ای شماست و در علوم زیر شاخه معرفت شناسی کوانتومی ، با استفاده از همین جنس اطلاعات، حتی میتوان حرکت های بعدی شما را پیش بینی نمود، در نامه های الکترونیکی ای ثبت میکنید که دیگر تنها نامه رسان محله تان خطری برای افشا و یا باز خوانی آن بنظر نمی رسد .بلکه سازمانهای اطلاعاتی ای که در خدمت سیاستگذاران جهانی هستند نه از سر کنجکاوی و فضولی ، بلکه با اهدافی متفکرانه فحوای کلی نگارش های شما را علاقمندانه دنبال میکنند . البته این بدین معنی نیست که ایشان هر صبح قبل از شما خط به خط نامه هایتان را مطالعه میکنند بلکه همانگونه که گفته شد در نگاهی کلی به هرجامعه انسانی و سیستمهای مختلف بشری علایق – خواستها و نا خواستها – سیاستگذاری ها – باور ها و بسیاری از اموریکه در امر سیاست کلان جهانی بدرد خور هستند را مورد بررسی قرار میدهند . شاید باز هم جالب باشد که بگویم: وبلاگ نویسی قبل از هر چیز که عرصه ای برای ارایه یادداشتهای شخصی و یا تخصصی باشد ، مرجع بسیار مفیدی است برای سازمانهای اطلاعاتی دنیا تا ساختار های فکری رو به تغییر فرهنگها و کشور های مختلف را زیر نظر داشته باشند . برای آنها دانستن همین نوشته های ناچیزو ظاهرا بی ارزشی که از امور روزمزمان مینویسیم بسیار ارزشمند خواهد بود زمانی که با تکنیک متدولوژی اندیشه ( روش شناخت اندیشه *یکی از مدرن ترین دانش های بشری * ) با ان برخورد شود . میدانیم که در متدولوژی اندیشه واژگان نمایانگر ماهیت مغز تراوش کننده اش است . پس تصور کنید آن هنگامی را که شما بدانید در سر مردمان جهان چه میگذرد ؟ فکر میکنید کنترل آنها و یا تغییر جهت دادن های استراتژیک ایشان کار مشکلی خواهد بود ؟ !!!!!!!! این را به یقین بدانید ، انسانی که به لطف امواج تکنولوژی و سپهر اطلاعاتی روز به روز پیچیده تر میشود دیگر برای سر در آوردن از کارش نمیتوان به جاسوس هایی اکتفا نمود که با پرواز در فرودگاه کشوری مینشینند و اطلاعاتی را کسب میکنند . جاسوسان صرفا آنچه را در ظاهر اتفاق میفتد ، میبینند و گزارش میدهند . اما امروزه به لحلظ پیچیدگی رو به افزایش انسان ، بهتر است بدانیم در مغز مردمان هر جامعه چه میگذرد تا بتوانیم بدلی را آماده داشته باشیم . کاری که صاحبان بی تردید جهان به مدد تکنولوژی مدرن اطلاعاتی و دانشمندان متدولوژی اندیشه به سادگی هر چه تمام تر در حال انجام آن هستند . مرور فحوای کلی نوشته های هر جامعه انسانی در فضای مجازی اینترنت و جمع آوری واژگان کلیدی ای که با متدلوژی اندیشه ارزشمند میشوند ، این امکان را فراهم میکند تا بتوان متوجه شد که جهانیان در سلول های مغزی شان چه میگذرد ! چیزهایی که گاها خود ما از وجودش در مغزمان بی خبریم .این است گوشه ای از رهاورد های اطلاعاتی بشر . باز هم چون همیشه تاکید میکنم که با این مطالب بصورت ارزشی برخورد نکنید و صرفا بار توصیفی آن را مد نظر داشته یاشید و آنچه را که لایق به اندیشیدن میدانید در ذهن بپرورانید . هدف از ارایه این چند خط چیزی فراتر از این است که بخواهید در مورد خوب یا بد بودن این رهاوردها قضاوت کنید . کاری که متاسفانه همیشه دم دست تر از هر چیز دیگری بوده همین قضاوت در خصوص خوب و یا بد بودن امور است . اگر میخواهید دریافت های ناب تری برای کاربردی و کارکردی کردن این معرفت شناسی داشته باشید ، به فرا تر از خوب یا بد بودن بیندیشید و سعی به تصویر سازی مکانیسم این اپستومولوژی در ذهن خود داشته باشید.